کد خبر: ۳۱۷۳۰۵
تاریخ انتشار : ۰۷ شهريور ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۰

علایی: حرفی از رفع تحریم‌ها در مذاکرات نبود(خبر ویژه)

مدیرعامل یک صندوق دولتی می‌گوید: استراتژی مذاکراتی ما، قبل از جنگ به درستی تنظیم نشده بود. استراتژی مذاکراتی آمریکا «توافق یا بمباران» بود و ویتکاف برای وادار کردن ایران به پذیرش غنی‌سازی صفر، مذاکره می‌کرده است و حرفی از رفع تحریم‌ها در مذاکرات زده نشده است.
حسین علایی، مدیرعامل صندوق فولاد (زیرمجموعه وزارت رفاه و کار و تعاون) در گفت‌و‌گو با جماران اظهار کرد: ایران به دنبال آن بود تا از طریق مذاکرات و گفت‌و‌گوها، سطح تنش‌ها با ایالات‌متحده را کاهش دهد، ولی ترامپ با تشویق اسرائیل جهت شروع جنگ با ایران و نیز با بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران، سطح تنش‌ها را به اوج رسانید و مردم ایران را نسبت به نیت و اهداف آمریکا بسیار بدبین‌تر کرد. آمریکا نشان داد که به جز بهره‌گیری از زور عریان به چیز دیگری در روابط بین کشورها و معادلات جهانی فکر نمی‌کند. 
علایی همچنین گفته است:
- مهم‌ترین موضوع سیاست خارجی در دولت چهاردهم، موضوع هسته‌ای و تحریم‌های آمریکا علیه ایران بوده است. گرچه این دولت توانست مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا را شروع کند، اما درنهایت متأسفانه اسرائیل و آمریکا جنگ علیه ایران را بدون هیچ بهانه‌ای آغاز کردند و تمام تأسیسات هسته‌ای ایران را از بین بردند. فشارهای همه‌جانبه و تحریم‌های غیرقانونی هم ادامه یافت و تحریم‌های ظالمانه جدیدی هم علیه ایران اِعمال شد که همچنان رو به افزایش است. بنابراین، دستگاه دیپلماسی گرچه تلاش زیادی کرد و از هر نوع مذاکره‌ای استقبال نمود، ولی نتوانست جلوی جنگ و نیز تداوم تحریم‌ها را بگیرد و فرآیند اسنپ‌بک هم توسط اروپایی‌ها به جریان افتاد.
- به نظر می‌رسد که استراتژی وزارت‌خارجه در طی مذاکرات با آمریکا با توجه به واقعیات تنظیم نشده بوده است. وزارت امور خارجه در عمل نتوانسته به درستی و بموقع، دست آمریکا و نیت ترامپ را از مذاکرات بخواند. به نظر می‌رسد که از ابتدا ابتکار مذاکرات در اختیار آمریکا بوده و ویتکاف برای وادار کردن ایران به پذیرش غنی‌سازی صفر مذاکره می‌کرده است و حرفی از رفع تحریم‌ها در مذاکرات زده نشده است.
- آمریکا از موضع بالا و برای اِعمال زور وارد مذاکرات شده بود و ایران باید متناسب با استراتژی آمریکا و نقاط قوت و ضعف خودش و نیز منابع در اختیار، استراتژی مذاکره را تعیین می‌کرد تا بتواند در تله مذاکراتی آمریکا نیفتد.
- استراتژی مذاکراتی آمریکا «توافق یا بمباران» بود و اصلاً ترامپ به دنبال فرآیند مذاکره برای نیل به یک توافق «برنده- برنده» نبوده است، بلکه می‌خواسته تا یک نوع مذاکره «برنده- بازنده» را انجام دهد.
- آمریکا مذاکرات را به شکست کشاند و بدون توجه به تعیین وقت برای دور ششم مذاکرات، به اسرائیل اجازه داد تا جنگ را شروع کند. این در حالی بود که وزیر خارجه پس از هر دور مذاکره، گزارشی حاکی از سازنده بودن مذاکرات ارائه می‌داد و چنین حسی را ایجاد می‌کرد که مذاکرات در مسیر به نتیجه رسیدن، جلو می‌رود که بعداً معلوم شد این‌گونه نبوده است.
- ایران می‌تواند در مذاکرات جدید با آمریکا شرکت کند و پیشنهادی را بر مبنای پذیرش تعلیق غنی‌سازی در ازای رفع کامل تحریم‌ها و آزادسازی دارایی‌های ایران و نیز جبران خسارات جنگ، به آمریکا ارائه نماید تا ان‌شاءالله وضعیت تغییر کند. البته این پیشنهاد به مفهوم به نتیجه رسیدن آن نیست، زیرا ترامپ به دنبال تأمین نظرات اسرائیل است.

آن روز که رهبری گفت  به 3 کشور اروپایی اعتماد نکنید


رهبر حکیم انقلاب، پس از خروج آمریکا از برجام، رفتار خباثت‌آلود طرف اروپایی را پیش‌بینی کردند و این در حالی بود که برخی مدیران وقت ادعا می‌کردند می‌توانند توافق را با اروپا ادامه دهند.
ایشان ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹ در دانشگاه فرهنگیان گفتند:
«شنیدید، رئیس‌جمهور آمریکا حرف‌های سخیف و سبُکی زد... کسانی از معاریف این کشور و مسئولان سطح بالا که به بنده مراجعه می‌کردند و می‌گفتند «شما چه اصراری دارید که روی این مسئله‌ هسته‌ای می‌ایستید؟ چه اصراری دارید؟ خب آمریکایی‌ها بهانه‌گیری می‌کنند، بدجنسی می‌کنند، خباثت می‌کنند؛ بگذارید کنار، خودمان را راحت کنیم»؛ این را به من می‌گفتند. البتّه این حرف غلط بود چون مسئله‌ هسته‌ای، نیاز کشور است؛ این را من بارها گفته‌ام؛ ما تا چند سال دیگر احتیاج داریم بیست هزار مگاوات برق هسته‌ای داشته باشیم؛ این محاسبه‌ مسئولان کشور است؛ نیاز به این داریم؛ خب از کجا [بیاوریم]؟ این نفت ابدی که نیست؛ آن روزی که این نفت در اختیار نبود یا با این شدّت و فراوانی نبود، آن‌وقت ما باید تازه شروع کنیم به دنبال انرژی هسته‌ای و امکانات هسته‌ای؟ نسل‌های آن روز، لعنت نخواهند کرد که آن وقتی که شما باید شروع می‌کردید، شروع نکردید؟
حالا گیرم احتیاج نداشتیم؛ بنده به آنها می‌گفتم مسئله‌ ایرادگیری آمریکا و تحریم‌هایی که اعمال می‌کنند و دشمنی‌ای که می‌کنند، مربوط به انرژی هسته‌ای نیست، این بهانه است؛ این را اگر گذاشتیم کنار، یک بهانه‌ دیگر پیدا می‌کنند. می‌گفتند «نه آقا این‌جوری نیست»؛ حالا ملاحظه کردید که این‌جوری است. مسئله‌ انرژی هسته‌ای را ما در برجام به شکلی که مخالفین ما می‌خواستند، قبول کردیم امّا دشمنی‌ها تمام نشد...
...امّا راجع به برجام؛ خب، بنده از روز اوّل بارها و بارها گفتم به آمریکا اعتماد نکنید! هم در جلسات خصوصی این را گفتم، هم در جلسات عمومیِ مردمی گفتم؛ در جلسات خصوصی بیشتر هم این را گفتم؛ گفتم به اینها اعتماد نکنید؛ اگر می‌خواهید قرارداد ببندید، تضمین‌های لازم را فراهم بکنید، بعد صحبت کنید، بعد قرارداد ببندید، بعد امضا کنید؛ به حرفِ اینها اعتماد نکنید. یکی از چیزهایی که بنده آن‌وقت، بخصوص روی آن تصریح کرده بودم این بود که گفتم ما این قرارداد را قبول می‌کنیم به این شروط- چند شرط بود- یکی از شرط‌ها این بود که گفتیم رئیس‌جمهورِ وقتِ آمریکا بنویسد و امضا کند که تحریم‌ها برداشته شد؛ این جزو شرایط ما بود، خب، مسئولین محترم زحمت کشیدند، تلاش کردند، عرق ریختند، [ولی] نتوانستند و این نشد و نتیجه‌اش این است که دارید مشاهده می‌کنید: دو سال، دو سال‌ونیم گذشته، ما به همه‌ تعهّدات عمل کرده‌ایم، این مردک می‌آید بیرون و می‌گوید که من قبول ندارم و خارج می‌شوم.
حالا گفته می‌شود که برجام را می‌خواهیم با این سه کشور اروپایی ادامه بدهیم؛ من به این سه کشور هم اعتماد ندارم. من می‌گویم به اینها هم اعتماد نکنید؛ [اگر] می‌خواهید قرارداد بگذارید، تضمین به دست بیاورید- تضمین واقعی، تضمین عملی- وَالّا فردا اینها هم همان کاری را خواهند کرد که آمریکا کرد، [امّا] به یک شیوه‌ دیگر. روش‌های سیاسی و دیپلماسی، روش‌های ویژه‌ای است؛ گاهی لبخند می‌زنند و در حال لبخند، خنجر را تا دسته در سینه انسان فرو می‌کنند؛ دیپلماسی این است دیگر؛ با اخلاق خوش، با تعریف و تمجید که «بله شما خیلی خوبید، شما آقایید، ما می‌دانیم شما قرارداد را به هم نمی‌زنید،»! اگر چنانچه توانستید تضمین از آنها بگیرید به‌طوری که بشود اعتماد کرد، خب اشکالی ندارد، حرکتتان را ادامه بدهید؛ اگر نتوانید چنین تضمین قطعی‌ای را بگیرید- که بنده هم بسیار بعید می‌دانم که بتوانید تضمین بگیرید- آن‌وقت دیگر نمی‌شود این‌جوری حرکت کرد و این‌جوری ادامه داد. برای تأمین منافع، به حرفِ فلان رئیس و فلان نخست‌وزیر و فلان صدراعظم اعتماد نکنید؛ حرف اینها اعتباری ندارد؛ امروز یک چیزی می‌گویند، فردا یک‌جور دیگری عمل می‌کنند؛ هیچ رودربایستی هم ندارند، خجالت هم اصلاً نمی‌کشند. متأسّفانه در عالم دیپلماسی چیزی که وجود ندارد اخلاق انسانی است؛ بخصوص این غربی‌ها، اروپایی‌ها که هیچ اصلاً اخلاق را در ارتباطات گوناگون دیپلماسی و امثال اینها، بو نکرده‌اند؛ فقط صرفاً بر طبق منافع خودشان فکر می‌کنند و حرکت می‌کنند و نقشه می‌کشند. با اینها باید با دقّت رفتار کرد.»