کد خبر: ۳۱۷۳۰۳
تاریخ انتشار : ۰۷ شهريور ۱۴۰۴ - ۲۱:۵۹

خیانت مکانیسم ماشه چگونه طراحی و اجرا شد؟(خبر ویژه)

چه شد از وعده توخالی آقای روحانی درباره لغو یک‌جا و برگشت‌ناپذیر تحریم‌های مالی و اقتصادی و بانکی، به استفاده اروپا‌(پایمال‌کننده توافق) از مکانیسم ماشه علیه ایران رسیدیم؟!
۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۳، همزمان با انتشار برخی گزارش‌های نگران‌کننده از محتوای مذاکرات، گروهی از کارشناسان در نشستی با عنوان «دلواپسیم»، به نقد ابعاد مختلف روند مذاکرات پرداختند. اما دولت روحانی و حامیان آن، به جای استقبال از نقد صاحب‌نظران، واژه «دلواپسان» را تبدیل به حربه‌ای برای توهین و تمسخر، ساکت نمودن کارشناسان، و دوقطبی‌سازی جامعه کردند!
روحانی در حالی که در کنار ظریف، سرگرم مغازله با طرف اروپایی بود و اروپایی‌ها را نگران اشتغال جوانان ایرانی معرفی می‌کرد(!) منتقدان را مورد توهین قرار می‌داد؛ چنان که گفت: «یک عده به ظاهر شعار می‌دهند ولی بزدل سیاسی هستند و تا حرف مذاکره پیش می‌آید می‌گویند ما می‌لرزیم. به جهنم؛ بروید یک جای گرم برای خود پیدا کنید. خداوند شما را ترسو و لرزان آفریده است. ما چکار کنیم؟»
کمیسیون ویژه بررسی برجام پس از ۴۴ روز بررسی، بیش از ۴۰ ایراد حقوقی، فنی، اقتصادی، امنیتی، اجرائی، تضمینی مهم را در متن توافق فهرست کرد که نشان می‌داد توافق به شکل فعلی، به زیان ایران پیش خواهد رفت. در گزارش کمیسیون از جمله آمده بود: «مکانیسم‌های داوری مندرج در قطعنامه 2231 و بندهای 36 و 37 برجام به طور کاملاً واضح و عامدانه بر ضد ایران تنظیم شده و عملاً برای ایران غیرقابل مراجعه است. ایران در هیچ مراجعه‌ای به این مکانیسم‌ها برنده نخواهد بود و عملاً نمی‌تواند به هیچ نقض کلی یا جزئی از سوی 1+5 به نحوی واکنش نشان بدهد که منجر به برهم خوردن توافق نشود.... توافق برجام هیچ‌گونه ضمانت اجرائی حقوقی و قانونی به جز قطعنامه غیرالزام‌آور 2231 شورای امنیت ندارد و هر یک از اطراف توافق در هر زمان که اراده کند می‌تواند اجرای آن را متوقف ساخته و تحریم‌ها علیه ایران را بازگرداند. این معادله برای ایران مخاطره‌آمیز ارزیابی می‌شود».
اما نمایندگان آن روز مجلس، تحت فشار فضاسازی سنگین دولت روحانی‌(و برخلاف هشدارهای کمیسیون ویژه خود در زمینه بررسی برجام)، رای به تصویب بی‌کم و کاست برجام دادند! اگر مرحوم علی‌اصغر زارعی، فرمانده و جانباز دفاع مقدس، در روز تصویب برجام فریاد زد و ‌گریه کرد و کارش به اورژانس کشید، در مجلس بعدی، نمایندگانی بودند که با حرص و ولع، برای عکس یادگاری گرفتن با خانم موگرینی‌(مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا) سر و دست می‌شکستند!
دو سال طول کشید تا آقای ظریف تحت فشار افکار عمومی و پوچ درآمدن وعده‌های همین خانم موگرینی بگوید: «اروپا شرافت خود را در برجام فروخت». ظریف همچنین با هفت سال تاخیر، اخیرا گفت: «اشتباه می‌کردیم که از اروپا توقع داشتيم اینستکس راه بیندازد». این در حالی بود که روحانی، زمان خروج آمریکا از برجام گفته بود: «شرّ مزاحم برجام کم شد»!
حتی پس از خروج آمریکا از توافق، حرف‌های مهمل و فریبکارانه موگرینی، تیتر اصلی شیدایان و بزک‌کنندگان برجام می‌شد، بی‌آنکه به بی‌شرافتی اروپا بپردازند: «در برجام می‌مانیم»، «اروپا کنار ایران»، «هر چه تهران بگوید» و «اروپا علیه آمریکا»!!
آقای روحانی، به تعبیر موگرینی تضمین داده بود که حتی در صورت خروج آمریکا، به شکل یکطرفه در توافق بماند. روحانی تازه با یک سال تاخیر گفت: «اینستکس (وعده پسا برجامی اروپا) به هیچ دردی نمی‌خورد» اما تا سه سال، انجام یکطرفه تعهدات را با وجود عهدشکنی و دغل‌بازی اروپا ادامه داد.
 برجام، طوری تدوین شده بود که اگر هیچ سودی به ایران نمی‌رساند، ظرفیت همیشگی تهدید را در پوشش مکانیسم ماشه، با خود حمل کند. به همین علت، هر چند از روز اول از سوی طرف‌های غربی نقض و پایمال‌(عملا ابطال) شد، اما این ظرفیت را در متن خود داشت که تحت عنوان مکانیسم ماشه، به تهدید ایران در بازگرداندن قطعنامه‌های تحریکی شورای امنیت بپردازد.
جریان غربگرا هر چند مدعی بود با مذاکره و توافق می‌خواهد تحریم‌ها را لغو کند، اما واقعیت این بود که سخت‌ترین قطعنامه یعنی 1929 برای حمایت از فتنه‌(شکست خورده) سبز، یک سال از انتخابات 1388 بود.
درباره نقش منحصر به فرد برخی سران فتنه در اعمال تحریم‌های سنگین علیه ایران، باید گزارش روزنامه لس ‌آنجلس تایمز در تاریخ ۲۸ مهر ۱۳۸۸ را مورد توجه قرار داد، آنجا که جان ‌هانا مقام آمریکایی گفته بود: «مطمئناً پیامی که از گردهمایی اخیر فعالان اپوزیسیون ایران- که در میان آنها بعضی شخصیت‌های نزدیک به رهبری جنبش سبز حضور داشتند- شنیدم، این بود که تحریم باید اعمال شود و باید هرچه شدید‌‌تر باشد؛ تحریم ضعیف و یا تدریجی، فقط به رژیم امکان می‌دهد که خودش را تطبیق دهد. آنها گفتند تحریم برای اینکه مؤثر باشد، باید به صورت شوک‌ وارد شود که فلج کند و نه به صورت واکسن».
این روزنامه همچنین، ۱۰ مهر ۱۳۸۸: «برخلاف غرور ملی ایرانی‌ها، اپوزیسیون و جنبش سبز از فشار غرب راضی است. یکی از مخالفان می‌گوید افشای وجود یک نیروگاه هسته‌ای جدید، بر فشارها خواهد افزود و همین موجبات رضایت جنبش سبز را فراهم می‌کند. اما اغلب ایرانی‌ها مخالف سازش بر سر برنامه هسته‌ای هستند؛ این یک حس ملی است که حتی قبل از انقلاب هم وجود داشته است.»