کد خبر: ۳۱۷۲۹۲
تاریخ انتشار : ۰۷ شهريور ۱۴۰۴ - ۲۱:۵۳
به یاد معلم شهید حجت‌الاسلام دکتر محمدجواد باهنر

این‌گونه نسل انقلاب پرورش یافت

دفتر پژوهش‌های مؤسسه کیهان 
«... اگر چنان‌که ما یک خدمت ناقابل به انقلاب اسلامی سراغ داشته باشیم، (قبل از پیروزی انقلاب) نوشتن کتاب‌های تعلیمات دینی است. اگر شما بدانید که برای نوشتن هر یک از این کتاب‌ها چه فشارها و چه جنجال‌ها و بازی‌ها داشتیم با ساواک که این‌ها مرتب می‌گفتند آقا این تکه‌اش را بزن‌، آن قطعه‌اش را ببرید. خود تاریخچه این که ما این چند سال با چه زحماتی‌، این کتاب‌ها را بیرون می‌دادیم‌، مفصل است تا توانستیم این کتاب‌ها را بیاوریم...»1
این جملات بخشی از صحبت‌های حجت‌الاسلام دکتر محمدجواد باهنر درباره حرکت عظیمی است که برخی از روحانیون انقلابی پیرو حضرت امام خمینی رحمه‌الله‌علیه در سال‌های اوایل دهه 50 برای تربیت نسل جدید انقلاب آغاز کرده و به انجام رساندند.
همه آنهائی که در آن سال‌ها دانش‌آموز دوره راهنمایی و یا دبیرستان بودند‌، حتماً به خاطر دارند که آن کتاب‌های تعلیمات دینی‌، چه شور و نشاطی در میان بچه‌های مدرسه‌ای و دبیرستانی ایجاد کرد و در آن محیط خفقان شاهنشاهی‌، چه فضای پر انگیزه‌ای از بحث و تبادل افکار دینی به وجود آورده بود. 
اغلب دانش‌آموزان نوجوان و جوان، آنچه را در آن کتاب‌ها می‌خواندند اساساً با آموزه‌های قبلی خود، بیگانه و غریب و البته نو و تازه می‌دیدند و در واقع آنچه از یک دین کامل مانند اسلام انتظار داشتند و تا آن زمان از آنها پنهان شده بود را مشاهده می‌کردند. اصول و احکامی مانند مبارزه با ظلم و برقراری عدل و آزادی و حکومت اسلامی و جهاد و عدالت اقتصادی و... همه آن موضوعاتی بود که جوان و نوجوان مسلمان آن روزها می‌طلبید‌، ولی در اسلامی که رژیم شاه اشاعه می‌داد‌، نمی‌یافت اما در آن کتاب‌ها‌، بارقه‌های امیدوار‌کننده‌ای از آن تفکرات پرشور انقلابی را مشاهده می‌کرد.
دانش‌آموزانی که برای انقلاب تربیت شدند
همین آموزش پنهان نوجوانان و جوانان در دوره‌های راهنمایی و دبیرستان طی سال‌های اولیه دهه 50 باعث شد که آنها هرچه بیشتر برای سال‌های اوج‌گیری نهضت امام در سال 1356 آمادگی ذهنی و عملی پیدا کنند. چنان که دو سه سال بعد‌، وقتی امام و یاران ایشان و روحانیون انقلابی در سخنرانی‌ها و مساجد و کانون‌های مبارزه و اعلامیه و بیانیه‌ها‌، به بازگویی آرمان‌ها و اهداف نهضت اسلامی پرداختند‌، دیگر برای ذهن نوجوان و جوان پرورش‌یافته با کتاب‌های تعلیمات دینی یادشده‌، مطالب غریب و ناآشنایی به شمار نمی‌آمدند. 
دکتر باهنر درباره این کتاب‌ها گفته است:
«... در این کتاب‌ها که بگردید می‌بینید که چقدر بحث جهاد و نهضت و مبارزه و مسئله ائمه هست‌، بنابراین ما این کتاب‌ها را با نقشه بسیار دقیقی تهیه می‌کردیم و تمام نیروهای‌مان را هم بسیج می‌کردیم که بتوانیم آن کتاب را بنویسیم و اتفاقاً معلمین انقلابی ما در مدارس می‌گفتند که ما می‌خواهیم حرف‌هایمان را در مدرسه بزنیم (در زمان انقلاب) اما بهانه‌ای نداریم. ولی این کتاب‌های تعلیمات دینی در دست ما گذاشته می‌شود و براساس آن تدریس خودمان را می‌کنیم. فی‌المثل شما در کتاب نوشته‌اید توحید یعنی نفی همه طاغوت‌ها و قدرت‌های استبدادی و خودکامگی‌ها‌، توحید یعنی مبارزه با ابر قدرت‌ها و... این معلم می‌گفت به مجرد این که ما کتاب را باز می‌کردیم زمینه بحث را نیز می‌یافتیم و شروع به تدریس می‌کردیم و هرچه می‌خواستیم می‌گفتیم...»
 آیت‌الله محمدعلی موحدی کرمانی درباره این حرکت انقلابی و عمیق دکتر باهنر اظهار داشته است:
«... ایشان مسائل انقلاب و اسلام را که در آن زمان کسی جرأت نمی‌کرد، آن را صریحاً برای مردم بیان کند از طریق کتاب‌ها به مدارس کشاند و به دست دانشجویان و جوانان رساند و این انقلابی که در مدارس شد و این تظاهرات که بچه‌ها به راه‌انداختند، قطعاً ریشه‌های اصلی را باید در خدمات شهید باهنر جست...»
جملات انقلابی دکتر باهنر در کتب مدرسه‌ها
«فداکاری یک پیکارگر با هدف را که با همه رنج‌ها و خطرها، دست و پنجه نرم می‌کند و اوج پیروزی خود را در جانبازی برای درهم شکستن زنجیرها و نجات یک ملت می‌داند، چه می‌نامید؟...»2
«سقوط ظلم‌، خود به خود و بدون دخالت عوامل انسانی و تحرک ایدئولوژیک نخواهد بود. باید آگاهی مردم بالا رود و مکتبی راهگشا، فکرها را روشن سازد و نیروهای خفته را بیدار سازد و برنامه و راه نشان دهد...»
«این نهضت مردمی/ الهی وقتی می‌تواند پیروز شود و نظام‌های فاسد را دگرگون کند و تاریخ بسازد که گروهی پیشتاز را بر بنیان مکتب بسازد و سپس با هدایت و بیداری عمومی، «ناس» را انقلابی تربیت کند و آماده بسیج نماید...»
«جهاد و درگیری‌های شدید از مهم‌ترین عوامل دگرگونی‌های تاریخ است. وقتی کارزار با هدف‌های آزادی‌بخش و ضدظلم و طغیان و بی‌عدالتی وارد میدان شود، حرکت تکاملی جامعه روند تازه‌ای پیدا می‌کند و به اصطلاح قرآن «فوز عظیم»، «اجر عظیم» و «نجات» به دنبال خواهد داشت و فتح و پیروزی نصیب خواهد کرد...»
«انجام وظیفه خطیر امر به معروف و نهی از منکر ایجاب می‌کند که همه مردم دست به دست هم دهند و یک سازمان اجتماعی آگاه و توانا به وجود آورند که از آگاهی و قدرت کافی برای انجام این وظیفه از جانب مردم برخوردار باشد. در جامعه ایدئولوژیک به سازمانی که از جانب خلق عهده‌دار این وظیفه گردد‌، «حکومت» می‌گویند...»
اگر منبع این جملات را ندانیم، شاید تصور کنیم مربوط به اعلامیه‌های انقلابی یا سخنرانی‌های روشنگرانه روحانیون یا از درون کتاب‌های ممنوعه دوران قبل از انقلاب بیرون آمده است. در حالی که این جملات از همان کتاب‌های تعلیمات دینی دوران راهنمایی و دبیرستان سال‌های اوایل دهه 1350 و در اوج دیکتاتوری و اختناق رژیم ستم‌شاهی مثال آورده شده‌، در حالی که بسیاری از کتاب‌های حاوی مشابه این‌گونه جملات، توقیف شده و یا اجازه انتشار نیافته و نویسندگان آن در زندان و تبعید بوده و خوانندگان آن دستگیر و محاکمه می‌شدند و به زندان می‌رفتند.  
نویسندگان آن کتاب‌های تعلیمات دینی، حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر محمدجواد باهنر و آیت‌الله دکتر سیدمحمد بهشتی بودند که در نهایت هوشمندی و درایت، همه ‌اندیشه‌ها و باورهای اصیل اسلامی و احکام انقلابی آن را که سال‌ها توسط رژیم شاه و اربابان آمریکایی‌اش سانسور و از جامعه و کتاب‌ها حذف گردیده بود‌، با زبانی ساده فهم برای نوجوانان و جوانان این سرزمین به کتاب‌های درسی وارد ساختند، بدون آنکه حساسیت‌برانگیز شده و کارشناسان ساواک را حساس و تحریک نماید.  
قرآن و دین در صحنه اجتماع
در آن سال‌هایی که قرآن را به سر طاقچه‌ها و قبرستان‌ها تبعید کرده و اسلام را در احکام طهارت خلاصه نموده بودند‌، دکتر باهنر و دکتر بهشتی در آن کتاب‌های تعلیمات دینی‌، علاوه‌بر بیان ریشه‌ها و اصول ‌اندیشه‌های توحیدی و اسلامی‌، همه آنچه به عنوان اجتماعیات و احکام مورد لزوم جامعه اسلامی در سیاست و اقتصاد و فرهنگ و دفاع و... مقرر شده را به طور کامل گنجاندند؛ مسائلی مانند امر به معروف و نهی از منکر، جهاد، حکومت، ولایت، عدالت اقتصادی، جهانی‌بودن نهضت اسلامی، حاکمیت مستضعفین، دست انتقام الهی از آستین مردم، طریق مقابله با حاکمیت ظلم و زور، نظام عادل اجتماعی، ولایت اسلامی و... که فقط در مقالات و کتب و سخنرانی‌های انقلابی دیده و شنیده می‌شد و خوانندگان و گویندگان و شنوندگانش، همواره در معرض دستگیری و شکنجه و زندان قرار داشتند.
مباحثی که برخی مستقیماً از سخنرانی‌ها و درس‌ها و کتاب‌های حضرت امام (مثل کتاب «ولایت فقیه» یا درس‌های اخلاق ایشان) و کتب دیگر روحانیون مبارز و انقلابی به مباحث درسی دوره راهنمایی و دبیرستان راه یافته بود.  
ساواک دیر متوجه شد
موقعیت تهیه و تدوین و انتشار این کتاب‌ها، پس از بازگشت دکتر بهشتی در سال 1349 به ایران فراهم آمد. در آستانه تغییر و تحول در آموزش و پرورش و به وجود آمدن دوره 3 ساله راهنمایی از سال تحصیلی 51- 1350 و همچنین دوره 4 ساله دبیرستان‌، این دوره‌های جدید‌، مباحث متفاوت و تازه‌ای را با شیوه‌ای نو وارد کتب درسی از جمله تعلیمات دینی کرد. 
در دفتر تحقیقات و برنامه‌ریزی وزارت آموزش و پرورش، حجت‌الاسلام سیدرضا برقعی از دوست قدیمی‌اش‌، دکتر بهشتی که به تازگی از خارج کشور به ایران بازگشته بود‌، تقاضا کرد این مهم را برعهده بگیرد. دکتر بهشتی در همراهی این وظیفه خطیر کسی جز دکتر باهنر نمی‌شناخت. از همین‌روی وظیفه اصلی تهیه و تدوین مباحث را به دکتر باهنر واگذار نمود و خود که اشتغالات بسیاری داشت‌، به عنوان همکار اصلی در کنار باهنر قرار گرفت و افراد دیگری همچون خود سیدرضا برقعی و علی گلزاده غفوری نیز با او همراه شدند. 
حدود 40 کتاب و جزوه برای دوره‌های مختلف تحصیلی تهیه و تدوین شد. کتاب‌ها و جزواتی که بعضاً در برخی از حوزه‌های مبارزاتی مخفی هم به عنوان جزوات آموزشی تدریس می‌شد.
اما کارشناسان ساواک خیلی دیر متوجه وجود تفکرات و ‌اندیشه‌های اسلام انقلابی در کتاب‌های تعلیمات دینی شدند. در سال‌های 56 -1355 بود که به تدریج، مزدوران ساواک به این مسئله حساس شده و متوجه غفلت خود از برنامه‌های آموزش تعلیمات دینی گردیدند و به همین جهت، مانع ادامه انتشار کتاب‌ها شده‌، همه آنها را برای بررسی‌، تجدید‌نظر و سانسور به مراکز وابسته به ساواک ارسال کردند.3 
با اثبات انقلابی‌بودن محتوای کتاب‌ها برای ساواک و بررسی‌های دقیق، در اولین اقدام، حدود 60درصد مطالبی که در کتاب‌های تعلیمات دینی اول و دوم راهنمایی درج شده بود، علامت‌گذاری و دستور به حذف آن مطالب داده شد. اما آنها اثر خود را گذارده بوده و نسلی را تربیت کردند که در سال‌های 57 -1356 از ارکان نهضت امام و تظاهرات و راهپیمایی‌ها و اعتصابات شد.
 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- شهید دکتر محمدجواد باهنر، الگوی هنر و مقاومت- واحد فرهنگی بنیاد شهید- تهران- 1362- صفحه 200 
 2- شناخت اسلام- شهید آیت‌الله دکتر بهشتی و حجت‌الاسلام دکتر محمد‌جواد باهنر- بنیاد نشر آثار و اندیشه‌های شهید آیت‌الله دکتر بهشتی- تهران- 1386
 3- شهید دکتر محمد‌جواد باهنر- پیشتازان شهادت در انقلاب سوم- دفتر انتشارات اسلامی- قم- 1361- صفحه 51