همکاری ترکیه و اسرائیل ابـزاری برای آمریکـا در تهدید امنیـت منطقه
کتاب «ترکیه و اسرائیل؛ دو ستون جدید منطقهای» نوشته دکتر حمیدرضا ملکمحمدی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، به بررسی ارتباط راهبردی میان ترکیه و رژیم صهیونیستی میپردازد که در نظم نوین جهانی، به عنوان ابزاری برای گسترش نفوذ آمریکا در منطقه تحلیل میشود. این کتاب اگرچه قریب به دو دهه پیش نوشته شده است، اما بررسی آن نشان میدهد که بسیاری از دیدگاهها و تحلیلهای آن، با تحولات امروز منطقه همچنان همراستا و قابل تأملاند. در این کتاب نخست زمینههای سیاسی- اقتصادی این ارتباط تحلیل میشود و سپس پیامدهای آن برای کشورهای منطقه مورد واکاوی قرار میگیرد، سرانجام به ارائه راهکارهایی برای شرایط مشابه در حوزه روابط بینالملل پرداخته میشود.
نویسنده ابتدا تبیین میکند که وجود گسترش جریان اسلامخواهی و گسترش نفوذ ایران در منطقه سبب تهدید منافع آمریکا شده است. در این میان ایالاتمتحده نیازمند عامل یا عواملی است تا ضمن درگیرکردن آنها در مسائل منطقهای به شکلی جدیتر، حفاظت منافع استراتژیک خود را تضمین نماید. این عامل یا عوامل افزون بر دارا بودن ویژگیهای خاص که آنها را در مقایسه با عوامل دیگر، برتر جلوه میدهد باید خود نیز در ایفای نقش فعالتر در منطقه، دارای منافع باشند تا از همکاری و تعامل، منافع جمعی حاصل آید. جستوجو برای یافتن ویژگیهای اقتدارآفرین و امتیازآور کشورهای منطقه، اسرائیل و ترکیه را به عنوان مناسبترین انتخاب جلوهگر میسازد و از آنها دو ستون قابل اعتماد برای سیاستهای منطقهای ایالاتمتحده به وجود میآورد. در بحث از موقعیت جغرافیایی، انتخابهای دیگری مانند عربستانسعودی و مصر نیز که قادرند از موقعیت مشابهی برخوردار باشند ممکن است مطرح گردد اما زمانی که مؤلفههایی همچون لجستیک و دفاع از نیروهای خارجی حاضر در پایگاههای نظامی در نظر گرفته میشود، ضعف این گزینهها آشکار میگردد. مشابهت فراوان سیستمهای مورد استفاده آمریکا و اسرائیل، بالا بودن ضریب توانایی در زمینه تعمیر و نگهداری تجهیزات در ارتش اسرائیل و نبود توانایی مشابه در میان کشورهای عربی دوست آمریکا، برتری اسرائیل را به نمایش میگذارد.
ترکیه و رژیم صهیونیستی در منطقهای هستند که بخش مهمی از آن را دولتهای عربی تشکیل میدهند؛ بنابراین هر دو پس از تأسیس نگران از همکاری بینالعربی بودند و در سیاستخارجی خود برخورد جداگانه با تکتک کشورهای عربی را ترجیح دادهاند، هردو از ابتدا با سوریه مشکل داشتند و در معرض آثار ناشی از بنیادگرایی اسلامی قرار دارند.
منافع غیرقابل چشمپوشی اسرائیل و ترکیه در منطقه که به تنهائی از عهده تأمین آن بر نمیآیند در کنار تمایل ایالاتمتحده به تنظیم روابط منطقهای در راستای منافع این کشور ممکن است دست در دست یکدیگر دهد و به پیریزی یک نظام دو ستونی منجر
شود.
ارتباط ترکیه و اسرائیل از گذشته تا به حال با وجود مناقشاتی که وجود دارد، بهرغم عادیخواندن آن از سوی سیاستگذاران دو طرف، به هیچ روی پدیده عادیای تلقی نمیشود بلکه نشانهای بارز از یک گسترشگرایی دو جانبه منطقهای به حساب میآید که در آینده اثرات آن در سطح منطقه ظاهر خواهد شد.
چرا ترکیه؟
سپس نویسنده به بررسی موقعیت راهبردی کشور ترکیه میپردازد. او معتقد است که ترکیه از جایگاهی ژئوپلیتیکی برخوردار است، چرا که به عنوان پلی میان اروپا و آسیا شناخته میشود. این کشور در مرزهای آسیای میانه از یکسو و اروپایشرقی از سوی دیگر قرار گرفته، که همین امر آن را به حلقه پیوندی میان دو قاره بدل کرده است. علاوهبر این، نزدیکی ترکیه به مناطق نفتخیز خاورمیانه و برخورداری از منابع آبی مهم- در همسایگی کشورهایی که از کمبود آب رنج میبرند- موقعیت این کشور را حساستر و راهبردیتر کرده است.
از طرفی تشکیلشدن دولت اسرائیل در میان دریایی از دشمنان چهره دیگری در این سرزمین ساخت. اگرچه اسرائیل همواره در جنگ قرار نداشت اما حقیقت زندگی بهگونهای ترسیم شده است که هر لحظه باید منتظر یک رخداد جنگی بود. داشتن مرزهای امن، محور اصلی سیاست خارجی اسرائیل را تشکیل میدهد. بنابراین نویسنده تاکید میکند هر تحلیلی درباره اسرائیل و روابط این کشور، بدون در نظر گرفتن فرضیه محورین حفظ امنیت، تحلیلی ناقص و ناکارآمد خواهد بود.
میشود گفت که اسرائیل بقا و امنیت خویش را بر پایه شش رکن استوار ساخته است که در میان آنها افزایش روابط دوستانه با سایر دول ارتباطی نزدیکتر با سیاست خارجی اسرائیل پیدا میکند. امنیت ملی اسرائیل در غالب اصول چهارگانه هم پیمانی با قدرتهای بزرگ بهویژه ایالاتمتحده، تسلط بر منطقه، حفظ برتری نظامی بر سایر کشورهای منطقهای و بازدارندگی پیشگیرانه شامل پیشدستی در وارد آوردن ضربه اول، در دست گرفتن ابتکار عمل و ابتکار صحنه جنگ به سرزمین دیگران را در بر میگیرد.
اگرچه بیش از ۹۹/۵ درصد از جمعیت ترکیه را مسلمانان تشکیل میدهند اما گرایشهای لائیک دولت در این کشور و اقتدار ارتش و تفکرات لائیکی در اصول نظامی- سیاسی آنان، فرصتی مغتنم را در اختیار اسرائیل قرار میدهد تا با نزدیکی به ترکیه و با استفاده از توان بالقوه جمعیتی این کشور، از میزان ضعفهای خویش در حوزه امنیت بکاهد.
در این حال، طرفداران رابطه با اسرائیل اگرچه با توسعه روابط دوستانه با دولتهای عرب مخالفت نمیورزیدند اما بر این باور بودند که اعراب دیدگاه دوستانهای در قبال ترکیه ندارند. سیاستگذاران ترکیه نتیجه گرفتهاند که امنیت ترکیه از ناحیه اعراب در معرض تهدید است و گسترش روابط حسنه با اسرائیل یعنی دشمن اعراب که در وضعیتی مشابه ترکیه قرار دارد تا حدودی الزامی میباشد.
چرا اسرائیل مشتاق ارتباط با ترکیه است؟
اسرائیل هم به دلیل دیدگاه تاریخی تساهلآمیز امپراطوری عثمانی درقبال یهودیان و هم غیرعرب بودن ترکیه که در محیط پیرامونی دنیای عرب قرار گرفته و از سوی آنان نیز تهدید میشود، ترکیه را کلید حل بسیاری از مشکلات خود میداند. علاوه بر نیاز رژیم صهیونیستی به متحدان قوی در منطقه، مشکلات جمعیتی و کمبود آب باعث اشتیاق بیشتر این رژیم در ارتباط با ترکیه میشود.
نزدیک شدن به ترکیه و همگرایی با این کشور که آب از نقاط قوت آن بهشمار میرود و دارای مازاد آن نیز هست و دنیای پرنفت امروز را در مقابل دنیای کمآب فردا با صبری حسابگرانه به انتظار گذار نشسته است، میتواند اسرائیل را از ابزاری قدرتمند در میان تشنگان فردا بهرهمند سازد. منابع آبی ترکیه چه در صورت بروز بحران و چه در حالت عادی، اسرائیل را از خطر تشنگی نجات خواهد بخشید.
به طور مثال درصورت اجرای کامل پروژه ماناوگات توسط ترکیه مشکلات آب آشامیدنی و کشاورزی اسرائیل تا حدود زیادی رفع میشد.
همچنین برای رژیم صهیونیستی منافع اقتصادی بسیاری در دستیابی به منابع آبی ترکیه وجود دارد؛ زیرا هزینه تهیه یک متر آب آشامیدنی در اسرائیل با بهرهگیری از دستگاههای آبشیرینکن، در سال ۲۰۰۷ حدود ۲/۶ دلار تخمین زده شد اما در صورت بهرهمندی آن از خطوط انتقال آب از ترکیه این میزان به ۸۷ سنت
تنزل پیدا میکرد. مسائل جمعیتی نیز از جمله عوامل تأثیرگذار بر اقتصاد این رژیم بهشمار میرود. تمایل سنتی آن به افزایش جمعیت، موجب شده است که سیاستهای مهاجرت یهودیان جهان، در صدر اولویتهای راهبردیش قرار گیرد. برای نمونه، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، موجی از مهاجرت یهودیان روستبار به اسرائیل شکل گرفت؛ بهگونهای که حدود یک میلیون نفر- معادل یکششم جمعیت آن زمان- از شهروندان اسرائیل را مهاجرانی با پیشینه روسی تشکیل دادند.
این افزایش جمعیت، در کنار ضرورت ارائه خدمات در حوزههای مختلف، فشارهای قابل توجهی بر اقتصاد تحمیل کرد؛ بهگونهای که دولت ناگزیر به وضع قوانین اقتصادی جدید و اتخاذ سیاستهایی خاص در قبال مهاجران شد. وجود همپیمانی چون ترکیه که یکی از پر جمعیتترین کشورهای غرب آسیا محسوب میشود میتواند در رفع نیازهای جمعیتی رژیم صهیونیستی تا حدودی موفق باشد.
چه کار باید کرد؟
مسائل کوچک امروز، پایههای سیاست بزرگ آینده را بنا خواهد گذاشت و اندیشیدن مسائل آینده در آینده چیزی جز از دست رفتن فرصتها را همراه نخواهد داشت.
نویسنده یادآوری میکند اهمیت ارتباطات راهبردی میان تلآویو و آنکارا چنان است که اندیشه و عملی جدی از سوی کشورهایی که با چنین بلوکبندیهایی دچار مشکل خواهند شد را طلب مینماید.
در نگاهی ابتدائی و نظری در برخورد با چنین پدیدهای سه راهکار اصلی مطرح است:
- شکل دادن یک ضد اتحاد
- مجبور ساختن ترکیه به از میان برداشتن و لغو پیمان خود با اسرائیل
- امضای قرارداد و برقراری اتحاد با ترکیه با هدف کنارگذاشتن اسرائیل از همپیمانان آن
مجبور ساختن ترکیه (راهحل دوم) به نظر کاری ناشدنی است زیرا اساس این اتحاد بر پایه توجه به شرایط موجود جهان و منطقه، برنامههای طراحی شده با هدف تطابق هرچه کاملتر با موقعیت آتی، گذارده شده است. همچنین به نظر میرسد هدف کنار گذاشتن اسرائیل از همپیمانی ترکیه یعنی سومین راهکار به خاطر اینکه دلایل همبستگی آنکارا و تلآویو اساسی و بنیادی است به نتیجه نمیرسد.
نویسنده در نهایت راهکار اول را بهترین روش قلمداد میکند و در نظر دارد که یک مربع اتفاق به عنوان هسته اصلی و محور بنیادین فعالیت در مقابل ارتباط ترکیه و اسرائیل از قابلیتهای فراوانی برای ایفا نقش اهرمهای تعادل و فشار برخوردار است.
فاطمه کلباسی