کد خبر: ۳۱۵۲۱
تاریخ انتشار : ۱۵ آذر ۱۳۹۳ - ۲۲:۱۰

آثار تلخ مال حرام در زندگي (خوان حکمت)


حسين‌بن علي بن أبيطالب(ع) اوّلين كاري كه كرد، معرفت صحيح را تزريق كرد. به يك عدّه گفت: درك سخنان من مقدور شما نيست. يك عدّه اي ديگر بايد بيايند، حرف‌هاي مرا درك كنند؛ براي اينكه بطون شما از حرام پر شده است. اين حرف حسين بن علي در كربلا، صرفا موعظه اخلاقي نيست!
احتجاج سالار شهيدان(ع) با سپاه دشمن درباره دليل مقاتله با ايشان
اوّلين سفارش سالار شهيدان در كربلا اين بود، فرمود: مردم! من همه حرف‌ها را زدم، اگر هم حاضر نيستيد، من از كربلا بيرون مي‌روم. ما كه نيآمديم اينجا خونريزي راه‌اندازي كنيم، هيچ جرم سياسي هم نداريم؛ من 20 سال است دارم امتحان مي‌دهم. برادرم 10 سال امامت داشت، من رهبري او را پذيرفتم، هيچ حرف نزدم! 10 سال هم هست كه حسن بن علي(ع) رحلت كرد، من امام مسلمين شدم؛ هيچ كاري هم از من نديديد. خونريزي‌اي، جنگي، تنش زائي اي، هيچ چیز نداشتيم! پس جرم سياسي نداريم، هيچ جا هم فتنه نكرديم، مي‌دانستيم الآن وقتش نيست؛ پس ما مشكل سياسي نداريم. مشكل اجتماعي هم نداريم، دو به هم زدن و آتش بيار معركه و اختلاف و فتنه و اينها هم نداريم. مشكل ديني هم نداريم، ما بدعتي نداشتيم، حلالي را حرام نكرديم، حرامي را حلال نكرديم، جز فضيلت اخلاقي چيزي از ما نشنيديد؛ بِمَ تَستَحِلُّونَ دَمي(1)؟ چرا اينجا جمع شديد، من را مي‌كشيد؟! چيزي هم عائد شما نمي‌شود! به بعضي‌ها نيم كيلو جو دادند كه در توبره‌هاي اسبشان بريزند، مگر به همه شان جائزه دادند؟ جائزه را آن عمر سعد و ابن زياد و اين چند نفر توزيع كردند. و گرنه به اين روستائي هائي كه اطراف كربلا بودند يا از كوفه آمدند؛ به اينها جائزه ندادند!
فرمود:‌ شما يك مقدار بينديشيد، براي چه داريد من را مي‌كشيد؟ من را نمي شناسيد، من كه خودم را معرفي مي‌كنم. اين را كه گفتند خارجي، خارجي؛ نه اينها از روم و جاي ديگر آمدند! خارجي يعني آشوبگر، يعني خروج كردند؛ نه خارجي يعني اهل رومند، اهل ايرانند، يا اهل غربند! خارجي‌اند؛ يعني خروج كردند، فتنه‌گرند، آشوبگرند؛ به اين مناسبت اينها را گفتند آشوبگر. سيّدالشهداء هم با استدلال فراوان در همان روز عاشورا فرمود: ما هيچ آشوبي نكرديم. در طي اين 20 سال نه مشكل سياسي داشتيم، نه مشكل امنيتي داشتيم، نه مشكل اجتماعي داشتيم؛ از فقهايتان هم سئوال كنيد، ما براي كسي مشكل فقهي هم ايجاد نكرديم. آخر چرا جمع شديد، داريد من را مي‌كشيد؟! به شما چه مي‌رسد‌؟ همه هم شناختند. اينچنين نبود كه حسين بن علي را نشناسند! ساليان متمادي اينها پاي منبر علي بن أبيطالب بودند. اينها كه از شام نيآمدند، اينها از كوفه و اطراف كوفه آمدند.
وجود مبارك علي بن أبيطالب 5 سال تقريبا در كوفه بود، زينب(س) درهمين كوفه كلاس درس زنانه داشت، حسين بن علي در همين كوفه سِمَتي داشت، حسن بن علي در همين كوفه سِمَتي داشت. اينها بچه‌هاي علي بن أبيطالب بودند، بچه‌هاي حكومت عصر بودند؛ اينها نازدانه مردم آن سرزمين بودند. فرمود: همه شما از كودكي تا حال ما را ديديد و شناختيد؛ ما بيگانه نيستيم، از جاي ديگر نيآمديم، جرمي هم مرتكب نشديم! آخر چرا جمع شديد، داريد ما را مي‌كشيد؟! فرمود‌: هيچ جوابي نداريد، سرّش اين است؛ چون شکم‌های شما از مال حرام پر شد، حرف من كه امام زمانم در شما اثر نمي كند! اين حرف را در كربلا گفته. فرمود: آخر يك دليل بياوريد براي كشتن من! آخر براي چه داريد من را مي‌كشيد‌؟! اگر نمي‌شناسيد، همه تان ما را ديديد، پدرم را ديديد، مادرم را ديديد، برادرم را ديديد. ما شما را مي‌شناسيم، شما ما را مي‌شناسيد. خطاب كرد، عدّه زيادي را اسم آورد؛ فلاني، فلاني! مگر تو براي من نامه ننوشتي؟ من بي دعوت كه نيآمدم. همه اينها را اعلام كرد. فرمود: ما كه بيگانه نيآمديم، سر زده هم نيآمديم، ما را دعوت كرديد؛ جرمي هم نداريم! آخر براي چه داريد ما را مي‌كشيد‌؟!
آثار تلخ مال حرام در نابودي زندگي مادي و معنوي انسان
بعد فرمود: هيچ مانعي نيست، مگر آن حرام‌خواري شما! بعد از وجود مبارك حضرت امير كار تقسيم بیت‌المال به دست ديگران افتاد.اين دولتمردان ما خودشان مواظب باشند! هر كسي مالي دست اوست، مواظب باشد. به خودتان رحم كنيد، به بچه هايتان رحم كنيد؛ نگذاريد چراغ خانه تان خاموش بشود! و الله العظيم مال حرام هر جا را رفت، خاموش كرد!! اگر كسي سنّش در حد 70 سال باشد، مي‌داند اين همسايه‌هاي ما كي بودند، چه جور شدند، خانه كي خاموش شده! به بچه‌هايتان رحم بكنيد. خدا اين مار و عقرب را دارد تأمين مي‌كند. اگر خداي ناكرده بيراهه رفتيم، عمداً چراغ منزلمان را خاموش كرده‌ايم؛ خدا از راه حلال تأمين مي‌كند. نگذاريد ربا بيايد، نگذاريد رانت‌خواري بيايد، نگذاريد رشوه بيايد، نگذاريد باند بازي بيايد. اگر دولتي هستيد، الهي فكر كنيد؛ اگر ملّي هستيد، الهي فكر كنيد. همه دولتمردان ما بدانند كه اين پست‌ها زود جابجا مي‌شود‌. حرام لغزان است، هرگز انسان نمي‌تواند جاي لغزش‌دار خانه بسازد! اگر ملّي هم هستيد، همين طور است.
ذات أقدس إله در قرآن كريم يك مثلي دارد، فرمود: كُنتُمْ عَلي شَفا حُفرَهٍ مِنَ النّارِ فَاَنْقَذَكُمْ مِنهَا (2). اين « شَفا حُفره » را همه ما شمالي‌ها از نزديك ديديم، ديگران هم دارند. رود وقتي طغيان مي‌كند؛ بعضي از اين قسمت‌ها ديواره اين اطراف را مي‌تراشد، مي برد. آن 5 ـ 6 سانت بالاي اين ديواره مي‌ماند كه زيرش آبرفت است. همه جا را آب برد، اين 5 ـ 6 سانت اين بالا كه قد آب نمي‌رسيد مانده. اينجا اگر كسي پا بگذارد، فوراً سقوط مي‌كند؛ چون زيرش خالي است. اين را مي‌گويند ( شفا ) يعني لبه. اين زيرش سقوط مي‌كند. آنهائي كه رودخانه و اينها ندارند، به تَلّ شن مثال مي‌زنند؛ كه اگر يك تَلّي از شن باشد، رفته باشد؛ يك
 3 ـ 4 سانتي آن بالا خالي باشد؛ اگر كسي پا بگذارد، سقوط مي‌كند. فرمود:‌ شما مي‌دانيد روي اين لبه داريد پا مي‌گذاريد، زير اين هم آتش است. اگر سقوط كرديد، مستقيماً در شعله مي‌افتيد؛ خودتان را مواظب باشيد: كُنتُمْ عَلي شَفا حُفرَهٍ مِنَ النّار؛ پيغمبر آمد، دستتان را گرفت؛ گفت اينجا جاي ايستادن نيست. اين وضع جاهليّت است،‌ اين وضع رباست، اين وضع باند بازي است، اين وضع رشوه‌خواري است، اين وضع عشوه‌گري است؛ اين كارها را نكنيد.
وجود مبارك أبي عبدالله در عاشورا آخرين حرفي كه به اين مردم زد، اين بود. فرمود: آخر شما هيچ منطقي نداريد! به عمر سعد آن حرف را زد، احتجاج كرد؛ گفت: هر چه مي‌خواهي من به تو مي‌دهم. گفت: مشكل ري هست، فرمود: هرگز به جُوي ري نمي‌رسي، چه رسد به گندم ري!!
غرض آن است كه بيان نوراني حسين بن علي(ع) اين است كه اين غذاها به صورت دانش مي‌شود در نظر، به صورت تصميم مي شود در عمل. اِنَّ الكَسبَ الحَرامَ يَبينُ فِي الذُّريّه. آنوقت هم روح جسمانيّه الحدوث و روحانيّه البقاء است، هم علم جسمانيّه الحدوث و روحانيّه البقاء است، هم اراده، نيّت،‌ تصميم جسمانيّه الحدوث و روحانيّه البقاء است. اين است كه گفتند: مواظب غذايتان باشيد، حلال باشد؛ و در موقع ميل‌كردن هم يادتان نرود كه بگوئيد: خدايا! به نام تو؛ بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم. براي اينكه همين مي‌خواهد تصميم بشود! شما دلتان مي‌خواهد ما هر غذائي تهيه كنيم، به بچه‌‌هايمان بدهيم و بچه‌هاي ما بشوند متخلّق به اخلاق الهي! اين خُلق امروزي محصول غذاي 10 سال قبل است. آن به تدريج؛ بخشي گوشت مي‌شود، بخشي پوست مي شود، آن روحش مي‌شود خُلق.
بالأخره اين انديشه‌ها محصول كار انسان است، آن اخلاق‌ها محصول كار انسان است؛ مثل خود روح. منتها اين حركت طولي يك محرّكي دارد، كسي اين را جابجا مي‌كند. هرگز غذا انديشه نمي‌شود، مگر يك محرّك و محوّل و يك خالق و يك مصوّري كه: يُصَوِّرُكُمْ فِي الاَرحامِ كِيفَ يَشاء (3)، خَلَقَكُمْ وَ صَوَّرَكُمْ فاَحسَنَ صُوَرَكُم(4).
بيانات حضرت آيت الله جوادي آملي (دامت بركاته)
در ديدار با اقشار مختلف مردم آمل؛ حسينيه ارشاد آمل  ـ   30/ 11/ 1383.
____________________________________
(1) بحار الأنوار/ 44/ 318          (2) آل عمران/ 103
(3) آل عمران/ 6                     (4) غافر/ 64  و  تغابن/ 3
خوان حکمت در دهه آخر صفر روزهای زوج منتشر می‌شود.