قهرمانانی که در این سینما جای نداشتند
سعید مستغاثی
بخش یکصد و سی و نه
فیلمهای بیوگرافیک یا زندگینامهای درباره شخصیتهای علمی، سیاسی، نظامی، هنری و... از مهمترین آثار سینمای غرب از ابتدای شکلگیری آن بوده که به انحاء مختلف ساخته شده و حجم عظیمی از تولیدات هرسال را در برگرفته و میگیرد.
آثار زندگینامهای خصوصاً در مورد قهرمانان جنگها که اغلب هم تجاوزگرانه و دخالتمدارانه به نظر رسیده، بخش برجستهای از سینمایهالیوود را در سالهای مختلف تشکیل داده؛ مثل به تصویر کشیدن زندگی تروریستی از نیروی دریایی آمریکا به نام «کریس کائل» در فیلم «تکتیرانداز آمریکایی» که در جریان اشغال عراق حدود 160 زن و مرد و کودک بیگناه عراقی را با تیر مستقیم به قتل رساند تا روایت کدشکن معروف انگلیسی در جنگ دوم جهانی به نام «آلن تورینگ» در فیلم «بازی تقلید» تا ماجرای سربازی به نام «دزموند داس» که بدون سلاح در جنگ خونین اوکیناوا جان دهها تن از هموطنانش را نجات داد در فیلم «هکسا ریج» تا ابداعات جنگیها وارد هیوز در فیلم «هوانورد» تا نمایش جنگجویی به نام ویلیام والاس در فیلم «شجاع دل» که زمانی اسکاتلند را از چنگ انگلیسیها درآورد و تا داستان فعالیتهای «سر تامس لارنس» برای شکست عثمانیها در شبهجزیره عربستان و روی کار آوردن آلسعود در فیلم «لارنس عربستان» و تا...
اما متأسفانه در سینمای ما، علیرغم ساخت تعداد معتنابهی آثار جنگی و فیلمهای دفاع مقدس، کمتر به آثار زندگینامهای قهرمانان این دفاع تاریخی پرداخته شد و بیشتر در فیلمها، اگرچه اغلب روایتهای واقعی از سالهای دفاع مقدس، دستمایه کار بوده اما حتی در اینگونه روایات، بهگونهای غیرقابل توجیه، اسامی افراد واقعی عوض شد و شخصیتهای حقیقی آن سالها، پنهان و گمنام ماندند.
چنین رویهای اگر در طی سالهای دفاع مقدس برای حفظ اسرار جنگ در برخی فیلمها توجیهپذیر به نظر میرسید مانند «پرواز در شب» که روایت عملیات والفجر مقدماتی در کانال کمیل را به تصویر کشیده بود و حتی نام شخصیت اصلی آن یعنی شهید ابراهیم هادی را به مهدی نریمان (با بازی مرحوم فرجالله سلحشور) تبدیل کرد اما دیگر چنین توجیهی در زمان تولید فیلم «تنگه ابوغریب»، معنا نمیداد که علیرغم روایت یک عملیات واقعی، اسم شخصیتهای آن عوض شوند.
اما در جشنواره فیلم فجر چهلم، شاهد سه چهار فیلم از این دست هستیم که به نوعی حکایتی از زندگینامه شخصیتهای حقیقی بوده و از میان آنها، دو فیلم به قهرمانان دفاع مقدس پرداختند، (مانند «موقعیت مهدی» یا «2888» و یا «هناس») گویا بالاخره سینمای ما و جشنواره فجر، قهرمانان این ملت را پیدا کردند!
تغییر ریل در جشنواره چهلم؟
سینمای پیش از انقلاب ایران، اعم از فیلم فارسی و فیلمهای به اصطلاح موج نو، در خدمت اشاعه سبک زندگی غربی و محو هویت ایرانی و اسلامی بود و پیروزی انقلاب اگرچه مسئولان طاغوتی را از همه عرصهها از جمله هنر و سینما کنار زد اما متأسفانه به دلیل تحلیل نادرست متولیان هنری و سینمایی پس از انقلاب از جریان سینمایی پیشین، همان تفکر اشاعه فرهنگ و ایدئولوژی آمریکایی و سبک زندگی غربی همچنان در این سینما باقی ماند و اگرچه در سالهای ابتدائی به دلیل فضای انقلابی، کمتر فرصت بروز بیواسطه را یافت اما با فاصله گرفتن از روزهای پیروزی انقلاب و بهخصوص دفاع مقدس و با ورود به هنگامههای به اصطلاح سازندگی و اصلاحات، بیش از پیش خود را از جمله در جشنواره فیلم فجر، نمایش داد.
نگاهی اجمالی به فیلمهای سالهای گذشته اثبات همین مدعاست که چگونه این آثار در جهت ترویج سبک زندگی غربی و بهخصوص آمریکایی و تضعیف سبک زندگی ایرانی/ اسلامی عمل کرد.
فیلمهایی که عشقهای نامشروع مثلثی و مربعی و ذوزنقهای و روابط پنهان یا حسرت عشقهای سوخته زنان و مردان متأهل و انواع و اقسام خیانت و خانوادههای درهم ریخته و پدران غائب یا هیولا و تمسخر ارزشها و عناصر دینی و ملی را در کادر خود عمده میکردند.
اما در جشنواره چهلم فیلم فجر خوشبختانه پردهای دیگر ساز شد و اغلب فیلمها یا در مذمت و تقبیح و محکوم کردن سبک زندگی غربی بودند، مانند: «شهرک» و «بیرؤیا» و «علفزار» و... و یا در برجسته ساختن سبک زندگی ایرانی/ اسلامی مثل «بدون قرار قبلی» و «موقعیت مهدی» و «هِناس» و «شادروان» و... و البته تعداد کمی از آثار هم پیرو همان سبک و سیاق پیشین به نظر میرسیدند که به هرحال از سبد تولیدات دوران پیش باقی مانده بودند.
ناگفتههای دفاع مقدس در جشنواره فیلم فجر
علیرغم فیلمهای متعددی که درباره جنگ تحمیلی ساخته شده اما شاید بتوان دفاع مقدس را مهجورترین موضوع این سینما دانست. ممکن است برخی بر این باور باشند که به دلیل فاصله گرفتن زمانی و گذشت بیش از سه دهه از پایان سالهای دفاع مقدس، دیگر لزومی برای روایت سینمایی از آن دوران نیست. این در حالی است که هنوز پس از گذشت 104 سال از جنگ اول جهانی و 77 سال از روزهای پایانی جنگ جهانی دوم یا همچنین گذشت دههها از جنگهای تجاوزکارانه در ویتنام و کره، هر سال آثار مختلفی درباره آنها ساخته شده و بر پرده سینماهای دنیا رفته و جوایز بسیاری هم به آنها تعلق میگیرد.
چند سال پیش فیلم «1917» یکی از مهمترین آثار سینمایی فصل جوایز بود و در کنارش فیلمهایی درباره «پرلهاربر» و دیگر وقایع جنگهای جهانی، از آثار برجسته آن سال به شمار رفتند. یا بعد از آن در مراسم اسکار، فیلمهای «تاریکترین روز» و «دانکرک» که به مقاطعی از آغاز جنگ جهانی دوم میپرداخت، در زمره 8 فیلم کاندیدای اسکار بهترین فیلم قرار گرفتند و یا قبلتر، اساساً موضوع جشنواره فیلم لندن، جنگ جهانی دوم بود.
از طرف دیگر در همان سالهایی هم که هنوز فاصله چندانی با دوران جنگ تحمیلی نگرفته بودیم و حتی در خود روزگار دفاع مقدس نیز تنها بخش کوچکی از تولیدات هر سال این سینما به آن اختصاص مییافت و طرفه آنکه در همان سالهای اوج دفاع مقدس و حضور مردم در جبهههای جنگ، متأسفانه سینمای ایران بیشتر درگیر فیلمهای جشنوارهای و شبهروشنفکری و یا حداکثر خنثی و بیتفاوت بود.
این در حالی است که در هنگامه جنگ جهانی دوم، دولت بریتانیا با صدور اطلاعیهای کلیه استودیوهای سینماییاش را در خدمت جنگ قرار داد و علیرغم دوری هزاران فرسنگی آمریکا از جبهههای نبرد و ورود با تأخیر 4 ساله به جنگ، اما استودیوهایهالیوود نیز تمامقد در خدمت جنگ قرار گرفتند به طوری که پس از پایان جنگ دوم جهانی، صاحبان این استودیوها همچون جک وارنر (از رؤسای کمپانی برادران وارنر) مدال قهرمانی جنگ را دریافت نمودند.
حضور فیلمهای دفاع مقدس در جشنواره فیلم فجر طی سالهای پس از جنگ، ابتدا در حد 10-12 فیلم در هر سال باقی ماند و سپس با فاصله گرفتن از دوران دفاع مقدس، به تدریج کمتر و کمتر شد تا اینکه در سال 1382 به صفر رسید! و حتی در زمانی هم به نمایش فیلمهای ضددفاع کشیده شد، آنچه در تاریخ سینمای جهان بیسابقه است.
در دولت دهم و یازدهم و دوازدهم نیز اوضاع به همین منوال بود تا اینکه در سالهای آخر برای خالی نبودن عریضه، اغلب یک فیلم دفاع مقدس در بخشهای رسمی جشنواره فجر به نمایش گذشته میشد!
این در حالی است که ناگفتهها و نانمودههای بسیاری از دوران 8 ساله دفاع مقدس باقی مانده که هنوز تصویری از آنها بر پرده سینماها نرفته است. صدها کتاب و هزاران مطلب و دهها هزار خاطره از آن دوران بیرون آمده و صدها هزار برگ سند منتشر نشده وجود دارد که هر یک میتواند هم برای پرده سینما، روایات جذابی باشد و هم برای نسل دیروز و امروز باعث هویت بخشی و تحکیم باورها و اعتقادات گردد.
اما در چهلمین جشنواره فیلم فجر علیرغم اینکه میدان انتخاب همان سبد خالی تولیدات دولتهای قبل در این باب بود اما دو سه فیلم قابلتأمل وجود دارد که همان حکایت ناگفتهها و نانمودهها بود و میتوانست فتح بابی باشد برای دورههای بعد که حداقل این جشنواره دینش را به دفاع مقدس و شهدا و جانبازان و جاویدالاثرها و خانوادههای مکرمشان و رزمندگان همیشه جبههها ادا نمود.