آسيبشناسي عرفانهای نوظهور(1)(زلال بصیرت)
قرآن به ما ميآموزد انسان بگونهاي آفريده شده است که ذاتاً به خداي متعال گرايش دارد؛ اين گرايش با عنوانهاي مختلف بيان شده است؛ مانند فطري بودن اسلام، فطري بودن توحيد، فطري بودن حقجويي، حقطلبي و مفاهيمي از اين قبيل که همه ما کمابيش شنيدهايم و چه بسا درباره آن سخنراني کردهايم و در اين زمينه کتابهايي هم نوشته شده است؛ از سخنان مرحوم آقاي مطهري(ره) کتابي در اين زمينه وجود دارد و همچنين ديگر بزرگان نيز مطالبي دارند. پس براساس آموزههاي اسلامي، انسان طوري آفريده شده که وجودش جهتي را نشان ميدهد؛ اينگونه نيست که انسان رها باشد و سمتوسويي نداشته باشد؛ در درون او عاملي وجود دارد که او را به سمت خاصي سوق ميدهد. البته عوامل ديگري هم هست که موجب انحراف ميشوند؛ اما اين عامل را خدا در وجود آدمي قرار داده است و در آيات مختلفي بدان اشاره شده است كه يكي از آنها آيه معروف:«فِطْرَة اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لاَ تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ»است.
خاستگاه مشكلات رواني غرب
نکته ديگر اينکه زندگي انسان در اين عالم بگونهاي است که اگر از اين مسير منحرف شود، مشکلاتي براي او به وجود ميآيد؛ مشکلاتي که خودش نميتواند آنها را درست درک و ارزيابي کند و علتش را بفهمد. در اين بخش هم گستره بحث، وسيع است كه تنها اشارهاي به اين موضوع ميكنم؛ امروزه جهان غرب با مشکلات بسياري مواجه است. کساني که مسافرتهايي به کشورهاي اروپايي يا امريکايي داشتهاند، کمابيش ميدانند آنها با چه مشکلاتي دستوپنجه نرم ميکنند؛ بيش از يک قرن است مشکلات فرهنگيشان آنها را در وضعي ناآرام قرار داده است. امروز نسل جديدشان براي رسيدن به آرامش، هر كاري ميکنند؛ ولي هيچ راهي براي رسيدن به آرامش نمييابند. در نهايت هم از فشار، اضطرابها، دلهرهها، نگرانيها و فشارهاي روحي به مخدرات، مسکرات و داروهاي روانگردان روي ميآورند تا شايد لحظهاي آرامش پيدا کنند. تنها به اين مسئله دلخوشند که بهرغم همه اين مشکلات، اقتصاد پيشرفتهاي داريم؛ در حالي كه مهمترين مراکز اقتصادي پيشرفته دنيا دچار آفتهايي جدي شدهاند و بهزودي شاهد سرنگوني اين نظام سرمايهداري خواهيم بود. همه اين مشكلات به اين دليل است که از مسير خدادادي منحرف شدهاند و خواهناخواه دودش هم به چشمشان خواهد رفت و آنها را به آفتهايي مبتلا خواهد کرد. اگر در كشور ما هم مشکلات فرهنگي، رواني، اخلاقي، اجتماعي و خانوادگي وجود دارد، بر اثر موجي است که از آن توفان به ما سرايت کرده است؛ موجي كه بر اثر پيشرفت رسانهها و ماهوارهها در بين جوانان ما گسترش يافته است. بنابراين اگر آفتهايي هست، آثار فرهنگ آن سرزمين است.
فرقههاي انحرافي و رسيدن به آرامش
به هرحال، بسياري از مردمي که در دنياي مغرب زمين از همه جا سرخورده شدند، بعدها دريافتند كه اصل اشکال از اين است که از جهت اصلي خلقت منحرف شدهاند؛ يعني به اين نتيجه رسيدند که در مسايل مادي هر قدر هم بيشتر پيشرفت کنند، بر مشکلات آنها افزوده ميشود. از اينرو، به اين فکر افتادند که از گرايشهاي مادي کم كنند و به معنويت روي آورند. برخي از آنها به طبيعتگرايي سوق پيدا كردند و اينکه بروند در جاهاي دور مانند جزاير اقيانوسيه، جزاير ميکرونزي و در جنگلها زندگي کنند و از مظاهر تمدن دور شوند تا قدري آرامش بيابند. امروز، در پيشرفتهترين ايالتهاي امريکا فرقههاي مذهبي مسيحياي وجود دارند که بطور کلي خود را از دستاوردهاي تمدن امروزي کنار ميکشند. يک گروه از آنها، که ما هم كموبيش با آنها ارتباط داريم، منونايتها هستند؛ يک دسته مسيحي كه سعي ميکنند در جاهاي دور از شهرهاي بزرگ و در روستاها و جنگلها زندگي کنند و تا حد امكان از وسايل پيشرفته امروز بهره نبرند. برخي از آنها حتي سوار هواپيما هم نميشوند و براي مثال سعي ميکنند با همان گاو آهن و ابزارآلات قديم کشاورزي زندگيشان را اداره كنند. افرادي نيز درصدد برآمدند دنبال روشهايي که اسم آن را عرفاني گذاشتند، بروند؛ گرايشهايي که به نوعي رياضت و مراقبت و مانند آنها نياز دارد. اين روشها در مشرق زمين سابقه طولاني دارد و حتي بوديستها و هندويستها نيز اين روشها را دارند؛ مانند يوگا، ذن و روشهاي ديگر كه ميكوشند از طريق آنها، خودشان را از گرفتاريهاي دنيا برهانند و لااقل ساعاتي به آرامش برسند. ميدانيد كه اصلاً هدف از تأسيس برخي از مذاهب، وجود آرامش است؛ براي نمونه، مذهب بودا براي همين منظور تأسيس شده است؛ در مذاهب هندو هم گرايشهاي زيادي به اين سبک وجود دارد؛ يوگا يکي از نمونههاست. مشابه اين در ژاپن و چين هم وجود دارد. بهتازگي اروپاييها و امريکاييها گرايش پيدا کردهاند که اين روشها را ياد بگيرند و از آنها استفاده کنند تا به آرامشي برسند. از اين طريق، موجي هم به کشورهاي خاورميانه و اسلامي وارد شده است. کشورهاي عقبمانده و ضعيف از لحاظ هويت و شخصيت هم وقتي ميبينند برخي از مسائل در کشورهاي پيشرفته مادي رواج پيدا ميکند، با اين فرض كه تبعيت از آنها مطلوب است، ميكوشند از اين روشها استفاده کنند.
ظهور فرقههاي منحرف معنوي
عوامل ديگري نيز وجود دارد كه بايد درباره آن بحثهاي جامعهشناسي و آسيبشناسي اجتماعي انجام داد که چه اتفاقي ميافتد كه در کشورهايي مثل ايران با اين همه سابقه فرهنگي غني و تاريخ درخشان، فرقههاي انحرافي مبتذل يا ديگر فرقههاي انحرافي گمراهکننده پيدا ميشود.
به هرحال، با کمال تأسف شاهديم که در کشور ما نيز اينگونه گرايشهاي انحرافي پيدا شده است و برخي جوانها را مجذوب خودشان کردهاند؛ گرايشهايي که هر انسان عاقلي وقتي از ماهيت آنها اطلاع پيدا کند، ميفهمد که اينها روشهاي انحرافي است. برخي از اين فرقهها مثل شيطانپرستي و امثال آن که هم از اسمش و هم از رفتارها و شيوههايي که به کار ميگيرند و اهدافي که براي خودشان معرفي ميکنند پيداست، ارزشي ندارد كه درباره آن بحث كنيم؛ چندان خطري هم ندارد؛ بالاخره اين هم نوعي اباحيگري و بيبندوباري است. آنچه از آن بيشتر احساس خطر ميکنيم اين است که گاهي افكاري از اين نوع گرايشها ترويج ميشود که جنبه قداست دارد؛ اساسش بر بيبندوباري و پرستش شيطان و شهوت نيست؛ بلكه با آهنگي مقدس و پرجاذبه مطرح ميشود و جوانهاي بسيار پاک و مخلص اما ناآگاه را جذب ميکند. خطر اين نوع گرايشها براي ما خيلي بيشتر از خطر فرقههايي مانند شيطانپرستي و امثال آن است؛ چون ميدانيم چه کساني دنبال آنها ميروند و هر کس هم ميرود، ميداند دنبال چه چيزهايي ميرود؛ آنها دنبال بيبندوباري هستند، اسمش را هر چه ميخواهند بگذارند؛ اما اينها اينگونه نيستند؛ بسياري از اينها افرادي هستند که سوابق خوبي دارند؛ حتي بعضي از آنها جبههرفته و علاقهمند به انقلاب هستند؛ اين افراد به اسم گرايشهاي معنوي و عرفاني، در دام ميافتند و جذب ميشوند. گاهي نيز چراغ سبزي به آنها نشان ميدهند كه بيشتر باعث اعتمادشان به آن فرقهاي که انتخاب کردهاند ميشود و کمکم آنها را از راه حق منحرف ميکنند و طعمهاي ميشوند براي شيطان بزرگ و ديگر شياطيني که درصدد تسلط بر کشور، منابع ما و بالاخره به انزوا کشيدن انقلاب هستند. بنابراين، بيشتر بر اين مسئله تأكيد ميکنم؛ زيرا بطلان ساير فرقههاي انحرافي خيلي واضح است.
سخنرانی آيتالله مصباح یزدی در همايش سراسري آسيبشناسي فرقههاي نوظهور؛ قم؛ 5/8/89
زلال بصیرت روزهای پنج شنبه منتشر میشود.