کد خبر: ۳۱۲۸۹۳
تاریخ انتشار : ۲۸ خرداد ۱۴۰۴ - ۲۲:۲۴

پایان توهم شکست‌ناپذیری اسرائیل به دست ایران

اسرائیل دیگر جنایاتش را پنهان نمی‌کند. در غزه، نسل‌کشی را آشکارا پیش می‌برد بیمارستان‌ها، مدارس، مساجد و مجتمع‌های مسکونی را با خاک یکسان می‌کند. بیش از ۵۵ هزار نفر کشته شده‌اند. محاصره‌ای کامل، این سرزمین ویران‌شده را در خفگی نگه داشته است. شهروندان، که پس از ساعت‌ها پیاده‌روی در میان خرابه‌ها از خستگی و گرسنگی به‌ ستوه آمده‌اند، به سمت کامیون‌های حامل کمک‌ هجوم می‌برند تا شاید شانسی برای بقا داشته باشند اما هدف گلوله قرار می‌گیرند. برخی با کیسه‌ای آرد بازمی‌گردند، برخی دیگر با پیکرهای خون‌آلود عزیزانشان در حالی که برای چند لقمه نان می‌دویدند، گلوله خوردند یا زیر آتش خمپاره جان دادند. و غزه تنها یک جبهه از این ماجراست. در لبنان، اسرائیل هر ‌وقت بخواهد حمله می‌کند خانه‌ها را بمباران می‌کند، در آن سوی مرزها دست به ترور می‌زند، و روستاها را اشغال می‌کند. این رژیم بلندی‌های جولان سوریه را در اشغال دارد، هر روز بیشتر به جنوب سوریه نفوذ می‌کند و به حومه دمشق موشک شلیک می‌کند. مرزها و قوانین بین‌المللی برای اسرائیل هیچ معنایی ندارند. اسرائیل هر‌طور که بخواهد حرکت می‌کند، هر‌کس را که بخواهد، می‌کشد.
اکنون نوبت ایران رسیده است. پس از مذاکرات غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن در عمان، اسرائیل جنگی ناگهانی و بدون هیچ‌گونه تحریک قبلی آغاز کرد. ابتدا دست به ترور زد: فرماندهان نظامی، دانشمندان، و مقام‌های غیرنظامی هدف قرار گرفتند. سپس حملات هوائی به پایگاه‌های نظامی، نیروگاه‌ها، فرودگاه‌ها حتی زیرساخت‌های عمومی شروع شد. بهانه چه بود؟ برنامه‌ هسته‌ای صلح‌آمیز ایران، که به ‌طور کامل تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار دارد. 
این میزان از ریاکاری حیرت‌انگیز است. امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، با شتاب به حمایت از اسرائیل برخاست و مدعی شد که برنامه‌ هسته‌ای ایران تهدیدی برای امنیت جهانی است آن هم از طرف همان فرانسه‌ای که در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ به ‌طور پنهانی در ساخت تأسیسات هسته‌ای «دیمونا» در اسرائیل همکاری کرد، و به‌ تنها زرادخانه هسته‌ای اعلام‌نشده منطقه در تضاد با قوانین بین‌المللی شکل داد. دیمونا تحت هیچ‌گونه نظارت و بازرسی قرار ندارد. امروزه گمان می‌رود اسرائیل بین ۸۰ تا ۹۰ کلاهک هسته‌ای در اختیار داشته باشد، همراه با توان حمله دوم از طریق زیردریایی‌ها و هواپیماها. با این‌ حال، همچنان از پذیرش بازرسی‌ها سر باز می‌زند و هرگز پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای را امضا نکرده است. با این‌ همه، ایران را به نام مبارزه با اشاعه‌ هسته‌ای بمباران می‌کند.
بریتانیا نیز به‌سرعت از فرانسه پیروی کرد و جت‌های نیروی هوائی سلطنتی را برای حمایت از اسرائیل به خاورمیانه فرستاد. ایالات‌متحده پا را فراتر گذاشت: دو ناوشکن را به سوی شرق مدیترانه اعزام کرد، ارسال تسلیحات را افزایش داد و عملیات نظامی خود را به ‌طور همزمان با اسرائیل هماهنگ کرد. واشنگتن فقط ناظر نیست؛ در این جنگ حضور دارد. کمیسیون اروپا نیز کورکورانه همان موضع را تکرار کرد: «اسرائیل حق دفاع از خود را دارد» حتی حالا، که اسرائیل مهاجم است و ایران از خود در برابر حمله‌ خارجی دفاع می‌کند. قوانین بین‌المللی و اصول انسانی، همه برای اسرائیل به حالت تعلیق درآمده‌اند و غرب همچنان تا بن دندان این رژیم را نه برای حفاظت از غیرنظامیان، بلکه برای سلطه‌ بر منطقه و برای حفظ انحصار هسته‌ای مسلح می‌کند.
بیایید صادق باشیم: اسرائیل هرگز صرفاً یک دولت نبوده است. این موجودیت به‌ عنوان یک مستعمره‌ مهاجرنشین غربی ایجاد شد تا جای خالی امپراتوری‌های رو به افول بریتانیا و فرانسه را پر کند. بریتانیا نیروهایش را بیرون کشید، اما جاه‌طلبی‌هایش را نه. آمریکا وارد صحنه شد و با حمایت از رژیم‌های مستبد، تأمین نفت و سرکوب مقاومت، نقش حافظ نظم منطقه‌ای را بر‌عهده گرفت. هدف هرگز تغییر نکرده: به زانو درآوردن منطقه، غارت ثروت آن و خاموش کردن صدای مردمش. اما این‌بار، این نقشه شکست خورده است. آن خاطره همچنان در هر شعار، هر اعتراض، هر مراسم خاک‌سپاری زنده است. هر موشکی که امروز شلیک می‌شود، بار یک قرن خیانت و مقاومت را با خود دارد. اکنون این زخم‌ها دوباره سر باز کرده‌اند. ویدیویی در فضای مجازی دست‌به‌دست می‌شود: زنی ایرانی با صدایی آمیخته از خشم و اندوه، نسل‌کشی در غزه، سکوت غرب و دهه‌ها تحقیر ملت خود را محکوم می‌کند. سپس فریاد می‌زند: «ما بمب اتم می‌خواهیم.» این خواسته درباره نابودی نیست؛ درباره کرامت است. درباره این است که بگوییم: دیگر هرگز شکسته نخواهیم شد. این تنها یک درگیری نظامی نیست، بلکه نوعی تسویه‌حساب تاریخی‌ است. اکنون زمان آن رسیده که اشتباهات و تحقیرهای گذشته پاسخ داده شوند. پاکستان، تنها کشور مسلمان دارای سلاح هسته‌ای، زنگ خطر را به صدا درآورده است. وزیر دفاع این کشور هشدار داده که منطقه در آستانه یک فاجعه قرار دارد و ممکن است نوبت پاکستان نیز فرا برسد. با تعمیق اتحاد اسرائیل با هند، اسلام‌آباد به‌روشنی آینده را می‌بیند. ترکیه نیز در وضعیت آماده‌باش است. رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور این کشور، سال گذشته هشدار داد که اگر اسرائیل متوقف نشود، «نگاه‌هایش را متوجه ترکیه خواهد کرد». سپس پاسخ‌ هولناکی از نتانیاهو در کنست شنیده شد: «امپراتوری عثمانی به این زودی‌ها بازنخواهد گشت.» این یک درس تاریخ نیست، یک هشدار است. ترکیه می‌داند موضوع فقط ایران نیست؛ این کارزار برای بازگرداندن سلطه‌ همه‌جانبه بر منطقه طراحی شده است.
اسرائیل، سرمست از حمایت غرب و قدرت بی‌مهار، اکنون باور دارد که می‌تواند بر تمام جهان اسلام سلطه یابد: آن را بمباران کند، به گرسنگی بکشاند، تکه‌تکه کند، و تحقیر نماید. اما منطقه در حال بیدار شدن است. این جنگی است علیه کرامت؛ علیه خودِ اندیشه‌ای که می‌گوید مردم این منطقه حق دارند سرافراز بایستند. و با این‌حال، غرب همچنان در رؤیا به‌‌ سر می‌برد. بی‌بی‌سی با پسر شاه سابق ایران مصاحبه می‌کند و می‌پرسد آیا حملات اسرائیل می‌تواند به «آزادی» ایران کمک کند؛ انگار ایرانیان در انتظار نجات به‌ دست پسر همان دیکتاتوری هستند که خودشان سرنگونش کردند. انگار «آزادی» از دل موشک‌ها و پادشاهان بیرون می‌آید. اسرائیل فکر می‌کرد می‌تواند گذشته را تکرار کند: ترور، بمباران، و اعلام پیروزی. اما اکنون تل‌آویو، حیفا و اشکلون زیر آتش‌ موشک‌های ایران هستند جنگ وارد خاک اسرائیل شده است. توهم شکست‌ناپذیری پایان یافته است و ایران می‌تواند تاب بیاورد. ایران دهه‌هاست که خود را برای این لحظه آماده کرده است. تل‌آویو آتشی افروخته که توان مهار آن را ندارد. و غرب؟ بار دیگر بدون نقاب پشت اسرائیل ایستاده آن را مسلح می‌کند، از آن حمایت می‌کند، از آن بهره‌برداری می‌کند. نه برای صلح یا عدالت، بلکه برای سلطه.
اما این‌بار، منطقه بیدار است. و زمان حساب‌کشی فرارسیده. تاریخ در حرکت است و شاید این‌بار، به سود غرب پیش نرود.
منبع: میدل‌ایست‌آی