ترامپ دستور «بزرگترین اخراج تاریخ آمریکا» را صادر کرد
ترامپ در میانه اعتراضات گسترده مردم آمریکا علیه سیاستهای مهاجرتی وی دستور «بزرگترین اخراج مهاجران در تاریخ آمریکا» را صادر کرد.
طی 5 ماهی که از بازگشت دوباره ترامپ به کاخسفید میگذرد، سیاستهای وی بهویژه در اخراج گسترده مهاجران در داخل و شروع جنگ تجاری در خارج موج گستردهای از آشوب و بلوا را در داخل و خارج آمریکا به دنبال داشته است. در داخل آمریکا بازداشت و اخراج گسترده مهاجران که از هفته پیش آغاز شده موجی از آشوبها را در شهرهای مختلف آمریکا، بهخصوص در لسآنجلس به دنبال داشته است. در لسآنجلس مرکز «کالیفرنیا» ترامپ برای کنترل اوضاع 4 هزار نیروی گارد ملی و 700 تفنگدار دریایی را مستقر کرده تا جلوی آشوبها را بگیرد. روز شنبه نیز میلیونها آمریکایی در بیش از 2 هزار شهر این کشور در تظاهراتی تحت عنوان «نه به پادشاه» و «ترامپ دلقک را بیرون کنید» مخالفت خود را با سیاستهای ترامپ اعلام کردند.
علیرغم این اعتراضات گسترده و سراسری ظاهراً مرغ ترامپ یک پا بیشتر ندارد و وی روز یکشنبه به مأموران فدرال دستور داد تا پس از شورشهای لسآنجلس، اخراج مهاجران غیرقانونی از شهرهای تحت رهبری دموکراتها را به طرز چشمگیری افزایش دهند. «رئیسجمهور آمریکا» در پستی در پلتفرم تروثسوشال خود به ماموران اداره مهاجرت و گمرک این کشور دستور داد تا «به هدف بسیار مهم انجام بزرگترین برنامه اخراج جمعی در تاریخ آمریکا دست یابند». به گزارش ایسنا به نقل از خبرگزاری آناتولی، وی نوشت: «برای دستیابی به این هدف، ما باید تلاشها را برای بازداشت و اخراج بیگانگان غیرقانونی در بزرگترین شهرهای آمریکا مانند لسآنجلس، شیکاگو و نیویورک که میلیونها میلیون بیگانه غیرقانونی در آن زندگی میکنند، گسترش دهیم». وی سپس با مطرح کردن تئوریهای توطئه مبنی بر رأی دادن شمار قابلتوجهی از مهاجران غیرقانونی در انتخابات آمریکا به دموکراتها مدعی شد: «این شهرها و سایر شهرهای مشابه، هسته اصلی مرکز قدرت دموکراتها هستند».
افزایش شکاف بین اروپا و آمریکا
سیاستهای ترامپ جدای از این که داخل آمریکا را به آشوب کشیده در خارج نیز به شکاف گستردهای بین آمریکا و اروپا منجر شده است. یک تارنمای آمریکایی در همین زمینه با اشاره به رویکرد تهاجمی دولت دونالد ترامپ علیه متحدان اروپاییاش، چنین سیاستی را دارای تبعات طولانی برای قاره سبز ارزیابی کرد و نوشت: متحدان اروپایی باید خود را برای واکنش به حمله گسترده او به مشارکت دیرینهشان آماده کنند. «پولیتیکو» مینویسد: ترامپ در چند هفته آینده، برای اولینبار از زمان بازگشت به قدرت، با متحدان اصلی آمریکا دیدار خواهد کرد. روز یکشنبه، او برای شرکت در نشست سالانه گروه هفت به کانادا پرواز کرد و اواخر این ماه، برای شرکت در اجلاس سالانه ناتو به هلند خواهد رفت. براساس این گزارش در هر دو این نشستها، متحدان آمریکا تلاش خواهند کرد تا رضایت رئیسجمهوری آمریکا را در مورد همه مسائل از تجارت و امنیت گرفته تا حفظ چنین گردهماییهایی به عنوان ابزارهایی برای هماهنگی و همکاری در مواجهه با چالشهای حیاتی و مهم، جلب کنند. در حالی که ترامپ در دوره اول ریاستجمهوریاش، پیوسته به دنبال اختلال در چنین جلساتی بود، متحدانش اطمینان دارند که اینبار به اندازه کافی برای جلوگیری از اتفاقات ناگوار تلاش کرده اند. این رسانه خاطرنشان کرد: حتی اگر این نشستها بدون هیچ حادثهای پیش برود، تصور این که آنها خیال کنند که همهچیز در روابطشان با ایالاتمتحده بدون نقص است، اشتباه خواهد بود.
براساس این گزارش فضای جهانی از زمان بازگشت ترامپ پنج ماه پیش اساساً تغییر کرده است. مهمتر از همه، وی و دولتش حملهای تمامعیار را علیه بنیانهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی روابط واشنگتن با متحدان دیرینهاش آغاز کرده است. ترامپ بهروشنی بیان کرده است که معتقد نیست امنیت آمریکا و متحدانش جداییناپذیر است؛ اصلی اساسی که در طول ۸۰ سال گذشته راهنمای تعامل واشنگتن با متحدانش بوده است. «پیت هگست» وزیر دفاع تأکید کرده است که اعضای اروپایی ناتو باید مسئولیت امنیت متعارف در اروپا را برعهده بگیرند. همین امر در مورد جنگ اوکراین نیز صادق است. ترامپ قول داده بود ظرف یک روز به آن پایان دهد. او ماه گذشته پس از یک تماس ناامیدکننده دیگر با ولادیمیر پوتین رئیسجمهور روسیه، گفت: این یک وضعیت اروپایی بود و باید یک وضعیت اروپایی باقی میماند. پولیتیکو میافزاید: در واقع، رویکرد «اول آمریکا» ترامپ در مورد مسائل امنیتی حتی شامل کانادا، یک همسایه و عضو ناتو، نیز میشود. ترامپ قول داده بود تنها در صورتی که کانادا به پنجاهویکمین ایالت آمریکا تبدیل شود، به دفاع از آن کمک خواهد کرد. این واقعیت وجود دارد که با توجه به قوانین جغرافیایی، هرگونه حمله به کانادا تهدیدی جدی برای آمریکا خواهد بود.مسئله بعدی، اقتصاد است و در این زمینه، ترامپ مدتهاست که بهروشنی بیان کرده است که نزدیکترین متحدان آمریکا را کشورهایی میداند که دهههاست از آن سوءاستفاده کردهاند. او معتقد است که صنایع خودروسازی آلمان و ژاپن عمدتاً به دلیل تجارت ناعادلانهای که به صادرات خودروی ایالاتمتحده آسیب میرساند، موفق شدهاند. وی همچنین معتقد است کانادا صنایع فولاد، لبنیات و الوار آمریکا را تضعیف میکند. ترامپ کسری تجاری را گواهی بر رقابت ناعادلانه میداند و چنین استدلال کرده که «اتحادیه اروپا برای فریب دادن ایالاتمتحده تشکیل شده است».
پولیتیکو با اشاره به تعرفههای ترامپ علیه چین و متحدان اروپاییاش میافزاید: جالب اینجاست، در حالی که چین و سایر کشورهایی که با آمریکا متحد نیستند نیز هدف تعرفهها قرار گرفتهاند، روسیه از چنین عوارضی در امان مانده است. در واقع، ترامپ با وعده افزایش تجارت، پوتین را ترغیب کرد تا به جنگ در اوکراین پایان دهد. این رسانه میافزاید: اگرچه ممکن است سیاست تهاجمی دولت ترامپ علیه متحدانش، فوریترین تأثیر را نداشته باشد، اما این تهاجم بهویژه علیه اروپا عواقب طولانیمدتی خواهد داشت.
پولیتیکو نوشته است: سیاست تهاجمی ترامپ با سخنرانی جیدی ونس معاون رئیسجمهوری آمریکا در کنفرانس امنیتی مونیخ در ماه فوریه (بهمن) آغاز شد، جایی که او به حضار حیرتزده هشدار داد که «تهدیدی که من بیش از همه در مورد اروپا نگران آن هستم، روسیه یا چین نیست»، بلکه «تهدید از درون، و عقبنشینی اروپا از برخی از اساسیترین ارزشهایش» است. بسیاری از حضار در اتاق متوجه نشدند که این زبان همان چیزی است که رهبران آلمان در دهه ۱۹۳۰ برای متهم کردن یهودیان و دیگران به خیانت استفاده میکردند.این حمله به ارزشهای اروپایی از آن زمان تاکنون تشدید شده است. مقامهای ارشد دولت ترامپ آشکارا در آستانه انتخابات ملی از نیروهای راستافراطی در آلمان، رومانی و لهستان جانبداری کردهاند.
وبسایت وزارت امورخارجه آمریکا نیز بهتازگی مقالهای منتشر کرد که اروپاییها را به راهاندازی «یک کمپین تهاجمی علیه تمدن غرب» متهم میکرد. نویسنده اعلام کرد: «سرکوب آزادی بیان، تسهیل مهاجرت گسترده، هدف قرار دادن ابراز عقاید مذهبی و تضعیف حق انتخاب در انتخابات، اساس همکاری فراآتلانتیک را تهدید میکند». به نوشته پولیتیکو این یک سرزنش تعجبآور بهویژه از سوی دولتی است که در اخراج گسترده مهاجران دست دارد، بودجه مبارزه با گرسنگی و بیماری در سراسر جهان را کاهش داده، ادعاهای یهودستیزی را به سلاحی برای هدف قرار دادن دانشگاهها تبدیل کرده، احکام قضائی را نادیده میگیرد و برای استخدام در دولت آزمون وفاداری ایجاد میکند و در عین حال رسانهها را تحت فشار قرار میدهد تا از خط قرمزها پیروی کنند.