ارتقای زیر ساخت آب و فاضلاب با توجه به شرایط زیست بوم هر منطقه
امیرحسین بسطامی
«از کودکی به فرزندانم صرفهجویی اکید مصرف آب را توصیه کردهام. هیچگاه اسراف نمیکنم. برای شستن ماشین همیشه به کارواش مراجعه میکنم. حتی اگر کنار رودخانه هم باشم، جلوی اسراف در مصرف آب را میگیرم. در حدیثی از پیامبر (ص) داریم که فرمودند: حتی اگر کنار نهر هستی آب را اسراف نکن.» آنچه خواندید نظر یک شهروند مسئولیتپذیر نسبت به مصرف بهینه آب شرب بود. ایران در آبوهوای خشک و بیابانی قرار دارد. باید صرفهجویی کرد و به فرزندانمان هم این را آموزش دهیم.
به آبهای زیرزمینی کمتر دست بزنیم؛ چرا که سرعت فرونشست بسیار زیاد است. استانهای خراسان رضوی، کرمان، گلستان، فارس، قزوین، تهران، اصفهان، مرکزی، البرز و سمنان بیشترین برداشت از آبهای زیرزمینی را در سالهای گذشته داشتهاند. اما اگر مساحت هر استان را لحاظ کنیم، وضعیت البرز، گلستان، تهران، قزوین، قم، مرکزی و خراسان رضوی از سایر استانها بدتر است. مهمترین نکته اینجاست که بر اثر این فاجعه، ظرفیت آبخوانها برای ذخیره آب زیرزمینی از بین میرود و بحرانهای محیطزیستی و اقتصادی بیشتر و سهمگینتری در انتظار کشور خواهد بود. به همین علت فرونشست زمین سرعت بالاتری پیدا میکند و فرو چالههای بیشتری پدید خواهد آمد. پس قدر آب را خیلی بیشتر بدانیم.
سدها در وضعیت قرمز
فیروز قاسمزاده مدیرکل دفتر اطلاعات و دادههای آب کشور با اشاره به کاهش نگرانکننده بارندگیها و کاهش شدید ورودی آب به سدها میگوید: «از ابتدای سال آبی تاکنون، میزان بارشها نسبت به بلندمدت 3۹ درصد و نسبت به سال گذشته ۴0 درصد کاهشیافته و بخشی از سدهای کشور در آستانه بحران قرار گرفتهاند.»
وی بر ضرورت تغییر الگوی مصرف بهویژه در بخش کشاورزی و همراهی همهجانبه مردم برای عبور از تابستان سخت تأکید دارد. فیروز وی با اشاره به کاهش محسوس بارشها اظهار میدارد: «از اول مهر تاکنون، بر اساس شبکه ایستگاهی مبنای وزارت نیرو، مجموع بارشهای کشور تنها ۱۴۲.۵ میلیمتر بوده که در مقایسه با میانگین بلندمدت 3۹ درصد کاهش و نسبت به مدت مشابه سال گذشته، ۴0 درصد کاهش داشته است.»
به گفته قاسمزاده، بر این اساس، وضعیت کمبارشی و کاهش ذخایر آبی در اغلب استانهای کشور از جمله تهران، البرز، مرکزی، هرمزگان، خوزستان، خراسان رضوی و... همچنان تداوم دارد.
وی ورودی آب به سدهای کشور را از ابتدای سال آبی تا ۱0 خرداد ۱۴0۴، ۲0.۶۷ میلیارد مترمکعب خوانده و میگوید: «این میزان، نسبت به سال گذشته ۴۱ درصد کاهش داشته است. موجودی فعلی سدهای کشور ۲۶.۵۶ میلیارد مترمکعب است که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۲۴ درصد کاهش یافته است. به جز تعداد معدودی سد که عمدتا سدهای کوچک هستند، بقیه سدهای کشور در وضعیت نامناسب و کاهش قابل توجه در ورودی بوده و اغلب زیر ۲0 درصد پرشدگی دارند.»
کاهش ۹۰ درصدی بارش در تهران
مازیار غلامی مدیرکل اداره هواشناسی استان تهران با اشاره به میانگین بارش ۳.۳ میلیمتری در پهنه استان تهران در اردیبهشتماه، از کاهش ۹۰ درصدی بارش در مقایسه با میانگین بلندمدت خبر میدهد.
وی میگوید: «تجزیهوتحلیل آمارهای دریافتی از ایستگاههای هواشناسی استان مربوط به اردیبهشتماه ۱۴۰۴ بیانگر آن است که در این ماه تنها ۳.۳ میلیمتر باران (بهصورت پهنهای) در استان تهران اتفاق افتاده که این آمار نشاندهنده کاهش بارش ۹۰ درصدی در مقایسه با دوره آماری بلندمدت است».
وی در ادامه میافزاید: «متوسط بارش استان تهران از ابتدای سال زراعی (مهر ۱۴۰۳) تا پایان اردیبهشتماه، ۱۲۸ میلیمتر بوده که در مقایسه با سال قبل ۲۱ درصد و در مقایسه با بلندمدت ۴۹ درصد کاهشیافته است.»
بر اساس اعلام غلامی، استان تهران نهمین استان کشور با بیشترین مقدار کاهش بارش در مقایسه با بلندمدت است و از جمله ۱۰ استان اول از نظر میزان کاهش بارش است.
حسن عباسنژاد مدیرکل حفاظت محیطزیست استان تهران نیز با اشاره به چالشهای جدی در احداث و بهرهبرداری از تصفیهخانههای فاضلاب شهری، بر ضرورت حمایتهای ساختاری و تقویت مشارکتبخش خصوصی برای تحقق اهداف زیستمحیطی این تأسیسات تأکید دارد.
وی بر لزوم شناسایی و رفع چالشهای موجود در مسیر توسعه و بهرهبرداری پایدار از تصفیهخانهها اصرار میورزد.
مدیرکل حفاظت محیطزیست استان تهران اظهار میدارد: «کمبود اراضی مناسب برای احداث تأسیسات، محدودیتهای زیستمحیطی ناشی از تراکم بالای جمعیت در استان و الزامات ضابطه ۷۸۲ در زمینه استقرار کاربری در حریم کیفی آبهای سطحی از جمله موانع مهم در این حوزه است.»
وی با اشاره به کمبود منابع مالی و دشواری تأمین تجهیزات و قطعات مورد نیاز به دلیل تحریمها و موانع مرتبط با ثبت سفارش و تخصیص ارز، میافزاید: «قطعی مکرر برق نیز روند بهرهبرداری را با اختلال مواجه کرده و در صورت تداوم، میتواند به افزایش آلودگی منابع آبهای سطحی و زیرزمینی منجر شود.»
وی همچنین افزایش جمعیت، توسعه ساختوساز و اثرات تغییر اقلیم را از عوامل تشدید فشار بر زیرساختهای فاضلاب شهری برشمرد.
عباسنژاد با اشاره به مفاد قانون برنامه هفتم توسعه، خواستار اجرای مؤثر احکام مرتبط، حمایتهای مالی هدفمند و تسهیل مشارکتبخش خصوصی در این حوزه شده و تأکید دارد: «تصفیهخانههای فاضلاب باید فراتر از یک تأسیسات فنی صرف دیده شوند و بهعنوان زیرساختی کلیدی در حفظ محیطزیست شهری و سلامت عمومی مورد توجه قرار
گیرند.»
برنامههای آب را مطابق زیستبوم هر منطقه طراحی کنیم
محمد درویش فعال محیطزیست و کنشگر اجتماعی درباره مصرف آب میگوید: «اکنون در دنیا بحرانهای محیط زیستی بهشدت مورد توجه است، چون عواقب بسیار قابلتوجهی دارند. چطور بحرانهایی محیط زیستی به بحرانهای امنیتی تبدیل میشوند؟ اگر قرار است مشکل کمآبی داشته باشیم، قاعدتاً گیلان باید آخرین استان باشد، ولی در گیلان مشکل آب داریم! شگفتآور است که در برخی از شهرهای گیلان مثل «رودسر» آب جیرهبندی باشد و بحران کمبود آب در بخش کشاورزی داشته باشیم. وقتی از مسئولان سؤال میکنیم که چرا چنین است؟ پاسخ میدهند که در گیلان آب هست، ولی کیفیت ندارد، چون شیرابهها، فاضلاب و پساب وارد سفرههای زمینی و منابع آبی میشود و در نتیجه آب از کیفیت افتاده است و مجبوریم برای تأمین آب شرب و کشاورزی در بالادست سد بسازیم، میلیونها هکتار جنگل را تخریب کنیم و صدها هزار درخت را از بین ببریم، نرخ فرسایش را افزایش دهیم تا بتوانیم آب شرب تأمین کنیم.» وی در ادامه میافزاید: «سدهایی که در شفارود و پل رود، راسک ساخته شده و همینطور گیلان را به کارگاه سدسازی تبدیل کردهاند؛ ولی راهاندازی تصفیهخانه بندر انزلی بعد از سالها چنان به تأخیر افتاده است که اولین دوره کارکنان آن بازنشسته شدهاند. وقتی از مسئولان میپرسند: چرا؟ میگویند: چون 400 میلیارد تومان بودجه لازم دارد که اختصاص نمییابد.
سؤال اینجاست که برای ساخت این سدها چقدر هزینه میکنید؟ پاسخ سالی شش هزار و پانصد میلیارد تومان. پس چگونه است که چنین هزینهای برای ساختن سدها دارید، ولی این هزینه اندک را برای راهاندازی تصفیهخانه بندر انزلی ندارید؟ سازمان برنامهوبودجه بهعنوان تفکر خردمند نظام باید مقابل این حیفومیل بایستد و دستور دهد تا زمانی که یک لیتر آب تصفیه نشده روی زمین وجود دارد، هیچکس حق ندارد، سراغ سدسازی یا شیرینسازی آب دریا برود.»
این فعال محیطزیست با اشاره به رسالت رسانهها میگوید: «رسانهها باید از مسئولان محیطزیست سؤال کنند که چگونه طرح سد ماندگان به کمیته ارزیابی محیطزیست ارجاع شده است؟ نه فقط این سد بلکه بیش از 50 سد دیگر در کمیته ارزیابی در حال بررسی است. محیطزیست هم اکنون باید به استناد سند امنیت غذایی جلو سدسازی را بگیرد و همین هزینه را در اصلاح شیوههای کشاورزی و بازچرخانی آب صرف کند. 10 میلیارد مترمکعب فاضلاب رها شده داریم که منابع آبی را آلوده میکنند.
سازمان محیطزیست چرا مقابل این تخلفات سکوت میکند؟ برای تصفیه یک لیتر آب، یکپنجم هزینه شیرینسازی آب از خلیجفارس و دریای عمان، لازم است، ولی 350 هزار میلیارد تومان هزینه میکنیم که آب را شیرین و از دریای عمان به مشهد منتقل کنیم؛ در حالیکه یک پنجم این رقم کافی است تا تصفیهخانههای «کشف رود» در خود مشهد راهاندازی تا نیاز آب شرب و کشاورزی، صنعت و فضای سبز مشهد تامین شود. از 12 هزار لیتر بر ثانیه نیاز آب شرب مشهد فقط یک هزار لیتر آن تصفیه میشود، یعنی 11 هزار لیتر آن به صورت خام وارد کشف رود میشود که 7 هزار هکتار اراضی کشاورزی با این آب خام آبیاری میشود و رب یک کارخانه خاص را تولید و همه کشور را با این سونامی سرطانی درگیر میکنند و بعد از افزایش هزینههای سرطان و ناراحتیهای گوارش صحبت میکنیم.» وی در ادامه میگوید: «اصفهان رودخانهای به نام زایندهرود داشت که 800 میلیون مترمکعب آبآورده طبیعی آن بود و بر اساس نظامنامهای که شیخ بهائی تنظیم کرده بود، 70 هزار هکتار اراضی کشاورزی درین منطقه بود و یک صنعت متناسب هم داشت و رونق آن هم بر اساس گردشگری بود. آثاری مانند منارجنبان، چهلستون، نقش جهان، سی و سه پل و عالیقاپو را کماکان دارد. وقتی «خوان کارلوس» پادشاه اسپانیا به اصفهان رفته بود، گفت: اگر هر کدام از این آثار در اسپانیا بود بیشک ثروتمندترین کشور اروپا میشد. ما چه کردیم؟؛ طرح انتقال آب از سرشاخههای کارون را اجرا کردیم. امارات متحده عربی بیش از 83 هزار کیلومتر مربع وسعت دارد در حالیکه اصفهان 106 هزار کیلو مترمربع وسعت دارد، ولی جمعیتی که در امارات ساکن هستند، سه برابر اصفهان است. در امارات نه عالی قاپو، نه زایندهرود، نه سی و سه پل و نه هیچ یک از این کهن بومهای ارزشمند و چشماندازهای هوش ربای طبیعی که در شمال شرق اصفهان داریم، وجود ندارد. میانگین بارندگی امارات به اندازه یزد و دمای آن مانند خوزستان است و فقط شن و ماسه دارد، ولی در سال 2023 میلادی درآمدش از تجارت غیرنفتی 953 میلیارد دلار بود، در حالیکه کل فروش نفت ما 11 میلیارد دلار است. رمز موفقیت کشورهای عربی منطقه هم طراحی اقتصادی است که آب محور نیست و دنبال صادرات کشاورزی نیستند. وقتی در کشوری که در کمربند خشک جهان قرار گرفته است، یعنی در عرض 25 تا 0 4 درجه نیمکره شمالی، جاییکه میانگین بارندگی آن یک چهارم میانگین جهانی است و تبخیر دو برابری دارد، کلکسیونی از صنایع آببر و انرژیبر برای تولید پول و ثروت مستقر کنید، دچار نوعی نادانی شدهاید.»