نبرد تاریخی کشاورزان با کویر چـرا «کلانتری» اشتباه میکنـد؟
مقاله وارده
عیسی کلانتری (وزیر اسبق کشاورزی و رئیس اسبق سازمان حفاظت محیطزیست) اخیراً با ادعای «عدم توجیه اقتصادی کشاورزی شرق اصفهان» خواستار تعطیلی این بخش حیاتی شده است.
این سخنان نهتنها نشاندهنده نگرشی کوتهبینانه به مقوله آب و کشاورزی است، بلکه تهدیدی جدی برای امنیت غذایی و ثبات اجتماعی کشور محسوب میشود. کلانتری در مصاحبه با یکی از سایتهای خبری از اینکه کشاورزان آب گرانبها را مصرف میکنند، نگران است و با یک چرتکهاندازی نشان میدهد در کشاورزی میزان آبی که مصرف میشود با درآمدی که حاصل میشود، تناسبی ندارد.
او با طعنه میگوید هر کس بیکار بوده است، کشاورز شده و کشاورزی شرق اصفهان باید تعطیل شود. این سخنان عیسی کلانتری در مورد کشاورزی برآمده از تفکری است که چند دهه بر فضای سازمان محیطزیست حاکم بوده است. بحرانی که بر محیطزیست و اقتصاد کشور حاکم است حاصل این تفکر است. این ادعا که میزان هزینهای که در کشاورزی میشود با میزان درآمد آن تناسبی ندارد، نیازمند بررسی کارشناسی است. صحت اعداد و ارقامی که کلانتری به آن استناد میکند، محل تردید است. اما حتی اگر این آمار درست باشد، در این تفکر به هویت انسانی کشاورز و امنیت پایدار کشور توجهی نمیشود.
استدلال آقای کلانتری این است که قیمت آب مصرفی با درآمد حاصل از کشاورزی تناسبی ندارد و او به این نتیجه میرسد که این شغل به صرفه نیست و باید تعطیل شود. ایشان اگر قیمت زمینهای کشاورزی و هوای موردنیاز برای گیاهان را نیز حساب میکرد، راحتتر میتوانست تعطیلی کشاورزی را درخواست کند.
این انتظار که درآمد محصولات کشاورزی قیمت آب و زمین و هوا را پوشش دهد، نابجاست. وقتی کسی در یک خانه چند صد میلیاردی ساکن است، هیچکس نمیتواند استدلال کند که درآمد حاصل از این خانه به اندازه قیمت زمینی که اشغال شده است، ارزش ندارد و این خانه باید تخریب شود.
اما تفکری که آقای کلانتری سخنگوی آن است با چنین استدلالی سالهاست برنامههای کلان کشور را تنظیم و اجرا میکند. بر اساس این تفکر تولد فرزندان باید محدود شود، نسل کنونی باید در آپارتمانها زندانی شوند و خیره به تلویزیون و گوشی وقت بگذرانند و در یک کلام زندگی باید تعطیل شود تا منابع برای نسل بعدی بماند. در حالی که با این شیوه نسل کنونی امیدی برای پرورش نسل بعدی نخواهند داشت و حتی وجود نسل بعدی نیز در معرض خطر است.
در کشاورزی کسب درآمد هدف اصلی نیست. کشاورزان با کار در زمین خود برای خود هویت و معنا میسازند و برای کشور امنیت غذایی پایدار ایجاد میکنند. در شرق اصفهان نیز کشاورزان در حال هدر دادن آب نیستند. آنها با درک و عاطفهای که از محیطزیست رنجور و زخمدیده اطراف خود دارند، در حال پرستاری از زمین هستند و با چنگ و دندان تلاش دارند به محیط اطراف خود زندگی ببخشند. آنها اگر به دنبال سود بودند، بهسادگی زمین خود را به سکه و دلار تبدیل میکردند و هویت خود را فراموش میکردند. با فداکاری این قشر زحمتکش اکنون زمینهای کشاورزی شرق اصفهان تنها زمینهایی هستند که هنوز به کویر و شنزار تبدیل نشدهاند. اما آن بخش از زمینهایی که بر اساس نظر دکتر کلانتری در سازمان محیطزیست دولتی اعلام شده است، یا به کویر تبدیل شدهاند و یا در حال تبدیل شدن به کویر هستند. نتیجه این تفکر فقط خالی شدن روستاها از جمعیت و از بین رفتن هویت فرهنگی و بومی نیست. مشکلات امنیتی این تفکر بسیار روشن است. امنیت غذایی ایران عزیز با کشاورزی و دامداری پایدار است.
قیمت امید و آرامش و رضایت و سلامت جسمی که در کشاورزی و دامداری هست یا خسارت یأس و ناامیدی و نارضایتی نسلی که بر اساس تفکر کلانتری در آپارتمانها اسیر و پشت گوشیها در حال فرسودهشدن هستند، با چرتکه آقای کلانتری قابل محاسبه نیست. جنگ کشاورزان شرق اصفهان با کویر نمادی از فداکاری کشاورزان در کل کشور و در تمام تاریخ ایران عزیز است. وضعیت شرق اصفهان در شرق کشور نیز قابل مشاهده است. محیطزیست کشور در بخش وسیعی از سیستان و خراسان وضعیتی بحرانی دارد. البته نقش تغییرات آب و هوا در این بحران قابل انکار نیست. اما بخشی از بحران نیز ناشی از تفکر امثال دکتر کلانتری است که در چند دهه اخیر بر فضای محیطزیست کشور حاکم بودند. این تفکر شکستخورده است و باید تغییر کند.
ادعا این است که آبی برای کشاورزی در این زمینها وجود ندارد. اما واقعیت این نیست و از همین کویر میتوان غذای پایدار و سالم و هویت و امید استخراج کرد. برای اینکه این مطلب روشن شود، کافی است آقای کلانتری یک سفر کوتاه به شرق اصفهان داشته باشد. دولت برای حل مشکل ریزگردها در اصفهان بخشهای وسیعی از حاشیه شرق این استان را درختکاری کرده است که جای تقدیر دارد. درختان مخصوص شورهزار به آب زیادی نیاز ندارند و چوب آنها مقاوم و ماندگار است. به همین دلیل هر درختی که تناور میشود، در خطر قطع شدن و تبدیل شدن به تخته و یا ذغال است. با تمام تلاشی که ماموران محیطزیست دارند، آنها توان مراقبت از این درختان را ندارند و این روش در برابر سوداگران جواب نمیدهد. دولت توان کاشت درختان کویری در تمام مناطق را نیز ندارد و بیشتر زمینها در اختیار شنهای روان هستند.
مشکل اصلی این است که این زمینها دولتی هستند و بومیها حق استفاده از این زمینها را ندارند. اگر محیط کویری شرق اصفهان در قطعات چند هکتاری به جوانان محلی جویای کار و تعاونیهای روستایی واگذار شود، این مشکل حل میشود. تعاونیهای روستایی میتوانند به جای دولت با کشت درختان مخصوص شورهزار محیطزیست را زنده کنند. سود برداشت از چوب درختان انگیزه مناسبی برای کاشت درختان بیشتر و محافظت از درختان کنونی است. در این صورت پس از مدتی خطر کویر به یک فرصت تبدیل میشود. پرورش حیواناتی مانند شتر نیز در چنین شورهزارهایی میتواند محیطزیست شرق اصفهان را به سرزمینی پرسود تبدیل کند. این الگو در شرق کشور و به ویژه در سیستان عزیز و خراسانجنوبی نیز قابل اجراست و میتواند بخش زیادی از مشکلات اقتصادی و حتی امنیتی کشور را حل کند. سیستان عزیز در گذشته ضامن امنیت غذایی کشور بود و اکنون نیز میتواند به هویت گذشته خویش برگردد. کشور عزیز ایران همیشه گرفتار کمآبی و خشکسالی بوده است. کشاورزان در خطمقدم مبارزه با کویر بودند، اما از زمانی که تفکر کلانتری بر کشور و محیطزیست حاکم شد، کشاورزی و دامداری مدام محدودتر شد و کویر مدام گستردهتر شد.
چنین تفکری که بر سازمان محیطزیست حاکم بوده است، با هرگونه واگذاری زمین به جوانان مخالف است. سخنان کلانتری نشان میدهد این تفکر حتی سرسبزی زمینهای کشاورزی کنونی را نیز تحمل نمیکند و تلاش دارد این زمینها را نیز با نام زمین ملی به کویر تبدیل کند. منع استفاده از بخش زیادی از زمینهای کشور تفاوتی با اشغال یک کشور ندارد. استعمار زمانی که تفکر متخصصان محیطزیست را کنترل کند، بهسادگی میتواند بخش زیادی از سرزمین کشور را خالی از انسان کند، نسل کنونی را در زندان آپارتمان اسیر کند و مانع پیدایش نسل آینده شود. حاصل تفکری که بر سازمان محیطزیست حاکم است، بسیار تاریک است. میلیونها هکتار از زمینهای مرغوب کشور در حال تبدیلشدن به کویر است و برای نجات این بخش از سرزمین ایران باید این تفکر تغییر کند. اعتماد به جوانان بومی هر منطقه و واگذاری وسیع زمینها به آنها تحولی عظیم در امنیت غذایی و ایجاد رضایت عمومی فراهم خواهد کرد.
محمدرضا صادقی