حکایت سینماتوگراف 2
رازهـــای پروانه ساخت و نمایش
سعید مستغاثی
بخش 132
یک اشاره:
از پاییز سال 1400 بنا به دعوت دوست گرامی و قدیمیام، محمد خزاعی که رئیس سازمان سینمایی دولت سیزدهم شد، علیرغم میل باطنی و مغایرت ذهنی با شوراهایی از این دست، عضو همزمان شورای صدور پروانه ساخت و پروانه نمایش سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شدم و به مدت حدود 3 سال عضو این دو شورا بودم.
حالا به نظرم ادامه تاریخ سینمای ایران در سالهای پس از انقلاب، از این زمان (یعنی پاییز 1400) به بعد را میتوانم از این جایگاه هم مورد بررسی و تحلیل قرار دهم که در واقع به بسیاری از مسائل پشتپرده این سینما که پیش از این با حدس و گمان پرداخته شد در این بازه زمانی میتواند با قطعیت و واقعیت بیشتری همراه باشد.
رعایت قانون ملاک بود
اول از همه اینکه همه سعی و تلاش و توافقات اعضای هر دو شورای پروانه ساخت و نمایش این بود برای دور ماندن تصمیمات از سلیقههای شخصی، مُرّ قانونی که وجود دارد، مورد استناد قرار گیرد و در این مورد یک آییننامهای در دست بود به نام «آییننامه نظارت بر نمایش» که مصوب دولت هشتم (دولت دوم سید محمد خاتمی) در مردادماه 1382 بود و تقریباً میتوان گفت در شوراها و دولتهای قبلی کمتر به آن توجه شده بود.
اما در شوراهای پروانه ساخت و نمایش دولت سیزدهم، تصمیم جمعی بر این بود که همین آییننامه مغفول مانده نظارت بر نمایش (تا تصویب آییننامه جدید) ملاک عمل قرار گیرد. یعنی قرار بر قانونی کار کردن بود و نه سلیقهای و بر مبنای علائق شخصی.
خوشبختانه در همان آییننامه بسیاری از مسائل فنی و محتوایی مطلوب در نظر آورده شده بود از جمله اینکه در ماده 14 از بند 3 آن، به ممنوعیت آثار با ساختار ضعیف اشاره شده بود و همچنین آثاری که سلیقه مخاطب را به سوی ابتذال سوق میدهند.
براساس همین ماده و بند آییننامه یکی از او لویتهای اعضای شوراهای پروانه ساخت و نمایش، وجه ساختاری آثار بود یعنی در درجه نخست، رعایت حداقلی عناصر ساختاری در فیلمنامه و فیلم (فارغ از موضوع و محتوی) در فرم فیلم و فیلمنامه مدنظر قرار میگرفت و در صورت رعایت این مورد به سایر مسائل موضوعی پرداخته میشد.
اولویت بحث ساختاری
از همینروی شاید برای اولینبار مسئله ارزشیابی فنی آثار سینمایی در شوراهای پروانه ساخت و نمایش مدنظر قرار گرفت و حتی مسئله ارتقاء فنی و ساختاری فیلمنامهها به دستور کار شورا راه یافت و دوستانی به نمایندگی از شورا طی جلساتی با سازندگان فیلمها، سعی در بالابردن ساختاری و فرمیک کارها داشتند.
شاید همین مورد برگزاری جلسه و جلسات اعضای شوراها با عوامل سازنده آثار سینمایی موضوع غریبی بود لااقل برای بسیاری اعضای قبلی این شورا و دیگر شوراهای صدور پروانه در ادارات و سازمانها و مؤسسات که مگر پس از رد یا وارد آوردن اصلاحات به یک درخواست بررسی، نیاز به برگزاری جلسه و گفتوگو با صاحب آن درخواست وجود دارد؟!
یعنی اغلب معمول این بوده و هست که درخواستی ارائه گردیده و اعضای یک شورا (در اینجا شورای پروانه ساخت و نمایش) آن را بررسی نموده و رد یا قبول و یا ایرادات و اصلاحاتی به آن وارد کردهاند، سپس درخواستکننده به دنبال دریافت نقطه نظرات شورای مربوطه، فقط میتواند پذیرنده آن بوده و یا در جهت رفع ایرادات و اصلاحات وارده، اقدام نماید. دیگر گفتوگو و بحثی معمولا وجود نداشته و ندارد!
اما این روندی بود که در شوراهای پروانه ساخت و پروانه نمایش سازمان سینمایی دولت سیزدهم شکسته شد و پس از ایراد اصلاحات و حتی رد یک فیلمنامه یا فیلم، صاحبان آن اثر میتوانستند با یک یا چند و یا همه اعضای شورا و یا مدیر اداره نظارت بر تولید و ساخت فیلم صحبت و بحث و جدل کنند و با روشن نمودن ابهامات و ارائه نقطه نظرات خویش، به قانع ساختن شورا اقدام کرده و بعضا نتایج مطلوب خود را دریافت دارند و یا برعکس!
روالی که تغییر کرد
بعضا فرد یا افرادی از اعضای شورا مأمور میشدند تا با نویسندگان فیلمنامهها، صحبت نمایند و این صحبت و مذاکرات گاهی به چندین و چند جلسه مفصل حضوری یا غیرحضوری میانجامید. بعضاً با برخی نویسندههای جوان حتی جلساتی مانند کلاس فیلمنامهنویسی یا توضیحی/ تشریحی برای موضوعی که به آن پرداخته ولی به عمقش پی نبرده بودند، برگزار میشد.
شاید در طول 3 سال عمر شورای پروانه ساخت و نمایش دولت سیزدهم، صدها جلسه و هزاران ساعت از این دست برگزار شد و مشکل بسیاری از فیلمنامهها و فیلمها مرتفع گردید که هیچگاه در عمر سینمای ایران سابقه نداشت.
در یکی از همین جلساتی که برای گفتوگو و مذاکره با نویسنده یکی از فیلمنامههای مورد ایراد شورا تشکیل شد، آن نویسنده محترم که چندین سال هم مدیر سینمایی بود (از جمله مدیر اداره نظارت و ارزشیابی)، وقتی با ایرادات جزء به جزء شورا مواجه گردید، در کمال شگفتی و تعجب پرسید: «مگر شما فیلمنامهها را میخوانید»؟!
شاید این سؤال برای افراد خارج از شورای پروانه ساخت، پرسشی عجیب باشد اما احتمالاً برای برخی اعضای سابق این شورا، کاملاً قابل درک است، چون در دورههای قبلی، اغلب اعضای شورا یا به طور کامل و یا اصلا فیلمنامهها را نخوانده و به نظرات و آراء دیگر دوستانشان اعتماد کرده و برگه صورتجلسه را امضاء مینمودند!
حتی گفته میشد که با توجه به نام و عنوان نویسنده فیلمنامه، بعضاً یک نفر فقط چند صفحه از فیلمنامه او را میخواند تا متوجه اصل موضوع شده و بقیه به نظر وی احترام گذارده و پروانه ساخت را امضاء میکردند.
اما در دوران شورای پروانه ساخت سینمایی دولت سیزدهم، به یقین میگویم که اغلب فیلمنامهها را تقریبا همه اعضا به طور دقیق و بعضاً بیش از یکبار خواندند. بعضاً این فیلمنامهها بارها بین شورا و نویسندگانش در رفت و آمد بود، اصلاح میشد، کم و زیاد میگردید و مجدداً نسخه جدید به شورا میآمد و کامل خوانده میشد.
گاهی این احاطه بر فیلمنامهها آنچنان بود که اعضای شورا حتی دقیقتر از نویسنده آن، میدانستند که فراز و نشیبهای قصه کجاست و کدام صفحه و حتی کدام پاراگراف و عبارت! تا جایی که برخی از آن نویسندگان اذعان میداشتند که انگار شما بهتر از ما از جزئیات فیلمنامه باخبرید!!
اصل؛ قوت کارها بود
در این دوران برخلاف آنچه توسط برخی گفته و تبلیغ میشد، بدون در نظر گرفتن جناح یا تفکر و یا وابستگیها و دلبستگیهای نویسندهها و تهیهکنندهها و کارگردانها، فیلمنامهها مورد بررسی قرار میگرفت. شاید یکی از اولین دورههایی بود که وجه «ارزشیابی» فیلمنامهها علاوهبر بعد «نظارتی» به میان آمد و براساس بند 14 ماده 3 آییننامه نظارت بر نمایش که صراحتا بر مردود بودن فیلمنامهها و فیلمهای با ساختار ضعیف تاکید دارد، شورا در مقابل بسیاری از این دست آثار که در واقع زیرخط استاندارد فیلمنامهنویسی بودند، بدون توجه به نام و نشان و وابستگیهای نویسندگان آن ابراز مخالفت نمود.
در این زمینه میتوانم به برخی آثار منسوب به سینمای دفاع مقدس اشاره کنم که به دلیل خدشهدار کردن دوران دفاع مقدس و روایتی ناقص و انحرافی از سرداران آن، مورد مخالفت اعضای شورا قرار گرفتند و یا بعضی آثار که حتی از سوی نهادها و ارگانهای سینمایی جبهه انقلاب ارسال میشد با مخالفت شورا مواجه شد، البته شوربختانه برخی آنها ساخته شده و با استقبال مواجه نگشته، مورد اعتراض دلسوختگان و خیرخواهان انقلاب قرار گرفتند و برخی هنوز در محاق نمایش ماندهاند!