مقاومت در فضای مجازی
شفا میخواهی یا شفاعت؟!
حمید داوودآبادی، نویسنده و جانباز دفاع مقدس در صفحهاش در شبکههای اجتماعی نوشت:
کلمهای ارزشمند که از یک شهید آموختم... شهید مدافع حرم «عباس کَردانی» اهل خوزستان، توفیقم داد کتابی از خاطرات و گفتههایش بنویسم، به نام «عباس برادرم».
نوشتن این کتاب برای انتشار، برای من حقیر سرشار بود از درس اخلاق و معرفت و خداشناسی!
یکی از نکات مهمی که بعد از عمری دعا و ادعا، از آن شهید عزیز آموختم، این بود که:
عباس، مادرش را خیلی دوست داشت. وقتی مادرش در بستر بیماری بود، خیلی برای شفایش دعا کرد. برخلاف انتظار عباس، مادرش فوت کرد و به دیدار پروردگار رفت.
عباس به زیارت امام رئوف و مهربانی حضرت امام رضا(ع) رفت و با زبان گلایه گفت:
«هزاران مؤمن از همشهریانم، برای شفای مادرم دعا کردند، ولی او را بردید، چرا؟!»
در عالم خواب و بیداری، امام رضا(ع) را دید که از او پرسید:
- تو، شفای مادرت را از ما میخواهی، یا شفاعتش را؟!
عباس وقتی با خود اندیشد، گفت:
- خب معلومه، شفاعتش را.
و امام به او می فرماید: پس برو و گلایه نکن!
از وقتی این جمله را در خاطرات شهید عباس کردانی خواندم، آنقدر دلم آرام گرفت که تا خبر بیماری کسی را بخصوص بستگان نزدیک و عزیزانم را میشنوم، دست به دعا برمیدارم و التماس میکنم:
برای شفا و شفاعت آن عزیز دعا کنید.
برای شفاعتم دعا کنید، لطفاً!