کد خبر: ۳۰۷۹۹
تاریخ انتشار : ۰۸ آذر ۱۳۹۳ - ۱۷:۲۷

منظر اجتماعی دین در گفت‌وگوی الحیاه با امام‌موسی صدر


امام موسی‌صدر در سال 1338 پا به خاک لبنان نهاد و درپی ارتحال علامه شرف‌الدین و وصیت‌نامه آن مرحوم به عنوان امام جماعت مسجد صور وارد این کشور شد. موسی‌صدر پس از دو دهه فعالیت در سرزمین تمدن‌ها و فرهنگ‌های تاریخی و دیار طوایف گوناگون دینی، رهبری شیعیان لبنان را در همه قلمروها و ابعاد حیات فردی و اجتماعی به عهده گرفت و با دو بال علوم و اجتهاد حوزوی در معارف دینی از حوزه قم و نجف و تحصیلات دانشگاهی در رشته حقوق از دانشگاه تهران، چنان منظومه فکری و سیره عملی و نظام مدیریتی از خود به نمایش گذاشت که جایگاه ویژه و مقبولیت عامی نزد تمامی طوایف مسلمان و غیرمسلمان لبنان پیدا کرد. از یک سو با اهل سنت گفت‌وگو می‌کرد، و از سوی دیگر با مسیحیان و رهبران آنان دیدار می‌کرد. هم با مفتی اهل سنت و دانشگاه الازهر و دیگر بزرگان عرب همچون عبدالناصر به صحبت می‌نشست و هم پاپ را ملاقات می‌کرد. مجموعه این روابط و تعاملات و محتوایی که از اسلام در سیره نظری و عملی خود به مخاطبان ارائه می‌داد، از ایشان چهره‌ای فراطائفه‌ای، جهانی و بین‌المللی ساخت که همه طوائف 17 گانه لبنان از وی الهام می‌گرفتند و کلیساهای کاتولیک لبنان برای اولین بار در تاریخ مسیحیت از یک روحانی شیعه برای سخنرانی دعوت به عمل می‌آوردند و ایشان کنفرانس‌ها و سخنرانی‌های متعددی در کلیساهای لبنان ارائه داد و چهره‌ای از اسلام را برای آنان به نمایش گذاشت که جرج جرداق مسیحی  در وصف ایشان می‌گوید: اگر تمامی روحانیون مسلمان مانند امام موسی صدر اسلام را عرضه می‌کردند دیگر نه از مسیحیت و نه از سایر ادیان اثری باقی نمی‌ماند. آری شخصیتی همچون امام موسی صدر با چنین جامعیتی گمشده نسل جوان امروز ما است و در این رابطه بررسی ابعاد و زوایای فکری و رفتاری امام موسی صدر یکی از اولویت‌های جوامع مسلمان به حساب می‌آید، همان‌گونه که شاگردان مکتب امام موسی صدر در لبنان با الهام از آموزه‌ها و ارزش‌های فکری و سلوکی امام موسی‌صدر در قالب حزب‌الله، حماسه‌هایی آفریده‌اند که امروزه یکی از محبوب‌ترین گروه‌های موجود در جامعه لبنان و جهان به حساب می‌آیند.
نوشتار حاضر گفت‌وگوی روزنامه الحیات لبنان با امام موسی صدر در تاریخ اول دی‌ماه 1341 می‌باشد که در آن با گوشه‌ای از ابعاد فکر مشارکتی و منظر اجتماعی دینی امام موسی صدر در جامعه لبنان آشنا می‌شویم.
***
* می‌دانم که ریشه و تبار لبنانی دارید. اما مایلم که بدانم نیاکان شما چه وقت و چرا هجرت کردند؟
- نسبت من به سید صالح شرف‌الدین می‌رسد که حدود 150 سال پیش به اتفاق پسرش سیدصدرالدین از لبنان هجرت و در عراق اقامت کرد. این هجرت به سبب حمله معروف جزار به سرزمین ما بود که در اثر آن فجایع و مصیبت‌های بی‌شماری بر عالمان جبل عامل وارد آمد. از آن پس، این خانواده در کشورهای ایران و عراق گسترش یافتند و نام صدر را برای خود برگزیدند.
* چه سالی متولد شدید؟
- در سال 1926 میلادی (1307 شمسی) در شهر قم به دنیا آمدم.
* علوم دینی را نزد چه کسانی فرا گرفتید؟
- در قم نزد آیت‌الله بروجردی و در نجف اشرف نزد آیت‌الله سیدمحسن حکیم.
* معروف است که شما از دانشکده حقوق فارغ‌التحصیل شده‌اید. چه زمانی، در کجا و به چه زبانی؟
- تحصیلاتم را در دانشگاه تهران و به زبان فرانسه گذراندم.
* به چه زبان‌هایی تسلط دارید؟ آیا تألیفاتی هم دارید؟
- به زبان‌های عربی و فارسی و فرانسه تسلط دارم. کتابی تألیف نکرده‌ام، اما در فقه مقالاتی نگاشته‌ام.
* آیا در کنار وظایف دینی هدف خاصی را دنبال می‌کنید؟
- فعالیت‌های دینی من، قبل از هر چیز، ارتقای زندگی اجتماعی مردم به‌طور عام و فرهنگ دینی مسلمین به‌طور خاص است. بر این باورم که تا وقتی زندگی اجتماعی مردم در این سطح است، وضع دینی آنان را نمی‌توان بهبود بخشید. از این‌رو، درصدد تأسیس مؤسسه‌ای اجتماعی در شهر صور هستم تا برای بیکاران اشتغال ایجاد کند، به نیازمندان یاری رساند، یتیمان را پناه دهد و با استفاده از شیوه‌های جدید به آنان حرفه و صنعت بیاموزد. اخیراً موافقت اداره کل احیای اجتماعی (مصلحه الانعاش الاجتماعی) را جلب کرده‌ام تا با تقبل یک سوم هزینه‌های این مؤسسه، ما را در این امر یاری دهد.
* منظورتان از حرفه و صنعت چیست؟
- در رأس همه صنعت فرش ایران و در بخش کشاورزی کشت چای.
* چگونه چنین کارهایی ممکن است. اصلاً آیا خاک ما برای کشت چای مناسب است؟
- درمورد صنعت فرش استاد خبره‌ای از تهران خواهم آورد. در مورد کشت چای از حیث کارشناسی و فنی اعتقاد دارم آب و هوای اینجا برای تولید این محصول مناسب است، چراکه منطقه کشت چای باید مرطوب باشد. البته، برای شناسایی هرچه بیشتر خاک نمونه‌هایی به آزمایشگاه خواهم فرستاد. به هرحال، در حد توان خود خواهم کوشید تا با این عقب‌ماندگی رایج اجتماعی در منطقه جنوب مبارزه کنم.
* درمورد وظایف دینی چطور؟
- این وظیفه در نزد من بر یک مبنا استوار است و آن مبنا را از این آیه شریفه برگرفته‌ام: «فأقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطرالناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم» «به یکتاپرستی رو به دین‌ آور. فطرتی است که خدا همه را بدان فطرت بیافریده است و در آفرینش خدا تغییری نیست. دین پاک و پایدار این است.» (روم، 30) این باور مرا بر آن می‌دارد تا همه مردم را برای پذیرش دعوت دینی درست آماده بدانم. بنابراین، دایره دعوت و تبلیغ خود را به مؤمنان و اهل مسجد محدود نخواهم کرد، بلکه فراتر از مسجد، در باشگاه‌ها و مدارس و دانشگاه‌ها نیز به سخنرانی می‌پردازم. می‌کوشم تا اعتماد جوانان را به توانمندی و صلاحیت دین در انطباق و همگامی با زندگی جدیدشان- هر قدر هم که پیشرفته و تحول‌ یافته باشد- به دست آورم.
این حرکت، به‌طور مستقیم و غیرمستقیم، کانون خانواده را ارتقا می‌بخشد و قابلیت‌های ذاتی آن را برای تکامل دینی و اخلاقی در دو جهان تقویت می‌کند. با این روش، درپی اجرای فرموده خداوند هستم که: «من عمل صالحاً من ذکر أو انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیوه طیبه و لنجزینهم أجرهم بأحسن ما کانوا   یعملون.» «هر زن و مردی که کار نیکو انجام دهد، اگر ایمان آورده باشد زندگی خوش و پاکیزه‌ای بدو خواهیم داد و پاداشی بهتر از کردارشان عطا خواهیم کرد.» (نحل، 97) این آیه ما را به این نکته رهنمون می‌کند که دین نه تنها با پیشرفت‌های علمی و اجتماعی ناسازگار نیست، بلکه با نیرویی توانمندتر جامعه را به سوی پیشرفت‌های مادی و معنوی بیشتر سوق خواهد داد.
* برخی بر این باورند که دین با علم جدید سازگاری ندارد.
- من چنین باوری ندارم. برعکس، دانش را چراغ روشنگری می‌دانم که ما را به فعل خدای سبحان و عظمت و اتقان صنع او رهنمون می‌شود.
* درباره تعدد فرق و فرقه‌گرایی در لبنان چه روشی را پیش می‌گیرید؟
- اسلام، بنابر این آیه کریمه «فاستبقوا الخیرات» پس در خیرات بر یکدیگر پیشی گیرید (مائده- 48) به ما می‌آموزد که در سازندگی کشور و بالا بردن سطح زندگی مردم، آن هم در تمامی ابعاد اخلاقی و اجتماعی آن، بدون توجه به تعصب‌ها و روش‌های تخریبی و آثار منفی و رنج‌های فراوانی که تاکنون برده‌ایم، با دیگر اقوام و مذاهب به رقابت برخیزیم. (ان هذه امتکم امه واحده و أنا ربکم فاعبدون» «این شریعت شماست، شریعتی یگانه، و من پروردگار شمایم، مرا بپرستید.» (انبیا، 93)
به یاری خدا این شیوه را پیش می‌گیرم و پیروان همه مذاهب را دعوت خواهم کرد تا توانمندی‌های خود را در سازندگی و فعالیت‌های مثبت به کار گیرند. فرقه‌ای پیشرفت خواهد کرد که آیینش با تحولات زمانه همراه باشد و از راه اجتهاد دینی، راهکارهایی بهتر برای حل مشکلات این روزگار ارائه دهد.
* جامعه ما تحت سیطره مجموعه‌ای از احزاب و گرایش‌های فکری مختلف قرار گرفته است. نظر شما در قبال این جریانات چیست؟
- ما بر این باوریم که مسلمان باید به امور دیگر مسلمانان و اهل کتاب اهتمام ورزد. فعالیت‌های اجتماعی و مصالح مردم را می‌توان به دو دسته مستقیم و غیرمستقیم تقسیم کرد. فعالیت مستقیم یعنی اصلاحاتی که خود می‌توانیم درپی آنها برآییم و برای تحققشان تلاش کنیم. فعالیت غیرمستقیم یعنی تلاش برای تجدید نظام تا براساس مصلحت مردم و هدایت آنان برپا شود.
آنچه برای من از آمدن یا رفتن یک وزیر و پیروزی یا ناکامی یک کاندیدا اهمیت بیشتری دارد، آن است که این وزیر یا آن نماینده را کمک کنم تا کاری سازنده و ثمربخش صورت دهد و سطح زندگی شهروندان این کشور را ارتقا دهد. بنابراین، حوزه فعالیت و اختیارات و توانمندی من با احزاب تفاوت دارد، زیرا فعالیت یک حزب غالباً در این زمینه است که زمام قدرت را به دست گیرد یا حکومت را حمایت کند تا بلکه از این طریق به اهداف خود جامه عمل بپوشاند. خواهش می‌کنم از همین‌جا دانسته شود که من با همه احزاب و گرایش‌ها بر مبنای این شعار رفتار خواهم کرد: «ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه.» «مردم را با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت بخوان.» (نحل، 125)
* باتوجه به اینکه شما به لحاظ سنی و فرهنگی پیشتاز نسل جوان هستید، چه پیشنهادهایی برای جوانان دارید؟
- ( با لبخندی جواب داد:) باید اعتراف کرد که جوانان آمال و آرزوهایی خاص خود دارند. درعین حال، این بدان معنا نیست که در آرزوهای خود غرق شوند یا چندان افراط کنند که جسم و عقلشان در برابر حوادث بی‌اعتنا شود. از این‌رو، در برخورد با جوانان، هم از شیوه تسامح استفاده می‌کنم و هم از نصیحت. من در مواجهه با جوانان، چشمی را باز می‌کنم و چشم دیگر را می‌بندم. آرزوی من این است که جوانان آن‌گونه باشند که درخور حسن ظن وطن باشند، چراکه جوانان پشتوانه شریان حیاتی و گل خوشبوی کشورند و همواره رایحه‌ای از بهشت با خود به همراه دارند. آرزو دارم که آرمان‌های ملی و ادبی و اخلاقی جوانان تحقق یابد تا در جامعه‌ای که خداوند برایشان برگزیده است، از حمایت بیشتر و نیز ارزشی والاتر برخوردار شوند.
* پیشتر و قبل از آنکه به‌طور قطعی به صور برگردید، چند ماهی در این شهر اقامت داشتید. در آن زمان چه برنامه‌هایی به اجرا گذاشتید که این‌گونه آوازه‌اش لبنان را فرا گرفته است؟
- البته، در مقایسه با وظایفی که برعهده دارم کاری انجام نداده‌ام، آنچه بدان اشاره می‌کنم، برخی کارهای خودجوش است که امیدوارم هر مسئولی در شهر و منطقه خود به آنها بپردازد:
اولاً، تکدی‌گری را به‌طور جدی ممنوع کردم. و این پس از آن بود که به نمایندگی از افراد متمکن مسئولیت تأمین خوراک و پوشاک و نیازهای اساسی متکدیان را تأمین کردم، به‌گونه‌ای که نیازمندان اکنون مستمری خود را در منازل دریافت می‌دارند.
ثانیاً، ترتیبی داده شد تا برای هر بیمار نیازمند در کمترین زمان پزشک و وسایل درمان رایگان فراهم شود. در این خصوص سپاسگزار پزشکان شهریم که یاریگر ما هستند.
ثالثاً، جلسات دینی و اجتماعات عمومی را سامان دادم، به‌گونه‌ای که بتوانند به تحقق اهداف خیرخواهانه و نیز به گسترش روح محبت و دوستی در میان مردم، آن هم همه مردم، کمک کنند.
البته، این فعالیت‌ها و موارد دیگری که الان فرصت ذکر آنها نیست همه در چارچوب برنامه‌های جمعیت احسان و نیکوکاری شهر صور صورت می‌پذیرد که روز به روز بر دامنه فعالیتش افزوده می‌شود.
منبع : موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر