اجتهاد یا تقلید یا هر دو؟ (پرسش و پاسخ)
پرسش:
از منظر آموزههای وحیانی یک مسلمان برای شناخت اوامر و نواهی الهی باید مجتهد باشد یا مقلد یا هر دو؟
پاسخ:
دو کلمه اجتهاد و تقلید با دو معنی متقابل خود، در میان مسلمانان زیاد استعمال میشود که در اینجا در چارچوب معنای عرفی آن به این موضوع خواهیم پرداخت که یک فرد مسلمان برای شناخت و آگاهی از تکالیف خود و اوامر و نواهی الهی آیا فقط باید مجتهد باشد؟ یا فقط باید مقلد باشد؟ یا تلفیقی از هر دو که در بعضی حوزهها باید مجتهد باشد و در برخی حوزهها مقلد.
مفهوم اجتهاد و تقلید
1- از نظر شیعه، آیین پاک اسلام گذشته از یک رشته معارف اصلی مربوط به مبدأ و معاد و یک رشته دیگر اصول اخلاقی، یک سلسله قوانین و مقررات در اطراف اعمال انسانی دارد که بدون استثنا به همه جهات زندگی جامعه انسانی رسیدگی نموده، هر انسان مکلفی را اعم از سیاه و سفید، و عرب و عجم و مرد و زن در هر محیطی و با هر شرایطی زندگی نمایند، موظف میکند که اعمال فردی و اجتماعی خود را با آنها تطبیق نموده و از آن دستورات که مجموعه آنها به نام شریعت نامیده میشود پیروی نمایند و البته تطبیق هیچ عملی به قانون و حکم مربوط به خود، بدون تشخیص علمی متن همان قانون میسر نیست، از همین رو تحصیل علم به قوانین علمی و احکام فرعی اسلام یکی از وظایف مسلمین خواهد بود. این مسئله در عین اینکه از راه اعتبار عقلی به ثبوت میرسد بیانات کتاب و سنت نیز همین معنا را تایید میکند. قرآن کریم میفرماید: «و لاتقف ما لیس لک به علم» از آنچه که بدان علم نداری پیروی مکن.(اسراء- 36) پیامبر اکرم(ص) میفرماید: «طلب العلم فریضه علی کل مسلم و مسلمه» تحصیل علم بر هر زن و مرد مسلمانی واجب است.(تنبیهالخواطر، ج 2، ص 176)
در امالی شیخ مفید از قول امام صادق(ع) نقل میکند که خدای متعال روز قیامت از بنده خود میپرسد: آیا میدانستی؟ اگر بگوید: بلی. میفرماید: چرا به آنچه میدانستی عمل نکردی؟ و اگر بگوید نمیدانستم میفرماید: چرا یاد نگرفتی تا عمل کرده باشی؟ در نتیجه بنده را محکوم میکند و همین است معنی حجت بالغه آنجا که میفرماید: «ولله الحجه البالغه» (انعام- 149)
2- نظر به اینکه بیانات دینی که در کتاب و سنت واقع است، کلی و محدود و صور اعمال و حوادث واقعه که مسائل مورد ابتلا را تشکیل میدهند، غیرمتناهی و نامحصورند، برای به دست آوردن جزئیات احکام و تفاصیل آنها، راهی جز اعمال نظر و پیمودن طریق استدلال نیست و از همین جا روشن میشود که برای تشخیص وظایف و احکام دینی باید راهی را پیمود که عقلای اجتماع برای تشخیص وظایف فردی و اجتماعی از متن قوانین و دستورات کلی و جزیی و معمولی میپیمایند. بنابراین معنی اجتهاد به دست آوردن حکم شرعی است از بیانات دینی به طریق نظر و استدلال که با به کار انداختن یک رشته قواعد مربوط مانند اصول فقه انجام میگیرد.
عدم امکان اجتهاد برای همه مردم
انجام وظیفه اجتهاد برای همه افراد مسلمان امکانپذیر نمیباشد، و تنها عده معدودی قدرت و توانایی انجام چنین رسالتی را دارند. معذوریت اجتهاد در احکام برای همه از یک سو و وجوب تحصیل معرفت به احکام برای همه از طرف دیگر، موجب گردیده است که در اسلام برای افرادی که توانایی اجتهاد ندارند، وظیفه دیگری در نظر گرفته شود و آن این است که احکام دینی مورد ابتلای خود را از افرادی که دارای ملکه اجتهاد و قریحه استنباط میباشند اخذ و دریافت دارند، و این است معنی کلمه تقلید در مقابل کلمه اجتهاد که در میان ما مسلمانان رواج دارد.
اجتهاد و تقلید با عقل و فطرت انسانی
با نظری دقیقتر و بحثی عمیقتر میتوان به دست آورد که موضوع اجتهاد و تقلید ریشه وسیعتری دارد، و سلوک طریق اجتهاد و تقلید یکی از اساسیترین اجزاء برنامه زندگی انسان میباشد و هر انسانی با عقل و فطرت انسانی خود، راه زندگی را در جایی که میتواند با اجتهاد و در جایی که عاجز است با تقلید میپیماید. بنابراین دستور اجتهاد و تقلید در اسلام ارشاد مردم خواهد بود به سوی روشی که عقل و فطرت انسانی به وی هدایت مینماید. در این رابطه هر انسانی در بخش بسیار کوچکی از جهات زندگی خود به اجتهاد میپردازد، و بخشهای دیگر گستردهتر را با تقلید میگذراند. راستی کسی که مدعی است در زندگی خود زیربار تقلید نرفته و نخواهد رفت، با یک پندار دروغین و خندهدار خود را فریب میدهد. لذا قضاوت عقلانی و فطری به جواز تقلید یا لزوم آن در جایی است که انسان جاهل بوده و توانایی اعمال نظر و بررسی فکری مسئله را نداشته باشد، و در آن زمینه مرجع تقلید پیشوای مفروض و مرجع صلاحیتدار و قابل اعتماد و وثوق بوده باشد. در غیر این صورت تقلید از غیر فرد ثقه و صلاحیتدار قابل ذم و نکوهش میباشد.