اقتصاد معنویتگرا و ویژگیهای آن
محمد شریفزاده
اقتصاد مجموعهای از دانش کاربردی است که به بررسی فعالیتهای اقتصادی مربوط به تولید، مبادله، توزیع و مصرف کالا و خدمات میپردازد و اصولا موضوعات آن به ساحت مادیات و امور دنیوی میپردازد. بنابراین، سخن از اقتصاد معنوی مانند سخن از رفتاری متضاد است که امکان ندارد؛ چرا که مباحث معنوی به ساحت امور اخلاقی و اخروی توجه دارد؛ اما بر اساس آموزههای قرآنی، اصولا اقتصاد اسلامی چیزی جز اقتصاد اخلاقی با رویکرد اصالت اخروی نیست؛ از همین رو اصول اقتصادی اسلام ناظر به ساحت اخلاق و معنویت بوده و به آسیبشناسی اقتصاد غیر اخلاقی و غیر معنوی میپردازد و خواهان اصلاحات اساسی در ساحت اقتصاد غیر معنوی است.
اصولا هر امر دنیوی از جمله مال و ثروت باید ابزاری برای تحصیل امور معنوی و آخرتی باشد(قصص، آیه 77) و مؤمنان باید میان حسنات دنیوی و حسنات اخروی جمع کنند(بقره، آیه 201؛ اعراف، آیه 156؛ نحل، آیات 30 تا 97)، مشروط بر آنکه اهداف و ارزشهای والای معنوی و اخروی در امور اقتصادی ترجیح داده شود.(توبه، آیه 24)
نقش امور دنیوی از جمله مال و ثروت در فرآیند رشد بلکه رسیدن انسان به کمال بسیار اساسی است؛ هر چند که این امور جزو ابزارهای آزمون و امتحان برای انسان است تا هر کسی حقیقت وجودی و شاکله اصلی خویش را بروز و ظهور دهد و با نیات، شخصیت خویش را بسازد و نشان دهد(تغابن، آیات 14 و 15)، اما انسان در درون کوره آتشین ابتلائات است که ساخته میشود و ثروت و قدرت و مانند آنها از امور دنیوی در تحقق این رشد معنوی و کمال الهی انسان بسیار نقش دارد؛ چنانکه خدا بیان میکند که مثلا صاحبان ثروت میتوانند با «صدقه»(توبه، آیه 75)، و انفاق و قرضالحسنه و هر عمل تجاری با خدا، در تجارتی بزرگ مشارکت کنند و اینگونه به «خیر» مطلق دست یابند که مصداق آن سعادت ابدی اخروی در بهشت است.(صف، آیات 10 تا 12؛ نحل، آیات 30 و 97)
آسیبشناسی اقتصاد در سایه اقتصاد معنوی
اصول اقتصاد اسلامی که همان اقتصاد اخلاقی و معنوی آخرتگرا است، شامل اموری است که تامینکننده این اقتصاد معنوی در میان انسانها است. از همین رو بر اصولی چون اعتدال و پرهیز از هرگونه اسراف و تبذیر در مصرف و استفاده از آنها تاکید دارد؛ زیرا این امور بر خلاف اصول اخلاقی و معنویت است.(انعام، آیه 141؛ اعراف، آیه 31؛ اسراء، آیه 26)
از اصول اساسی اقتصاد معنوی اخلاقگرا میتوان به عدالت و برخورداری همگان از قسط و قسمت خویش از مواهب الهی(بقره، آیه 279؛ انعام، آیه 152؛ حدید، آیه 25)، گردش ثروت در همه اقشار جامعه و ممنوعیت انحصارگرایی و تمرکز اموال(حشر، آیه 7)، ممنوعیت خارج کردن نقدینگی از جریان و استفاده عموم
(توبه، آیه 34)، برخورداری همگان از شرایط کار و بهرهگیری از مواهب الهی در سایه آن
(هود، آیه 61؛ نحل، آیه 14؛ اسراء، آیات 12 و 66)، پذیرش مالکیتهای چندگانه عمومی و خصوصی(بقره، آیات 188 و 279؛ انفال، آیات 1 و 41؛ حشر، آیه 7)، اهتمام به نیازمندان و تامین نیازهای آنان از طریق انفاق و صدقه، قرضالحسنه بدون ربا(بقره، آیات 177 و 215 و 273؛ انفال، آیه 41؛ توبه، آیه 60؛ حشر، آیات 7 و 8) و مانند آنها اشاره کرد.
بر همین اساس اقتصاد ربوی ممنوع و حرام(بقره، آیات 275 و 276) و اعلان جنگ رسمی علیه خدا و قوانین و سنتهای الهی حاکم بر هستی(بقره، آیات 278 و 279) و بیانگر عدم ایمان به آموزههای الهی(همان) و عامل بیبرکتی و بیخیری(روم، آیه 39) و بدتر از آن قرارگیری در دام شیطان و اهداف شیطانی و حرکت به سوی جنون شیطانی و خروج از ولایت الهی و قوانین آن است.(بقره، آیات 275 و 276)
هر چند که انسان در فعالیتهای اقتصادی از آزادی برخوردار است(بقره، آیات 201 و 202؛ نساء، آیه 32)؛ اما هرگز این آزادی همانند دیگر آزادیهای انسانی بیحد و مرز نیست، بلکه انسان در چارچوب مشیت حکیمانه الهی لازم است تا زندگی خود را تنظیم کند و بر اساس قوانین الهی رفتار کند؛ و گرنه از مسیر کمال و رشد دور شده و سقوط میکند.
این بدان معناست که مرز آزادی فعالیتهای اقتصادی تا حدی است که وارد خط قرمزها و ممنوعیتهای الهی نشود. این ممنوعیتها شامل ممنوعیت کسب درآمدها از راههای نامشروع (بقره، آیه 188؛ نساء، آیات 2 و 29)، پرهیز از رشوه(بقره، آیه 188)، ممنوعیت ربا (بقره، آیات 275 تا 279)، ممنوعیت اسراف و تبذیر(انعام، آیه 141؛ اسراف، آیه 31؛ اسراء، آیات 26 و 27) و مانند آنها میشود.
از نظر آموزههای قرآن، اموری موجب میشود تا انسان از مسیر صحیح در ساحت امور اقتصادی خارج شود و از رشد معنوی و رسیدن به کمالات بایسته و شایسته باز ماند.
اقتصاد غیر اخلاقی، مایه تباهی زندگی
اقتصاد غیر اخلاقی و غیر معنوی دنیاگرا موجب میشود تا انسانها چنان به دنیا گرایش یابند که به هر شکلی شده از نعمتهای مادی دنیوی بهرهگیرند. از همین رو از خدا و یاد او و آخرت رویگردان میشوند(طه، آیه 124)، و روحیه تجاوزگری پیدا میکنند و به داشتههای خویش بسنده نمیکنند(بقره، آیه 61) و انفاق به نیازمندان را ترک میکنند(قلم، آیات 17 تا 27)، و نسبت به یتیم کوتاهی میکنند(فجر، آیات 16 و 17)، و تصرفات ناحق در اموال و ارث دیگران داشته(فجر، آیات 16 تا 19) و به رباخواری(بقره، آیه 275) و بیعدالتی و ستمگری(ابراهیم، آیه 34) و زیادهخواهی و تنوعطلبی در مصرف(بقره، آیه 61)، کمفروشی و گرانفروشی(اعراف، آیه 85؛ هود، آیات 84 و 85) و مانند آنها رو میآورند تا حرص و آزمندی خویش را ارضا کنند و دنیایی آباد برای خویش بسازند که نتیجه آن از دست رفتن معنویت و اخلاق و آخرت است.
براساس تعالیم قرآن کسانی که گرفتار اقتصاد غیر اخلاقی و دنیاگرا میشوند، در همین دنیا همواره در ناز و نعمت و رفاه نخواهند بود، بلکه رفتارهای اقتصادی زشت و غیر اخلاقی آنان موجب میشود حتی در زندگی مادی خویش گرفتار سختی و تنگدستی شوند و نعمتهای الهی به سبب کفران از دست برود و جای خودش را به نقمت بدهد. از همین رو این افراد گرفتار معشیت سخت(طه، آیه 124)، فقر و مسکنت(بقره، آیه 61)، حکومت غیر صالحان و فساد اقتصادی(بقره، آیات 204 و 205)، بیبرکتی(روم، آیه 39)، پیدایش نظام طبقاتی(حشر، آیه 7) و مانند آنها میشوند.
اصلاحات در سایه اقتصاد معنویتگرا
پیامبران و اولیای الهی همواره تلاش داشتند تا بر اساس قوانین آسمانی حاکم بر هستی مسیر را نشان دهند تا انسان بتواند به اهداف متعالی و کمال رشدی خویش برسد و در مقام خلافت الهی قرار گیرد. بنابراین، اگر در ساحت اقتصادی از اموری چون ترازو، پیمانه، انفاق، زکات، صدقه و مانند آنها سخن به میان میآورند، در راستای تحقق عدالت و دستیابی همگان به مواهب الهی برای رسیدن به رشد کمالی است.(حدید، آیه 25)
بر اساس گزارشهای قرآنی، پیامبران در حد توان خویش دنبال اصلاحات اقتصادی بر اساس آموزههای وحیانی بودند که مطابق فطرت انسانی و اهداف الهی است.(اعراف، آیه 85؛ هود، آیات 84 تا 88)
در حقیقت از نظر قرآن اقتصاد مایه قوام جامعه و انسان است؛ زیرا زندگی انسان بستگی به آن دارد؛ از همین رو، نمیتوان آن را به دست سفیهان بیخرد داد تا نابود و تباه سازند.(نساء، آیه 5)
به سخن دیگر، خدا بر آن است تا در سایه یکتاپرستی، مردم را در مسیر سعادت واقعی قرار داده و با تامین نیازهای آسایشی و آرامشی انسان به ویژه سلامت در امور اقتصادی و بهرمندی از طیبات حلال و به دور از فسادانگیزی، انسان را به کمال بایستهاش برساند.(اعراف، آیه 85؛ هود، آیات 84 تا 86)
اصلاح و تصحیح روابط اقتصادی سالم انسان و جامعه، همپای مسائل اعتقادی و عبادی، در صدر آموزههای آسمانی در تمام شرایع در طول تاریخ بوده است.(همان؛ شعراء، آیات 177 تا 183)
بنابراین، از نظر قرآن، امور اقتصادی و معیشتی مردم در جایگاه مهم و اساسی در حد مسائل اعتقادی و عبادی است، لذا پیامبران و اولیای الهی نمیتوانند نسبت به امور اقتصادی کمتوجه باشند و بدان اهمیت ندهند؛ بلکه همواره تلاش و سعی کردند تا حد توان خویش به اصلاح اقتصادی بپردازند.(همان؛ بقره، آیات 3 و 41 و 43 و 277؛ نساء، آیه 39)
اهتمام به امور اقتصادی و اصلاحات میبایست همگانی باشد تا جایی که لازم است حکومت بر امور اقتصادی از تولید تا توزیع و مصرف نظارت داشته باشد(یوسف، آیات 47 و 55) و مردم تحت هدایت و رهبری قوانین الهی به تحقق عدالت اقدام کنند تا همگان از مواهب الهی برخوردار شوند.(حدید، آیه 25)
در اسلام رشد اقتصادی به عنوان یک نعمت مطرح است که در سایه عوامل مادی و معنوی تحقق مییابد. اگر آب(نوح، آیات 10 تا 12) و زمین مناسب(اعراف، آیه 58؛ سباء، آیه 15) و کار سالم(ملک، آیه 15) از عوامل مهم در رشد اقتصادی سالم است، استغفار به درگاه خدا(نوح، آیات 10 تا 12)، استقامت بر دین حق و ملازمت آن(جن، آیه 16)، امنیت و آرامش اجتماعی(بقره، آیه 126)، انفاق(سباء، آیه 39)، ایمان به خدا و معارف الهی(اعراف، آیه 96)، عمل به تعالیم الهی(مائده، آیه 66)، مراعات تقوا(اعراف، آیه 96؛ طلاق، آیات 2 و 3) و مانند آنها از مهمترین عوامل معنوی رشد اقتصادی است که خدا در قرآن به آن اشاره دارد.
بنابراین، بر مؤمنان است تا با هرگونه مفاسد اقتصادی و عوامل ایجادی آن از جمله گرانفروشی و کمفروشی و بیعدالتی و رشوه و ربا و مانند آنها مبارزه کنند و اجازه ندهند تا این امور بر ساحت فعالیتهای اقتصادی جامعه حاکم شود(بقره، آیات 188 و 278 و 279؛ آل عمران، آیه 30)؛ زیرا از نظر قرآن، رعایت عدل و انصاف در امور اقتصادی شرط دستیابی جوامع به خیر و سعادت است.(اعراف، آیات 85؛ هود، آیات 85 و 86؛ اسراء، آیه 35)
برای ایجاد اصلاحات اقتصادی و دستیابی به اقتصاد معنوی اخلاقی آخرتگرا که تامینکننده رشد انسان و جامعه باشد، لازم است تا برنامهریزی و نظارت دقیقی انجام شود(یوسف، آیات 47 و 55؛ کهف، آیات 93 تا 97؛ سباء، آیات 12 و 13) و مدیران شایسته و متخصص و امین و متعهد(یوسف، آیه 55) بر امور اقتصادی نظارت کنند تا بتوانند عدالت اقتصادی اقامه نمایند.(حدید، آیه 25؛ حشر، آیه 7)
اقتصاد در زندگی بشر بسیار با اهمیت است به طوری که میتواند عامل رشد یا نابودی جوامع شود؛ از همینرو میتوان از اقتصاد به عنوان ابزاری کارآمد برای نیل به مقاصد مشروع(یوسف، آیات 58 تا 60) یا نابودی آن بهره گرفت؛ چنانکه دشمنان با تحریم اقتصادی بر آن هستند تا به مسلمانان ضربه زده و موجب تباهی و نابودی آنان شوند.(توبه، آیه 28)
برای اقامه عدالت اقتصادی و اصلاحات در این ساحت لازم است تا از ثروتاندوزی بیمورد جلوگیری به عمل آید(توبه، آیات 34 و 35؛ حشر، آیه 7) و اجازه نداد تا با تکاثر و ثروتاندوزی و انباشت سرمایه جلوی رشد اقتصادی گرفته شود.(همان)
از نظر قرآن ایمان و توجه به رزاقیت خدا مایه امیدواری به آینده اقتصادی و معیشت مطلوب مؤمنان است و آنان هیچ نگرانی نخواهند داشت.(انعام، آیه 151؛ ابراهیم، آیه 34؛ اسراء، آیه 31)
باید توجه داشت که از نگاه قرآن، بهرهمندی از ثروت و توسعه اقتصادی به معنای حقانیت آن جوامع و معنویت آن نیست؛ زیرا خدا از باب استدراج و امهال یا ابتلاء به افراد و جوامع بشری ثروت میبخشد و از نظر اقتصادی در رفاه و رشد قرار میگیرند
(کهف، آیات 32 تا 36؛ سباء، آیات 34 تا 37؛ زخرف، آیات 33 تا 34)، اما هرگز این رشد اقتصادی موجب نمیشود تا از هلاکت و خشم الهی در امان باشند و از نابودی برهند.(انعام، آیه 6؛ توبه، آیه 69؛ قصص، آیات 76 تا 82)
اقتصاد اسلامی چیزی جز اقتصاد معنوی اخلاقی آخرتگرا نیست که اصالت را به آخرت میدهد و اخلاق و معنویت را محافظت میکند. در حقیقت اقتصاد اسلامی چیزی جز اخلاق و معنویت نیست که مطابق فطرت الهی انسان است.