تعصبهای کور؛ علل و آثار(پرسش و پاسخ)
پرسش:
ازمنظر آموزههای وحیانی، تعصبهای کور چه علل و آثار و پیامدهایی را در جوامع اسلامی و غیر اسلامی دارد و راهکارهای مقابله و از بین بردن آن چیست؟
پاسخ:
مفهوم تعصب
تعصب در لغت از ریشه عربی «عصب» به معنی رگ گرفته شده است و در گذشته، هر نوع جانبداری به خاطر همرگی و همبستگی را تعصب مینامیدند، و اجتماعات خویشاوندی را که افراد قبایل دور هم گرد میآمدند، «عصبه» میخواندند، ولی اکنون این دو لفظ معنی اصیل و محدود خود را از دست داده و امروزه گرایشهای باطل و به دور از منطق عقلانیت را «تعصب» میخوانند، و به هر گروه و اجتماعی که خواه در میان آنها پیوند خویشاوندی باشد یا نباشد، از چیزی بیجهت و بدون منطق و دلایل عقلی طرفداری کند «عصبه» میگویند.
فراگیری تعصب
در اینکه تعصب یک رذیله اخلاقی است و هر نوع جانبداری غیر منطقی از عقیده و اندیشهای به شدت محکوم است، شکی نیست، ولی باید توجه کرد که این شیوه نکوهیده اخلاقی همانطور که در افراد مذهبی پیدا میشود، همچنین در افراد و گروههای غیر مذهبی نیز فراوان دیده میشود، بنابراین شمولیت آن میتواند تمامی انسانها را با هر نوع تفکر، گرایش و سلیقهای در برگیرد
علل تعصبهای کور
در گذشته علت تعصبورزی همان پیوند خویشاوندی و حمایت از اقوام بود، در حالی که حمایت از اقوام و بستگان به صورت غیرمنطقی یکی از علل تعصب است، و برای پیدایش این رذیله اخلاقی، علل فراوانی وجود دارد که به طور کلی اهم آنها را میتوان در موارد زیر نام برد:
1- حفظ جاه و مقام 2- مال و ثروت 3- کبر و خودخواهی 4- پیشداوریها و پیشفرضهای غلط 5- بهرهبرداریهای نادرست از سخنان حکیمانه 6- پیروی از هوای نفس و... آری ذهن انسان به مشابه آئینهای است که هرچه شفاف و صاف و بیرنگ باشد، اشیاء را به رنگ طبیعی خود نشان میدهد، اگر تیره و تار باشد، اشیاء را به رنگ طبیعی خود نشان نمیدهد و دیگر واقعنما نخواهد بود. به بیان دیگر اگر انسان به حب و بغضهای شخصی، عشق و نفرت و گرایشهای نفسانی و نسنجیده و اخلاق رذیله مبتلا گردد، این صفات روی تشخیص و تفکر او اثر گذارده و چه بسا زشت را زیبا و زیبا را زشت تلقی کند.
تعصبهای کور در قرآن
قرآنکریم این حقیقت را با بیان بسیار لطیفی مطرح کرده و میفرماید: «افمن زین له سوء عمله فراه حسناً» آیا آنکس که عمل زشت او در نظر وی زیبا جلوه میکند با آنکس که حقیقتجو است یکسان میباشد؟(فاطر-8)
آری تعصبهای غلط و کور و سنتهای دور از منطق و عقلانیت آن چنان به انسان صدمه میزند و مقام او را در حد حیوان بلکه پستتر از آن تنزل میبخشد که حتی دلبستگی شدید به فرزند را که در تمامی حیوانات هم وجود دارد ولی تعصب کور انسان آنچنان غرایز و عواطف او را تخریب میکند که فرزندکشی برای او یک کار زیبا جلوه میکند و چه بسا از آن لذت هم ببرد و به آن افتخار کند.
قرآن کریم میفرماید: «همچنین برای بسیاری از افراد مشرک، کشتن فرزندان زیبا جلوهگر شده باشد.» (انعام- 137) از منظر قرآن اگر بتپرستان به جای آفریدگار، آفریدههای ناتوان او را میپرستیدند یا دست فرعون و فرعونیان در تمام ادوار زندگی به خون ملتها به ویژه کودکان آغشته بود و یا افراد اسرافگر به کارهای تجاوزکارانه خود ادامه میدادند، همه آنها بدینخاطر است که آن افراد کارهای زشت و شنیع خودشان را مکارانه توجیه میکردند و آنها را زیبا قلمداد مینمودند. قرآن کریم میفرماید: (ملکه سبا) و بستگانش را یافتم که به جای خدا آفتاب را میپرستیدند و شیطان اعمال آنان را زیبا جلوه داده بود.(نمل- 24)
همچنین در مورد فرعون میفرماید: برای فرعون کردار بد او زیبا جلوه داشت.(غافر- 37)
و در مورد اسرافکاران میفرماید: «همچنین کارهای اسرافکاران، برای آنها زیبا تلقی شده است.»(یونس- 12)
و در نهایت دستگاه فکری کسانی را که اعمال بدشان را خوب میپندارند از زیانکارترین افراد میشمارد و میفرماید: «آیا شما را از زیانکارترین افراد آگاه سازم؟ آنان کسانی هستند که عملشان در این جهان بینتیجه و گمراه بوده و خیال میکنند که کارهایشان نتیجهبخش و مفید میباشد.(کهف- 103 و 104)