هنر اسلامی و وحدت در عین تنوع فرهنگی
فائزه ریاحی
هنر اسلامی، به عنوان یکی از درخشانترین دورههای تاریخ هنر، نه تنها بازتابدهنده فرهنگ و تمدن اسلامی است، بلکه گواهی بر تعامل عمیق میان دین، هنر و زندگی در سرزمینهایی است که اسلام در آنها گسترش یافته است. این هنر، که ریشه در تعالیم اسلامی و فرهنگهای متنوع منطقه دارد، توانسته است با ترکیب عناصر معنوی و زیباییشناختی، آثار بیهمتایی خلق کند که تا به امروز الهامبخش بسیاری از هنرمندان و اندیشمندان بوده است. از معماری مساجد و خوشنویسی قرآن تا هنرهای تجسمی و صنایع دستی، هنر اسلامی نه تنها بیانگر ایمان و اعتقادات مردم است، بلکه نشاندهنده وحدت در عین تنوع فرهنگی است. در این نوشتار، به بررسی ابعاد مختلف این هنر شکوهمند و تأثیر آن بر تمدن بشری میپردازیم.
هنر اسلامی شامل هنرهای تجسمی خلق شده در دنیای اسلام میباشد. هرچند ممکن است این هنرها در مواردی با تعالیم و شریعت اسلام انطباق نداشته باشد ولی تأثیر فرهنگ اسلامی و منطقهای در آن بهخوبی نمایان است. هنر اسلامی یکی از دورانهای شکوهمند تاریخ هنر و یکی از ارزشمندترین دستاوردهای بشری در عرصه هنری بهشمار میآید.
اسلام در منطقهای ظهور یافت که محل جولانگاه دو امپراطوری بزرگ آن زمان یعنی ایران و روم بود. شکی وجود ندارد که هنر اولیه ما را، اجداد متقدم اعراب به وجود آورده بودند و هنری که در دورههای متوالی رشد و نمو کرده بود، ساکنین اصلی اعراب آن را ساخته و پرداخته کرده بودند. مانند کلیسای ایاصوفیه که شاهکاری در هنر بیزانس به شمار میرود و سازندگان آن، در واقع معمارانی از شمال سوریه، به نامهای انتیموس و ترانس بودند.
کنستانتین، پادشاه بیزانس، که این شهر را در سال ۳۱۱ به وجود آورد، هیچ ساختمانی در آن نساخت و هيچ يك از شیوههای متداول رومی را در آن پیاده نکرد در واقع هنر بیزانس مدیون دیگر هنرها از جمله هنر اسلامی است.
بعد از ظهور اسلام، این دین از نظر اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی بر جوامع تأثیر گذاشت. هنر نیز تحت تأثیر این دین در این جوامع دچار تغییر و تحولاتی شد و با نام جدید هنر اسلامی شناخته شد.
البته که در آن زمان درخت اسلام در خارج از منطقه اعراب هم امتداد یافت و رشد نمود و با تمدنهایی که دارای ریشههای تاریخی مختلفی بودند، همزیستی کرد. اما آن اصول هنری که در زادگاه اصلی خود به وجود آمده است، منتشر گشت و به صورت آثار محکمی باقی ماند به خصوص که این آثار، پوششی از تفکر توحیدی که دارای ریشه قدیم نیز بود، بر تن کرد و هنر عربی به شكل يك هنر توحیدی که دارای مضمون ثابتی که همان ایمان باشد، منتشر گردید. شکل و صورت این هنر به نحوی بود که مسلمانانی که با یکدیگر کار میکردند، ایمانشان یکی و هنرشان نیز یکی بود. این آثار هنری مهم بیشتر به جهت انجام عبادات و اجرای واجبات معیّنی برپا شده بودند و برای تعالی و ایمان به خدایی واحد و همچنین تعالی مفهوم انسان از هستی و وجودی یگانه بودند.
لازم است اشاره شود که علاوهبر معنویت، عوامل جغرافیایی هم سهم مهمی در ایجاد مشخصه هنر اسلامی داشتهاند. این هنر در منطقه وسیعی گسترده شده که از خلیج بنگال گرفته تا اقیانوس اطلس امتداد مییابد و دارای مناطق آب و هوائی مختلفی بوده است.
با توجه به این شرایط جغرافیایی، هنر اسلامی تفکر خود را به صورت معماری و ساختمانسازی تحمیل نمود و شهرها وضعیت دیگری به خود گرفت. به تدریج کوچهها باريكتر و پیادهروها آفتابرو شدند. خانهها به طرف حیاط بزرگی که بیشتر شبیه به باغ بود باز میشد، حیاط خانهها دارای حوض و برکه و درختان و باغچه زیادی شد، درب خانهها از بیرون قفل میشد و اطراف آن آفتابگیر و بادگیر بود. و حتی میتوان گفت که اصطلاح «اسلامی» نه تنها به مذهب، بلکه به فرهنگ غنی و متنوع مردمان سرزمینهایی که آیین اسلام در آن رواج دارد یا عوامل دیگر نیز اشاره میکند.
امروزه معتقدیم کسانی که این هنر را ایجاد کردهاند، در واقع مردمانی هستند که به عقیده مشترکی ایمان آوردهاند و این هنر معلول سلطه حکومت خاصی نیست که در ترغیب یا از بین بردن هنر نقشی داشته باشد. این سخن مارسیه را تایید میکنیم که میگوید: مرزهای سیاسی به خصوص در مناطق اسلامی، نمیتواند مانع باشد و سد ایجاد نماید. چنانکه مرزهای هنری دارای کمترین مانع هستند و سرزمینهایی که هنر اسلامی در آنها نمایان میشوند در واقع استانهایی هستند که در یک امپراطوری معنوی، یا اتاقهایی در یک منزل مسکونی هستند که همان منزل اسلام است. فقط با این تفاوت که يك ارتباط دائمی بین آنها برقرار است.
استفاده از اسامی کشورها یا اسامی حکومتها برای تمیز دادن مشخصات مختلف هنری نیست، بلکه هنر اسلامی به صورت یگانه متولد گشته و استمرار دائمی پیدا کرده و ما وحدت و یگانگی آن را در شکل و مضمون به طور واضح میبینیم. بنابراین اگر ما به يك جلد قرآن چاپ ترکیه نگاهی بیندازیم یا حوض آب اسپانیایی، یا شمشیر دمشقی، یا پارچه موصلی یا آفتابه مسی ایرانی، بدون تردید ما در نسبت آن با هنر اسلامی شک نمیکنیم.
در آخر هنر اسلامی نه تنها هنری است که به طور خاص در خدمت دین اسلام ایجاد شده بلکه به توصیف هنر و معماری تاریخی در سرزمینهای تحت حکومت مسلمانان نیز میپردازد. از آنجایی که اسلام نه تنها یک دین بلکه یک شیوه زندگی است، فرهنگی متمایز را با زبان هنری منحصر به فرد خود در سراسر جهان اسلام منعکس کرده است. این هنر معنوی به روز و جهانی، بیشتر خاصیت انتزاعی دارد و مقید به زمان و مکان خاصی نیست. هنری توحیدی است و همه چيز را به يك مبدا واحد رجعت ميدهد، آنچه در معماري مساجد، خطوط و حروف در خوشنويسي قرآني، شعر و... ديده ميشود از اين قبيل ميباشد.