گزارش خبری تحلیلی کیهان
ضربه به معیشت مردم با گره زدن اقتصاد به مذاکره
سرویس سیاسی-
گرهزدن اقتصاد به «مذاکره»، «گفتوگو»، «پیمان» و «قرارداد» خارجی بالاخص مذاکره با آمریکا که سابقه بدعهدی و پیمانشکنی دارد، مصداق بارز بنا کردن خانه روی «گسل» است. با این وجود مدعیان اصلاحات برای نیل به مذاکره معیشت مردم را گرو برداشته و اقتصاد را به مذاکره گره زدهاند.
سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه روز گذشته در حیاط دولت و در جمع خبرنگاران گفت: «لاوروف» پیامی از آمریکا نداشت و قرار هم نبود که او پیامی بیاورد.
روز گذشته اما روزنامههای زنجیرهای با تیترهای «توصیه روسی»، «لاوروف در تهران»، «ماموریت لاوروف از آنکارا تا تهران»، «میانجی روسی» و «شفافسازی در باغ ملی» به میانجیتراشی پرداخته تا به نوزاد شوم برجام (مذاکره) حیاتی نو ببخشند.
در همین حال، روزنامه «سازندگی» با تیتر «توصیه روسی» به شکل غیر مستقیم پالس پادرمیانی داده و به نقل از لاوروف نوشت: ما درباره وضعیت پیرامون برجام به صورت مفصل صحبت کردیم و معتقد هستیم، ظرفیت دیپلماسی هنوز وجود دارد و باید از این ظرفیت بدون تهدید، بهانه و توسل به زور استفاده کرد. ما در پیدا کردن راهحل برای این بحران کمک خواهیم کرد. لازم به یادآوری است که این بحران توسط ایران ایجاد نشده است.
روزنامه «ایران» نیز روز گذشته با هدف تولد مجدد «بحث مذاکره» پس از بیانات شفاف رهبری در رابطه با مذاکره با آمریکا، ذیل تیتر «شفافسازی در باغ ملی» نوشت: «در گرما گرم مذاکرات پیدا و پنهان مسکو و واشنگتن درباره اوکراین که از مجموع آرایش صحنه آن بوی توافق پایان جنگ به مشام میرسد و محور اصلی گفتوگوها بر مواضع دو طرف درباره شرایط نابسامان جاری برآمده از این بحران قرار دارد؛ میشد انتظار داشت که موضوع ایران هم بخش دیگری از محورهای گفتوگوهای دو کشور باشد تا رایزنی با تهران درباره برآیند اولیه آن به دستور کار دیپلمات بلندپایه روس در سفر به ایران تبدیل شود».
گفتنی است، از نظر غربگرایان همه، پیک و کارچاقکن آمریکا هستند و برای پادرمیانی به ایران سفر میکنند.
میانجیتراشی برای مذاکره
پیش از این، روزنامه «سازندگی» 29 بهمن 1403 با تیتر «تلاش برای پادرمیانی» دست به دامان «بن سلمان» شد و با ضریب دادن و بازنشر خبر «سی.ان.ان» میل و آرزو مذاکره را که با عبارات میانجیگری و پادرمیانی مجدداً مطرح کرده و جان بخشید.
این روزنامه زنجیرهای نوشت: «بنا بر ادعای سی.ان.ان، ریاض نگران است تهران تمایل بیشتری به ساخت سلاح هستهای داشته باشد. این شبکه خبری آمریکایی در ادامه عنوان کرد، عربستان امیدوار است با بهرهبرداری از روابط نزدیک با دونالد ترامپ بتواند ارتباط تهران با کاخ سفید را فراهم کند».
روزنامه «شرق» نیز 30 بهمن 1403 ذیل تیتر «پیامی در راه است؟» در رابطه با نیت و هدف سفر امیر قطر نوشت: «امیر قطر به ایران سفر خواهد کرد؛ همین یک جمله کافی بود تا در 24 ساعت گذشته موجی از گمانهزنیها از اهداف این سفر مطرح شود که مهمترین آن حضور تمیم بنحمد آل ثانی با پیامی از سوی آمریکا برای ایران بود. بهویژه که با افزایش تنش میان ایران و آمریکا بعد از امضای یادداشت فشار حداکثری توسط دونالد ترامپ، این کشور از آمادگی خود برای میانجیگری میان دو کشور خبر داده بود».
در همین رابطه، روزنامه «هم میهن» نیز در تاریخ 2 اسفند 1403 ذیل تیتر «پیام جدید؟» نوشت: «با توجه به روابط نزدیک دوحه و واشنگتن، زمانی که خبر ابتدائی سفر قریبالوقوع آلثانی به ایران مطرح شد، بهطور طبیعی ذهنها به این سمت رفت که احتمالاً امیر قطر حامل پیامی برای مقامات عالی کشورمان باشد. چراکه ۱۸ بهمن امسال، سخنگوی وزارت خارجه این کشور در گفتوگویی با شبکه آمریکایی فاکسنیوز آمادگی این کشور را برای میانجیگری میان تهران و واشنگتن اعلام کرد. اما مشخص نیست پیامی به تهران آمده است یا نه».
یک بام و دو هوای مدعیان اصلاحات
مدعیان اصلاحات-اعتدال پس از خروج آمریکا از برجام ضمن اشاره به پیمانشکنی و بدعهدی ترامپ هرگونه مذاکره و توافق با این شخص را بینتیجه، بدون ضمانت، فاقد اعتبار و اتلاف وقت خواندند؛ این درحالی است که همین طیف امروز برای نیل به مذاکره و دیپلماسی التماسی ضمن میانجیتراشی و پافشاری بر این خواسته، اقتصاد و معیشت مردم را به عنوان ضمانت اجرائی این هدف گروگان گرفتهاند.
به عنوان نمونه، سال 98 پس از خروج ترامپ از برجام، محمد جواد ظریف، وزیر خارجه وقت ایران در گفتوگو با نشریه «تاگس آنسایگر» سوئیس پیشنهاد آمریکا برای مذاکره مستقیم با ایران را در حل اختلافات بین دو کشور بینتیجه دانست.
اما ظریف به عنوان معاون راهبردی دولت چهاردهم و در آیین رونمایی از سیاستنامه «راهبرد وفاق برای تأمین امنیت ملّی مبتنی بر رویکردی تاریخی به مسائل امنیت ملّی ایران» که چندی پیش برگزار شد، در رابطه با مذاکره گفت: «من معتقدم که باید با همه مذاکره کنیم، بهجز رژیمصهیونیستی اما باید آمریکا را خوب بشناسیم».
وی در همین حال، در جایی دیگر متناسب با فضا و متناقض با اظهارات پیشین خود اشاره کرد: ترامپ با رفتارش نشان داد که ارزش مذاکره ندارد.
حسن روحانی، رئیسجمهور وقت در سال 1397، پس از خروج ترامپ از برجام، در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه «آیا تمایل دارید با ترامپ دیدار کنید؟» گفت: دیدار خود به تنهائی موضوعیت ندارد، چرا که دیدار زمانی انجام میشود که ما امید داریم اختلافات کمتر شده و به نکات مثبتی دست خواهیم یافت. اما امروز نسبت به رفتار رئیسجمهور آمریکا هیچ امیدی نداریم و هیچ خاصیت و اثری در این کار نمیبینیم.
رئیس دولت یازدهم و دوازدهم در تشریح گفتوگو با ترامپ توضیح داد: سال ۹۷ وقتی به نیویورک رفتم، چهار ماه از خروج آمریکا از برجام گذشته بود. ترامپ در روز اول حضور من در نیویورک ۸ بار پیغام داد که با هم ملاقات و مذاکره کنیم. من پیغام دادم شما صبح علیه ایران در مجمع عمومی سخنرانی کردید، از برجام خارج شدید، چرا باید شما را ببینم؟ ترامپ آقای ماکرون را واسطه کرد، ماکرون به نقل از ترامپ گفت من آمادهام با رئیسجمهور ایران الان یک جلسه بگذارم، اعلام کنم که به برجام برمیگردم به شرطی که دو بند به آخر برجام اضافه کنیم: یکی اینکه ما یعنی آمریکا و ایران راجع به مسائل منطقه با یکدیگر آماده مذاکره هستیم و دوم اینکه راجع به مسئله موشکی ایران هم مذاکره کنیم.
روحانی همچنین در سال 97 پیش از کنفرانس خبری رؤسای جمهوری فرانسه و آمریکا گفته بود: «اگر بدانم که به جلسهای بروم و با کسی ملاقات کنم که در نتیجه، کشور آباد شده و مشکلات مردم حل میشود، دریغ نمیکنم».
با توجه به درخواست ترامپ مبنی بر مذاکره درباره مسئله موشکی و نفوذ منطقهای در سال 1397 و تعیین محورهای گفتوگو با ایران حول محور مسئله هستهای، نفوذ منطقهای و توان نظامی ایران در 2025/1403، به نظر میرسد آمریکا به دنبال «خلع سلاح» ایران در وهله اول و سرنگونی نظام در امتداد آن است. با این وجود روحانی برخلاف اظهار پیشین خود مبنی بر بیفایده بودن مذاکره با ترامپ، اخیراً بیان داشت: این روزها برخی استناد میکنند که مقام معظم رهبری با مذاکره مخالف هستند. رهبری با اصل مذاکره مخالف نیستند، بلکه با توجه به شرایط زمانی ممکن است امروز مخالف باشند ولی چند ماه بعد با تغییر شرایط موافقت کنند. مخالفت مطلق وجود ندارد. اقتصاد کشور بدون تعامل سازنده با جهان، جذب سرمایه و تکنولوژی مدرن و دستیابی به بازار احیا نخواهد شد.
جذب سرمایه در تحریم، بدون مذاکره
مدعیان اصلاحات با نوید و چشمانداز دروغین- سراب جذب سرمایه- مذاکره با آمریکا و اروپا را به عنوان تنها راهحل توسعه ایران پیشنهاد میدهند و برای نیل به این مقصود معیشت و سلامت مردم را گرو برداشتهاند.
به عنوان نمونه، رئیسجمهور وقت ایران، حسن روحانی در سال 1394 در مراسم دهمین دوره جایزه ملی محیط زیست گفت: «اینکه میگوییم تحریم ظالمانه باید از بین برود بعضیها چشمهایشان را زیاد نچرخانند! تحریمهای ظالمانه باید از بین برود تا سرمایه بیاید. تا مسئله محیط زیست حل سود. تا اشتغال جوانان حل شود. تا صنعت جامعه حل شود. تا آب خوردن مردم حل شود. تا منابع آبی زیاد شود. تا بانکهای ما احیا شود».
این اظهارات در حالی است که محمدجواد ظریف، وزیر اسبق امور خارجه و معاون راهبردی فعلی- تیرماه ۱۴۰۰- در پایان کار دولت روحانی طی اعترافی تلخ یادآور شد: «با خوشخیالی، دوستان دوران سختی را در سراب طمع سرازیر شدن شرکتهای غربی از خود رنجاندیم. اتفاقی که اگر نمیافتاد نه دوستان دوران سختی رهایمان میکردند و نه با فشار حداکثری آمریکا مواجه میشدیم».
غربگرایان درحالی از موانع جذب سرمایه خارجی میگویند که علیرضا نوروزی، مدیرکل امور اقتصاد و دارایی گیلان جذب سرمایه خارجی در سال ۱۴۰۳ در ۱۰ ماهه گذشته امسال را ۱۴.۴ میلیون دلار اعلام کرد و افزود: فعالان اقتصادی از کشورهای امارات متحده عربی، چین، سوئیس، کانادا، جمهوری چک، استرالیا، انگلستان، اسپانیا، گرجستان و ایرانیان مقیم فرانسه برای سرمایهگذاری در این استان مجوز لازم را از وزارت اقتصادی و دارایی دریافت کردهاند که شامل۹ طرح تولید کامپاند و کابل، لامپ LED، ماشینآلات آردسازی، پالت چوبی، احداث مجتمع گردشگری، پریفورم، گاز اکسیژن و هیدروژن، کنسرو سبزیجات و تولید قطعات چراغهای روشنایی میشوند.
مدعیان اصلاحات اخیرا با همین ترفند (جذب سرمایه خارجی) مجدداً مشغول پمپاژ مطالبه مذاکره و میانجیتراشی برای نیل به این مقصود هستند و برای دست یافتن به هدف با التهابآفرینی و بحران مصنوعی در فضای اقتصادی طرح تسلیم مردم در برابر ترامپ را دنبال میکنند.
گفتنی است، از ابتدای دولت چهاردهم تا پایان دیماه سال جاری ارزش سرمایهگذاری خارجی مصوب و معتبر 8/2 میلیارد دلار بوده که شامل طرحهای بخش نفت و انرژی به ارزش 5/5 میلیارد دلار، بخش صنعت به ارزش 2/04 میلیارد دلار، بخش بورس، کشاورزی و معدن به ارزش 128 میلیون دلار و سایر بخشها به ارزش 459 میلیون دلار است.
نمونه این گروگانگیری در اقتصاد، عینا در موضوع سلامت پیادهسازی شد، بانیان دیپلماسی التماسی برای تحمیل FATF به کشور با استنکاف از واردات واکسن جان مردم را وجهالمعامله قرار دادند.
روحانی در این خصوص گفت: «واکسن کرونا سوهان قم نیست که در دنیا فراوان باشد... گرفتن واکسن آسان نیست.»
ربیعی، سخنگوی دولت روحانی نیز اظهار کرد: «واردات واکسن کرونا پشت سد FATF قرار گرفته و معطلFATF است.»
بر طبق آنچه روشن و مبرهن است، گرهزدن اقتصاد به «مذاکره»، «گفتوگو»، «پیمان» و «قرارداد» خارجی بالاخص مذاکره با آمریکا که سابقه بدعهدی و پیمانشکنی دارد، مصداق بارز بنا کردن خانه روی «گسل» است. با این وجود مدعیان اصلاحات برای نیل به مذاکره معیشت مردم را گرو برداشته و اقتصاد را به مذاکره گره زدهاند.
ردپای طیف غربگرا در بسیاری از رویکردها و اقدامات منفی دولت دکتر پزشکیان دیده میشود. آنها اولویت حل مشکلات مردم و رونق اقتصاد کشور را به تمرکز بر مسائل دسته چندم تغییر دادهاند. با گرانسازی نان، حاملهای انرژی، بنزین و... دامن زدن به نارضایتی در مردم و ایجاد بستر ناامنی را دنبال میکنند. موازی با همین اقدامات، ارائه تصویر غلط از کشور، پمپاژ یأس، القای ترس و جنگ روانی با مردم را در رسانههای زنجیرهای در دستور کار قرار دادهاند. آنها موفقیت دولت در خدمت به مردم را نمیخواهند. آقای پزشکیان مشاوران خود را تغییر دهید.