kayhan.ir

کد خبر: ۳۰۶۶۴۸
تاریخ انتشار : ۰۸ اسفند ۱۴۰۳ - ۲۲:۰۵

ضرورت خروج دولت از قاب «تعطیلی» (یادداشت میهمان)

 
 
در دوره غلبه رسانه‌ها، مهم‌تر از واقعیت، تصویری است که از واقعیت در افکار عمومی ساخته می‌شود. قدرت تصویر به حدی است که با وجود تعارض کامل با امر واقع، آن تصویر یا به تعبیر پست مدرن‌ها «حاد واقعیت» می‌تواند مبنای نگرش‌ها و رفتارهای جمعی قرار می‌گیرد. با شبکه‌ای شدن ارتباطات، یک مفهوم دیگر نیز برای تحلیل وقایع، مورد توجه قرار گرفت؛ مفهوم چارچوب/ قاب (framing) که مانوئل کاستلز روی آن پافشاری کرد و گفت در میان انبوهی از پیام‌هایی که از رسانه‌ها به سمت افکار عمومی پمپاژ می‌شود، آن دسته از پیام‌ها قابلیت ماندگاری و تصویرسازی پیدا می‌کنند که حول یک مفهوم کلیدی، قاب‌بندی داشته باشند. در واقع، تصویر نهائی از یک مسئله در ذهن مخاطب، کاملاً تحت تأثیر چارچوب و قابی است که آن موضوع را احاطه می‌کند.
این مقدمه و نظریه پایه، بررسی روش‌مند قاب دولت چهاردهم در افکار عمومی را امکان‌پذیر می‌سازد. دولت چهاردهم که محصول انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری است، در شرایطی کشور را تحویل گرفت که در نتیجه عملکرد سه ساله دولت شهید رئیسی، همه شاخص‌های اقتصادی رو به بهبود بود، فروش نفت به عنوان نمادی از توانایی کشور در مقابله با تحریم در بهترین وضعیت شش سال گذشته خود بود، روابط خارجی از انزوا خارج شده بود به طوری که کشور با ورود به سازمان‌های منطقه‌ای و گروه‌های بین‌المللی مانند شانگهای و بریکس آماده جایابی در نظم جدید و جهش برای احیاء نقش ژئوپلیتیک خود بود، روابط با همه همسایگان در وضعیت عادی و همکاری قرار داشت، با شهادت رئیس‌جمهور در حین خدمت، فضای عاطفی و همبستگی با نهاد دولت به طرز چشمگیری ارتقاء یافته بود و اداره منظم کشور و برگزاری بی‌حاشیه انتخابات ریاست جمهوری در بازه 70 روزه شهادت آیت‌الله رئیسی تا تنفیذ دکتر پزشکیان، از نهاد دولت در افکار عمومی، تصویری مستقر و مشرف به امور ایجاد کرده بود.
دولت چهاردهم در چنین موقعیتی زمام کار را به دست گرفت و رأی‌آوری کامل کابینه معرفی شده به مجلس نیز باعث شد افکار عمومی به آینده امیدوارتر شود. اما در ادامه این مسیر چه اتفاقی افتاد که ظرف کمتر از هفت ماه، اکنون در موقعیتی قرار داریم که بر اساس پیمایش‌های افکار عمومی و به اذعان حامیان دولت، محبوبیت رئیس‌جمهور دچار آسیب شده است؟ به نظر می‌رسد قاب «تعطیلی» ضربه مهمی به تصویر دولت زده است. این قاب صرفاً حول قطعی برق و تعطیلی‌های مکرر مدارس و ادارات شکل نگرفته است، بلکه علاوه‌بر آن استعاره‌ای است از عدم اشراف دولت بر اقتصاد و بازارها که نمود آن در جهش 90 درصدی قیمت ارز و افزایش سرسام‌آور قیمت کالاها و خدمات است.
اما این تصویر چرا ایجاد شده و چگونه باید شکسته شود؟
واکنش فرافکنانه به این پرسش، گره زدن مطلق وضع کنونی به متغیّر خارجی یعنی رأی‌آوری ترامپ است؛ همچنان‌که برخی اظهارات حتی از درون دولت (مثلاً سخنان منتشر شده از مشاور اقتصادی رئیس‌جمهور) در این چارچوب است. اما این‌گونه ساده‌سازی مسئله، بلافاصله پرسش‌های جدیدی از این دست تولید می‌کند که چرا فرد یا گروهی که وزن متغیر خارجی را تا این اندازه سنگین می‌دانسته، با وجود احتمال بالایی که همه تحلیلگران درخصوص پیروزی ترامپ در انتخابات آمریکا می‌دانند، برای اداره دولت در این شرایط پیشقدم و کاندیدا شد. بعلاوه، این‌گونه توصیف از صحنه خیانت به دولت است و مؤیّد پیشنهادهای غیرمنطقی همچون کناره‌گیری است چرا که عملاً تصویری منفعل و بدون عاملیت از دولت می‌سازد.
شناخت مسئله نیمی از حل آن است. تصویری که از دولت با قاب «تعطیلی» شکل گرفته است، به سرعت نیازمند اصلاح است. برای خروج از این تصویر، می‌توان عواملی را پیشنهاد کرد اما مهم‌ترین و مبنایی‌ترین عامل، مسئله عاملیت (کارگزار) است. کارگزاری که در مواجهه با مانع، توقف و انتظار و چشمداشت به لطف بیگانه را انتخاب می‌کند، خود عامل تحکیم قاب «تعطیلی» در افکار عمومی است.
دو نسخه و رویکرد «نگاه به بیرون» و «اتکاء به درون» در دولت‌های آقایان روحانی و رئیسی تجربه شد. بنابراین امروز با دو تجربه متکی به عاملیت مواجهیم نه صرفاً دو ایده. دو تجربه‌ای که یکی «عبرت» و دیگری «الگو» شد.
شهید رئیسی در حالی کار خود را آغاز کرد که تورم در نقطه اوج تاریخی آن قرار داشت، تلفات روزانه کرونا به 700 تن رسیده بود و شیوع بیماری باعث تعطیلی آموزش، کسب و کار و تعاملات اجتماعی شده بود، قیمت ارز ظرف سه سال 8 برابر شده بود، وضعیت آب و برق بحرانی بود، فروش روزانه نفت ایران به حدود 500 هزار بشکه در روز کاهش یافته و بیش از 80 میلیون بشکه نفت ایران بر روی نفتکش‌ها بدون خریدار باقی مانده بود، به تعبیر آقای جهانگیری معاون اول وقت دولت شرایط حتی از دوره جنگ تحمیلی هم سخت‌تر بود و مسئولان دولت وقت حتی برای پرداخت حقوق مرداد ماه سال 1400 راهی جز استقراض از بانک مرکزی سراغ نداشتند. در یک جمله، افکار عمومی دولت را در قاب «تعطیل و رها کردن جامعه» می‌دید.
شهید رئیسی از دل این شرایط نامناسب اجتماعی و با تصویری که از قاطعیت، جهادی و مردمی بودن او در ریاست قوه قضائیه شکل گرفته بود، برآمد و در آن لحظه تاریخی، اولویت خود را متوجه چالش اصلی یعنی مسئله احیاء سرمایه اجتماعی از طریق تمرکز برای حل چالش‌های اصلی کشور قرار داد. او اعلام کرد مهم‌ترین پروژه‌اش، احیاء امید و اعتماد است و برای دستیابی به آن، روی چند اولویت اساسی دست گذاشت: انتخاب کارگزاران معتقد به حل مسئله از طریق داخل، صیانت از جان مردم و تأمین فوری 100 میلیون واکسن کرونا، احیاء نهاد دولت در چشم مردم با حضور مستمر و مؤثر در نقاط بحران‌خیز، پرهیز از منفی‌بافی و بیان مشکلات، بستن باب معطل کردن کار کشور در عین آغاز دور فشرده‌ای از کار منسجم و هدفمند در روابط خارجی.
توضیح هر یک از این سرفصل‌ها و مدل‌سازی از آنها درخور مباحث طولانی است که نتیجه آن تجربه‌نگاری از توفیقات حکمرانی در بستر دولت مردمی و انقلابی است. تجربه‌نگاری از ناکامی‌ها و کامیابی‌های دولت‌ها برای آیندگان بسیار ضروری است. تجربه‌نگاری روشن خواهد کرد که مثلاً چرا دولت آقای روحانی نتوانست با چین برای تأمین واکسن به توافق برسد اما یک تماس تلفنی شهید رئیسی با رئیس‌جمهور چین باعث سرازیر شدن 100 میلیون واکسن به ایران و خروج کشور و اقتصاد و روابط اجتماعی از تعطیلی شد؟ تجربه‌نگاری روشن خواهد کرد که چگونه با وجود آنکه وزیر نفت دولت آقای روحانی می‌گفت «هرکس بتواند بیش از این نفت بفروشد بیاید به جای من وزیر شود»، اما دولت سیزدهم موفق شد فروش نفت را به یک میلیون و 500 هزار بشکه در روز برساند و نقشه زمین‌گیر کردن ایران را خنثی کند؟ تجربه‌نگاری معلوم می‌نماید که چگونه روابط یخ‌زده/ بحران‌زده ایران با همسایگان و سایر کشورهای مایل به همکاری اصلاح شد و در مقابل نقشه منزوی کردن ایران و درگیر کردن آن با همسایگان خود، توانستیم وارد پیمان‌های جدید شویم؟
توفیقات مذکور و مدل‌های دستیابی به آنها، امروز برای زدودن قاب «تعطیلی» از دولت ذی‌قیمت و قابل استفاده است. دولت برای خروج از این قاب نیازمند خروج از وضعیت بلاتکلیفی و روشن کردن ایده اداره کشور است. همچنین ضروری است در کوتاه‌مدت یکی دو اقدام چشمگیر و فراگیر برای بازگشت انتظارات مثبت شکل بگیرد. در عین حال مهم‌ترین رکن مسئله همچنان که گفته شد مسئله عاملیت و به‌کارگیری حکمرانان و کارگزارانی است که ظرفیت‌های کشور را بشناسند، به آنها باور داشته باشند و با برخورد با موانع، علامت و رفتار توقف از خود بروز ندهند. کمک واقعی به دولت و شخص رئیس‌جمهور برای شکستن قاب ناجور تعطیلی از این رهگذر است. شاید بر همین اساس بود که رهبر معظم انقلاب سه روز پیش از انتخابات ریاست جمهوری (5 تیر 1403) دست روی مسئله عاملیت گذاشتند و فرمودند: «با خداوند خودتان عهد کنید که اگر موفّق شدید و توانستید مسئولیّتی به دست بیاورید، کسان و کارگزاران خود را از کسانی قرار ندهید که ذرّه‌ای با انقلاب زاویه دارند. آن کسی که با انقلاب، با امام راحل، با نظام اسلامی ذرّه‌ای زاویه داشته باشد، او به درد شما نمی‌خورد؛ او همکار خوبی برای شما نخواهد بود. آن کسی که دلبسته‌ آمریکا باشد و تصوّر کند که بدون لطف آمریکا نمی‌شود قدم از قدم برداشت در کشور، او برای شما همکار خوبی نخواهد بود، او از ظرفیّت‌های کشور استفاده نخواهد کرد، او خوب مدیریّت نخواهد کرد؛ آن کسی که راهبرد دین و شریعت را مورد بی‌اعتنائی قرار بدهد، برای شما همکار خوبی نخواهد بود. کسی را انتخاب کنید که اهل دین، اهل شریعت، اهل انقلاب، اهل اعتقاد کامل به نظام باشد.»
احسان صالحی