مادرانهای برای سردار هور
سید محمدمهدی موسوی
فیلم سینمایی «اشک هور» به نویسندگی و کارگردانی مهدی جعفری که به بخشهای مهمی از زندگی مجاهدانۀ سردار شهید علیهاشمی و انتظار مادر بزرگوارش برای بازگشت پیکر مطهر سردار هور میپردازد، از معدود آثار نسبتاً قابل قبول و آبرومند این دوره از جشنواره است.
شروع فیلم با پلانی از اشک مادر و بلافاصله نمایی از هور خشک شده، روایتگر انتظاری است که در جایجای فیلم به آن گریزِ مفهومی زده میشود.
در بیست دقیقۀ آغازین فیلم که بیشتر، مقاومت همرزمان و یاران سید علیهاشمی به تصویر کشیده شده با وجود تشتت در روایت قصه و شخصیتپردازی ناقص، نوع فیلمبرداری جذاب از کار درآمده که این جذابیت البته بیارتباط به سابقۀ فیلمبردار بودن سازندۀ اشک هور نیست.
در یکی از سکانسهای همین بخش، روز چهارم تیر سال 67 یعنی واپسین روز عمر این دنیایی سید علی، او خطاب به یارانش در داخل سنگر میگوید: «حواستون باشه بچهها، جزیرۀ [مجنون] رو خیلی گرون گرفتیم، حیفه که ارزون از دست بدیم» اما وقتی دستور میآید که باید مجنون را تخلیه کنند، همۀ یارانش را راهی میکند و خودش و چند نفر دیگر جزو آخرین نفراتی هستند که قصد خروج از جزیره را دارند که در نهایت گرفتار هلیکوپتر کماندوهای عراقی شده و در صحنههای تعقیب وگریز، بعد از اصابت یک موشک از بالگرد عراقی دیگر مشخص نیست که سید چه سرنوشتی پیدا میکند.
ادامۀ قصه تا 22 سال بعد که با اعلام سردار باقرزاده، مسئول کمیتۀ تفحص شهدای ستادکل نیروهای مسلح، هویت استخوانهای بر جای مانده از شهیدهاشمی تشخیص داده میشود و بدینسان حماسۀ مردم خوزستان در تشییع فرزند قهرمانشان شکل میگیرد.
مهدی جعفری در اشک هور کوشیده که با روایتی غیرخطی بین زمان مفقود شدن و در واقع هنگام شهادت سردارهاشمی تا زمان پیدا شدن پیکر مطهر ایشان، رفت و برگشتی تاریخی به قصه داشته باشد و در این میان با برجسته کردن نقش مادر این شهید والامقام، به اثر تمی ملودرام بخشیده است.
به اذعان درست برخی از منتقدان و کارشناسان سینما، فیلم، دو پاره به نظر میرسد و باید در اینجا گفت که اشک هور بیش از آنکه روایتگر شهید علیهاشمی باشد، نشاندهندۀ بخشهایی از سبک زندگی منتظرانۀ مادر ایشان است و از این حیث باید گفت که گویا سازندگان تا حدی متأثر از نوع روایت فیلم درخشان «شیار 143» با بازی کمنظیر و ماندگار مریلا زارعی بودهاند و این مفهوم انتظار به راستی چه کشش عجیبی در دراماتیزه کردن فیلم دارد که همچنان برای درگیر کردن حس و حال مخاطب، عنصری سازنده و پیشبرنده به شمار میرود.
درخصوص بازیها، آنچه قابل توجه است اینکه نقش فرعی شخصیت بدران با بازی «تورج الوند» که در بسیاری از بخشهای فیلم، روایتگر ماجراست، به مراتب بهتر از بازی «رضا ثامری» در نقش سید علیهاشمی است.
رؤیا افشار در مقام مادر سید علی یا همان «ننه علی» قصه، بازی باورپذیر و خوبی دارد که به خصوص باید بهگریم درست و به اندازۀ او اشاره کرد که به نقش، شخصیت و هویت بخشیده و از این حیث بعید نیست که به همین خاطر خانم افشار، نامزد دریافت سیمرغ شود، هر چند که این بار کار سختی برای برنده شدن در مهمترین آوردگاه سینمایی کشور خواهد داشت.
از جمله ویژگیهای خوب فیلم به جز فیلمبرداری درست و جذاب باید به استفادۀ صحیح از قدرت موسیقی بهخصوص در صحنههای تعقیب وگریز نیروهای ایرانی و عراقی اشاره کرد، ضمن آنکه نباید از موسیقی اثرگذار سکانسهایی که احساس مخاطب را در انتظار طولانی مدت یک مادر به تصویر میکشد، به راحتی گذشت.
همانطور که پیشتر نیز اشاره شد، یکی از مشکلات جدی سینمای ایران خاصه در این سالها و از جمله محصولات به نمایش درآمده در جشنوارۀ امسال، ضعف در فیلمنامه و به تبع آن نقصان در شخصیتپردازی است که در این فیلم نیز تا حدی همین ضعف در شخصیتپردازی خودش را نشان میدهد، به نحوی که در بسیاری از قسمتهای اثر، مخاطب عام، ارتباط لازم را با شخصیتهای قصه برقرار نمیکند و حتی دربارۀ شهیدهاشمی نیز شخصیت به شکل کامل شکل نمیگیرد که ثمرۀ آن هم، عدم باورپذیری دقیق و کامل در مدیوم سینماست.
این درست است که برخی سکانسها بهخصوص ارتباط مادر شهید با بقایای بر جای مانده از فرزندش از جمله خاک پوتین او، احساس برانگیز درآمده اما این تمهید نیز کمک نکرده که ما به عظمت روحی و ارتباط فوقالعادۀ شهیدهاشمی با مادرش بیشتر و بهتر پی ببریم.
نمیدانم ایراد کار کجاست اما به نظر میرسد که برخی آثار جشنوارۀ امسال دچار نوعی شتابزدگی شدهاند و ای کاش دقت نظر سازندگان بهخصوص در رابطه با آثاری که به قهرمانان بزرگ این آب و خاک میپردازد به نحوی بود که در نهایت محصولی با کیفیت و غنای بالا را مشاهده میکردیم.
همچنین باید متذکر شد که ریتم فیلم در برخی جاها مطلوب و توأم با تعلیق کافی است اما در برخی قسمتها تا حدودی کسلکننده و کُند میشود و این مسئله برای اثری که میخواهد فراتر از جشنواره با مردم ارتباط لازم را برقرار کند، نکتهای منفی محسوب میشود که به اعتقاد نگارنده، تدوین مجدد فیلم با حذف برخی پلانها و سکانسها چارۀ کار است.
با توجه به اینکه گفته شده که محصول اصلی سازندگان این فیلم در حقیقت یک سریال است به نظر میرسد که اشک هور بر خلاف «موقعیت مهدی» که فیلمی بسیار تکاندهنده و جذاب است، آن قدرت لازم را ندارد که امیدواریم در ساخت سریالی کار به ایرادات گفته شده توجهی صورت گرفته و در نهایت مخاطب عام در قاب تلویزیون بتواند اثری در خور شأن و جایگاه شهید سید علیهاشمی ببیند، هر چند که همین فیلم تولید شده نیز انصافاً جای تقدیر و تشکر از سازندگان و حامیان آنها را دارد.