کد خبر: ۳۰۵۶۳۸
تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۴۰۳ - ۲۰:۲۷

چه کسی به داد اهالی ورزش می‌رسد؟!‌ (نکته ورزشی)

 
 
سرویس ورزشی-
همین چند شماره پیش بود که در واکنش به بعضی از اعتراضات و دادخواهی‌های چندین ساله اهالی فلان رشته ورزشی، نوشتیم که «آیا در این ورزش فریادرسی نیست»! مرکزی وجود ندارد که با حضور کارشناسان و اهالی فن‌، از یکسو به آسیب شناسی ورزش بپردازد و از سوی دیگر به فریاد اهالی آن و رشته‌های مختلف ورزشی برسد که بعضی از آنها سال‌هاست داد می‌زنند و به نحوه و روش مدیریت رشته مربوطه اعتراض می‌کنند و درباره تخلفات مالی- و حتی اخلاقی- هشدار می‌دهند اما هیچ مسئول و مقام و کانونی به این اعتراضات مکرر و انتقادات مستمر وقعی نمی‌گذارد.
یکی از شعارها و وعده‌هایی که رئیس دولت کنونی از زمان رقابت‌های انتخاباتی تا همین امروز مطرح کرده و بعد از تشکیل دولت‌، اعضای کابینه- از جمله وزیر ورزش- هم به مناسبت‌های مختلف بر آن تاکید کرده‌اند‌، ‌مسئله«تخصص‌گرایی» است. یکی از واقعیت‌های تلخ ورزش ما- به ویژه طی سال‌های اخیر- کمرنگ شدن موضوع تخصص و تجربه و سواد و مدیریت ورزشی بوده‌، واقعیتی که کمتر کسی که با واقعیات ورزش ایران سروکار دارد‌، درباره آن به خود شک و تردید راه می‌دهد.
البته این معضل‌، آفتی است که نه فقط در ورزش بلکه در خیلی از عرصه‌ها و حوزه‌های دیگر هم مصداق دارد و به طور طبیعی موجب بروز مشکلاتی عدیده برای ملک و ملت هم شده اما حرف ما درباره ورزش است. سال‌هاست می‌نویسیم که ورزش در این مملکت جدی گرفته نشده و دلیل اصلی آن هم این است که سکان هدایت و اداره امور را دست «اهلش» نمی‌دهند و اصول و ملاک‌هایی چون تخصص و سواد و تجربه و کاردانی خیلی وقت‌ها در واگذاری مسئولیت‌ها تاثیری ندارند و... 
همان‌طور که بارها گفته شده‌، سلایق شخصی و ارتباط‌های خانوادگی و قومیتی و همگرایی‌های سیاسی و... ملاک‌های اصلی و تعیین‌کننده مدیریت‌های ورزش ما بوده و هست. این است که اگر به درستی مسائل را تحلیل کرده و از سطح و ظاهر امور بگذریم و مسائل و معضلات را واکاوی و ریشه‌یابی کنیم‌، به همان نتیجه‌ای می‌رسیم که اکثر قریب به اتفاق کارشناسان می‌رسند. به همان جایی می‌رسیم که وزیر محترم ورزش در تحلیل و ریشه‌یابی اتفاقات ناگوار و ناخوشایند بازی دو تیم قدیمی و پرطرفدار پرسپولیس و تراکتور رسیده است.‌ وقتی کار دست مدیران نااهل و غیر حرفه‌ای و کوچک بیفتد که به جای «بزرگی»کردن‌، عین بچه‌ها و تماشاگران تیفوسی‌، برای حریفان «کری» و رجزخوانی– آن هم با الفاظ «کوچه‌بازاری» – می‌خوانند‌، نمی‌توان از جوان پرشور سکونشین انتظار رفتار حرفه‌ای داشت.
 حتی گفتن این حرف تلخ است اما واقعیتی است که خیلی از اهالی ورزش به آن اذعان دارند. ما طی سال‌های اخیر مدیرانی‌، حتی در سطح وزارت در دولت‌های پیشین و همین ورزش داشته‌ایم که به جای عمل به مسئولیت‌های حساس فرهنگی و اجرائی خود‌، درباره تیم‌های مورد علاقه‌، رفتاری در حد نه طرفدار و سمپات بلکه «بوقچی» داشته‌اند که حتی ذکر آن گوینده و نویسنده را اذیت کرده و خاطر خواننده محترم را مکدر می‌کند. ‌ای کاش این مدیران به اندازه بوقچی‌های بی‌ادعا نسبت به مسئولیت و وظایف خود احساس تعهد می‌کردند!
در پایان بار دیگر تاکید می‌کنیم که دردها و راه‌های درمان ورزش کاملا روشن است و هیچ گره کوری در این باره وجود ندارد. همه از پیر و جوان، کارشناس و مدیر، اهل قلم و صاحب سخن و... دقیقا می‌دانند دردهای ورزش چیست و راه‌های درمان آن کدام است اما چیزی که کسی از آن سر در نمی‌آورد و خیلی وقت است دلسوزان را کلافه کرده‌، این است که چرا به این دانسته‌ها عمل نمی‌شود و سکانداران ورزش نسخه شفابخش را اعمال نمی‌کنند و در برابر جولان و گرد و خاک کردن غاصبان‌، منفعل و تسلیم عمل می‌کنند و کماکان اجازه می‌دهند سرنوشت ورزش در ابعاد فنی و فرهنگی و اخلاقی و مالی و اجرائی‌، کماکان در دست نا اهلان و عناصر فاقد تخصص باشد؟!