کد خبر: ۳۰۴۱۳۹
تاریخ انتشار : ۳۰ دی ۱۴۰۳ - ۲۲:۴۴
در استقبال از هجدهمین جشنواره فیلم مقاومت

جامعه‌شناسی یک ژانر ملی و جهانی

 
 
 
محمد نادری
سینما، در اثر رابطه متقابل و دو سویه با جامعه کاربردهایی فراتر از سرگرمی یافته است. این ویژگی‌های غیر قابل تفکیک، سینما را به یک رسانه قدرتمند تبدیل کرده است که در فرآیند ارتباطات اجتماعی قدرتمند، تاثیرگذار و قابل ملاحظه است. از این رو در بستر سینما، تصاویر سمعی و بصری فیلم به عنوان زبانی برای انتقال پیام از گیرنده به فرستنده، در مقایسه با زبان‌های دیگر ارتباطی، مکانیسمی خاص‌تر و متمایز‌تر دارد. سینما با پرداختن به روایت‌های جامعه، زندگی روزمره مردمان و واقعیت‌های جهان اجتماعی را در سالن سینما برای مخاطبان تجربه پذیر می‌کند، در واقع مخاطب با جامعه در سینما پیوند دوباره می‌خورد. از این رو فرهنگ، ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی در ارتباط متقابل مولف، فیلم و مخاطب تولید و بازتولید می‌شوند. در این جاست که مطالعه جامعه شناختی سینما و معانی بازنمایی شده در آن برای فهم و درک ارزش‌های اجتماعی یک جامعه حائز اهمیت است، بنابراین می‌توان گفت سینما کوچک شده جامعه است در قاب تصویر.
فرهنگ و گفتمان مقاومت
انقلاب در یک جامعه تغییری بنیادین و قدرتمند است که زیست ‏جهان‌های افراد یک جامعه را تحت تاثیر قرار می‌دهد که انقلاب اسلامی ایران نیز از این قاعده مستثنی نبود. به دلیل ویژگی‌های مذهبی و ایدئولوژیکی که انقلاب ایران داشت و نیروها و عناصری که در شکل ‏گیری آن نقش داشته‌اند، انقلاب اسلامی به یک الگوی الهام‌بخش برای ملت‌های مسلمان در حال مبارزه با استبداد و استکبار و ظلم تبدیل شد. با تغییر نگرش به دین و قرار دادن آن در مرکز جامعه، ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی دستخوش تغییر اساسی شدند. 
انقلاب اسلامی بر اساس آموزه‌های اسلامی این باور را در جامعه ایجاد کرد که باید در مقابل هر نوع تهاجمی از خود و جامعه دفاع کرد، این نوع دفاع و ایستادگی که امری مقدس و ارزشمند است و جنبه‌های مختلفی دارد به مرور تبدیل به یک فرهنگ عظیم و ریشه دار به نام «فرهنگ مقاومت» شد. «فرهنگ مقاومت» یعنی مقاومت و ایستادگی در برابر هر نوع هجومی به ارزش‌های دینی و اخلاقی و انسانی که حریم فرد و جامعه را مورد تجاوز قرار می‌دهد.  به مرور زمان و با مستحکم‌تر شدن پایه‌های نظری و اعتقادی فرهنگ مقاومت که در رابطه‌ای متقابل با جامعه ایجاد شده بود و گسترش این فرهنگ در سطح بین‌الملل به خصوص در کشورهای همسو با جمهوری اسلامی ایران به خصوص در دو دهه گذشته برای مقابله و ایستادگی در مقابل ظلم، استکبار و استبداد اقتصادی – سیاسی-اجتماعی – فرهنگی و نظامی تحمیلی از سوی قدرت‌های استکباری شاهد تشکیل جبهه مقاومت بر اساس آرمان‌های انقلاب اسلامی که برگفته از آموزه‌های دینی می‌باشد هستیم که در سالیان اخیر این فرهنگ تبدیل به «گفتمان مقاومت اسلامی» و یک نوع زیست و سبک زندگی در ابعاد مختلف (سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی) شده است که با خلق ابزاری مانند روحیه جهادی، استکبار‌ستیزی، ظلم‌ستیزی، اتکاء به خویش، خودسازی، خود باوری، عدم وابستگی، پیشرفت و توسعه متوازن و همه‌جانبه و... تبدیل به سلاحی محکم در بین جوامع مستقل منطقه شده است.
سینمای مقاومت
پس از انقلاب اسلامی و به دنبال این حرف امام خمینی(ره) که: «ما با سینما مخالف نیستیم، با فحشاء مخالفیم»، سینما به عنوان ابزاری مهم برای قشر مذهبی و انقلابی جامعه برای بیان هنری آرمان‌های انقلاب اسلامی مطرح شد و به سمت اهداف متعالی رهنمون شد.
همگام با تغییر رویه دیگر نهادها و ارگان‌های دولتی بعد از انقلاب اسلامی، نظام سینما نیز به سمت تغییر در محتوا، شیوه و اجرا حرکت کرد، از این جهت سینمای ایران یک تغییر قابل توجه را شاهد بود. مروری بر تاریخ سینما در ایران این نکته را نشان می‌دهد که رشد و شکوفایی سینما به عنوان یک پدیده مهم در جامعه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی اتفاق افتاده است.
با توجه به اهمیت موضوع انقلاب و دفاع مقدس در سینمای پس از انقلاب اسلامی، سینمایی متأثر از جریان فکری انقلابی رایج و برگرفته از ایدئولوژی، ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب اسلامی شکل گرفت که به مؤلفه‌هایی مانند جریانات انقلاب اسلامی، دفاع مقدس، مبارزه با استکبار و غرب، ظلم‌ستیزی، ارزش‌های دینی و مذهبی، مسئله فلسطین و... می‌پردازد. اگرچه این سینما بر خلاف پشتوانه فکری و آرمانی خود منسجم، یکپارچه و سازمان یافته نیست، لیکن می‌توان به طور کلی عنوان «سینمای انقلابی» را برای آن برگزید. 
«سینمای انقلابی»، سینمایی است که در آن شاهد بازنمایی ایدئولوژی و گفتمان انقلاب اسلامی، آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب اسلامی هستیم، سینمایی که از بطن جریان فکری انقلاب اسلامی و طرفداران آن برخاسته است که طیف وسیعی از فیلم‌ها را در این حوزه شامل می‌شود که خود می‌تواند به گونه‌های مختلفی تقسیم شود.
در گونه‌ای از «سینمای انقلابی» می‌توان «سینمای مقاومت» را جای داد، سینمایی که هرچند خود یک نوع گفتمان و عنوانی کلی محسوب می‌شود اما ذیل عنوان کلی‌تر «سینمای انقلابی» قرار می‌گیرد. 
باز تعریف و بازنمایی مقاومت با ابزار سینمایی و در قالب بیان هنری باعث تولید و کارکرد مثبت ایدئولوژی و گفتمان مقاومت درسطح جامعه می‌شود، کاری که کشورهای غربی در مورد جنگ جهانی دوم به خوبی از عهده انجام آن برآمدند. سینمای مقاومت می‌تواند مقاومت شخص در برابر نفس خویشتن و امیال شیطانی باشد، می‌تواند مقاومت در مقابل ظلم و استبداد باشد، می‌تواند مقاومت در مقابل اشغال وطن و ضد استعماری باشد و می‌تواند مقاومت در مقابل دشمنی خارجی و حتی تفکر و تحمیل سبک زندگی مهاجم باشد، سینمای مقاومت حتی در برابر وضعیت نابسمان اجتماعی و دوری گرفتن از اهداف و آرمان‌ها واکنش نشان می‌دهد. 
مهم‌ترین و تاثیرگذارترین آثار سینمای مقاومت
در سال‌های اولیه بعد از انقلاب اسلامی، فیلم‌های تولیدی بیشتر درباره مقاومت مردم ایران در مقابل استبداد شاهنشاهی و حمله صدام به ایران بود، به مرور فیلم‌هایی با درون مایه مذهبی هم تولید شد. 
در سال آخر جنگ تحمیلی و با گسترش فرهنگ انقلاب اسلامی در منطقه شاهد تولید فیلم‌هایی با موضوع اشغال فلسطین و لبنان توسط اسرائیل و مقاومت این دو کشور هستیم.
با تعریف صورت گرفته از «فرهنگ و گفتمان مقاومت» و سینمای برآمده از متن آن که حاصل تقابل و رابطه دو سویه جامعه و سینما هستش می‌توان آثار زیادی را در گونه‌های مختلف ذیل «سینمای مقاومت» جای داد؛ آثاری مانند دادشاه، ترن، سناتور، استرداد و برزخی‌ها که مقاومت در مقابل ظلم رژیم شاهنشاهی است. توبه نصوح، یک تکه نان و رسوایی 1 مقاومت دربرابر شیطان و هوای نفس است. شیر سنگی، کشتی آنجلیکا، ناخدا خورشید و یتیم خانه ایران که مقاومت در برابر استبداد است. آژانس شیشه ای، لاتاری و خروج که اعتراض و مقاومت در برابر وضع اجتماعی موجود است و همچنین انبوه فیلم‌های دفاع مقدس که مقاومت در مقابل تهاجم خارجی است.
اما در بخش بین‌المللی «سینمای مقاومت» هم شاهد تولید آثار ارزشمندی بوده ایم، مانند: بازمانده (سیف الله داد)، سرب (مسعود کیمیایی)، لبنان عشق من (حسن کاربخش)، قاعده بازی، هفت سنگ (عبدالرضا نواب صفوی)، قناری (جواد اردکانی)، هیام (محمد درمنش)، زخم زیتون (محمدرضا آهنج)، تولدی دیگر، بیگانگان، آواهای سرزمین من (عباس رافعی)، شکارچی شنبه، امپراطور جهنم (پرویز شیخ طادی)، سی و سه روز(جمال شورجه)، ریسمانی نزدیک‌تر از رگ (مسعود اطیابی)، فرشتگان قصاب (سهیل سلیمی)، جشن تولد (عباس لاجوردی)، به وقت شام (ابراهیم حاتمی کیا). 
نتیجه گیری
در حال حاضر سینما و تصویر مهم‌ترین ابزار انتقال فرهنگ، ایدئولوژی و گفتمان در سطح جامعه است. در سال‌های اولیه بعد از انقلاب و سال‌های اولیه بعد از دفاع مقدس با توجه به حجم بالای تولید آثار انقلابی با موضوع «مقاومت» در گونه‌های مختلف شاهد 
همنوایی و استقبال بسیار بالای جامعه و نسل جوان آن با «فرهنگ و گفتمان انقلاب اسلامی و مقاومت» بودیم اما هرچه جلوتر آمدیم (به خصوص در دهه گذشته) از حجم تولید این آثار کاسته شد و همین امر باعث بیگانگی و حتی بعضا مقاومت بخشی از نسل جوان کنونی در برابر «گفتمان مقاومت» شده است.
در واقع می‌توان گفت با توجه به رابطه متقابل و دو سویه سینما و جامعه در تولید، بازنمایی و انتقال فرهنگ و ایدئولوژی، رابطه‌ای مستقیم بین حجم آثار تولیدی و همنوایی با «گفتمان مقاومت» در سطح جامعه وجود دارد به نحوی که هرچه کمیت و کیفیت این آثار بیشتر باشد شاهد پذیرش و همراهی بیشتر و هرچه کمیت و کیفیت کمتر باشد شاهد بیگانگی و حتی گاردگرفتن نسل جدید در مقابل «فرهنگ و گفتمان مقاومت» هستیم.
این نقد به طور جدی هم به سینماگران و هم مسئولین فرهنگی و سینمایی کشور وارد است که به خصوص در جریان مقابله جبهه مقاومت اسلامی با داعش و حامیانش در منطقه کوتاهی کرده و علی‌رغم 
شکل‌گیری و ایجاد «گفتمان مقاومت» در سطح منطقه که باعث همگرایی و وحدت بین ملت‌های منطقه شده است اما در بازنمایی و انتقال این گفتمان و فرهنگ به نسل جدید حق مطلب را هنوز ادا نکرده‌اند.