علل و دلایل شدت و ضعف سبک زندگی اسلامی (پرسش و پاسخ)
پرسش:
علل و دلایل شدت و ضعف سبک زندگی اسلامی را توضیح داده و راهکارهای تقویت سبک زندگی اسلامی را در میان افراد و جامعه بیان کنید؟
پاسخ:
ماهیت سبک زندگی
از منظر جامعهشناسان، ماهیت سبک زندگی، پیوند مستقیم و مستحکمی با مفاهیم جامعهشناختی دارد. از این رو شناخت ماهیت سبک زندگی در ارتباط با نوع تفسیر و تبیین این مفاهیم میسر است که اهم آنها عبارتند از: 1- عینیت و ذهنیت 2- فرهنگ و جامعه 3- فرهنگ عینی و ذهنی 4- صورت و محتوا 5- رفتار و نگرش، ارزش و هنجار 6- اخلاق و ایدئولوژی 7- سنت و نوگرایی 8- شخصیت و هویت فردی و اجتماعی 9- وراثت و محیط 10- فردیت (فردگرایی) و عمومیت (جمعگرایی)
11- خلاقیت و بازتولید 12- تولید و مصرف 13- طبقه و نوع قشربندی اجتماعی
14- زیباییشناسی (سلیقه) و نیاز 15- منزلت و مشروعیت.
علل و دلایل شدت و ضعف سبک زندگی اسلامی
اگر پیشرفتی در توسعه و تقویت الگوهای علمی و عملی و عینی به روز و متناسب با عصر و زمان از سوی پیروان یک مکتب صورت نپذیرفته باشد، زمینه آن را باید هم در علل و هم در دلایل جستجو کرد. علل اموری وجودی و دلایل اموری معرفتی و عقلی هستند. علل ناظر به مقام ثبوت و واقع هستند و دلایل ناظر به مقام اثبات و استدلال میباشند. در اینجا به برخی از اهم دلایل و علل عدم رشد، توسعه و تقویت مناسب سبک زندگی اسلامی میپردازیم.
علل و دلایل عدم تقویت سبک زندگی اسلامی
مهمترین علل عدم توسعه و تقویت مناسب و هماهنگ سبک زندگی اسلامی عبارتند از:
1- توسعه فراگیر سبک زندگی 2- عادات جوامع اسلامی به عمل براساس سبکهای منحط و انحرافی از دین 3- عادات جوامع اسلامی به ظاهرگرایی نسبت به عمل به آموزههای دینی 4- عجین شدن آداب و رسوم و شاخصهای مختلف و متعدد فرهنگی جوامع مختلف اسلامی با آموزههای دینی 5- تاثیر گرایشهای قومی و ملی بر سبک زندگی اسلامی.
همچنین مهمترین دلایل عدم توسعه و تقویت سبک زندگی اسلامی عبارتند از:
1- نفهمیدن سبک زندگی اسلامی 2- نشناختن الگوهای نظری در این زمینه 3- باور نداشتن سبک زندگی اسلامی 4- کارآمد ندانستن سبک زندگی اسلامی 5- انتزاعی فکر کردن و کاربردی نبودن افکار و اندیشههای اسلامی به روشنی پیداست مولفههای وجودی و عوامل معرفتی به کمک هم میتوانند در ایجاد موانع و در صورت اصلاح در به وجود آوردن شرایط برای توسعه و تقویت ظهور و بروز سبک زندگی اسلامی موثر و مفید واقع شوند.
حقیقت این است که اگر از سبک زندگی اسلامی سخن میگوییم، اسلام را تنها در مجموعهای از معارف و گزارهها خلاصه نمودن باعث عدم توجه ما به تاثیری که دین در سایر شئون فردی و اجتماعی انسان دارد و از سنخ دانش نیست، میشود. به تعبیر دیگر سبک زندگی دینی چیزهایی را لازم دارد که از سنخ مدیریت است. مدیریت هم، دانش و معرفت نیاز دارد و هم فن و مهارت که از سنخ معرفت نیست. انسان عالم به علم مدیریت، در مقام عمل، در مدیریت یک سازمان با مسائل مختلف احساسی، عاطفی و هیجانی روبهرو میشود. بیم و امید، نشاط و افسردگی، قاطعیت و نرمش و سازشکاری و مدارا و صبر و... همگی در توفیقات یک مدیر موثرند، و هیچیک از این عوامل معرفتی نیستند. لذا برای این بخش از سبک زندگی اسلامی نیز باید راهکارهایی را ارائه کرد.
پرسشهای بنیادین در رابطه با سبک زندگی اسلامی
مهمترین پرسشهای بنیادینی که در رابطه با سبک زندگی اسلامی باید به آنها پاسخ داده شود عبارتند از: 1- رابطه سبک زندگی با دین چیست؟ 2- رابطه سبک زندگی با سبک دینداری چیست؟ 3- آیا همچنان که دینداری مفهومی ذومراتب و دارای شدت و ضعف است، سبک زندگی دینی هم مراتب و شدت و ضعف دارد؟ 4- سبک زندگی از مقوله روش است یا دانش یا ترکیبی از هردو، اگر سبک زندگی یک مقوله ترکیبی است اصالت با کدام است؟ 5- نقش عوامل محیطی انسان مانند: محیط خانواده، محیط جامعه و شیوه حکمرانی و محیط بینالملل و فرامنطقهای به چه میزان در سبک زندگی اسلامی موثر است؟ ..... بنابراین سبک زندگی اسلامی مفهومی است مرکب و پیچیده که برای نزدیک شدن به ماهیت و پیاده کردن چنین مفهومی به این نظام سوالات و ساختارها باید پاسخ متناسب را ارائه نمود.