فقر ظاهری و فقر حقیقی (حکایت خوبان)
مردی نزد امام صادق(ع) آمد و از فقر خود شکایت کرد؛ امام فرمود: چنین نیست که میگویی، و من تو را فقیر نمیدانم! مرد گفت: آقا به خدا سوگند دروغ نگفتم و سپس شمهای از فقر خود را شرح داد. اما امام همچنان سخنش را رد میکرد! تا اینکه فرمود: بگو ببینم اگر صد دینار به تو بدهند که از ما برائت جویی آن را میگیری؟ مرد گفت: نه. امام پیوسته مبلغ را بالا برد تا به چند هزار دینار رسید،و آن مرد همچنان سوگند میخورد که حاضر نیست از ایشان برائت جوید! سپس امام فرمود: کسی که چنین کالایی دارد که حاضر نیست با این قیمت گزاف بفروشد، فقیر نیست؟!(1)
____________
1- امالی، شیخ طوسی، ص 298