رسانههای ماکیاولی شکگرایی سالم
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
این روزها در حالی شاهد شنیدن خبر افتتاح شبکه فارسیزبان TRTترکیه هستیم که چندی پیش موضع ضدایرانی یکی از مسئولین ارشد رسانهای ترکیه درخصوص ایران را همگان شنیدند و دیدند و اقدامات ترکیه برای بر هم زدن نظم موجود منطقه هم بر کسی پوشیده نیست.
از سوی دیگر به طور عملی در لایههای زیرین و پنهان شهرهای غربی کشور به ویژه در استانهای آذربایجان شرقی و غربی میتوان احساس کرد که ترکیه روی به اقدامات گسترده آورده و در حال تقویت قومیت گرایی بر اساس زبان آذری است و مضاف بر آن به طور ترکیبی در عرصه جغرافیایی و میدانی نیز ماجرای «کرویدر زنگزور» را نیز در دستور کار دارد که دقیقا در نقطه مقابل منافع ایران است.
به آنچه گفته شد اگر تحولات سوریه را بیفزاییم خواهیم دید که اردوغان و ترکیه دقیقا در سمتی ایستادهاند که منافع و سیاستهای رژیم صهیونیستی آنجا تامین میشود و به طور ملموس و عینی ترکیه تبدیل به مهره مؤثر منطقه برای تحت تاثیر قرار دادن مواضع جبهه مقاومت شده است. به این موارد میتوان فیلمهای ترکیه ای«شبکههای جم» را نیز اضافه کرد که در تضاد با فرهنگ اسلامی و ایرانی قرار دارند و همواره بنیان خانوادهها را در معرض تهدید قرار میدهد.
از میان هر آنچه گفته شد میتوان سوریه را ویژهتر از موضوعات دیگر دید؛ رسانههای جهان و فضای مجازی متعلق به جبهه ضد مقاومت بعد از سقوط دولت بشار اسد و تسلط شورشیان مسلح به رهبری جولانی، طریق پوشش رسانهای خود را تغییر دادند و «ایجاد ابهام» در بستر تحولات، رویکرد جدی آنان است. رسانههای ترکیه در این زمینه در حال یکه تازی هستند.
همسو با رسانههای ترکیه برای وجهه بخشی به شورشها و اشغال سوریه، رسانههای اصلی در اختیار صهیونیزم جهانی دریک اقدام تامل بر انگیز با صفحات مجازی خود مترصد به ایجاد ابهام در ابعاد سیاسی و استراتژیک منطقه هستند و دائم با شبه افکنی تلاش دارند تا زمان بیشتری از افکار عمومی مردم منطقه و سوریه در اختیار بگیرند.
هیجانات اولیه شورشها در سوریه قطعا به زودی فرو خواهد کاست و آنگاه عمق فاجعه برای مردم این کشورآشکار خواهد شد که چه بلایی بر سرشان آمده و معنی اشغال وطن را با پوست و گوشت و استخوان لمس خواهند کرد؛ رژیم صهیونیستی تا چند کیلو متری پایتخت آمده و ترکیه یکه تازی میکند و آمریکا عملا سیاستگذار حاکمیتی شده است و جولانی کت و شلوار پوشیده و دائم با رسانهها از آزادی حرف میزند.
بعد از ظهور و بروز داعش در سوریه و گسیل تروریستها از کشورهای مختلف به آنجا، این کشور عملا تبدیل به یک کشور و جامعه «چند فرهنگی» شد که دامنه اختلافات فرهنگی گروههای مختلف را حتی در مقابله با بشار اسد نیز میشد مشاهده کرد و حالا که او نیست باید منتظر بود و دید که آیا این گروههای دارای تعارض منافع و تضاد فکری میتوانند به نقطه اشتراک دست یابند یا به طور عملی سوریه دچار تجزیه خواهد شد و منطقه باز دستخوش تغیرات راهبردی در همه حوزهها میشود.
آمریکا، ترکیه، کشورهای مرتجع عربی، رژیم صهیونیستی و غربیها کاملا به آنچه که در سوریه رخ میدهد آگاه هستند و میدانند که بدون اقناع مردم سوریه و منطقه و به ویژه مردم ایران، امکان تغیرات گسترده وجود ندارد و حتما باید پیش از اقدامات بزرگتر افکار عمومی نسبت به پذیرش آنچه پیش رو است آماده شوند.
اینکه مردم سوریه در شرایط خاص سیاسی و نظامیو اجتماعی قرار دارند بدیهی است وای بسا که به طور کامل اختیار از دستشان خارج شده و به طور مسلم سالهای سال نیز -مثل افغانستان و عراق- اختیار به آنها باز نخواهد گشت موضوع پنهانی نیست؛ اما رسانهها و فضای مجازی شبکههای فارسیزبان به شدت روی دو موضع خاص متمرکز هستند و به طور گسترده در حال ایجاد
«ابهام سیاسی» و «ابهام استراتژیک» هستند تا آن امکان و شرایط لازم را در بستر زمان برای اهداف بلندمدت فراهم نمایند.
در رویارویی استراتژیک شکل گرفته در منطقه، یک دیدگاه سیاسی از سوی جبهه غربی و صهیونیستی و حتی ترکیه و شیخ نشینان حاشیه خلیجفارس وجود دارد که به قول پروفسور «نارن چیتی» معتقدند: «سیاست حوزهای با حقایق دروغین، وعدههای عمل نشده و دروغهای مصلحتآمیز است» و این سیاست و دیدگاه دقیقا از اواسط قرن بیستم تا به اکنون در تمام شئون سیاسی با همه شواهد و قرائن ممکن قابل مشاهده است و این بار علاوهبر عرصه میدان سیاسی تمام وجوه و تجلی آن را در عرصه رسانههای تصویری و شنیداری و مجازی نیز شاهد هستیم که رسانهها و به ویژه فضای مجازی و اینستاگرام به شدت میکوشند تا بر شبهات و ابهامات بیفزایند.
تا پیش از این تاکتیک، این رسانهها توانستند با به کار گیری اصطلاحاتی چون «امنیت دسته جمعی»
افکار عمومی را آماده دو جنگ پیدرپی خلیجفارس اول و دوم کنند و بعد از آن شاهد به کار گیری گسترده واژه «دموکراسی» را شاهده بودیم که در نهایت انقلابهای رنگی و مخملی را به بار آورد و حالا با هدف قرار دادن جوامعی مثل ایران با استفاده از همه امکانات به خصوص اینستاگرام کلید واژههایی چون آزادی، حجاب، تورم، بنزین، زن و... مورد توجه است و گویا بخش نهائی پازل هجوم به سمت جبهه مقاومت و خاستگاه آن (ایران) به این شکل اجتماعی در حال تکمیل است.
نوع این تهاجم گر چه برای ایران غریبه نیست و از اول انقلاب اسلامی با آن روبه رو بودیم و در هر مقطع زمانی قائلههای مختلف به پا شده اما هم زمانی این موضوع و پروپاگاندای رسانهای درخصوص موضوعات اجتماعی در فضای رسانههای فارسیزبان و فضای مجازی با استفاده از لشکر سایبری، موضوعی است که سوریه نیز قبل از فروپاشی حاکمیت با آن روبه رو بوده و افکار عمومی جامعه سوریه قبل از فروپاشی و شکست ارتش سوریه مقابل شورشیان این مطلب را پذیرفته بودند.
ایجاد «شک گرایی سالم» در سناریوهای خبری و برنامههای تحلیلی این رسانهها برای تحتالشعاع قرار دادن محاسبات تصمیم گیران و تصمیم سازان و مردم موضوعی است که با ایجاد ابهامات کوچک آغاز میشود و هر چه اخبار و مباحث به پیش میرود شاهد هستیم که میزان ایجاد شبه و شک و تردید ابعاد گسترده و بزرگتری به خودش میگیرد و فضای مجازی و اینستاگرام با تکیه بر حتی شنود و هوش مصنوعی ادراک عمومی را نسبت به هر واقعه شکل گرفته در سطح اجتماع داخلی و یا بیرونی دچار کنش میکند.
این روزها در حالی یکی از سناریوهای مبالغهآمیز (حمله رژیم صهیونیستی به اماکن و تجهیزات هستهای ایران) در بستر این رسانهها در حال مطرح شدن است که تلاویو بدون آغاز عملیات
(وعده صادق3) توسط موشکهای هایپر سونیک یمن مورد اصابت قرار میگیرد و سیستمهای دفاعی آمریکایی و غربی و گنبد آهنین عاجز از شناسایی و یا مقابله با آنها هستند.
گر چه دیدگاههای «ماکیاولی» تجلی بیشتری در عرصه سیاسی دارد و جدایی اخلاق از عرصه سیاسی را تاکید میکند و تابعین جدی از جمله ساموئل جانسون را نیز دارد که گفته است:
«در میان مصائب جنگ میتوان از کنار گذاشتن حقیقت به دلیل آنچه منافع دیکته کرده و زود باوری را تشویق میکند دفاع کرد.» اما این نوع دیدگاه ماکیاولی این روزها در بستر رسانههای اصلی دنیا و رسانههای معاند فارسیزبان و حتی فضای مجازی به شدت قابل ملاحظه است که از هیچ اصول اخلاقی در بازگویی اخبار تبعیت نمیکنند و همه گزارشها و تحلیلها و رپورتاژهایی که کار میشود در راستای تامین منافع و حفظ وجاهت رژیم صهیونیستی است که در جهان منفور شده و نیاز به بازیابی حیثیتی برای این موجودیت نحس و نجس احساس میکنند.
ارائه اطلاعات نادرست در بستر اعتقادات شخصی افراد و رساندن آنها به زود باوری چیزی است که انطباق دقیق با سیاست ماکیاولی دارد و در این نوع فعالیت رسانهای و یا مجازی حقیقت چندان اعتبار ندارد. ماکیاولی سیاست را بیان حقیقت نمیداند؛ بلکه آن را مسئلهای از فریب که در زمان لازم میتوان، سیاستی بر اساس نقض و عده داده شده اتخاذ و سپس آن را تحت عنوان وعدههای«غیر اصلی» مطرح کرد و حالا این رسانهها اولویتهای مسلم را سعی دارند از جامعه دور کنند و به جای آنها اولویتهای بر ساخته از تهییجات و احساسات را جایگزین آنها نمایند که بارها در بستر تحولات اجتماعی شاهد این مورد بودهایم و به طور قطع چون بارها از قبال اجرای این سناریو نتایجی نسبی حاصل شده است؛کماکان این نوع سیاست رسانهای و اجتماعی میتواند در اولویت اول اجرای آنها قرار بگیرد.