فیلمهای سفارشی سینمای ایدئولوژیک-بخش نود و چهارم
سعید مستغاثی
سینمای بر بنیاد تفکرات سکولاریستی و اومانیستی بیش از همیشه، خود را در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر نشان داد:
1- در اغلب فیلمها، معمولا حتی در سختترین لحظات، سخنی از خدا ودین نبود و یا تفکرات دینی ناکارآمد نشان داده میشد و خود آدمها از پس دشوارترین امور برمی آمدند.
در فیلم «اسرافیل» (آیدا پناهنده)، جلسه زنانه قرآن، محل تسویه حسابهای شخصی شد و از همین روی، شخصیتهای اصلی فیلم از آن جلسه فرار کردند،
در فیلم «دعوت نامه»، تمامی مشکلات ریز و درشت شخصیتها (اعم از دزدی و تصادف و کمارفتن دختر بچه و...) در کنار حرم امام رضا(علیهالسلام) اتفاق افتاد و گره برخی مشکلات نه با توسل به امام بلکه تنها توسط خود آدمها حل شد
و در برخی آثار، حتی بدیهیترین عناصر دینی که در سبک زندگی ایرانی، جایگاه مهمی دارد، غایب بود. مثلا در فیلم «ایتالیا، ایتالیا» هنگام بدرقه مسافر (که معمولا در شیوه ایرانیان، او را از زیر قرآن عبور داده و پشت سرش آب میریزند) کاسه آب وجود داشت اما خبری از کتاب قرآن نبود! در فیلم «اوه»(خانه) در خانهای که عزاداری و مراسم سوگواری برپا بود حتی یک کتاب قرآن وجود نداشت!
2-در بسیاری از آثار موجود، سبک زندگی ایرانی/اسلامی به نام سنتهای قدیمی و تعصبات خشک، عملا زیر علامت سؤال رفته و نوع سبک زندگی غیر اسلامی و غربی به عنوان روش درست در خانواده و ازدواج و عشق و دوستی و... نشان داده شد. فی المثل در فیلم «ایتالیا، ایتالیا»، دوستی زن شوهردار با رفیق دوران مجردی علیرغم حساسیت همسر، عادی نمایانده شد و مخالفت همسر، نوعی تعصب خشک به نظر رسید! یا در فیلم «سوفی و دیوانه»، مردی که قصد خودکشی داشت علیرغم دارا بودن همسر، با دختری دیگر همراه و همقدم شد و حتی زندگی را با وی قابل تحمل میدانست!!
در برخی فیلمها، مانند «انزوا»، «آذر»، «اسرافیل» و... حرفهایی از سوی مردم علیه کاراکتر زن فیلم وجود داشت که به دلیل حضور غیر عادی و روابط غیر شرعی زن و عدم رعایت حریم محرم و نامحرم در اجتماع، پخش شده و فیلمهای یاد شده، آن روابط غیرمعمول و مخالف سبک زندگی ایرانی/اسلامی را درست و به جا نشان داده و مخالفتهای مربوطه را ناشی از تعصبات و سنتهای دست و پاگیر قدیمی معرفی نمود.
3-در اغلب فیلمها، عشق و عاشقی از طریق روابط بیبند و بارانه و غیر شرعی را مثبت و انسانی نمایش دادند و ازدواج به سبک ایرانی/اسلامی یعنی از طریق نظارت والدین و با رعایت حدود شرعی، تحمیلی، منهدمکننده خانوادهها و نافرجام نمایانده شد. فیلمهای «سوفی و دیوانه»، «ماجان» (رحمان سیفی آزاد)، «مادری»، «انزوا»، «آذر»، «سارا و آیدا»، «زیر سقف دودی»، «رگ خواب»، «اسرافیل» و... چنین فضائی را القاء کردند.
4-در اغلب فیلمها، خانواده درست و درمانی رویت نگردید و بیشتر خانوادهها، ناقص، بیریشه، مضمحل یا در حال ویرانی نمایش داده شدند:
در فیلم «ایتالیا، ایتالیا»، خانواده کوچک و نوبنیان زوجی، روبه فروپاشی رفت، در فیلمهای «اوه» (خانه) و«گار»، پدر خانواده یا به قتل رسیده و یا خودکشی کرده بود، در فیلم «فِراری» (علیرضا داوود نژاد)
آدمها یا اصلا خانواده نداشتند و یا از خانوادهگریخته بودند، در فیلم «سوفی و دیوانه»، خانواده یکی از شخصیتها با مرگ فرزند از هم پاشیده و دیگری هم حتی در ذهن نیز خانوادهای از هم پاشیده داشت! در فیلمهای«تابستان داغ»، «آذر»، «انزوا»، «بدون تاریخ بدون امضاء»، «سارا و آیدا» بازهم با خانوادههایی روبهرو بودیم که زیاده خواهی یا بزه و خلاف، آنها را از هم میپاشید، در فیلمهای «اسرافیل» و «یک روز بخصوص» اساسا با خانوادههایی ناقص، روانپریش یا بیمار مواجه شدیم و در فیلم «سقف دودی» بحرانهای نامعلوم، خانواده را به سمت انفجار پیش برد.
قصهها و ماجراها در فیلمهایی که اساسا خانوادهای وجود نداشت همچون «خوب، بد، جلف»
(پیمان قاسم خانی) و «گشت 2» (سعید سهیلی) قابل تحملتر و موفقتر به نظر میرسید و تنها پایانهای خوش و امیدوارکننده را در اینگونه آثار بدون خانواده شاهد بودیم!
5-گروهی از فیلمها هم مملو از نشانههای فرهنگ غرب مانند نوع غذا و سبک موسیقی و... بود که در عمق روابط و احساسات افراد ریشه دوانده همچون: «ایتالیا، ایتالیا»، «سوفی و دیوانه»،«سارا و آیدا»، «آذر»، «اسرافیل» و...
به این ترتیب به نظر رسید پس از گذشت حدود 60 سال از صدور دستورالعمل و سفارش آمریکایی در سازمان سیا تحت عنوان «آزادی نظامی»، مبنی بر ترویج ایدئولوژی و سبک زندگی غربی در مقابل سبک زندگی متضاد با غرب، فیلمهایی که در جشنواره فیلم فجر به نمایش درمی آمدند (خودآگاه یا ناخودآگاه) به آن سفارش و فرمول سازمان سیا عمل کردند!
داوران دوتابعیتی جشنواره فجر و ترس از دادن حق به حقدار!
مراسم اختتامیه سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر درحالی برگزار شد که این دوره از جشنواره فجر، نسبت به دورههای گذشته با حواشی بیشتری همراه شد. این حاشیهها پس از اعلام اسامی نامزدهای دریافت سیمرغ اوج گرفت. به طوری که تقریبا همه هنرمندانی که در این دوره از جشنواره فجر حضور داشتند و حتی برخی افرادی که نامزد شده بودند نیز نسبت به عملکرد هیئت داوران جشنواره امسال اعتراض داشتند. خصوصا که اغلب اعضای هیئت داوری سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر، دوتابعیتی بودند. با توجه به اینکه این افراد به خارج از کشور رفت و آمد داشته و برخی از آنها در کشورهای غربی زندگی کرده، این مسئله روی عملکرد آنها در کار داوری اثر گذاشت. یعنی برای اینکه مشکلی در سفر به اروپا و آمریکا پیش نیاید، مجبور شدند که فیلمهایی با مضامین انقلابی را کمتر در نظر بگیرند.
بهروز افخمی، مجری برنامه «هفت» قبل از برگزاری مراسم اختتامیه سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر در این برنامه گفت:
«میترسم از این داورانی که در خارج زندگی میکنند. 5 نفر از داوران تابعیت دوگانه دارند! خب این چطور میتواند به فیلمی علیه منافقین رأی دهد؟ احتمالا چون خارج زندگی یا رفت و آمد دارند از ترس مزاحمتهای سازمان منافقین جرات نمیکنند به این فیلم رأی دهند. در این صورت خطر نادیده گرفتن فیلم «ماجرای نیمروز» جداً احساس میشود! از آنجا که مجاهدین خلق در خارج کشور فعال هستند و چند داور از خارج از کشور تابعیت دارند، این مسئله جدی است.»
مسعود فراستی هم در این برنامه تصریح کرد:
«یکی از افرادی که داور است و در خارج هم زندگی میکند از من پرسید کدام فیلم خوب است و من گفتم «ماجرای نیمروز» و «ویلاییها». او به من گفت که نمیتوانند به ماجرای نیمروز جایزه بدهند.»
البته عملکرد هیئت داوری این جشنواره تنها به بیعدالتی محدود نشد، بلکه گافهای قابل تأملی هم رخ داد. این گافها در اعلامیه انجمن طراحان، مدیران و دستیاران جلوههای ویژه میدانی سینمای ایران فاش شد. اعتراض به داوری جشنواره فجر، به نشستهای خبری فیلمهای جشنواره هم کشیده شد. به طوری که عوامل فیلم «فصل نرگس» ساخته نگار آذربایجانی در اعتراض به نحوه انتخاب نامزدهای دریافت سیمرغ و در نظر نگرفتن فیلم آنها در بدیهیترین رشتهها، در نشست خبری این فیلم حاضر نشدند. حتی برای اولین بار در طول تاریخ برگزاری جشنواره فیلم فجر، برخی نامزدهای دریافت جایزه نیز در اعتراض به عملکرد هیئت داوری این جشنواره، از نامزدی و دریافت جایزه انصراف دادند.
منیر قیدی کارگردان فیلم سینمایی«ویلاییها» ازجمله این افراد بود که از نامزدی بخش بهترین کارگردانی انصراف داد. پیش از وی مسعود سلامى و محسن نصراللهى نیز از نامزدی در بخش بهترین فیلمبرداری انصراف داده بودند.
اما از دیگر حاشیههای داوری این دوره از جشنواره فجر، شایعه لو رفتن برخی برگزیدهها، قبل از برگزاری مراسم اختتامیه بود. صبح روز قبل از برگزاری مراسم پایانی بود که در فضای مجازی، اسامی برندگان سیمرغهای بخش بازیگری فاش شد.
اما دیده نشدن کامل فیلمها توسط داوران هم دیگر شایعه مطرح شده در محافل و رسانهها بود. یعنی گفته شد که داوران یا برخی از آنها، فیلمهای بخش مسابقه جشنواره را به طور کامل ندیدند!!