یادی از شهید محمدرضا قلندری
دست خدا (حدیث دشت عشق)
شهيد محمدرضا قلندري ۱۲ اسفند۱۳۴۴ در اروميه متولد شد. در رشته راه و ساختمان تحصیل کرد. جواني بسيار پاك و باايمان و بیريا و فردی لايق با خصائل انسانی بود. با شروع انقلاب در راهپيماییها و تظاهرات شركت فعالی داشت. زمانی كه به سن قانوني رسيد به خدمت سربازی اعزام شد و به درجه گروهبان دومی نائل شد و فرماندهی جمعي از سربازان را به عهده گرفت. از آن جا كه در ورزشهاي رزمی تخصص يافته بود به تعليم و آموزش سربازان مشغول بود. در جبهههاي حق عليه باطل شجاعانه جنگيد. اصغر قلندری پدر شهید گفت: آخرين مرخصی كه آمد، موقع خداحافظی مرا در آغوش گرفت و بوسيد و زماني كه علت اصرار او را در مورد حضور در جبهه پرسیدم، اظهار کرد: «احساس ميكنم دست خدا مرا به سوی خود فرا میخواند و خود را در دشتی ميبينم كه عطر ايمان را نثار جانم كرده است. پس اگر بازگشتی برايم نباشد مرا حلال كن.» بعد يکی يکی برادران و خواهران را در آغوش گرفته و از آنها حلاليت طلبید. بعد به همراه لشكر ۷۷ خراسان راهی جبهه عينخوش شد. براساس نوشته فرماندهان عمليات، براي نجات جان همرزمانش و انتقال پيكرهاي پاك شهدا كه در خاك دشمن بر زمين افتاده بودند، لحظهای آرام و قرار نداشت و با شجاعت به قلب سپاه كفر تاخت و با رشادتی بي نظير جان بيش از ۱۸ تن را نجات داد اما در آخرين لحظات بر اثر اصابت تير مستقيم منافقين، مجروح شد. در تاريخ ۲۴ اسفند۱۳۶۶ در منطقه عملياتي فكه (عينخوش) از شدت خونريزی شهيد و در باغ رضوان اروميه به خاك سپرده شد.