کد خبر: ۳۰۱۳۱۶
تاریخ انتشار : ۱۹ آذر ۱۴۰۳ - ۱۹:۴۶

امداد غیبی در حل یک مسئله  (حکایت اهل راز)

 
 
آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری از مرحوم آیت‌الله سید محمد فشارکی نقل کرد: 
در مسئله‌ای گیر کرده بودم. از شهر سامرا بیرون رفتم تا شاید در فضائی آرام بتوانم آن را حل کنم. 
در گودالی مشغول فکر شدم. 
ناگاه دیدم عربی بالای گودال پیدا شد. ناراحت شدم و با خود گفتم: این‌جا هم نمی‌گذارند!...
مرد عرب گفت: چه می‌کنی؟
گفتم: به تو مربوط نیست.
اصرار کرد. گفتم: دربارۀ مسئله‌ای فکر می‌کنم.
گفت: کدام مسئله؟
گفتم: به تو مربوط نیست.
بالاخره با اصرار او گویا مقدّمات مسئله را با انگشت می‌شمردم. همین که به یکی از مقدّمات رسیدم، گفت: مشکل، اینجاست!
به این ترتیب مشکل حل شد؛ اما آن شخص از نظرم ناپدید شد.
* کتاب: خاطره‌های آموزنده، نوشته آیت‌الله محمدی ری‌شهری انتشارات دار الحديث قم