کد خبر: ۳۰۱۱۹
تاریخ انتشار : ۰۱ آذر ۱۳۹۳ - ۱۹:۰۱
یک شاعر آئینی و حماسی:

شاعران بدانند هر روز عاشوراست!


«ولی الله کلامی «شاعری است از تبار «فرزدق»، «دعبل خزاعی»، «حسان‌بن‌ثابت» و «محتشم کاشانی». از دیار عارفان عاشورایی و شاعران دلسوخته‌ی وادی کربلا. شاعری عارف مسلک در دیار آذربایجان، یعنی دیار شیفتگان امام حسین(ع). شاعری که سال‌هاست در این راه قلم فرسایی کرده و اشعار فراواني در رثای حضرت عشق سروده است. آنچه می‌خوانید؛ بخش بسیار کوتاهی است از مصاحبه ی نویسنده گرامی " گلعلی بابایی "با استاد کلامی.به امید اینکه روزی مجال انتشار کامل این گفت‌وگو فراهم شود.
***
* آقای کلامی  متولد چه سالی هستید؟
ـ سال 1333 هستم.
* اسم پدرتان؟
ـ علی.
* در کجا متولد شده‌اید؟
ـ زنجان متولد شده‌ام.
* چند سال است که شعر می‌گویید؟
ـ حدود 45 سال. می‌توان گفت از هفت‌هشت سالگی. هفت ساله بودم که این استعداد را حس کردم، و بروز دادم. اما با تشویق مواجه نشدم، به خاطر همين رها کردم. تا 13 سالگی که اساتید زنجان به این استعداد خدادادی پی بردند. آن موقع توسط دایی شهیدم به شعرای بزرگ معرفی شدم.
* اسم دايي‌تان چه بود؟
ـ شهید «سید ابوالفضل میری». در عملیات فتح‌المبین در 49 سالگی به درجه رفیع شهادت نائل شدند. خدا را شكر از خانواده‌ي ما 8-‌9شهید تقدیم انقلاب و حضرت ولی عصر(عج) شده است.
 بعد از 13 سالگی  رسماً شعر گفتن را شروع كردم. معمولاً براي كمتر شاعری پیش می‌آید که مواجه با تشویق اساتید شود. اما من در همان اول، خیلی تشویق شدم. توسط پیرغلام آستان سیدالشهدا(ع) «حاج محمد تقی شریعتی» که فرزند برومند حضرت آیت‌الله «شیخ فیاض شریعتی» بودند.
* در زنجان؟
ـ بله.
* ایشان مداح بودند؟
ـ خیر. مؤسس هیئات حسینی زنجان بودند. الآن هم قریب به 90 سال دارند و زنده هستند. پدرشان مقام اجتهاد داشت. مادرشان هم از کربلا از قبیله‌ی بنی اسد بود.
* به به. چه سعادتي داشتند.
ـ ایشان در زمان طاغوت، در زمان رژیم منحوس پهلوی، آن زمانی که دسته بیرون بردن قدغن بود، تنهایی به بازار رفتند و خودشان را گِل مالی کردند، پرچم سیاه برداشتند و قُرُق را شکستند. حکم تیرشان را هم از طرف دولت داده بودند، اما ايشان نترسيدند و این سد را شکستند.
ما توسط چنين شخصيتي تشویق شدیم. اساتیدی هم داشتيم، مثل استاد مرحوم «منطقی»، استاد «امیدی زنجانی»، استاد «حاج غلامرضا عینی فرد»، استاد «حاج اصغر آقای عینی فرد»، استاد «حاج سید عزت حرّی» و استاد «رحیم منزوی اردبیلی» از اردبیل، كه خوشبختانه خداوند توفيق مجالست در محضر اين بزرگواران را به ما اعطا كرد. همچنين از اساتید بزرگی که جزو علم‌داران بزرگ این وادی بودند و من از 14 سالگي در محضر ایشان بودم و در 17 سالگی نزد ايشان شعر  مي‌خواندم، «تاج الشعرا یحیوی» بودند.
* تاج الشعرای یحیوی اردبیلی؟
ـ بله، اردبیلی. دیشب هم که در اردبیل بودیم بزرگداشت ايشان بود. از ديگر اساتيدي كه محضر ايشان را در تهران درك كردم، جناب «سعدی زمان» بودند.
خدا را شكر با تشویق همه‌ي این اساتید مواجه شدم و از حضرت ارباب ممنونم که اين چراغ‌ها را در مسیر حرکت بنده قرار دادند. خیلی شاعر داشتيم که با تحقیر مواجه شدند. همين الآن هم شايد خیلی از شعرای قوی باشند كه استعدادهایشان در نطفه خفه مي‌شود. منتها بنده خدا را شاكرم كه با تشویق مواجه شدم.  در اوج جوانی انقلاب را در پیش داشتیم، سال 57. من تازه از خدمت سربازی برگشته بودم و ازدواج کرده بودم که انقلاب شد. لذا با موضوع شهدا و جبهه و سرداران و حضرت امام و... مواجه شدیم. تلفیقی از جلوه‌های کربلا را با جلوه‌های کربلایی جبهه‌ها مشاهده کردیم، لمس کردیم. در محضر عزیزان جبهه‌ای بودیم. در نتیجه فقط چهار، پنج جلد برای انقلاب کتاب داریم. الآن هم سی و یکمین اثر بنده زير چاپ است.
* اشعار جنگ؟
ـ اشعار جنگ و انقلاب، که جلد اولش "انقلاب خمینی(ره)” است. همچنين جلدهاي دو و سه و چهار. دو جلد دیوان فارسی دارم، به نام‌هاي «تشنگان سیراب»، و «کلام دل»، كه «كلام دل» برگرفته از تک مصرع تاریخی مقام معظم رهبری است، که در مورد بنده عنایت فرمودند که: «کلامی را کلام از دل برآید». لذا اسم اين دیوان را «کلام دل» گذاشتم. فارسی است. «تشنگان سیراب» هم دیواني فارسی است. كتاب ديگر «انقلاب حسینی» است كه الآن بیست و سومین جلدش زیر چاپ است. خلاصه به توفيق الهي کلاً ما سی و یک جلد اثر چاپ کردیم، که آخرین آن‌ها هفته آینده منتشر می‌شود. كتابي است به نام «تکیه‌گاه کلامی». مربوط به اهل‌بیت عصمت و طهارت(ع) است.
بنده بعد از جنگ و بعد از جبهه‌ها، تا امروز هم که امروز است، در هرکتابی که به نام اهل‌بیت(ع) نوشتم، باز هم به نام پرچم‌دار انقلاب، دوبیتی‌هایی مربوط به حضرت امام(ره) در آخر آن آورده‌ام. حتماً در همه‌ي کتاب‌هایم یادی از جبهه و شهدا و ایثار رزمندگان مي‌كنم. البته بعضی از عزیزان از اين كار من خیلی استقبال می‌کنند و بعضی از عزیزان هم انتقاد می‌کنند، که این‌ها را در مجموعه‌اي مجزا جمع‌آوري كنيد. چه آذری، چه فارسی. من هم به ايشان عرض می‌کنم كه، ما هرچه داریم، شهرتی که در کشور پیدا کردیم، به خاطر زحمات و ايثارها و خون‌هاي شهدای جبهه است. لذا انصاف نیست که برای اهل‌بیت(ع) کتاب چاپ ‌کنیم، اما يادي از آن همه جانفشاني‌ها نكنيم. الآن می‌توانم به جرأت بگويم 50،60 درصد كل آذری‌زبان‌های داخلی و خارجی اشعار تركي و فارسي بنده را مي‌خوانند. حتی خارج از کشور. بعضي از عزيزان در آذربایجان امروزی و ترک‌زبان‌های ترکیه و آلمان، كه با هم مراوده و تماس داريم، ايشان به بنده لطف دارند و از شعرهای من استفاده می‌کنند. همه‌ي این‌ها را من از دست شهدا گرفتم. و الا ما شعرای بزرگ زیادی در زنجان داشتیم که بنده خاک پای آن‌ها هم نمی‌توانم باشم، ولی جنگی نبودند، انقلابی نبودند، لذا خيلي معرفی نشدند. مرا شهدا معرفی کردند. در نتیجه اشعار آییني ما، کربلایی ما، عاشورایی ما، به بركت شهدا ترویج يافت. الآن هم من از سالار شهدا، ارباب بی‌کفن ممنونم. و بعد هم از این سربازهای بزرگ و کوچک حضرت ارباب که در جبهه غوغا کردند. واقعاً کربلا را از نو به ما معرفی کردند.
* الآن وظیفه یک شاعر عاشورایی چیست؟
ـ اوضاع الآن از زمان جنگ هم ظریف‌تر است، نکته بسيار باریک‌تر است. چون در همان اوايل انقلاب، جنگ شد، لذا ما این همه رشد علمی نداشتیم. رسانه‌ها و ارتباطات این قدر قوی نبود. الآن ارتباطات خیلی قوی است. لذا در وضعيت كنوني حربه‌ي دشمن خیلی تیزتر است. بنده سالروز شهادت امام صادق(ع) در کرج بودم. با آقای «پناهیان» با هم بودیم. ایشان منبر تشریف بردند و به نکته‌ي جالبی اشاره كردند. فرمودند: خبرهایی که در مورد ظهور و دجّال داریم، که دجّال با یک چشم می‌آید، تعبیر بزرگان این است که همین تلویزیون‌هايِ یک‌چشمیِ برگرفته از ماهواره‌ها است، كه  علیه مکتب تشیع، و   علیه حقیقت، این همه تبلیغ می‌کنند، این همه هلهله به راه انداخته‌اند. لذا می‌توان تلقی دجال را بر این ماهواره کرد، که مردم را ترغیب به فساد، و ايجاد فتنه   علیه مکتب می‌کنند.
الآن وظیفه یک شاعر عاشورایی اين است كه مردم را از اين خطر مهلك خبردار كند.
طبق حديث «کل یوم عاشورا»، الآن همان عاشورا است. لذا بايد فهميد كه «هر روز عاشورا است» یعنی چی؟ ما الآن کجا هستیم؟ ما الآن واقعاً می‌توانیم نقشه را باز کنیم و جای خودمان را در کربلا و عاشوراي امروز دنيا ببينيم، كه در کدام نقطه ایستاده‌ایم. مثلاً نعل‌بند کربلا هستیم، «سُدِیف» کربلا هستیم یا «مؤذن» هستیم، و یا در رده‌ی «حبیب‌بن مظاهر» قرار گرفته‌ايم، «زهیر» هستیم، و يا آن مسیحی هستیم که به سراغ بریدن سر سیدالشهدا(ع) آمد ولي مسلمان شد. در جایگاه «راهب» هستیم، که به آیین سیدالشهدا(ع) درآمد، یا در جایگاه خولی هستیم که نماز هم می‌خواند، تکبیر هم می‌گفت، ولي با امام حسين(ع) دشمني‌هاي زيادي كرد. ما الآن بايد جایگاه خودمان را پيدا كنيم. اين يكي از وظايف شاعر عاشورايي است. شاعر عاشورایی باید اول حق را معرفی کند، بعد خودش به حق عمل کند، سپس جایگاه مردم را به ايشان نشان دهد، تا به تکالیفشان آشنا شوند.
من تا آنجایی که توانستم، در حد بضاعتم و با این مغز ضعیفم، و این طبع ضعیفم این کار را  انجام داده‌ام  .خوشبختانه هدف استقبال بزرگان و جوانان و نوجوانان قرار گرفته است.
ما سجده‌ی شکر به درگاه احدیت می‌کنیم و از حضرت ارباب ممنونیم، كه در كربلاي امروز و عاشوراي امروز دست ما را گرفتند، تا ما با بهانه‌تراشي يزيدي نشويم. من یک شعری دارم که آذری است. در اين شعر از بیانات مقام معظم رهبری در بيان عبرت‌های عاشورا را استفاده کردم. به شعرای جوان هم توصیه می‌کنم كه این کار را بکنند. ضمن اینکه برای درست قدم برداشتن در عاشورای زمان تهذیب نفس لازم است.
* ما چه کار کنیم تا شعرهای محفلی ما آتش‌زننده محفل‌ها باشد و شعرهای مجلسی ما هم بیانگر قدرت شعریمان باشد؟ این موضوع را نسل‌های آینده که این کتاب را می‌خوانند از «کلامی زنجانی» یاد بگیرند. اصلاً شما خودتان این کار را کرده‌اید؟ يعني آيا اشعار محفلي و مجلسي داريد؟
ـ به نظر من شاعر نمی‌تواند مدام لهجه و رنگ شعرش را عوض کند. پس چه كار كند كه اشعارش هم به درد مجالس تخصصي بخورد و هم به درد محافل عمومی؟ راهش را اساتید فرموده‌اند که، شعر بايد سهل و ممتنع باشد. مثل سخنرانی‌های حضرت امام(ره) نه کارگر از كسي می‌پرسید که چه گفت، و نه دانشگاهی می‌گفت که خیلی سبک حرف زد.
* ولی ایشان در جايي، مطالبی را فرمودند كه بعضي علماي حوزه‌های علمیه به ایشان عرض کردند که: آقا! لطفاً ساده‌تر بگویید تا ما هم بفهميم.
ـ بله، اگر اشتباه نکنم در تفسیر سوره حمد بود كه حضرت امام(ره)، فقط چهار، پنج جلسه در تفسير «بسم‌الله» صحبت كردند، آن هم با زباني كه بزرگان در فهم آن دچار مشكل شدند.
***
سرورده‌ای از استاد کلامی:
جان من به خانه اگر کس است
صد حدیث نه ،یک سخن بس است
این سخن زیاران نورس است
این دفاع، دفاع مقد س است
ترک خانه کردن به شوق و شور
پایدار در صحنه ی حضور
هم قطار با راهیان نور
این دفاع مقدس است
بگفت صمیمانه یا حسین
نوحه ی شب حمله یا حسین
ورد و ذکرشان کربلای حسین
این دفاع ،دفاع مقدس است
این دفاع مگر هشت ساله بود
جنگ ادامه دارد بخوان سرود
گو به کوری دشمن حسود
این دفاع ،دفاع مقدس است
آسمانیان غرق خون شدند
روسفید در آزمون شدند
عند ربهم یرزقون شدند
این دفاع ،دفاع مقدس است
زخمی است اما نگوید آه
عهد معرفت بسته با الله
آید این پیامش ز قتلگاه
این دفاع ،دفاع مقدس است
سیر دشت کن لاله‌ها نگر
روی برگ گل ژاله‌ها نگر
شور 13 ساله‌ها را نگر
این دفاع،دفاع مقدس است
دل منور از کبریا ست
هر طرف صدای  خدا است
سنگر بسیجی پر از دعاست
این دفاع ،دفاع مقدس است
گوش او به امر ولایت است
جنگ او برای شریعت است
کشته مرده ی مرجعیت است
این دفاع ،دفاع مقدس است