حکایت سینماتوگراف 2- بخش نودم
این داوران را از کجا آوردهاید؟!
سعید مستغاثی
وضعیت داوران نخستین جشنواره جهانی فیلم فجر که مستقل از جشنواره اصلی برگزار شد، از این هم اسف بارتر بود. به جز مجید مجیدی (فیلمساز مطرح سینمای کشورمان) و یکی دو نفر دیگر مانند ژوانگ ژوانگ تیان، حضور یک مستند ساز اسپانیایی (آن هم برای داوری فیلمهای بلند داستانی!)، یکصداگذار استونیایی، یک مدیر تشریفات و خواننده هندی، یک برنامهریز جشنوارهای و بالاخره یک حقوق دان معمم از که در رزومهاش سابقه حضور حتی در یک جشنواره را نداشت (از میزان فیلم دیدن ایشان بیخبریم!) و... از جمله اعضای هیئتهای داوری نخستین دوره مستقل جشنواره جهانی فیلم فجر بودند!
در بازار فیلم که بایستی نقطه قوت هر جشنواره بینالمللی باشد، تقریبا نام و عنوان معروف و معتبری از کمپانیها و استودیوهای تولید فیلم جهان به چشم نمیخورد؛ از حدود 140 مؤسسه و شرکت و دفتر شرکتکننده در این بازار، حدود 30 شرکت، ایرانی بودند و بقیه بیشتر به نمایندگان جشنوارههای خارجی اختصاص داشتند و نکته شگفت انگیز حضور برخی مجلات و نشریات سینمایی در این بازار بود که به نظر میرسید یا معنی و مفهوم بازار فیلم از جانب آنان فهم نشده و یا این مفهوم ازطرف برگزار کنندگان دگرگون شده و فارغ از تهیهکننده و عرضهکننده یا خریدار فیلم، هر علاقهمند به فیلم و سینما را در بر میگرفت!!
کارگاههای بامزه فیلم!
قحطی مهمانان خارجی صاحب نام هم آنقدر برجسته بود که کلیت تبلیغات جشنواره روی یک فیلمساز متوسط روسی به نام «الکساندر سوکوروف» متمرکز شد و البته ماجرای کارگاههای فیلم که به نام «دارالفنون» بخشبندی شده بود از همه بامزهتر شد.
کارگاههایی که به جای حضور فیلمسازان برجسته و ارائه دریافتهای جدید از عالم سینما، در آن مثلا یک کارگردان شکست خورده سریالهای تلویزیونی ایران به بیان تکراری دریافتهای کهنه و زنگ زدهاش از فیلمفارسیهای تاریخ سینمای ایران پرداخت، یک فیلمنامهنویس ورشکسته، توهمات خود را از فیلمنامهنویسی برای حاضرین شرح داد، یک تهیهکننده از رده خارج دهه 60 سعی کرد زمان سنجی در تولید فیلم را شرح دهد، یعنی همان چیزی که خودش هرگز نتوانست دریابد، یک بازیگر زن تاریخ مصرف گذشته در کارگاه خود به اصطلاح ابتکار زد و با سرکار گذاشتن حاضران، تمرینات اولیه بازیگران مبتدی که در هر آموزشگاه معمولی هم ارائه میشود را عرضه کرد (به احتمال قوی بیش از این هم در معلومات و توانش نبوده!)، فیلمساز پایان یافته دیگری از دهه 60 که فیلم سال 94 او از یک تئاتر آماتوری دبیرستانی نیز سطح پایینتر بود، ناامیدتر از همه سعی کرد طریق فیلم دیدن را آموزش دهد!! و به اصطلاح منتقدی که همه اطلاعات سینماییاش در دیوید لینچ و عشق وی خلاصه میشود، دریافتهای ناقص و ابتر خود از تاریخ سینما در دهه 70 و 80 را بازگو کرد!
نکته مثبت؛ غیبت هالیوودیها
پر واضح است مقصود نگارنده از انتقادات فوق، از این منظر نیست که چرا از جریان اصلی سینمای آمریکا و هالیوود، فیلم یا مهمان یا داور و یا کمپانی و مؤسسهای در جشنواره فیلم فجر حضور نداشت که اگر بخواهیم نقطه مثبتی هم برای این جشنواره قائل شویم، همین بود که مانند برخی دورههای گذشته، التماس هالیوود و هالیوودیان را نکرد و در حالی که به اصطلاح شصت آنها هم از چنین جشنوارهای باخبر نیست، نخواستند فیلمهایشان را از کنار خیابان تهیه کرده و جایزه بازیگرانشان را به دربان یا راننده سفارت یا دفتر حافظ منافع کشور متبوعشان بدهند! (آنچنان که در سالهای قبل به امثال نیکول کیدمن و جک نیکلسون و... سیمرغ بلورین اهداء نمودند!!)
روشن است که مسئولان و هیئتهای انتخاب برای حضور فیلمهای خارجی در این جشنواره، محدودیتها و موانع بسیاری بر سر راه داشته و یک فیلم خارجی بایستی مراحل بسیاری را بگذراند تا در صورت رضایت سازندگان آن در جدول برنامههای جشنواره قرار گیرد. همه اینها برای نگارنده روشن و واضح و به قول معروف مبرهن است. اما به نظر میآید پس از سالیان سال برگزاری جشنواره و تماس با سینما و جشنوارههای جهانی، مسئولان و متولیان سینمای ما (که البته در طول این سالیان، تغییرات و جابهجاییهای چندانی هم نداشته اند) درنیافتند بنا بر عنوان مبارک
«فجر انقلاب اسلامی» که نام این جشنواره را مزین کرده، بایستی برای جشنواره فیلم فجر، زمین بازی خود و قواعد و قوانین خاص این جشنواره را طراحی کنند. چراکه فجر و انقلاب اسلامی و سینمای منتسب به آن، برای خود قوانین و ضوابطی داردکه به هیچوجه باقواعد جریان اصلی سینمای دنیا که تحت سلطه کمپانیهایهالیوودی است، نمیخواند. چنانچه متولیان سینمای غرب سالهاست این موضوع را درک کرده و از همین روی هیچگاه با جشنواره فیلم فجر کنار نیامدند، اما مسئولان و دبیران و برگزارکنندگان جشنواره فیلم فجر، هیچگاه این موضوع ساده را درک نکردند!!
زمین بازی خود را طراحی کنید
بخش بینالملل جشنواره فیلم فجر باید و میتواند مامن و پناهگاه فیلمها و فیلمسازان مستقل و آزادیخواهی باشد که به دلیل ناسازگاری با سیستم مسلط
بر سینمای جهان، در هیچ یک از حدود 900 جشنواره حال حاضر دنیا جایی ندارند. همچون فیلم «محمد رسولالله» (صلی الله علیه و آله) ساخته مجید مجیدی که
(به جز افتتاحیه جشنواره مونترال آنهم به گونهای استثنایی و علیرغم مخالفت شهردار مونترال) با وجود ساختار بسیار قوی در هیچ جشنواره و فستیوال معتبر و گروه A پذیرفته نشد!
بخش بینالملل جشنواره فیلم فجر میتواند و باید میدان تازهای برای سینمای مستقل جهان باز کند تا در مقابل میادین مختلف و رنگارنگی که نظام سلطه جهانی ایجاد کرده، صبغه نوینی به سینما بدهد و قطعا این میدان، شرکت کنندگان و تماشاگران بسیاری خواهد داشت.
جشنواره جهانی فیلم فجر میتواند و باید از این سرگشتگی و بیهدفی خلاص شود و شایسته نام و عنوانش و درخور مردمی که از کیسه آنها برایش هزینه میشود، سینمایی را به جهانیان بنمایاند که بتدریج سینمای امروز دنیا را تحت تاثیر خود قرار داده و آن را از سلطه سیستمهای تهیه و توزیع غرب رهایی بخشد.
متولیان جشنواره فیلم فجر باور کنند که از این جشنوارههای کنونی جهان و سیستم مدیریت آن که تحت فرمان همان نظام سلطه جهانی قرار دارد، آبی برای این جشنواره گرم نخواهد شد و نتیجه آن میشود که پس از صرف هزینه فراوان از بیتالمال و راهاندازی دم و دستگاه عریض و طویل و تعیین مدیران ریز و درشت و ایجاد لابیهای بسیار برای دریافت فیلم در نهایت کل فیلمهای بخش مسابقه اصلی، 8 فیلم اکران شده دست چندم و متوسط و ضعیف خواهد بود که جشنوارهای را با ادعای بسیار، به یک هفته فیلم کم اعتبار تقلیل میدهد!