اثر اقتصاد بر افول ارزشهای اخلاقی-بخش نخست
اقتصـاد زیر سـایه شـوم سیاستهای غلط بانکـداری
فائقه بزاز
چنانچه دنبال خیال راحت باشید، اما موقع جستوجو میان اخبار رسانههای مجازی و کلیککردنها، اشتباهی انگشتتان خبر حادثهای را لمس کند وارد دنیای پرآشوبی خواهید شد که ربطی به جامعه اسلامی ندارد. اگرچه اکثریت مردم مسلمان خانواده محور و متکی بر ارزشهای اخلاقی و اعتقادی هستند؛ اما اخبار حوادث، حجیمشدن پروندههای قضائی و شلوغی دادگاهها حکایت از واقعیتهای تلخ دیگری دارد.
سرقتهای کوچک و بزرگ، نزاعهای خیابانی، خشونت، احتکار، اختلاس، کلاهبرداری، خلف وعدهها، گزارشهای خلاف واقع، نشانههایی ناخوشایند از افول اخلاقی جامعه است. اگرچه این اتفاقات میتواند گستره وسیعی از علل را داشته باشند و فقدان یا کمبود زیر بناهای فرهنگی و خلا ارزشمداری در برخی خانوادهها یا فضاهای زیر بنایی مانند مدارس و آموزشگاهها زمینهساز اصلی برای این موارد است؛ اما عامل مؤثر دیگری هم مانند فقر و مشکلات اقتصادی حقیقتی انکارناپذیر است. موضوعی که اهمیت ارتباط آن با فساد در دین نیز تأکید شده است.
البته نمیتوان گفت صددرصد افرادی که ارزشهای اخلاقی را نادیده میگیرند تحتفشار اقتصادی هستند که درست برعکس؛ ثروت نیز وسوسهکننده و زمینهساز بیاخلاقی است. اما فقر، تبعیض و بیعدالتی در کنار فقدان زیرساختهای فرهنگی از جمله مهمترین عواملی هستند که میتوانند سبب تولید ناهنجاری و بروز و ظهور حوادث ناخوشایند شوند.
اکثریت مردمدوست دارند اخلاقمدار زندگی کنند، اما وقتی شرایط اقتصادی رو به وخامت میگذارد و درآمدها کفاف هزینههای عادی زندگی را نمیدهند، پایبندی به اصول اخلاقی دیگر ساده نیست. نگرانی ازدستدادن شغل، ابتلا به بیماری، حقوق پایین و مانند آن بیتردید فشار روحی زیادی به فرد وارد میکند. اگرچه توجیهپذیر نیست؛ اما در شرایط اضطرار افراد اصول اخلاقی را هم زیر پا میگذارند و در واقع ادعا برای نیکرفتار کردن در شرایطی که نانی برای خوردن نیست یا عزیز خانوادهای بهخاطر نبود پول برای تهیه دارو در حال درد کشیدن است تنها میتواند یک شعار باشد و عملکردن به قواعد و نلرزیدن دل و ایمان سخت و طاقتفرساست و طبیعی است که فرد مضطر توجیهاتی هم برای موجه نشاندادن عمل غیراخلاقی خود دارد و اگر این کار برایش عادی شود و بهصورت عادت درآید، محرومیت و نبود عدالت اجتماعی را بهانهای برای اقداماتش معرفی میکند و اگر هم زیر سؤال رود بهانهاش هزاران اختلاسی است که آزادانه انجام میشود و کسی کاری به اختلاسگران ندارد.
شکاف طبقاتی مانع آرامش ایمانی
زهرا کسمایی از بانکها گلایه دارد و میگوید: «بانکها مجری قانون هستند، متأسفانه قوانین هم انگار بدون توجه به شرع و عرف تصویب شدهاند. مثلاً قرار است بانکها با اعطای وام قرضالحسنه به مردم کف جامعه کمک کنند؛ ولی یکی از شرایط وام امتیازی داشتن سپردههای بالا در حساب بانکی است. قوانین بانکها بیشتر به سود سرمایهداران است.»
محبوبه منفردپور آموزگار است و معتقد است: «تقریباً کسی را نمیتوانید پیدا کنید از بانکها دلخوشی داشته باشد. چون بهجای اعطای تسهیلات به مردم ضعیف سبب عمیقتر شدن گسلهای اقتصادی شدهاند و عجیب است که قوه قضائیه با یقهسفیدهای بانکی و سفتهبازها برخورد نمیکند.»
روزبه پهلوانی فارغالتحصیل رشته اقتصاد است و میگوید: «رشته اقتصاد بهعنوان یکرشته علمی تدریس و تحصیل میشود و با دستمایه علمی قطعیت متون خود را مشروعیت بخشیده است درحالیکه پشتوانه دینی ندارد. طرفداران این رشته دین و اسلام و اولیای الهی را با مفهوم علم از دایره اظهارنظر خارج میسازند. بانک از تأسیسات این تفکر مدرن است. این تفکر اجمالاً ربوی است و با انسانیت و عدالت و هنجارهای اخلاقی و مراتب انسانی نسبت نامأنوسی دارد. بانکها در کشور مرتکب خطاهای بزرگ و نابخشودنی شده و اسلام و انقلاب اسلامی و همه دستاوردهای تاریخی آن در حال قربانی شدن به نفع بانکها است. بیشتر بانکها محمل اساسی در بازتولید طاغوت هستند.»
این گلایهها در حالی است که امام جامعه نیز بارها به مسئولین تذکر داده، در دیدار مردم استان ایلام در سالروز ولادت امیرالمؤمنین علیهالسلام در سال 1393 فرمودهاند:
«از جمله موضوعاتی که مردم بهخصوص مسئولین را به بهشت نزدیک میکند، بهبود معیشت مردم است؛ کادَ الفَقرُ اَن یَکُونَ کُفرا. جامعهاى که در آن فقر باشد، بیکارى باشد، مشکلات معیشتىِ غیرقابلحل وجود داشته باشد، اختلاف طبقاتى باشد، تبعیض باشد، شکاف طبقاتى باشد، آرامش ایمانى پیدا نمیکند. فقر، انسانها را به فساد میکشاند، به کفر میکشاند؛ فقر را باید ریشهکن کرد. کار اقتصادى، فعالیت اقتصادى باید بهطورجدی در برنامههاى مسئولین قرار بگیرد که خب امروز بحمدالله مسئولین دنبال این چیزها هستند. فکرها را باید منتظم کرد، راه را باید درست تشخیص داد، درست باید حرکت کرد. تولید كار و اشتغال برای نسل جوان پراستعداد و پرشمار این كشور است كه مشكلات زندگی را از دوش بخش مهمی از مردم ما بر میدارد، دوم مبارزه با فساد اقتصادی در دستگاهها است كه اگر عزم همگانی بر آن قرار نگیرد همه تلاشهای دولت كنونی و دولتهای قبلی را خنثی و دستاوردهای نظام مقدس ما را ضایع میسازد و فاصله طبقاتی را عمیق و منابع محدود ملی را به خورد متجاوزان به حقوق ملت میدهد. سوم و از همه مهمتر وحدت ملی و یکصدایی مسئولان و خواص است كه اگر مخدوش شود هیچ حركت سازنده به سامان نمیرسد.»
ثروت و فساد با یکدیگر رابطه دارند
از دیدگاه کارشناسان اقتصادى و جامعهشناسان، پدیدههای اجتماعى و اقتصادى، عواملى بههمپیوسته هستند که رفتارهاى اجتماعى، فرهنگى و اخلاقى را در جامعه برمىانگیزانند. این تصور که چون اقتصاد، امرى مادّى است باید از مسائل اجتماعى و اخلاقى تفکیک گردد، قابلقبول نیست. اقتصاد سالم و اخلاق و فرهنگ سالم، ارتباطى تنگاتنگ با هم دارند؛ چنان که اقتصاد نادرست و هرجومرجگونه، بر اخلاق و فرهنگ، تأثیر نامطلوب میگذارد.
الگوى سرمایهداری و روند شکلگیری انسان اقتصادى در غرب، اخلاقیات و ارزشهای والاى انسانى را در حاشیه قرارداد، چون و تنها موضوعی که مطرح میشود تأکید بر منافع فردی است. در واقع کاپیتالیسم با تکیه بر اومانیسم هرجومرج اخلاقی را رقم میزند.
انسانى که در این شرایط پرورده میشود، انسانى حسابگر و آزمند است که در جستوجوی قدرت اقتصادى و سیاسى هر چه بیشتر براى خود است. بهاینترتیب الگوى سرمایهداری غربى، انسانى تکبعدی خلق میکند که پول را جایگزین منطق و ارزشهای انسانی کرده، تنها به منافع خود میاندیشد و از آرمان انسانی و دینی فاصله میگیرد.
اقتصادی که اسلامی نبود
تقلید ناشیانه از الگوی اقتصاد غرب توسط شیفتگان قدرت در ایران نیز فاجعه آفرید تا جولان تفکرات لیبرال طی چندین سال و سوداگری بانکها، گلوی بیرمق مردم عادی را در دستان خود داشته باشند.
این مدل اقتصاد شرایطی را به وجود آورده که در اقتصاد جامعه اسلامی بهجای محوریت تولید، سودهای کلان بانکی در اولویت عدهای قرار گیرد که ترجیح میدهند بهجای تولید و اشتغال، دلار و خانه بخرند یا در بانکها سپردهگذاری کنند سود بگیرند و اقتصاد را نزولمحور کنند و در نهایت شکاف اقتصادی عمیقتر شود. اقتصاد ایران زیر سایه شوم سیاستهای غلط بانکداری و افزایش ثروت سالهاست که فقر تولید میکند. سیستم غلطی که هر تولیدکننده بیرانتی را زمین میزند و هر کارگر و کارمندی را روزبهروز فقیرتر میکند. ساختار توسعه اقتصادی وجود ندارد و اما ساختار تولید و توسعه فقر بهخوبی کار میکند. بانکهایی که نام قرضالحسنه را یدک میکشند، اما ته ماجرا به ضرر متقاضی است و باید پولی را روی اقساطش بگذارد و آن را پس دهد. اقتصادی که در آن ابر بدهکاران بانکها آزادانه میچرخند، اما یک جوان برای وام ازدواج منتظر میماند. خرید یک واحد کوچک 50 متری به رؤیا تبدیل شده و از سوی دیگر بانکها با پولهای سپردهگذاری شده مردم ساختمانهای مجلل حیرتانگیز بنا کردهاند و مهمتر اینکه لابی و قدرت بانکداری لیبرالی تا آنجا پر زور است که دیوارنگارهای که در آن هشدار رهبر معظم انقلاب درباره بنگاهداری بانکها نقش بسته، یک شبه پایین میکشد.
این همه بانک خصوصی!
نگرانی و هشدار رهبر انقلاب مربوط به زمان حال نیست و سابقه دارد. ایشان شهریور سال ۹۷ در دیدار با اعضای هیئت دولت گفته بودند: «نظارت بانک مرکزی بر بانکها موجب میشود که به این وضع نرسند ـ اگر چنانچه نظارت مستمری از اول وجود داشته باشد ـ وقتی هم که به این زمینه رسید، بالاخره باید با بانک برخورد بشود.
این همه بانک خصوصی! بانکها چرا مشکل نقدینگی پیدا میکنند؟ برای خاطر اینکه شعبه زیاد میکنند، برای اینکه آسایشگاه برای افراد خودشان (درست میکنند). این را من یکوقتی به جنابعالی هم گفتم که بنده در تهران با ماشین از یک جایی عبور میکردم، یک دیوار طولانی بود که همینطور که با ماشین رفتیم، دائم دیدیم این دیوار هست، هست، هست؛ من پرسیدم این مال کیست؟ چیست اینجا به این بزرگی؟ یک تشکیلات عظیمی (بود)! گفتند: بله، برای بانک فلان است. خب این بانک غلط میکند که یک چنین کاری را (کرده)، میخواهد چه بکند این را؛ یعنی واقعاً این چیز مهمی است، پولهای مردم را میگیرند و اینجوری امکانات درست میکنند؛ حالا اینکه یک تشکیلاتی است که لابد برای تفریح و مانند این حرفها است؛ نه، بانکها بنگاهداری میکنند. بنده همینجا در همین جلسه یکبار گفتم که جلوی بنگاهداری بانکها را بگیرید؛ بانک برای بنگاهداری که نیست.» و در کنار تمام این موضوعات بدیهی است هرجا ثروتی انباشته شود، خانهای ویران میشود. مقابل هر کاخی، کوخی است و با فربه شدن ثروتمندان، اقتصاد اقشار کمدرآمد بیمارتر میشود. نرخ تورمهای بالا، رشد بیکاری جوانان شرایط زندگی را برای همگان سخت و سختتر کرده است و این امر به رشد آسیبهای اخلاقی دامن زده است. فقر انسانها را به کفر میکشاند؛ همانگونه که امیرالمؤمنین(ع) فرمودهاند: «وقتی فقر از دری وارد میشود، ایمان از در دیگر بيرون میرود.»
کلام آخر
نیاز از واقعیتهای انکارناپذیر زندگى بشر است و دین همواره بر تأمین این نیازها از راه صحیح آن تأکید و انسان را به تلاش و کسب درآمد حلال تشویق کردهاند. اسلام فقر را زمینهساز فساد میداند و ایجاد فساد را از عمدهترین اهداف شیطان و انسانهای شیطانصفت میشمارد. از این رو پیروان خود را به کسب درآمد از راه شرعى تشویق و راههایی را براى مبارزه با فقر معرفى کرده است. دین و شریعت با فساد اقتصادى و مالى و موضوعاتی مانند رشوه، ربا، اختلاس بهشدت به مبارزه برخاسته و رواج رفاهطلبی و ثروتاندوزی را باعث فراموشى ارزشهای دینى و انحطاط جامعه میداند. اسلام تبعیض را از هر نوع آن محکوم میکند و آن را یکى از راههای گسترش فساد و فقر میشمارد که باید با آن مبارزه کرد.