کد خبر: ۲۹۹۵
تاریخ انتشار : ۲۵ دی ۱۳۹۲ - ۱۸:۵۴

واقعیت باورکردنی!

تجربه 34 سال اخیر، به روشنی نشان می‌دهد و ثابت می‌کند؛ سرمایه‌گذاری بر طیف شبه روشنفکر و دارای زاویه با گفتمان انقلاب اسلامی، نتیجه‌ای به نفع انقلاب و نظام دینی ندارد.

 پژمان کریمی
 تجربه 34 سال اخیر، به روشنی نشان می‌دهد و ثابت می‌کند؛ سرمایه‌گذاری بر طیف شبه روشنفکر و دارای زاویه با گفتمان انقلاب اسلامی، نتیجه‌ای به نفع انقلاب و نظام دینی ندارد.
سرمایه‌گذاری به معنای، اعطای عرصه عمل، اهدای کمک‌های مالی، برپایی آیین ویژه‌ی تجلیل، دادن سفارش کار و بهره‌گیری در مقام مشاور و...!
در این بیش از سه دهه، کدام یک از منتسبان به اردوگاه شبه روشنفکری و زاویه‌داران با گفتمان انقلاب، در مقام دفاع از مبانی دین و انقلاب و نظام برآمده‌اند؟
کدام یک در شکل و شمایل یک سرباز فرهنگی در طراز  جمهوری اسلامی آشکار شده‌اند؟
کدام یک، اثری ساخته و پرداخته است که در سطح اثری متعهدانه ارزیابی شود؟
طیف یاد شده، در حالی همراه و همسو با نظام و انقلاب نبوده ]و نیست[ که با 10 خصیصه به چشم آمده است:
یک- بهره‌مندی از بیت‌المال و بخشش‌های سخاوتمندانه برخی مدیران دستگاه فرهنگی
دو- سیاه‌نمایی در آثار خود نسبت به  اوضاع فرهنگی، اجتماعی و سیاسی
سه- حضور در شاکله جشنواره‌های گوناگون فرهنگی و سینمایی
چهار- نکوهش فیلمسازان همراه با نظام به اتهام فیلم‌ساز سفارشی بودن و در عین حال خود به پذیرش کار سفارشی رغبت نشان دادن
پنج- تلاش برای ساختارشکنی در عرصه‌ی محتوا و در برابر مقررات روشن ممیزی
شش- تکاپوی سیاسی و در عین حال ادعای غیرسیاسی بودن
هفت- تقلا برای حضور در عرصه جهانی و آشکار شدن در جایگاه یک فیلم‌ساز جهانی
هشت- فقر دانش و تحلیل سیاسی
نه- نادیده انگاشتن مقاطع افتخارآمیز تاریخ معاصر ایران چون پیروزی انقلاب اسلامی، مقاومت و پیروزی در هشت سال دفاع مقدس، تا راندن گروهک‌های تجزیه‌طلب...
ده- بی‌اعتنایی به دستاوردهای ملی همچون: پیشرفت‌های هسته‌ای، فضایی، پزشکی، نظامی و...
از این رو؛ چه ضرورتی است که دستگاه فرهنگی همچنان در پی جلب اعتنا و مهرورزی نسبت به منسوبان به طیف یاد شده است؟!
سینمای ایران نیازمند حضور سینماگرانی است که از ده نشانه برشمرده مبرا هستند! زیرا این نشانه‌ها، منشأ خیرات و برکات فرهنگی واقع نمی‌شوند!
چطور ممکن است، فردی که به باورهای دینی و الهی ناباور و بی‌تقید است، تمام قد، خالق یک اثر دینی ناب و اصیل قرار گیرد؟
چگونه ممکن است  فیلم‌سازی که غایت وی درخشش در جشنواره‌های سیاست پیشه و ضدایرانی غربی است، مصدر فیلمی شود که بتوان از آن فیلم به عنوان یک اثر ملی نام ببریم؟
چگونه ممکن است یک فیلم‌ساز هتاک به فرهنگ ایرانی- هر چند حرفه‌ای- در صدر دل سپردگان فرهنگ کشورمان تکیه زند و مبلغ فرهنگ ایرانی شود؟
در آیین پایانی جشنواره سی و یکم فیلم فجر، برپادارندگان جشنواره دیدند که فیلم‌ساز منسوب به جریان فیلم-فارسی چگونه به نیش و کنایه شبه سیاسی دهان گشود تا نمک‌نشناسی را به روشنی تصویر کند.
برگزاری جشنواره‌ای مانند عمار که تاکنون چهار دوره آن سپری شده، گویای این است که می‌توان روی ظرفیت‌های جدید، سرمایه‌گذاری کرد.
ظرفیت‌ها و استعدادهایی که متعهد به دین و گفتمان انقلاب اسلامی‌اند و از خلاقیت و نگاه سینمایی برخوردارند!
یادمان بماند هر آن قدر که در برابر طیف زیاده‌خواه زاویه‌دار با دین و انقلاب و نظام، مرعوب ظاهر شویم، باج فرهنگی دهیم و بی‌دلیل ارج گذاریم، به همان اندازه به آنها مجال گستاخی سیاسی و فرهنگی بخشیده‌ایم! و بدتر از این؛ نیروهای متعهد را سرکوب، منزوی و به مرز انفعال سوق داده‌ایم! باور کنیم!