پایانناپذیری آرزوها (حکایت خوبان)
نقل شده روزی پیامبر اکرم(ص) در جمع یاران خود با تکه چوبی کوچک، مربعی را روی زمین کشید و در وسط آن، نقطهای گذاشت. سپس از اطراف آن، خطهای زیادی به مرکز مربع وصل کرد. آنگاه خط بزرگتری را در مرکز مربع کشید و آن را تا بیرون ادامه داد. هنگامی که کار پیامبر(ص) تمام شد، از یاران خود پرسید: آیا میدانید این چه شکلی است؟ همه گفتند: خدا و پیامبرش بهتر میدانند. حضرت فرمود: این چهارگوش عمر انسان است که به جایی محدود میشود. نقطه وسط نمودار انسان است. آن خطهای کوچک که از اطراف به طرف نقطه وسط(انسان) روی آوردهاند، بلاهایی است که در مدت عمر از چهار طرف به او حمله میکنند. اگر از دست یکی جان سالم به در برد، به دست دیگری میافتد. سرانجام از آنها خلاصی نخواهد داشت و به وسیله یکی از آنها عمرش به پایان میرسد. آن خط که از نقطه مرکز(انسان) به طور نامحدود خارج شده، آرزوی او است که از مقدار عمرش تجاوز میکند و پایانی ندارد.(1)
____________
1- داستانها و پندها، ج 2، ص 148