کد خبر: ۲۹۹۳۰۷
تاریخ انتشار : ۱۹ آبان ۱۴۰۳ - ۱۹:۵۵

نقش امید و آرزو در زندگی (2) (پرسش و پاسخ)

 
 
پرسش:
از منظر آموزه‌های وحیانی امید و آرزو چه نقشی در حیات فردی و اجتماعی انسان دارد، و کدام امید و آرزو می‌تواند موجبات رشد، سعادت و رستگاری انسان و جوامع انسانی را فراهم آورد؟
پاسخ:
در بخش نخست پاسخ به این سوال، مباحثی همچون: زنده بودن انسان به امید و آرزو و انواع آرزوها شامل: الف) آرزوهای باطل و بازدارنده را مطرح کردیم. اینک در ادامه دنباله مطلب را پی می‌گیریم.
الف) آرزوهای باطل و بازدارنده
1- بیهودگی آرزوهای دراز
با توجه به روایاتی که درباره آرزوهای طولانی و درازمدت و آثار آن وارد شده است، پی می‌بریم که آنچه مورد مذمت و سرزنش است، امید و آرزوهایی است که انسان را از خود بیگانه می‌کند و تمرکز آن بر فعالیت‌های التذاذی است، و لذا او را تا سرحد کسی تنزل می‌دهد که در بنده خور و خواب و خشم و شهوت است. آرزوهای دراز، یاد خدا و یاد زندگی حقیقی را از دل آدمی بیرون می‌برد و سبب فراموشی آخرت می‌شود. از این جهت چنین امید و آرزوهایی در آموزه‌های وحیانی مذمت و نکوهش شده است، نه نفس آرزو که مایه حیات و حرکت و رشد و تکامل بشر است. بنابراین «امل» و آرزو و امید و انتظار، در چارچوب تعقل و حیات انسانی امری حیاتی، سازنده و مثبت است. ابن‌فارس در موسوعه خود «امل» را رجا و امیدواری معنا می‌کند، و این در نقطه مقابل داشتن آرزوهای دراز و صفت روانی منفی است که با حرص ورزیدن به دنیا و تلذذ بیشتر مترادف بوده و با دوری و غفلت از آخرت همراه است. شهید مطهری(ره) در این‌باره می‌نویسد: «قرآن کریم خطاب به رسول اکرم(ص) می‌فرماید: بگو! من نیز همانند شما بشر هستم. مثل شما به خواب و خوراک نیاز دارم. مثل شما میل و فکر و آرزو دارم. آنچه نوع بشر باید داشته باشد، من دارم، با این فرق که به من وحی می‌رسد، که خدای شما و معبود شما یگانه است بنابراین،‌ هرکس که امید دیدار پروردگار خود را دارد، لازم است عمل نیک انجام دهد، و هیچ‌کس را با خدا شریک نسازد.(کهف-110) دین و ایمان افزون بر اینکه به امید و رجاء قوت و وسعت می‌بخشد، از گسترش و رشد آرزوها پیشگیری می‌کند. آرزو در ذات خود، منطق و قاعده‌ای ندارد، یعنی تابع منطق و قاعده عمل و قوانین عقل و فکر نیست. به همین دلیل باید اصلاح شود، و به نظم و قاعده درآید. آرزوهای بی‌نظم و قاعده همان است که در زبان دین آمال شیطانی نامیده می‌شود. این آرزوها، آدمی را فریب می‌دهد و نیروی خیال و فکر او را تباه می‌سازد.» (حکمت‌ها و اندرزها، شهید مرتضی مطهری(ره)، ص177) شهید مطهری(ره) در جایی دیگر، از «طول الامل» به «آرزوهای نامعقول» تعبیر می‌کند.(همان) در اینجا برای تبیین این موضوع به سه پرسش پاسخ می‌دهیم: 1- منشأ و سرچشمه آرزوهای دراز در دل انسان چیست؟ 2- طول الامل یا آرزوهای نامعقول چه شاخص‌ها و آثاری دارد؟ 3- راهکار علاج و درمان این صفت روانی انسان چیست؟
1- در پاسخ به سوال اول: علت این حالت را باید در بینش‌ها، ایمان‌ها و دلبستگی‌های انسان جست‌وجو کرد. امام علی(ع) می‌فرماید: «آن‌کس که قلب او با دنیاپرستی پیوند بخورد، همواره جانش گرفتار این سه مشکل است: 1- اندوهی رهانشدنی 2- حرصی جدانشدنی 3- و آرزوهای دست‌نایافتنی».(نضرهًْ‌النعیم، ج10، ص4858) بنابراین وابستگی و دلبستگی به دنیا و دنیاپرستی، انسان را گرفتار آرزوهای طولانی و دست‌نیافتنی می‌کند.
2- اما در پاسخ به سوال دوم: حداقل سه شاخص یا نشانه برای آرزوهای دراز در روایات برشمرده‌اند: 1- آرزوهای دراز، اندیشه انسانی را می‌خشکاند. امام علی(ع) می‌فرماید: «اکثر مصارع العقول تحت بروق المطامع» قربانگاه اندیشه‌ها، زبر برق آرزوها است.(میزان‌الحکمه، ج1،‌ص187) بنابراین وقتی تشخیص آدمی زیر شمشیر تیز و برّان آرزوها ذبح شد، انسان دیگر نمی‌تواند سود و زیان خویش را بازشناسد. 2- آرزوهای طولانی، یاد مرگ، یاد آخرت و یاد خدا را در درون آدمی می‌خشکاند. امام علی(ع) می‌فرماید: «بدانید که آرزو(ی طولانی) فرد را به گمراهی می‌کشاند و یاد خدا را به فراموشی می‌سپارد.(همان) آرزوی دراز آخرت را از یاد آدمی می‌برد.(همان، ص191) 3- آرزوهای دراز انسان را به سوی کارهای ناپسند می‌کشاند و نتیجه نهایی آن فساد و تبهکاری خواهد بود. امام علی(ع) می‌فرماید: «کسی که آرزوهایش طولانی باشد، کردارش ناپسند خواهد بود».(نهج‌البلاغه، حکمت36) آثار دیگری نیز برای آرزوهای دراز می‌توان برشمرد که بسیاری از آنها به همین سه مورد برمی‌گردد. لب کلام اینکه آرزوهای باطل و طولانی انسان را تا سر حد حیوانات سقوط می‌دهد و چه‌بسا او را از مرتبه حیوانات نیز پایین‌تر می‌برد. لذا برای دوری جستن از آرزوهای طولانی و باطل این سخن قرآن را باید آویزه گوش‌مان قرار دهیم که فرمود: رهایشان کن، تا بخورند و بهره‌مند شوند و آرزو آنان را به خودشان سرگرم سازد (ولی) به زودی خواهند دانست».(حجر-3)  
(ادامه دارد)