چه خبـر؟
دور هستم؛ اما با همه دوریام محو تماشایش شدهام. با تور سفیدش، جهان را دیوانه خودش کرده. میترسم چشمش کنند، آخر خیلی زیباست...
حسرت یک روز زندگیکردن با او را به دوش میکشم.
به حلقه دستم نگاه میکنم، مطمئنم یک روزی پیشش میروم...
سرم را بالا میآورم.
سروصورت عروس خاورمیانه از غبار و دود بههمریخته!
بوی باروت جای عطر درختان زیتون را گرفته!
خونابه و جای گلوله بر تنش نمایان است!
صدایی به گوش میرسد: «نحن منتصرون»
نادیا درخشان فرد