نگاهی به استقبال روزافزون نسل جدید به پوشاک بافتنی هنر دست(بخش نخست)
شکستن شاخ سرما با میله و کاموا(گزارش روز)
وقتی در جریانش بیفتی هم شیرین است و هم رنگین. دیگر به این آسانیها دل نمیکنی. کاموا بافی هنری سنتی است که در گذشته اکثر خانمها به آن رغبت و علاقه داشتند. هم در شبهای طولانی نیمه دوم سال سرشان گرم میشده و هم به اقتصاد خانواده و تامین پوشاک زمستانی دلخواه و ارزان قیمت کمک میشده است.متاسفانه نسل جدید هرآن از این هنر زیبا فاصله میگیرد. هنری که حتی روانشناسان بر این عقیدهاند موجبات تمرکز حواس و کسر استرسها را فراهم میآورد.
گالیا توانگر
با ظهور و بروز ماشینهای بافت که هم به تنوع رنگها، مدلها و بافتها در کاموا بافی پر و بال دادهاند و هم بر سرعت کار افزودهاند، دامنه کاموابافی با دست محدود شده است. نسل جدید بیشتر میپسندند با گشتی در بازار پوشاک زمستانی تنوع بافتهای ماشینی را رصد کرده و با صرف هزینه کمتری لباس فصل سرد خود را خریداری کنند. اما من به شما میگویم که هیچ لذتی نمیتواند بیش از این باشد که شما شال گردن ولو ساده و کشبافی را که خود بافتهاید به گردن آویخته و روبروی آینه بایستید. شال گردنی که رنگ و مدل بافتش را خود انتخاب کرده و برای بافتنش چند روزی زحمت کشیدهاید. گاهی همین تنوع دادنهای کوچک به برنامه زندگیتان در تغییر روحیات شما انقلابی میآفریند. فراموش نکنید همین دست هنرهای جدههایمان بوده که در شبهای سرد زمستان اعضای خانواده را دور هم جمع میکرده و با در انتظار نگه داشتن آنها برای داشتن یک دست لباس گرم دستباف شادی وصف ناپذیری به دل اعضای خانواده میانداختهاند.کاموا بافی هنری است شادی بخش که در عین حال به اقتصاد خانوار نیز میتواند کمک فراوانی داشته باشد. صنعت کاموا بافی از لحظه تولید نخ تا بافت با دستگاههای صنعتی نیز چنانچه در کشورمان جدی گرفته شود میتواند محل اشتغالزایی خوبی برای جوانان باشد.
بافتن پوشاک با کیفیت زمستانی با هنر دست
رقیه فرهادی مادر دو دختر نوجوان به بازار کوچه برلن آمده تا برای بچهها لباس گرم زمستانی از نوع بافت خریداری کند. بافتهای زیبا آنقدر در این ایام متنوعند که آدم را در انتخاب حیران میسازند. هر فروشنده یک ژورنال از کارهای بافت موجود در مغازهاش روبهروی مشتری میگذارد و با آب و تاب ضمن توضیح تمام تلاشش را به کار میگیرد که به مشتری بقبولاند کارهای مغازهاش همگی از مدلهای وارداتی هستند.
این خانم خانهدار برایمان توضیح میدهد: «مدلها شیکند اما کیفیت نخ پایین است. معمولا کارهای شیک با نخهای نازکی بافته شدهاند که اصلا آن اندازه که انتظار میرود گرم نمیکنند. کارها قیمتهای بالایی دارند و وقتی مارک وارداتی نیز به آنها بخورد قیمت تصاعدی بالا میرود. حقیقت این است که همه ما میدانیم کارها اکثرا توسط تولیدیهای داخل از روی ژورنالهای وارداتی کپی میشوند و بعد به اسم کارهای بافت فلان کشور روبروی مشتری قرار میگیرند تا بر قیمت کار افزوده شود. کارها را شیک اما بیکیفیت و بیدوام با نخهای نازک میبافند. بیشتر ارشاپها، پانچوها و ژاکتها تنها قشنگی دارند نه گرمی و دوام.»
وی ادامه میدهد: «ما که از قشر کارمند و متوسطیم معمولا نمیتوانیم چنین مدلهایی را برای بچهها خریداری کنیم. من خودم کاموابافی را از مادر خدا بیامرزم یاد گرفتم. علاقه داشتم و به دنبال پیگیریهایی که داشتهام الان میتوانم بافتهای سخت و هر مدلی را نیز با دست ببافم. هر چند وقت یکبار به بازار بافت سر میزنم. مدلهای جدید را به حافظه میسپارم و یا از رویشان با تلفن همراه عکس میگیرم. بعد خودم برای بچهها هر چه بخواهند میبافم و به سلیقه خودمان یک چیزهایی هم به مدلها کم و زیاد میکنیم.»
استقبال روز افزون نسل جدید از کاموا بافی
حسنآباد مرکز کامواها و وسایل کاموا بافی در تهران این روزها بیش از هر صنف دیگری شلوغ است. اگرچه پیش فرض بر این است که نسل امروز چندان رغبتی به این قبیل هنرهایی که هم حوصله میطلبد و هم وقت، نشان نمیدهند اما حقیقت این است که طی سنوات اخیر کامواها به قدری متنوع، زیبا و جالب شدهاند و از سوی دیگر قیمت پوشاک کاموایی آماده دربازار به قدری بالا رفته که حتی نسل امروز را هم به مغازههای کاموا فروشی حسن آباد کشانده است.
الهه صادقی دختر جوانی است که یک شال یشمی با بافت کشباف ساده را تا نیمه بافته و در کیف خود حمل میکند. گه گاهی از گوشه کیف به رنگ شالش چشم میدوزد و باز چشم بر میگرداند و میان انبوه کامواهای ردیف شده در مغازه دنبال کاموای مشابه میگردد.
وی برایمان میگوید: «امسال استقبال از کاموا بافی نسبت به پارسال خیلی رونق بیشتری داشته است. من هفته پیش آمدم و دو کلاف از این کامواهای یشمی رنگ زیبا برای شال گرفتم. بعدا متوجه شدم برای بافتن یک شال بلند که مد شده سه کلاف نیاز دارم. امروز که به همان مغازه آمده ام میبینم تمام کرده است. حالا فروشنده قول داده برای تمام شدن شال نصفه نیمه من از انبارشان همان کاموا را برایم بیاورد.»
کلافهایی از 4 هزار تا 8 هزار و پانصد تومان
کلافهای کاموا قیمتهای متنوعی دارند. اما به طور میانگین ازکلافی 4 هزار تومان آغاز و تا کلافی هشت هزار و پانصد بالا میروند. نخها بیشتر چینی هستند.
حسام سرابیزاده یک فروشنده میگوید: «نخها اغلب چینیاند. کاموا بافیهای تولید داخل چون با استخدام کارگر و هزینههای معمول تولید نمیتوانند سود عایدی مقبولی داشته باشند اغلب تغییر شغل دادهاند و بازار تولید نخ کاموایی به دست وارد کنندگان قرق شده است.»
با شنیدن توضیحات این فروشنده این موضوع به ذهنم خطور میکند که اگر همین صنعت تولید نخ کاموایی و لوازم کاموا بافی رونق مییافت تا چه حد میتوانستیم به اشتغال جوانان خلاق و جویای کار کمک کنیم!
کامواهای وارداتی هر روز تنوع بیشتری به خود میگیرند. تا آنجا که برخی طراحان صرفا روی طراحی رنگ و مدل نخ کاموایی کار میکنند. برای مثال یک مدل کاموای اسپرت –کلافی شش هزار و پانصد تومان - نظرم را در ردیف کامواهای صف بسته شده در طبقات مغازه جلب میکند که ترکیبی از رنگهای گرم را در خود دارد؛ از حنایی گرفته تا قهوهای سیر و خاکی. همین چند مدت قبل برای عوض کردن رنگ یا مدل دادن دربافت باید از روی نقشه میبافتی و یا به فواصل خودت رنگ نخ کاموا را تغییر میدادی. اما الان کامواهایی نظیر همین کاموای اسپرت (مردانه و زنانه) تولید میشود که بدون زحمت صرف بافتن یکنواخت خود به خود در بافت نقش میافتد و یا برخی رنگها به فواصل یکسان تکرار میشوند.کاموای دیگری صرف بافتن یکنواخت از میانه بافت گلهای کوچک برجسته بیرون میزند. این گرههای کوچک به شکل گل چهار پَر به فواصل به نخ کاموا متصلند و در زمینه بافت بیرون میزنند. کامواهای برفکی،کامواهای اکلیلی، کامواهای پرزدار و... همگی از انواع مختلف کامواهای به روزند.
تفاوت قیمتها را رصد کنید تا شوق بافتن بگیرید
شاید در نگاه اول به نظر برسد که کلافهای کاموا خیلی گرانند اما هر چقدر هم که گران باشند بافت یک نوع پوشش کاموایی خیلی ارزانتر از مدلهای آماده برایتان آب میخورد. برای مثال اگر یک شال گردن و کلاه را با تهیه چهار کلاف ضخیم و یک جفت میله شماره شش که سریع هم کار را به پیش میبرد ببافید، سر جمع سی هزار تومان میپردازید. اما قیمت همین کلاه و شال گردن- آمادهاش وقتی مارک کار ترک هم بخورد- در مغازههایی که همیشه به اصطلاح پول کلاس مغازهشان را میگیرند، ممکن است به مرز صد تومان و بالاتر هم برسد.
لیلا محبی یک مشتری در حالی که ژورنال کارهای شال گردن و کلاه را ورق میزند با ناباوری زیر لب زمزمه میکند:«ای بابا... چه خبر است؟! این کلاه و شال ساده 90 هزار تومان؟!»
بنابراین اگر زود دست به کار شوید لااقل میتوانید تا شب یلدا یک شال دست باف خودتان را به گردن بیاویزید و علاوه بر تجربه یک حس زیبا و لبریز از خلاقیت هنری در دخلوخرجها نیز صرفه جویی چشمگیری داشته باشید.
چطور از مبتدی به استادکاری برسیم؟
در حال حاضر همین صنعت کاموا بافی زمینه رونق کاری دهها مجله هنری و کاردستی را فراهم آورده است. جزوات زیادی در بازار برای آموزش این هنر به هنرجویان وجود دارد. اما برای آن دسته هنرجویانی که تازه کار بافندگی را آغاز کردهاند معمولا توضیحات پیچیده و گنگ به نظر میرسد. در هنر بافندگی بیشتر ریزهکاریها از راه چشم و نشستن در کنار دست استاد کار حرفهای آموخته میشود.
مهرانه خوش سیما که مدرک کاموا بافی فنی و حرفهای دارد به مبتدیان پیشنهاد میدهد: «از بافتهای ساده که در اینترنت آموزش داده شده شروع کنید. در مورد یک مبتدی انتظار نداریم که از تور بافیهای سخت آغاز کند. میتوانید از بافتهای ساده یک دست نظیر انواع کشبافها شروع کنید. ضمن اینکه برای خود یک استاد هم در اطرافیان بیابید. به هر جهت برای پیشرفت در این هنر باید حوصله داشت و وقت گذاشت.»
وی ادامه میدهد: «چون بافتن هنری زمانبر است خیلیها آن را کم بازده و بیهوده میپندارند.این در حالی است که تمرکز حواس را تقویت کرده و آرامش بخش است. استرسها را کم میکند و صبر فرد را بالا میبرد. هیچ شادیای بیش از این نیست که آدم ماحصل کار خودش را استفاده کند و در دراز مدت متوجه شود تا چه حد در اقتصاد خانوار تاثیرگذار بوده است. ضمن اینکه کارهای بافتنی میتوانند هدیه زیبا، دلگرمکننده و ماندگاری برای خویشان و آشنایان باشند. در حال حاضر خیلی چیزها با این هنرخلق میشوند از عروسک تا گوشواره و انواع دستبندها و دستکش و...در سایر کشورها معمولا با شروع فصول سرد سال نمایشگاههای تخصصی بافتنی برگزار میشود که از کنار آن برای دهها خیریه پول جمع میکنند. این روزها در کشورمان باز هم میبینیم که خوشبختانه نسل جدید به این هنر اقبال خوبی نشان میدهد و چه بسا با بافتنیهای دستی نه ماشینی برای خودشان یک حرفه خانگی ایجاد میکنند.»
راه اندازی کارگاههای خانگی
صغری بیگ محمدی یک بافنده و سفارش گیرنده کار که در منزلش به این فعالیت مشغول است برایمان میگوید:«هنر من سرمایهام است. در شرایطی که حس میکردم زندگی خیلی سخت میگذرد با گرفتن وام کوچکی یک ماشین بافندگی خریداری کردم و نزد یکی از آشنایانم دوره دیدم. الان یکی از اتاقهای خانه را کارگاه کردهام و با سه تن دیگر از دوستانم بافندگی کوچکی راه انداختهایم. از همسایگان و اهالی محل سفارش کار میگیریم. همدستی میبافیم و هم ماشینی. تابستانها برای سیسمونی و جهیزیه قلاب بافی میکنیم و زمستانها پوشاک زمستانی میبافیم. شکر خدا درآمدمان هم خوب است. توصیه من به اطرافیانم همیشه این است که اگر هر هنری هر چند کوچک را بیاموزند بالاخره یکجایی به دردشان میخورد.»
در گوشه اتاقی که کارگاه شده کلی عروسکهای بافتنی رنگین خوش نشستهاند. عروسکهای کوچک را 15 هزار تومان و بزرگترشان را 30 هزار تومان میفروشد. در این کارگاه خانگی از کیف و عروسک گرفته تا رو قوری و تکههای مورد نیاز برای جهیزیه عروس را میبافند. درآمدشان به حدی است که با خانمهای محله یک صندوق هم گذاشتهاند و از محل این صندوق به کسانی که میخواهند کار بافندگی را حرفهای آغاز کنند، وام میدهند. مبلغ وام هر چند کوچک اما مشکل گشاست.