یک دست لباس سـربازی برای او
عزیزالله محمدی (امتدادجو)
حکایت جنگ و نزاع بین جامعه بشری، حکایت دیرین تقابل حق و باطل است که به طور یقین هیچگاه به پایان نخواهد رسید و همواره تا روز قیامت این تقابل با اشکال و کم و کیف مختلف وجود خواهد داشت.
نکتهای که حائز اهمیت است؛ شکلگیری خزنده جنگها است که در طول زمان و به تدریج به وجود میآیند و آثار مخربی از خود به جای میگذارند که تا سالها و حتی قرنهای متوالی این آثار در زندگی مردم باقی میمانند و حتی تبدیل به بخشی از هویت یک جامعه نیز میشوند.
جنگ تحمیلی هشت ساله دفاع مقدس از جمله این جنگها است که با خباثت جبهه استکبار جهانی و با حماقت صدام حسین بر ایران و مردم ایران تحمیل شد و در نهایت به رغم زمان معین شده برای جنگ از سوی صدام و اهداف مشخص او، این ایران بود که با مقاومت خود جنگ را با وجود تمام تحریمها و محدودیتها و کمبودها تا هشت سال ادامه داد و- با بیرون راندن دشمن و اعلام متجاوز بودن رژیم بعثی عراق- پیروزی بزرگی را در تاریخ برای خود ثبت کرد.
علت و علل پیروزی رزمندگان ایران اسلامی در این جنگ، گرچه در مرحله اول متکی به معنویت و توکل به خدا و رهبری امام خمینی(ره) بود؛ اما! از آنچه پیش از وقوع جنگ و از آغاز پیروزی انقلاب در حوزه نیروهای مسلح و تدابیر صورت گرفته نیز نباید گذشت.
در حوزه کلان مدیریت کشور و توسعه امنیت آن، گاهی پیشبینی، اقدامات و افق دید و چشم اندازهای مورد نیاز است که اگر این افق دید و چشم انداز و برآوردهای لازم وجود نداشته باشد یا محاسبات به درستی صورت نگیرد؛ خسارات جبران ناپذیر و فاجعهباری به بار میآید.
عوامل روانی جامعه در مواجهه با پدیده جنگ- سختافزارها و جنگ افزارهای متنوع و مختلف- آمادگی روحی، رزمی و عملیاتی نیروهای مسلح، سه ضلع مثلث توان انجام جنگ و ا دامه آن است که در صورت عدم وجود هر کدام، قطعا کلیت نتیجه حاصل از جنگ میتواند تحتالشعاع قرار بگیرد.
برای جامعهای مثل ایران که به تازگی از جریان مبارزات انقلابی خارج شده بود و جامعه و ارکان نیروهای مسلح تحت تاثیر امواج طوفانی و تلاطمهای ایجابی انقلاب بودند؛ شرایط پیشبینی و پذیرش جنگ بسیار سخت و حتی غیر قابل باور بود کهای بسا موضوعاتی مثل شکلگیری جریانهای سیاسی مخالف و یا تجزیهطلبی نیز اصل و اساس پرداختن به جنگ با یک کشور همسایه را دوراز ذهن میکرد.
در چنین شرایط بغرنجی که امواج طوفانی انواع تلاطمهای بنیان افکن، اساس ادامه حاکمیت جمهوری اسلامی را همراه با انواع توطئهها و ترورها تهدید میکرد؛ آغاز جنگ همانند قطع اکسیژن برای بیمار بستری در اتاق ICU بود که فقط خداوند میتواند در این لحظهها ناجی او باشد.
مسلم است که تدبیرو تقدیر همه امور جهان هستی و وقایع و اتفاقات به دست پروردگار است و خداوند بر همه آنها احاطه و تسلط دارد و با اسباب و افراد، امور را به سمتی که معین شده است هدایت میکند.
گویا مراحل مبارزاتی آیتالله خامنهای پیش از انقلاب اسلامی و دستگیریهای ایشان و فرآیند امور قضائی بخشی از تدبیر الهی برای دوره جنگ هشت ساله بود که در آن فرآیند ایشان با ارکان و عناصر ارتش و نیروهای مسلح به واسطه پروندههای قضائی و امنیتی که درست شده بود آشنا شدند و بعد از پیروزی انقلاب به واسطه حضور در حزب جمهوری اسلامی و تردد عناصر ارتشی به دفتر این حزب این باب آشنایی بیش از پیش شد.
حضور در مراسم رژه همافران نیروی هوائی در 19 بهمن 1357 و آیین بیعت همافران با امام خمینی(ره) افق دید آیتالله خامنهای را به موضوعات نظامی چنان افزایش داد که بعدها به واسطه نبوغ و وجود عطاء الله بازرگان یکی از همافران نیروی هوایی، اولین بارقههای جهاد خود کفایی در نیروهای مسلح را روشن کردند و در سال 1364 در سطح نیروهای ارتش معاونت جهاد خودکفایی تشکیل و وارد کارزار علمی و عملیاتی شدند.
مراحل شناختی آیتالله خامنهای از ارتش و نیروهای مسلح در حالی که هنوز سایر نیروهای نظامی مثل سپاه و بسیج و... ماهیت وجودی جدی و عملیاتی نداشتند به واسطه بازدید از ستاد مشترک ارتش به دستور امامخمینی(ره) در سال 1358 -با آشنایی که با شهید ولی ا... فلاحی- حاصل شد وارد مرحله جدیدی شد و مقدمات ایفای نقش ایشان برای اتخاذ تصمیمات بزرگ برای نیروهای مسلح و امنیت کلان کشور فراهم آمد.
عضویت ایشان در وزارت دفاع به عنوان معاون انقلاب وزارت دفاع و همچنین انتصاب به عنوان نماینده امام در ارتش، آغاز ورود جدی و تاثیرگذار ایشان به عنوان یک عنصر تاثیرگذار بر فرآیند تصمیمهای کلان ایجاد ساختارهای نظامی بود که در اولین اقدام همسویی ایشان با امام جهت جلو گیری از انحلال ارتش به رغم تلاش عدهای توانست از یک آسیب بزرگ به کشور جلو گیری نماید.
اهمیت حضور و وجود ارتش را در سطرهای بعد بررسی خواهیم کرد که اگر ارتش در آغاز جنگ وجود و حضور نداشت چه اتفاقاتی ممکن بود بیفتد و تاثیر این اقدام(جلوگیری از انحلال ارتش) چگونه خود را نمایان کرد.
موضوع حضور مستشاران آمریکایی با استعداد نفرات حدود چهل هزار نفر در مقابل حدود دویست هزار نفر نیروی نظامی زمان حکومت طاغوت، یک موضوع بسیار پراهمیت به دلیل منطقهای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و نظامی بود که با رکن اصلی شعار مردم در طول جریانهای مبارزاتی با حکومت طاغوت منافات داشت و نقضکننده استقلال حاکمیتی و موجبات جریحهدار شدن عزت نفس و اعتماد به نفس مردم و نظامیان بود.
آیتالله خامنهای با اطلاع از باقی ماندن دفتر مستشاران نظامی در ایران، علی رغم بعضی مخالفتهای به ظاهر موجه و منطقی، بنا را بر اخراج آمریکاییها نهاد و با هماهنگی با وزیر دفاع وقت، دکتر چمران، امر اخراج مستشاران آمریکائیها را تسریع بخشید و هویت مستقل و مستحکمی را به نیروهای نظامی بخشید که همسو با شعار(استقلال- آزادی- جمهوری اسلامی) بود.
حضور نظامیان آمریکایی فی نفسه و ذاتا با شکلگیری انقلاب اسلامی و مبانی آن در تناقض بود و در صورت ادامه حضور آنها قطعا در فرآیند جنگ علیه رژیم بعثی عراق، اخلال و عدم وجود استقلال بر تصمیم را در سطح نیروهای مسلح و ارتش میتوانستیم شاهد باشیم که با اخراج آنها این مهم نیز به نفع ایران خاتمه یافت.
گرچه چالش تعمیر و نگهداری بعضی تجهیزات و تامین قطعات تا مدتها همراه با نیروی تجهیزات محوری مثل نیروی هوائی و سایر نیروها وجود داشت؛ اما با تکیه بر توان داخلی و توجه به استعدادهای خاص در قالب نهضت قطعه سازی امور تجهیزاتی نیز بعد از آمریکاییها به گونهای که در جنگ شاهد بودیم به پیش رفت و تجربیات آن رشد، پویایی و سربلندی را برای نیرویهای مسلح فراهم ساخت.
در همین اثنا و بعد از اخراج آمریکاییها با استدلال به موضوع تعمیر و نگهداری تجهیزات و با استدلال به اینکه ایران دیگر ژاندارم منطقه نیست و بنای جنگ با هیچ کشوری را ندارد؛ قرارداد نه میلیارد دلاری خرید تجهیزات که پیش از پیروزی انقلاب با ایلات متحده منعقد شده بود؛ در زمان دولت موقت آقای بازرگان به طور یکطرفه لغو گردید و ایران را متحمل خسارت سنگینی کرد؛ اما! متاسفانه کار به اینجا ختم نشد و عدهای با همان استدلاهای که قرارداد خرید تجهیزات شامل(هواپیماهای F-16،ناوهای نظامی- هواپیماهای آواکس و...) را لغو کردند؛ میخواستند هواپیماهای F-14 (تام کت)ها را نیز بفروشند که باز هم یک نفر همانند زمان طرح انحلال ارتش و اخراج آمریکاییها به موضوع ورود مستقیم میکند و مانع از فروش تام کتها میشود و از یک خسارت و زیان بزرگ جلوگیری میکند.
در خاطرات شفاهی آیتالله خامنهای چنین بیان میشود: من در مشهد بودم که خبر فروش هواپیماهای F-14 را شنیدم و مجالی برای آنکه بیایم تهران و اقدام کنم وجود نداشت.
شایان ذکر مجدد است که آیتالله خامنهای در این مقطع زمانی«معاون امور انقلاب وزارت دفاع» هستند و دارای جایگاه حقوقی نسبت به موضوعات نظامی و کلان حاکمیتی و امنیتی که میتوانند اتخاذ تصمیم و ارائه مشاوره در موضوعات خاص این چنینی را داشته باشند.
ایشان به محض شنیدن خبر تصمیم بر فروش هواپیماهای F-14 با توجه به شرایط اضطرار و عدم وجود مجال ممکن برای رسیدن به تهران و انجام هرگونه هماهنگی و یا برگزاری جلسات و... در همانجا اقدام به احضار رادیو میکنند و با صدور بیانیهای اعلام میکنند«لغو یا انعقاد هر گونه قرارداد نظامی و تجهیزاتی بدون اخذ مجوز از معاونت امور انقلاب وزارت دفاع ممنوع میباشد»
با این تصمیم و اقدام آیتالله خامنهای اتفاقی بسیار سرنوشت ساز افتاد که در طول دوران جنگ توانست ماهیت و هویت و قدرت عملیاتی و دفاعی و تهاجمی نیروی هوائی را نگه دارد و آثار آن به این سمت قابل تحلیل و بررسی است که چگونه این هواپیماها در طول جنگ به ایفای نقش پرداختند.
پرداختن به موضوعات ایدئولوژیک و تقویت بنیه اعتقادی نیروی انسانی و کارکنان ارتش و مکمل بر آن طرح برگزاری کلاسهای عقیدتی و سیاسی دقیقا در نقطه مقابل طرح انحلال ارتشی بود که عدهای هنوز معتقد به آن بودند و آیتالله خامنهای ضمن ارائه طرح تقویت بنیه اعتقادی اقدام به برگزاری دورههای خاص آموزشی برای کارکنان ارتش در سطحهای مختلف کرد تا بدینوسیله ساختار فکری و ایدئولوژی ارتشی که در زمان طاغوت مبتنی بر تفکرات خاص غربی شکل گرفته بود به سمت ساختار ملی و اسلامی پیش برود.
تقابلهای سیاسی شکل گرفته از سوی بنی صدر در سطح جامعه تحت عنوان فرمانده کل قوا و نگاه به امنیت اجتماعی و سیاسی به صورت نهادینه شده آیتالله خامنهای را بیش از پیش و به صورت کاملا میدانی در صحنه آشنایی به روند و فرآیند تکامل دیدگاه رسانده بود که پس از طی مراحل انتخابات مجلس به عنوان رئیس کمیسیون دفاعی در مجلس ادامه فعالیت داشتند و روز به روز آشنایی ایشان با موضوعات دفاعی و نظامی افزایش پیدا کرد.
مواجهه مستقیم با واقعه طبس و تجاوز نظامی آمریکا و همین طور بستر شکلگیری و خنثی سازی کودتای معروف به «نقاب» را آخرین مرحله شناختی از امور نظامی قبل از شروع رسمی جنگ در 31 شهریور 1359 میتوانیم بدانیم که در هر دو ماجرا باز هم آیتالله خامنهای ایفای نقش مستقیم و حضور تاثیرگذار بر ماجرا داشتند تا اینکه شاهد آغاز جنگ و تاثیر فعالیتهای ماقبل ایشان در طول جنگ با نتایجی که حاصل شد هستیم.
گر چه شروع جنگ نقطه عطفی برای درک این اقدامات بود؛ اما جریان مبارزه با جریانهای چپ مارکسیستی هم بخشی از مبارزات آیتالله خامنه در این مقطع زمانی بود. دقیقا درعصر روز شروع جنگ برای کارکنان کارخانه جنرال با همین موضوع مبارزه علیه جریانات ضد انقلاب مشغول سخنرانی بودند و شاهد بر تجاوز هواپیماهای زیتونی رنگ بر آسمان تهران و بمباران فرودگاه مهر آباد.
مدیریت بحران در این لحظهها و توجه همه شمول به ابعاد مختلف متصل به هم که هر کدام میتواند پیکره جامعه و حاکمیت را دچار گسست و انقطاع بکند موضوع بسیار پر اهمیت و دارای پیچیدگیهای ادراکی است که توان تصمیم و یا قدرت محاسبه همهجانبه را از هر فرد مسئول و تصمیمگیری میتواند سلب بنماید.
تشکیل جلسه فوری در اتاق جنگ ستاد مشترک ارتش و استیصال مقامات سیاسی و حاکمیتی و نظامی در مواجهه با پدیده شکل گرفته جنگ، موضوع بسیار قابل توجهی بود که میتوانست در این موقعیت جامعه را کاملا تحت تاثیر قرار دهد.
روایت آیتالله خامنهای از این لحظهها حاکی از آن است که فضای شکل گرفته بسیار نا امیدکننده و دارای نگرانی عمیق بود که ایشان بلافاصله بعد از رسیدن به این اتاق و مشاهده وضعیت موجود، رویکرد اجتماعی را اتخاذ میکنند و با بیان اینکه اگر مسئولین حاکمیتی و نظامی تا این حد نگران هستند پس تکلیف مردم چه میشود؟! به سمت صدور یک بیانیه میروند که صدور و قرائت این بیانیه نیز با تصویب اعضاء جلسه به خود ایشان محول میشود و ایشان این بیانیه بسیار مهم و پر اهمیت و چند وجهی را با دایره واژگانی خاص و با در نظر گرفتن عوامل نظامی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و روانی، نگارش و در همان سالن از طریق رادیو برای مردم قرائت مینمایند که این بیانیه به لحاظ کنترل و مدیریت بحران حاوی نکات بسیار برجسته و قابل تاملی است.
امام جمعه تهران (آیتالله خامنهای) دقیقا چند روز بعد در کمتر از پنج روز بعد با کسب اجازه از امام به اتفاق آقای چمران خود را به میدان جنگ میرسانند و در همان شب اول حضور با پوشیدن یک دست لباس سربازی به منظور انجام یک عملیات تا حدود پانصد متریتانکهای دشمن به پیش میروند که صدای شنیتانکهای دشمن شنیده میشده و پس از آن بنا به شرایط موجود با اهداف بسیار هوشمندانه و با تجربههای جنگهای نامنظم شهید چمران، در اهواز اقدام به ایجاد ستاد جنگهای منظم مینمایند که تاثیر وجود و حضور این ستاد در جذب، سازماندهی،پشتیبانی و آموزش نیروهای مردمی و در ایجاد هماهنگی بین نیروهای مسلح بسیار بالا بود.
حضور دائمی آیتالله خامنهای در سال اول جنگ در منطقه تا زمان حادثه ترور ایشان در مسجد ابوذرو خستگی ناپذیر بودنشان در تردد به تهران در آخر هر هفته برای اقامه نماز و ارائه گزارش به امام، مردم و رسانهها از وجوه اقدامات کاربردی و مؤثر ایشان در مدیریت عرصههای مختلف جنگ بود که بعدها کارکرد بیشتری در موضوع مذاکرات صلح پیدا کرد.
ارتباط با عناصر ارتش در دفتر حزب جمهوری اسلامی، جلوگیری از انحلال ارتش، اقدام به اخراج مستشاران آمریکایی، جلوگیری از فروش هواپیماهای F-14، اجرا و برقراری طرح دورههای آموزشی ایدئولوژک در ارتش، ایفای نقش در مقام امام جمعه تهران، خنثیسازی کودتای نقاب، عضویت در شورای عالی دفاع و صدور اولین بیانیه آغاز جنگ، حضور در خوزستان و تاسیس ستاد جنگهای نامنظم، بخشی از مجموعه اقدامات و ایفای نقش آیتالله خامنهای پیش از آغاز جنگ تا هفته اول جنگ است که هر کدام از این موارد بر فرآیند کلی و نتایج حاصل تاثیر مستقیم داشتند و سرنوشت جنگ را تغییر دادند.
در صورتی که فقط دو مورد از این جمع را مورد توجه قرار بدهیم خواهیم دید که اگر دخالت مستقیم آیتالله خامنهای به موضوع وجود نداشت چه حوادث هولناک و وحشتناکی در جنگ به ایران تحمیل میشد.
«جلوگیری از انحلال ارتش» و «ایجاد ممنوعیت برای فروش هواپیماهایF-14» دو نمونه قابل لمس و قابل تحلیل هستند که در صورت شکلگیری هر کدام از این دو، به طور قطع مقاومت در بین رزمندگان ایران نمیتوانست شکل بگیرد و اهداف معین شده استکبار محقق میشد.
ارتش در روزهای آغازین جنگ چه در غرب کشور و چه در جنوب با عملکرد تجهیزاتی و عملیاتی که داشت توانست از پیش روی دشمن جلوگیری کند و در ادامه جنگ نیز توانست طی انجام عملیات ثامنالائمه(ع) اولین پیروزی بزرگ را برای ایران رقم بزند.
محافظت از آسمان کشور و انجام عملیاتهای تهاجمی و برقراری امنیت برای شریان اقتصادی کشور از جمله کارکردهای هواپیماهای F-14 بود که اگر دخالت مستقیم آیتالله خامنهای و ایجاد ممنوعیت فروش توسط ایشان نبود هرگز در طول جنگ نمیتوانستیم شاهد ایفای نقش از سوی این نوع هواپیماهاَ باشیم.
پوشیدن همان یک دست لباس سربازی در شب پنج مهر 1359 که به پیشنهاد خود آیتالله خامنهای و با تایید و تاکید شهید چمران همراه بود بعدها مورد توجه امام خمینی(ره) نیز قرار گرفت و ضمن تایید این اقدام ایشان، پس از ماجرای ترور ایشان در ششم تیر در انتهای پیامی که منتشر کردند با جملهای که حاکی از توجه به این لباس سربازی بوده است ایشان را مورد محبت خود قرار دادند:
«من به شما خامنهای عزیز، تبریک میگویم که در جبهههای نبرد با لباس سربازی و در پشت جبهه با لباس روحانی به این ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالی سلامت شما را برای ادامه خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم»
گفتنی است، روایت کامل و جامع مبتنی بر اسناد، در نمایشگاه «درلباس سربازی» موجود و برای علاقهمندام در دسترس و قابل مشاهده است.