کد خبر: ۲۹۵۳۵۶
تاریخ انتشار : ۲۳ شهريور ۱۴۰۳ - ۲۰:۵۹

وظایف پیامبری مؤمنان

 
 
 
 
علی پوریا
پیامبران، فرستادگان خداوند هستند که ماموریتشان آن است تا انسان را به عنوان اشرف آفریده‌ها و خلیفه الهی در مسیر هدایتی قرار دهند که سرانجام آن خدایی شدن است.
از همین جا می‌توان نسبت به عظمت نقش پیامبری آگاهی یافت و نقش پیامبران را در زندگی بشر، نقش استثنایی، بی‌نظیر و بی‌بدیل ارزیابی کرد. پیامبران(ع) برای رسیدن به موفقیت در ماموریت الهی خویش، باید بسترهایی را فراهم کنند که می‌توان از آن به وظایف اجتماعی یاد کرد؛ زیرا اجتماع به عنوان محیط زیست بالندگی و رشد بشر از چنان جایگاهی برخوردار است که هر گونه تغییر در سلامت آن می‌تواند در سرنوشت فردی و جمعی بشر نیز تاثیرگذار باشد. اجتماع بستری برای تعالی و رشد بشر و شخصیت گیری اوست. از این رو مورد توجه خداوند و پیامبران قرار گرفته است. 
نویسنده در مطلب پیش رو با اشاره به وظایف پیامبران و از جمله پیامبر اکرم(ص)، پیامبری را یک وظیفه انسانی می‌داند و معتقد است هر مؤمنی نسبت به دیگر انسان‌ها وظایفی دارد که همان وظایف اجتماعی پیامبران است و باید در زندگی این نقش پیامبری را به خوبی ایفا کند. او با توجه به ولایتی که مؤمنان نسبت به هم دارند به تشریح وظایف اجتماعی مؤمنان نسبت به دیگر انسان‌ها پرداخته است. 
***
پیامبری، وظیفه انسانی
هر انسانی از چنان برتری و ویژگی‌های بی‌نظیری برخوردار است که می‌توان از وی به عنوان خلیفه الهی یاد کرد. مشکلی که در این میان وجود دارد، عدم بهره مندی شخص از موقعیت خود و از ظرفیت‌های سرشته شده در ذاتش است. این‌گونه است که چنین انسانی نمی‌تواند در نقش خلیفه الهی ظاهر شود، وگرنه از هر نظر، استعداد، ظرفیت و فرصت برای چنین امری برای همگان فراهم است. اگر انسان‌ها از موقعیت و استعدادهای خویش بهره گیرند می‌توانند با فعلیت بخشی به اسمای سرشته در ذات خویش، خدایی شوند و با ظهور در این مقام به عنوان خلیفه الهی در جهان انسانی و دیگر جهان‌ها عمل کنند.
بر اساس آموزه‌های قرآنی، هر انسانی به یک معنا خلیفه الهی است؛ چرا که خداوند کف خلقت وی را سقف آفریده‌های دیگر قرار داده است؛ از این رو همه موجودات را مسخر او کرده است و به همگان فرمان داده تا بر انسان سجده کنند و به برتری او اقرار کرده و اطاعت او را پذیرفته و تحت فرمان و تسخیر او باشند. در این مقام تکوین، هیچ کس نمی‌تواند از این فرمان الهی تمرد کند و چه خواهد و نخواهد مسخر انسان است؛ هر چند که در مقام تشریع برخی چون ابلیس و شیاطین سرباز می‌زنند و تمرد و طغیان پیشه می‌کنند. هر موجودی به میزان عقل و شعور خویش این مقام انسانی در مقام خلافت عمومی را می‌شناسند و می‌پذیرد.
اما با این همه، خلافت مطلق و خاص انسان، تنها برای انسان‌هایی رقم می‌خورد که فراتر از این رفته و همه استعدادهای خویش را با عبادت و بندگی خداوند، بروز و ظهور دهند و در ظهور این کمالات نیز به تمامیت برسند و چیزی از آن را در ظرف دنیا کم نگذارند. در این هنگام است که خلافت بر انسان‌ها نیز افزون بر خلافت بر دیگر موجودات بر چنین افرادی رقم می‌خورد و به عنوان مظهر مطلق و کل الهی بر همه هستی از جمله انسان‌ها ولایت یافته و مظهر پروردگاری در میان انسان‌ها می‌شوند. این افراد که خدایی شده‌اند، در مقام پیامبری خاص نیز ظهور می‌کنند و مسئولیت‌های هدایتی را در میان انسان‌ها به عهده می‌گیرند.
اما این بدان معنا نیست که دیگر انسان‌ها هیچ‌گونه نقش پیامبری در میان مردم به عهده ندارند، بلکه به این معناست که پیامبری این افراد خاص نوع دیگری از پیامبری است که از آن به نام پیامبر تشریع یاد می‌شود؛ زیرا از سوی خداوند وظیفه دارند تا فرمان‌هایی را به انسان برسانند و مردمان را با دو شیوه هدایتی "ارائه الطریق و ایصال الی المطلوب " دستگیر شوند.
از نگاه قرآن‌، هر انسانی وظیفه عمومی پیامبری را در حد شناخت و بروز و ظهور اسمای الهی در خود به عهده‌دارد. این همان چیزی است که امیرمؤمنان‌(ع) از عهد و التزام الهی نسبت به دانشمندان و عالمان خبر می‌دهد که عالمان به سبب تعهد و التزامی که نسبت به خداوند دارند، نمی‌توانند در برابر اموری سکوت کنند و سخنی نگویند و حرکتی را انجام ندهند.
انسان‌ها با تفاوت‌هایی که در بروز و ظهور استعدادها یعنی همان اسمای الهی سرشته در ذات خود دارند، تفاوت‌هایی را نیز در ماموریت و مسئولیت اجتماعی خویش نسبت به دیگر انسان‌ها به عهده‌دارند. 
این معنا در قرآن به اشکال گوناگون روشن شده است. از جمله می‌توان به سوره عصر اشاره کرد که در آن ضمن بیان خسران واقعی، انسان‌هایی که از آن رسته‌اند را کسانی معرفی می‌کند که خود حق را شناخته و بدان پایبند بوده و همچنین مسئولیت اجتماعی خویش را در برابر دیگران به شکل توصیه‌هایی انجام می‌دهند و در مقام پیامبری عمومی ظاهر می‌شوند. آموزه‌هایی چون ولایت مؤمن بر مؤمن، نظارت همگانی از طریق امر به معروف و نهی از منکر و مانند آن نمونه‌هایی از پیامبری عمومی هر انسانی است که به شناخت حق دست یافته و در مسیر حق می‌خواهد گام بردارد و از زیان رهایی یابد. 
در تحلیل قرآنی، اصولا انسان زمانی از خسران رهایی می‌یابد که ضمن عالم و عامل به حق شدن، دیگران را نیز در مقام پیامبری راهنمایی کرده و دستگیر آنان شود؛(سوره عصر) چرا که راهی دیگر برای رهایی و نجات از خسران ابدی جز این نیست.
وظایف و مسئولیت‌های پیامبری انسان‌ها
چنان‌که گفته شد وظایف و مسئولیت‌های پیامبران چند گونه است. بخشی از این وظایف بر عهده هر انسان مؤمنی است که در این‌جا به برخی از آنها اشاره می‌شود.
از جمله وظایف پیامبری به عنوان وظایف اجتماعی می‌توان به اثبات توحید اشاره کرد. هر کسی که حق را شناخت باید دیگران را بدان دعوت کند. توحید، محوری‌ترین حقی است که انسان شناخته است. هر انسانی که توحید را شناخت موظف است تا دیگران را نیز به آن دعوت کند. از آنجا که آگاهی بخشی دیگران به توحید، نیازمند روش‌های اثباتی است، وظیفه پیامبری اقتضا می‌کند که با بهره‌گیری از براهین، یگانگی خداوند را اثبات کرده و با ابطال وجود خدایان دروغین، حق را به گوش دیگران برساند.(مائده، آیه 76؛ انعام، آیات 12 تا 14 و 63 و 64 و 71؛ و اعراف، آیات 191 تا195)
برای رسیدن به این مقصود می‌توان از تمثیل برای بیان واقعیت‌ها و عبرت‌ها بهره گرفت؛ زیرا فهم و شعور انسان‌ها متفاوت است و بهتر آن است تا با هر کسی به اندازه خردش سخن گفت و از همه ابزارهای مشروع برای رسیدن به مقاصد عالی بهره برد که از جمله تمثیل است که توده‌های مردم را به فهم حقیقت توحید یاری می‌رساند.(کهف، آیات 32 و 45؛ یس‌، آیه 13)
وظیفه اجتماعی دیگر پیامبری لزوم استفاده از وحی به عنوان منبع بی‌نقص و عیب حقیقت است. هر پیامبری موظف است تا وحی را به عنوان برهان بپذیرد و در شناخت حقایق تاریخی و معرفتی از وحی و آموزه‌های وحیانی بهره گیرد.(کهف، آیات 25 تا 27) کسی که در مقام پیامبری قرار گرفته می‌تواند با بهره‌گیری از آموزه‌های وحیانی در حوزه‌های تاریخی و معرفتی، دیگران را به حقیقت درست و راست رهنمون سازد بی‌آنکه شک و تردیدی در این شناخت و معرفت وجود داشته باشد.
از نظر قرآن، پیامبری به معنای بیدار کردن فطرت و توجه دادن مردم به فطرت توحیدی نهفته در ذات(انعام، آیات 40 و 41 و 46 و 63 و 71 و 114 و 164) است؛ پیامبران با برانگیختن داوری وجدان انسان‌ها می‌توانند آنان را در مسیر خلافت الهی قرار دهند. بنابراین، هر کسی باید خود را موظف به بیدار کردن وجدان خفته دیگران بداند تا آنان با وجدان بیدار خویش در مسیر خدایی شدن گام بردارند.(همان آیات)
از آنجا که لازم است فرصت‌های برابر برای همگان فراهم آورد، باید کاری کرد که همگان در کمال آرامش و آسایش بتوانند حق را بشنوند و به آن آگاهی یابند. از این رو خداوند به پیامبرش فرمان می‌دهد تا مشرکان طالب شنیدن حقایق قرآنی را پناه دهد و اجازه ندهد که هیچ‌گونه تعرضی نسبت به شنوندگان حق صورت گیرد.(توبه، آیه6) این بدان معناست که فراهم کردن بهترین حالت و امکانات برای انجام مسئولیت پیامبری و مخاطبان از وظایف پیامبری است که باید بدان توجه کامل مبذول شود.
از دیگر وظایف پیامبری می‌توان به اظهار ایمان اشاره کرد؛ هر چند که این اظهار ایمان دردسرها و مصیبت‌هایی را نیز به همراه داشته باشد.(یونس، آیه 104 و نیز شوری، آیه 15؛ و آل عمران، آیه 84)
برای اینکه برخی از مردم گمان نکنند که از این اظهار ایمان و دعوت ایشان به حقیقت توحید، مقاصد دنیوی و مادی در نظر است، باید با اعلام اخلاص خویش در همه امور‌، مردم را از این توهم بیرون آورد؛(انعام، آیات 162 و 163 و نیز رعد،آیه 36 و نمل‌، آیه 91 و زمر، آیات 11 و 14 و مزمل، آیه 8) اخلاص در توحید از مهم‌ترین نکات برجسته در پیامبری است و شخص موظف است تا برای رهایی از خسران ابدی و حرکت در مسیر اصلاح اجتماعی و پیامبری، اخلاص خویش را در عمل نشان دهد و دنبال مال و مقام دنیوی نباشد.
خداوند در آیات 90 سوره انعام و 57 سوره فرقان و 47 سوره سبا و 86 سوره ص و 23 سوره شوری‌، پیامبرش را موظف می‌کند که در قبال تبلیغ دین و انجام مسئولیت‌های پیامبری خویش از مردمان مزد نخواهد؛ چرا که مزد خواهی‌، عامل‌گریز مردم از شنیدن حق می‌شود. البته آن حضرت(ص) مامور شده بود که مزد خود را محبت و اطاعت مردمان به اهل بیت ایشان قرار دهد، ولی همین مزد نیز برای این است که زمینه برای رشد و کمال خود مردم فراهم شده و اهل بیت هیچ بهره‌ای از این محبت و اطاعت به عنوان مزد نخواهند برد؛ چرا که این اطاعت و محبت برای ایجاد فضا و بستر رشد خود مردمان است.
از دیگر وظایف اجتماعی پیامبری ابلاغ تمام و بی‌کم و کاست حقایق و ابزارهای دسترسی به خدایی شدن است. ازاین‌رو پیامبر(ص) از سوی خداوند مامور می‌شود تا همه معارف و حقایق را در کنار راه‌های خدایی شدن یعنی شریعت و احکام آن را بیان و ابلاغ کند تا مردم نیز از آن بهره گرفته و خدایی شوند. در این میان هر پرسشی که از سوی مخاطبان مطرح می‌شود پاسخ داده شود و در بیان پاسخ‌ها کوتاهی نشود.(بقره، آیات 189 و 215 و 217 و 219 و آیات بسیار دیگر)
از نگاه قرآن، وظیفه پیامبری زمانی به اتمام می‌رسد که همه آن حقایق و احکام و آموزه‌های شریعت بیان شود و دین به تمام وکمال در اختیار مخاطبان قرار گیرد. از این رو کوچک‌ترین تعلل و کوتاهی پذیرفته نیست.(مائده، آیه 67) چرا که وظیفه پیامبری، افزون بر بیدار کردن وجدان، ابهام زدایی می‌باشد(اسراء، آیات 82 و 84 ) تا دیگر شبهه‌ای در دل‌های مردمان باقی نماند(سجده، آیات 10 و 11) البته بر اساس آیه 105 سوره طه‌، این پاسخگویی باید همه حوزه‌های مرتبط باهدایت را در بر گیرد. لذا افزون بر پاسخگویی در زمینه عقاید و احکام و معارفی چون قیامت(اعراف، آیه 187) پیامبر موظف است تا درباره نکات مبهم تاریخ نیز پاسخگو باشد تا مردمان حقیقت را بشناسند.
در این میان رویگردانی مردم از پیامبر یا تمسخر وی‌، باعث نمی‌شود که مسئولیت پیامبری و ابلاغ‌،سلب شود(آل عمران، آیه 20) بلکه باید در بدترین شرایط نیز ابلاغ و تبلیغ ادامه یابد حتی اگر این عمل موجب شود تا کشته یا تهدید به مرگ شود.(مائده، آیه 67) 
بنابراین، بیان صریح مبانی دین و حقایق (انعام، آیه 14 و کافرون‌، آیات 1 تا 6) و نیز عقاید (آل عمران‌، آیه 20 و انعام‌، آیات 14 و 71 و 161 و 163) احکام و قوانینی که موجب می‌شود تا عمل بدان، خدایی شدن را از طریق فعلیت‌یابی اسمای الهی فراهم کند(مائده، آیه 19 ) از وظایف پیامبری است.
خداوند در آیاتی از جمله 88 سوره اسراء و 23 سوره بقره و 38 سوره یونس، تبیین و تفسیر قرآن و آموزه‌های وحیانی را از وظایف پیامبری بر می‌شمارد. بنابراین، بر پیامبر است که در تفسیر آموزه‌های وحیانی و تبیین آن اقدام کند.
در حوزه عمل اجتماعی همچنین از مسئولیت‌های پیامبری می‌توان به تزکیه و پاکسازی مردم از آلودگی‌های فکری و رفتاری و هنجاری اشاره کرد که خداوند در آیاتی از جمله 129 و 151 سوره بقره و 164 سوره آل عمران و 2 سوره جمعه به آن توجه داده است.
تواضع و فروتنی در برابر مردمان(حجر، آیه 88 و شعراء‌، آیه 215) توکل بر خدا در سختی‌ها(آل عمران، آیه 159)، جدال احسن و بهره‌گیری از برترین روش‌ها در مناظرات(نحل، ایه 125) و مجادله روشن (کهف،آیات 9 و 22)، دعا و دلجویی از مؤمنان (توبه، آیه 103)‌، دعوت به تفکر و اندیشه در آفریده‌های الهی(یونس، ایه 101)، عفو و گذشت از خطای دیگران(مائده‌، آیات 12 و 13 و نساـ، آیات 60 تا 63)، قاطعیت در برابر مخالفان و اهل فسق و همچنین قاطعیت بر انجام دستورهای الهی در اجتماع(آل عمران،آیه 60 و کافرون‌، آیات 1 تا 6)، مبارزه با هر گونه بدعت(اعراف، آیات 32 و 33)، مبارزه با رسوم جاهلی(اعراف، آیه 157)، مبارزه با شرک(انفال، آیات 62 و 63)، داوری در میان مردم بر پایه عدالت و آموزه‌های وحیانی و شیوه‌های ارائه شده از سوی خداوند(نساء، آیه 105 و مائده، آیات 42 و 43 و 48 و 49 و نور‌، آیه 51)، قبول مسئولیت اجتماعی و سیاسی (ممتحنه، آیه 12)، نظارت بر اجرای حدود (طلاق، ایه 1)‌، هدایتگری(بقره، آیه 97 )‌، امر به معروف و نهی از منکر(اعراف، آیه 157) از جمله وظایف دیگر اجتماعی پیامبری است.
اگر بخواهیم فهرستی از وظایف اجتماعی پیامبری در این‌جا بیان کنیم می‌توان گفت که بیش از صد مورد را شامل خواهد شد. با نگاهی به همین وظایف می‌توان وظایف دیگر پیامبری را به دست آورد. این بدان معناست که مسئولیت هر مؤمنی در قبال جامعه تا چه اندازه سنگین و سخت است و رهایی از خسران ابدی نیز جز به انجام و پذیرش این مسئولیت‌ها تحقق نخواهد یافت. از این رو گفته‌اند، تفاوت عالم و عابد در آن است که عابد سر در سودای خویش دارد و عالم، دل در هوای دیگران؛ عابد بر آن اندیشه است که تنها گلیم خویش از موج به در برد ولی عالم می‌کوشد که بگیرد دست غریق را.
 پیامبری به معنای درد دین و مردم داشتن است و از نظر قرآن کسی جز با پیامبری نمی‌تواند از خسران ابدی رهایی یابد.