کد خبر: ۲۹۴۵۰۱
تاریخ انتشار : ۰۴ شهريور ۱۴۰۳ - ۲۱:۵۳

برجام اگر به نفع ایران بود ابزار باج‌خواهی آمریکا نمی‌شد

 
 
یک سایت غربگرا با اشاره به اظهارات وزیر خارجه مبنی بر این که برجام به شکل فعلی قابل احیا و اجرا نیست، به تمجید از محمدجواد ظریف پرداخت!
عصر ایران نوشت: «عباس عراقچی وزیر خارجه جدید ایران در نخستین اظهارنظر گفته است: «اکنون احیای آن مذاکرات (برجام) به آسانی گذشته نیست و این را باید همه بدانیم در خود برجام هم بعضی از تاریخ‌هایی که وجود داشته، گذشته است و لذا برجام به آن شکل فعلی که وجود دارد قابل احیا نیست.» عراقچی از جمله افرادی است که در اکثر سال‌های مذاکرات هسته‌ای تاکنون در تیم ایرانی مذاکرات حضور داشته است. البته این فقط عراقچی نیست که به این نتیجه رسیده که احیای برجام تقریباً ناممکن است بلکه دولت رئیسی و امیرعبداللهیان و باقری دو دیپلمات اصلی آن هم به این نتیجه رسیده بودند. به همین دلیل هم مذاکرات هسته‌ای به بن‌بست خورد، در نتیجه قبل از عراقچی، در دولت رئیسی هم به ناتوانی و هم به ناممکن بودن احیای برجام رسیده بودند. اینجاست که قبل از هر چیز، تحقق پیش‌بینی ظریف بیش از پیش نمایان می‌شود، وقتی در آخرین روزهای وزارت در سال 1400 خطاب به خبرنگاران گفته بود: «این آقایان اگر بتوانند فقط دو صفحه توافق بنویسند بنده در مقابل آنها تعظیم می‌کنم و دست‌شان را می‌بوسم». حالا می‌توان با قدرت بیشتری گفت ‌ای‌کاش برجام در آخرین ماه‌های دولت روحانی و از طریق مذاکرات با دولت جو بایدن، احیا می‌شد و کار به مراحل بعدی کشیده نمی‌شد. ‌ای‌کاش تعاملات ایران و آمریکا در دولت ترامپ به نتیجه می‌رسید و کار به خروج ترامپ از برجام کشیده نمی‌شد.
اشاره به این نکته هم مهم است اصولگرایان و دولت رئیسی در طول 3 سال حکمرانی، نه‌تنها برجام را کنار نگذاشتند بلکه برای احیا و بازگشت آن نیز تلاش کردند و البته شکست خوردند و حتی نتوانستند جایگزینی بیابند. اصولگرایان آن‌قدر که در آسیب زدن به برجام موفق بودند اما در طرح جایگزین حداقلی، ناکام ماندند. حل مسئله تحریم‌های اساسی علیه ایران از مسیر حل مسئله هسته‌ای می‌گذرد. حل مسئله هسته‌ای نیز از طریق مذاکرات ممکن است. مذاکراتی که یک‌بار به نتیجه رسید اما ناکام ماند. حالا با دانستن سرنوشت برجام، باید مذاکرات جدید و به‌روز را شروع کرد. البته پیش‌بینی می‌شود با بلایی که بر سر برجام آمد هر نوع توافق جدیدی با آمریکا با مشکلات و دردسرهای عجیب و غریبی همراه شود. با این حال، احتمال ورود به مذاکرات جدید برای توافق جدید‌، یک احتمال خوب است.  با این حال ایران با تحریم‌های اساسی روبه‌رو است و برداشتن این تحریم‌ها، یکی از اولویت‌های اساسی ایران است، گرچه اولویت منطقه و اروپا و آمریکا نباشد. عباس عراقچی وزیر خارجه جدید ایران هم گفته است «اگر بتوانیم در رفع تحریم‌ها یک ساعت هم تاخیر نمی‌کنیم». شروع مذاکرات جدید بر اساس طرح جدید برای توافق جدید با هدف حل مسئله هسته‌ای و برداشته‌شدن تحریم‌های مرتبط و اساسی، اولویت امروز قبل از فرداست».
تحلیل سایت غربگرا، نشانه عمیق‌ترین ابتذال در تحلیلگری است، چه این که خطای محاسبه راهبردی درباره دشمن و خسارات ناشی از آن را موفقیت برای ظریف وانمود می‌کند!
اولاً این بیان که برجام به شکل فعلی قابل احیا نیست، به معنای این است که حقوق پایمال‌شده ایران در برجام با وجود امتیازات نقد واگذار شده، اعاده نخواهد شد. ریشه این خسارت در سرهم‌بندی توافق و ناهمزمانی تعهدات طرفین و برگشت‌ناپذیری امتیازات داده شده از سوی دولت روحانی در مقابل وعده‌های نسیه و قابل نقض طرف غربی قرار داشت. ضمناً ظریف و روحانی برخلاف هشدار صاحب‌نظران، ادعا می‌کردند که امکان ندارد و آمریکا (دولت‌های اوباما/ترامپ) نمی‌توانند از توافق خارج شوند و تحریم‌ها برگشت‌پذیر نیست. اما دیدیم که آمریکا ابتدا به شکل تدریجی و فزاینده به نقض توافق پرداخت و سپس با اطمیان از رسوب‌شدگی دولت روحانی در تعهدات یکطرفه، کاملاً از توافق خارج شد و حقوق ایران را پایمال کرد.
به عبارت دیگر، انعقاد چنان توافق افتضاحی از نگاه حقوق بین‌الملل و دیپلماسی محل اعتراض صاحب‌نظران بوده و هست ولو اینکه خالق این افتضاح به دیگران طعنه بزند که نمی‌توانید اندازه دو صفحه توافق کنید! توافق به چه قیمت و هزینه؟ به قیمت اوراق کردن یا تعطیلی 95درصد برنامه هسته‌ای و ضمناً دو برابر شدن تعداد تحریم‌ها و این که دست ایران به جایی بند نباشد و نداند که این چک برگشت‌خورده (تقلبی) را چگونه باید نقد کند؟!
ثانیاً افتضاح‌تر از مالباختگی در برجام و اذعان به امکان‌ناپذیری احیای آن، زمزمه آرزوی انعقاد توافقی مشابه با آمریکاست. اگر برجام خوب و مفید بود باید ادامه پیدا می‌کرد و تحریم‌ها را در ازای امتیازات واگذارشده لغو می‌کرد، نه این که کسانی بعد از 11 سال سردرگمی، در بازی مار و پله اعتماد به غرب، گزیده شوند و دوباره بخواهند از پله اول اعتماد و التماس شروع کنند!
ثالثاً ادبیات «ای‌کاش...» درباره دولت‌های ترامپ و بایدن به وضوح نشان می‌دهد که نویسنده دنبال تحلیل مبتنی بر واقعیت نبوده است. هم دولت ترامپ و هم دولت بایدن مصمم بودن تنظیم فاجعه‌بار برجام برای ایران را ابزار گروکشی و باج‌خواهی بیشتر قرار دهند و همین، تصویری دیگری است از عمق فاجعه‌ای که در نگارش غلط برجام به ضرر ایران رقم خورد.