کد خبر: ۲۹۴۱۱۸
تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۴۰۳ - ۲۰:۲۶

اوصاف پارسایان در قـرآن

 
 
منصور حسینی
شاید تا دیروز زاهدان و پارسایان را به عنوان کسانی معرفی می‌کردند که ترک دنیا کرده و در گوشه‌ای عزلت گزیده و دست از هرگونه تلاش و کوشش و آبادانی کشیده و تنها به فکر خویش هستند و همانند صوفیان و درویشان تارک اجتماع و زن و فرزند می‌باشند. چنین بینش و نگرشی نسبت به زهدگرایی و پارسایی شاید نگرش غالب اجتماع بوده است؛ از این رو کسانی را که در کارهای تجارت و کشاورزی و دامداری و ساخت و ساز و راه‌اندازی کارخانه و آبادانی خانه و محیط و جامعه خود بودند به عنوان دنیا‌پرستان می‌شناختند و این افراد هر چند که در مسیر آبادانی و شکوفایی تمدنی گام برمی‌داشتند و با تلاش خویش جایی را آباد و یا چیزی جدید و نو پدید می‌آوردند حتی از دایره مؤمنان رانده می‌شدند‌، چه رسد که بتوانند به عنوان زاهدان و پارسایان برای خود در اجتماع جایگاه و اعتباری کسب کنند.
ریشه این نگرش و تفکر را باید عدم تبیین دقیق اصطلاح زهد و پارسایی در فرهنگ قرآنی از سوی بزرگان و تصویر نادرست از مسئله زهد و پارسایی دانست.همین مشکل در بسياري از مفاهیم کلیدی قرآن چون صبر و شکیبایی و عرفان و تصوف وجود داشته است و تصویری نادرست و غلط از آن به جامعه ارائه و مفاهیم تازه اي بر خلاف انديشه‌هاي اسلامی و قرآنی تحویل جامعه و مردم شده بود.
اما به نظر می‌رسد که این مفاهیم دوباره به شکلی که قرآن تصویر کرده اندک اندک در جامعه رخنه می‌کند و تصویر سالم و درستی از صبر و شکیبایی و عرفان اسلامی و قرآنی ارائه می‌شود. رهد و پارسایی، دیگر با اصل اساسی آبادانی و حضور در اجتماع منافاتی ندارد؛ زیرا یکی از اهداف و فلسفه آفرینش انسان از نظر قرآن‌،آبادانی زمین و ایجاد تغییرات ژرف تمدنی است. از این رو زاهدان و حتی عارفان واقعی کسانی هستند که در جامعه حضور پر رنگ حتی در امور سیاسی و اجتماعی و نظامی دارند و اصولا یکی از راه‌های دستیابی به عرفان واقعی را حضور در عرصه اجتماع و سیاست بر شمرده‌اند تا شخص بتواند تمامی ظرفیت‌ها و توانمندي‌هاي ذاتي و اسماي الهي سرشته در ذات خود را به فعلیت برساند و به حقایق هستی به شکل شهودی و حضوری دست یابد. بر این اساس راه زهد و پارسایی از دنیاگريزي حاصل نمی‌شود بلکه زهد، امري است که با حضور مستقیم در جامعه و اجتماع به دست می‌آید؛ چنان‌که پارسای بزرگ تاریخ یعنی امیر مؤمنان‌(ع) نمونه عینی و الگوی واقعی کسی است که در عین حضور در جامعه در پارسایی به اوج آن دست یافت و با دست گرفتن زمام کشور و سیاستمداری و نظامی‌گری و کشاورزی و امور دیگر، در پارسایی و زهد ورزی سرآمد انسان‌ها شد.
در ادامه حقیقت زهد و پارسایی از نگاه قرآن بررسی می‌شود.
معناشناسي زهد
زهد در لغت ضد رغبت و حرص بر دنیاست. این معنا را ابن منظور، از زبان شناسان بزرگ ادبیات عرب در کتاب وزین خود به نام لسان العرب بیان کرده است. این معنا به خوبی مشخص می‌کند که تصویر نادرستی که از زهد تاکنون ارائه شده و آن را مخالفت و نادیده گرفتن دنیا دانسته و تصویر کرده بودند، حتی از نظر واژه شناسی 
عربی نادرست و خطا بوده است؛ زیرا در معنایی که از زهد ارائه شده آن را ضد رغبت و حرص بردنیا دانسته‌اند نه‌گریختن از دنیا و مخالفت با آن‌، بنابر این تنها کسانی از دایره زهد و پارسایی بیرون می‌روند که حرص بر دنیا داشته باشند و تمامی همتشان دستیابی به دنیا و اموال آن باشد‌، به گونه‌اي که چشم و گوش بر غیر آن بسته شده و رغبت و گرایش به چیز دیگری نداشته باشند. 
نراقی‌، محقق شيعي در کتاب «معراج السعاده » كه كتابي وزین و ارزشمند در حوزه اخلاق است، با تصویری که از زهد در حوزه اخلاق اسلامی به دست می‌دهد معلوم می‌کند که تفاوت چندانی میان معنای اصطلاحی و لغوي آن نيست؛ زیرا وی در بیان زهد در اخلاق اسلامی می‌نویسد: زهد در اصطلاح، پشت کردن به دنیا و روی آوردن به آخرت بلکه از غیر خدا قطع نظر کردن و رو به خدا آوردن است. از نظر وي بریدن از غیر خدا و پیوستن به وی از بالاترین درجات زهد و پارسایی تلقی می‌شود. (معراج السعادهًْ ص ٣٣٥؛ التحقيق ج ٤ ص ۳۱۱)
مراد نراقی از پشت کردن به دنیا همان عدم رغبت و گرایش به آن به عنوان اصل و اساس است و اینکه از غیر خدا بریدن و در همه امور به خدا رو آوردن به معنای آن است که دنیا نباید ملاک سنجش و دستیابی به چیزی باشد و آنچه به دنیا ارزش و اعتبار می‌بخشد و توانایی یاری به آدمی می‌دهد، اراده و مشیت الهی است که دنیا را زمینه‌ساز رشد و تعالی و کمال انسان قرار می‌دهد. بر این اساس زهدگرایی به معنای آن است که آدمی دنیا را اصل نداند بلکه آن را ابزاري برای دستیابی به کمالات الهی و بستری مناسب بداند که تحت اراده و مشیت الهی می‌تواند به او براي دستيابي به كمالات و فعليت يابي اسمای حسنایی که در وي سرشته شده ياري رساند.
زهد گرایی به معنی نداشتن دنیا نیست بلکه دل نبستن به آن است:
زهد آن نیست که تو صاحب چیزی نشوی
زهد آن است که چیزی نشود صاحب تو 
برای اینکه این تصویر کلی از مسئله پارسایی وضوح بيشتري يابد به آيات قرآن مراجعه می‌شود تا صفاتی که برای زاهدان بیان شده معلوم گردد؛ زیرا بیان هر صفتی از صفات زاهدان روشن می‌کند که مراد از عدم رغبت و حرص به دنیا چیست و چگونه تحقق خارجی می‌یابد؟ لذا پس از بیان اوصاف پارسایان به سراغ مصاديق عيني آنان می‌رویم که در برخی از آیات به آنها به عنوان پارسایان اشاره شده است.
اوصاف زاهدان
از اوصاف زاهدان آن است که به دنیا بی‌رغبت هستند و با آنکه از آن بهره می‌برند و با حضور جدی و تلاش خویش در آبادانی زمین تلاش می‌کنند و در همه حوزه‌هاي اجتماعي و غير اجتماعی حضور دارند ولی هرگز دل به دنیا نمی‌بندند و بود و نبود چیزی آنان را افسرده و غمگین و یا شاد و خوشحال نمی‌کند. 
بر این اساس زاهد واقعی به چیزی که به دست آورده شادان و خوشحال و سرمست نمی‌شود و به وجد نمی‌آید بلکه اگر خشنودی در ظاهر وي است به شکل سرور است نه بدمستی، چنان‌که اگر چيزي يا نعمتي از دست وی برود اندوهگین نمی‌شود و بر از دست دادن آن افسوس و حسرت نمی‌خورد زیرا آن را خواسته الهی می‌شمارد که بر اساس مشیت و اراده‌اش به وی داده و باز پس گرفته است. به این معنا که خود را دربست در اختیار مشیت و اراده الهي قرار مي‌دهد و با آنکه در انجام ماموریت آبادسازی زمین تلاش می‌کند و به وظایف خود در کسب حلال از راه‌های مختلف می‌پردازد و کسب حلال را چون جهاد در راه خدا می‌شمارد ولی اگر چيزي از کف بدهد غمگین نمی‌شود (حدید‌، آیه 23)
بنابراین می‌توان یکی از مهم‌ترین صفات پارسا را ایمان واقعی به ربوبيت الهي دانست که همه چیز را چنان‌که باید و شاید مدیریت می‌کند.
دیگر صفتی که از بیان گذشته می‌توان برای وی اثبات کرد افسوس نخوردن بر از دست داده‌هاست (همان)چنانكه ترك شادي افراطي به شکل بدمستی به هنگام بهره مندي از مواهب و نعمت‌هاي دنيوي از دیگر خصوصیات زاهدان بر اساس همین آیه است.در حقیقت حد زهد در دنیا براساس فرمایش امام صادق‌(ع) ترك شادي افراطي به شكل فرح نه سرور در هنگام دستیابی به نعمتی و افسوس نخوردن هنگام از دست دادن آن می‌باشد. (تفسیر قمي ج ٢ ص ١٤٦) 
از دیگر صفاتی که می‌توان از آیه به دست آورد آن است که فرد پارسا اهل تلاش است تا به چيزي برسد که نيازهاي مادي و معنوي او را بر آورده می‌سازد. بر این اساس شخصی تلاشگر است و به حکم وظیفه و مسئولیت اصلی آفرینش انسانی به آبادسازی زمین و شكوفايي تمدني آن اهتمام می‌ورزد تا در آخرت بتواند پاسخگوی خداوند باشد؛ زیرا هر کسی اگر ترک آبادانی کند به مسئولیت اصلی خویش عمل نکرده و با ترک آبادانی گناهی بزرگ مرتکب شده است. (هود آيه ٦١)
خداوند در آیه ۲۳ سوره حدید دو صفت دیگر نیز برای پارسایان بر می‌شمارد که پرهیز از فخر فروشی به داشته‌ها و نعمت‌ها و دوری از تکبر از آن جمله است. به این معنا که زاهد با داشته‌های خویش به دیگران فخر نمی‌فروشد و در عرصه اجتماعی رفتاری را در پیش نمی‌گیرد که دیگران را فرودست بشمارد به سبب اینکه چیزی را او دارد که دیگری ندارد و دیگر آنکه در ذات و باطن خویش انسانی متکبر نیست. 
بر این اساس کسانی که بر داشته‌ها و نعمتهاي خويش افتخار مي کنند و در جامعه پز می‌دهند و رفتاری متکبرانه از خود بروز می‌دهند از دایره پارسایی بیرون هستند. این افراد به سبب همین دو صفت تكبر و فخر فروشي از سوي خداوند مورد عنایت قرار نمی‌گیرند و آنان را دوست نمی‌دارد.
می توان گفت که اصل داشتن ثروت و مال دنیوی زشت و بد نیست و این‌گونه نیست که هر کسی که از دارايي‌ها و اموال دنيوي برخوردار باشد از سوي خداوند به عنوان غیر محبوب و غیر دوست داشتني قلمداد شود؛ بلكه آنچه سبب مي شود تا خداوند ثروتمندی را دوست نداشته باشد رفتار و منش وی است که به شکل تکبر و فخر فروشی ظهور و بروز می‌کند.
از آنجا که ثروت و مال دنيوي براي زاهدان ابزار و بستر دستیابی به کمالات معنوي و رشد و تعالی و نیز تقرب به خداوند است، آنان اهل احسان و نیکوکاری هستند و از آنچه خداوند به ایشان داده به دیگران نیز می‌دهند و همه را برای خود نمی‌خواهند، زیرا انسان‌هایی هستند که به دنیا دل نبسته‌اند و دنیا و اموال آن را ابزار دستیابی به کمالات می‌دانند و اگر ببینند که با این ابزار و بخشش آن‌، بهتر و آسان‌تر به مقصد می‌رسند آن را می‌بخشند و احسان می‌کنند بلکه حتی با ایثار آن در حالی که بدان نیازمند هستند عدم وابستگی و دلبستگی خود به مال دنیا را اثبات می‌کنند. از این رو خداوند در آیه 9 سوره حشر ایثارگری و مقدم داشتن دیگری بر خود را از صفات پارسایان می‌شمارد که با آنکه به نعمت دنيوي نيازمند هستند ولی آن را به برادر دینی نیازمند خود می‌بخشند و از حق خویش می‌گذرند.  از دیگر صفات پارسایان آن است که دلبسته به دنیا نیستند و اگر گرفتار نداری شدند بر آن صبر می‌کنند و ناله و انابه نمی‌کنند و چشمشان نیز به مال و منال دیگران دوخته نیست. (قصص‌، آیات ۷۹ و ۸۰)
آنان انسان‌های با کرامت و با عزتی هستند و هرگز براي به دست آوردن مال و منالی یا نعمتی‌، خود را خوار و خفیف نمی‌کنند، این‌گونه است که خداوند پارسایان را به صفت عزت نفس و اجتناب از اظهار فقر و مسکنت در عین نیازمندی می‌ستاید و می‌فرماید که همین عزت نفس است که ایشان را وادار می‌کند تا درخواست کمکی ازدیگران نکنند. (بقره آیه ۲۷۳) زاهدان اهل محبت به دیگران به‌ویژه مهاجران در راه خدا هستند و می‌کوشند تا از خود بگذرند و به آنان برسند (حشر آیه 9) اگر كاري نيك در حق کس و یا کسانی انجام دادند از آنان مزد نمی‌خواهند و در انتظار تشکر و قدردانی هم نیستند. در حقيقت كارهاي نيكشان بي هیچ مزد و منتی است و آنها تنها برای کسب رضایت خداوند انجام می‌دهند. این صفت همه پیامبران است؛ زیرا ایشان تمام زندگی و تلاش خود را بر هدایت مردم گذاشته و هزینه‌های زيادي براي آن داده اند‌، با این همه هیچ انتظاری نداشته و درخواست مزد نکرده‌اند. (انعام آیه ۹۰ و هود آیات ۲۵ و ۲۹) این تصویری است که قرآن برای پارسایان حقیقی ارائه می‌دهد. براي شناخت تصویر کامل‌تر نگاهی به برخی از انسان‌هایی که مصداق بارز و آشکار این زهدگرایی قرآنی هستند می‌کنیم.
زاهدان واقعی
پیامبران چنان‌که بیان شد از مصادیق بارز و کامل زاهدان واقعی هستند؛ زیرا آنان از همه چیز خویش گذشتند و آن را برای هدایت بشر هزینه کردند و مزد و اجري هم نخواستند و حتى بسياري از ايشان جان خود را در این راه گذاشته و هزینه کردند تا مردمان به کمال هدایت دست یابند.(یس آیا ۱۸ و ۲۱)
پس از پیامبران می‌توان به اهل بیت عصمت و طهارت اشاره کرد که نمونه کامل زاهدان هستند و خداوند در آیات ۵ تا ۹ سوره انسان بخشی از اوصاف آنان را بیان کرده است.(مجمع البيان ج ۹ و ۱۰ ص 611 و کشاف زمخشري ج ٤ ص ٦٧٠) از گروه‌هایی که به عنوان مصادیق زاهد می‌توان یاد کرد گروه صابران هستند که بی‌رغبت به دنیا هستند و تنها در اندیشه دستیابی به تقرب کمالی می‌باشند. (قصص آیه 80) عالمان و اهل دانش واقعی نیز این‌گونه هستند. خداوند برخی از عالمان يهودي را به سبب زهد و پارسایی می‌ستاید و بیان می‌کند که آنان نسبت به آن همه ثروت و قدرت قاروني بي اعتنا بودند و حتی از مردمی که چشمانشان بر قدرت و ثروت خیره‌کننده افتاده و محو آن بودند، می‌خواهند که این ثروت را امری مفید و سازنده نشمارند زیرا در مسير كمالي مورد استفاده قرار نمی‌گیرد و در آبادانی و شکوفایی تمدنی به کار نمی‌رود. (قصص آیات ۷۹ و ۸۰)  خداوند خضر‌(ع) را به سبب درخواست نکردن مزدی برای تعمیر دیوار شهر با آنکه نيازمند لقمه نانی براي رفع گرسنگی خود بود، به عنوان زاهد می‌ستاید. (كهف آيا ٦٥ و77)ریشه چنین پارسایی را می‌توان در ایمان به تقدیر الهی و اینکه هر چيزي از قبل به عنوان قسمت وي نوشته شده است دانست. (حدید آیات ۲۲ و ۲۳) در حقیقت بستر چنین گرایشی در انسان همان ایمان واقعی به خدا و ربوبیت او در همه هستی و آگاهی و قدرت وي بر انجام هر کاري 
مي باشد. (هود آیه ٥١ شعراء آیات ۱۰۹ و 127) دوري از بخل (حشرآيه 9) و خودپسندی و فخر فروشی (حدید آیه ۲۳) موجب می‌شود که کنش و منش شخص به سوي پارسایی متمایل شود و به دنیا میل و رغبت نشان ندهد‌، به گونه‌ای که داشته‌ها او را مغرور و بدمست نکند و از کف رفتن نیز وی را به دام غم و اندوه نیفکند.  چنین افرادی تنها خداوند و انجام وظيفه و مسئوليت الهي براي آنان مهم است و هرگز زندگی مرفه دنيوي را بر دستیابی به تقرب الهي ترجيح نمی‌دهند.(احزاب آیات ۲۸ و ۲۹) و در هر چيزي اصل را بر صبر می‌گذارند و چشم به عنایت الهی می‌دوزند. (انسان آیات 5 تا 12) این‌گونه است که راه رستگاري را از دامن طبیعت و دنیا می‌جویند و دنیا آنان را بازیچه خویش قرار نمی‌دهد.