رابطه علم و دین (2) (پرسش و پاسخ)
پرسش:
آیا علم و دین هر یک به تنهایی میتوانند پاسخگوی نیازهای بشر باشند، یا اینکه هرکدام به دیگری نیاز دارند و مکمل یکدیگر خواهند بود تا نیازها، خلأها و کمبودهای انسان را تامین نمایند؟
پاسخ:
در بخش نخست پاسخ به این سؤال به مباحثی همچون: علم و فلسفه و دین سه تبیین نظام هستی و مکمل یکدیگر، خسارتهای جبرانناپذیر جدایی علم و دین، علم و دین تامینکننده خاستگاه طبیعی و فطری انسان و منشأ جدایی علم و دین پرداختیم، اینک در بخش پایانی دنباله مطلب را پی میگیریم.
علت کنار گذاشتن دین در اروپا
شهید مطهری(ره) در این رابطه مینویسد: «در اروپا مدتی دین بر اجتماع مانند یک حکومت دیکتاتور حکومت میکرد، و علم تدریجاً این حکومت را از دست دین گرفت و حکومت آنها را ساقط کرد.(یادداشتها، شهید مطهری(ره)، ج9، ص164) «مسئله خدا در قرون وسطی به دست کشیشها افتاد و یک سلسله مفاهیم کودکانه و نارسا درباره خدا به وجود آمد که به هیچوجه با حقیقت وفق نمیداد و طبعاً افراد باهوش و روشنفکر را نهتنها قانع نمیکرد، بلکه متنفر میساخت و بر ضد مکتب الهی برمیانگیخت... چون دیدند مفاهیم کلیسایی با مقیاسهای علمی تطبیق نمیکند، مطلب را از اساس انکار کردند.( علل گرایش مادیگری، شهید مرتضی مطهری(ره)، ص55)
عدم تضاد میان علم و دین در اسلام
با توجه به شاخصها و ویژگیهایی که دین اسلام از آنها برخوردار است هیچ نقطه تضادی میان علم و دین قابل تصور نیست. شهید مطهری(ره) در این زمینه مینویسد: «در هیچ دینی از ادیان دنیا به اندازه اسلام از عقل، یعنی از حجیت عقل و از سندیت و اعتبار عقل حمایت نشده است. شما اسلام را با مسیحیت مقایسه کنید. مسیحیت در قلمرو ایمان، برای عقل حق مداخله قائل نیست. میگوید: آنجایی که انسان باید به چیزی ایمان بیاورد، حق ندارد فکر کند. فکر مال عقل است و عقل در این نوع مسائل حق مداخله ندارد. وظیفه یک مؤمن، مخصوصاً وظیفه یک کشیش و حافظان ایمان مردم، این است که جلوی هجوم فکر و استدلال و عقل را به حوزه ایمان بگیرند، ولی در اسلام قضیه درست برعکس است. در اصول دین اسلام، جز عقل هیچچیز دیگری حق مداخله ندارد.(انسان کامل، شهید مطهری(ره)، ص152) بنابراین «علم بدون ایمان نیز مانند برخی جوامع عصر حاضر، صرف خودخواهی و خودپرستی، فزونطلبی و برتریطلبی، استثمار، استعباد، نیرنگها و نیرنگبازی شده است. چند قرن اخیر را میتوان دوره پرستش علم و گریز از ایمان دانست. دانشمندان بسیاری معتقد بودند، همه مشکلات بشر با سر انگشت علم گشوده خواهد شده ولی تجربه خلاف آن را ثابت کرد. امروز دیگر اندیشمندی یافت نمیشود که نیاز انسان به نوعی ایمان، هرچند ایمان غیرمذهبی را انکار کند.(مجموعه آثار، شهید مطهری(ره)، ج2، ص29)
فواید جمع میان علم و دین
از دیدگاه شهید مطهری(ره) دین در کنار علم و دانش برای بشر فوایدی همچون:خوشبینی به جهان هستی، روشن دلی، امیدواری به آینده، آرامش خاطر، لذت معنوی، ارزشهای والای اخلاقی، نیروی مقاومت و تعالی و رشد عمیق معنوی را به همراه خواهد داشت.
تأکید اسلام بر علم دینی
«در اسلام آن قدر به علم تأکید و توصیه شده است که شاید به هیچ موضوعی به این اندازه توصیه و تأکید نشده است. از زمانی که کتابهای اسلامی تدوین شدهاند، در ردیف سایر دستورات اسلامی، از قبیل: نماز و روزه، حج و جهاد و امر به معروف و نهی از منکر، بابی هم به عنوان «باب وجوب طلب علم» باز شده و علم به منزله یکی از فرایض شناخته شده است» (ده گفتار، شهید مطهری(ره).
منظور اسلام از فریضه بودن طلب علم
هر دستهای از علما کوشیدهاند کلام پیامبر(ص) که میفرماید: طلب علم بر هر مسلمانی اعم از زن و مرد فریضه واجب است را با همان رشته معلوماتی که خود داشتهاند تطبیق دهند... غزالی بیست قول در این زمینه نقل میکند ولی همان طور که محققان گفتهاند؛ مقصود از علم هیچ کدام از این علوم به طور خاص نبوده است که اگر مقصود علمی خاص بود پیامبر(ص) به همان علم تصریح میکرد. مقصود هر علم سودمندی است که به کار آید. علومی که درباره موضوعات هدف مانند: توحید، معاد، تفسیر قرآن و... هدف هستند اما علوم دیگر وسیله و مقدمه اجرای یک عمل و وظیفه فردی و اجتماعی است. لذا بر مسلمانان واجب است در هر زمان در فراگیری همه علومی که مقدمه رسیدن به هدفهای اسلامیاند کوتاهی نکنند. با این مقیاس میتوانیم همه علوم مفید را علوم دینی بدانیم... در یک زمان ممکن است کسب دانشی از اوجب واجبات باشد و در زمانی دیگر آن طور نباشد. این به میزان و هوشیاری و توجه کسانی بستگی دارد که در هر زمانی اجتهاد میکنند و به استنباط احکام میپردازند (بیست گفتار، شهید مطهری(ره)، ص 295)