کد خبر: ۲۹۲۷۶۶
تاریخ انتشار : ۰۹ مرداد ۱۴۰۳ - ۲۲:۱۸

از تبارِ حسیــن

 
 
مریم عرفانیان
صدایی می‌آید، از آن سویِ تاریخ 
و 
خبر می‌آورد از عَلَم‌ها و یال‌ها 
خبر می‌آورد از خیمه‌های برافراشته در باد 
خبر می‌آورد، از لب‌های عطشان...
همهمه‌ می‌پیچد در سُم اسبان
می‌درخشند شمشیرهایِ عریان
شمشیرها نعره می‌زنند
مشک‌ها فرو می‌افتند
عَطرِ دست‌های عباس در هوا می‌پاشد
فرات شرمگین می‌شود
صدایی می‌آید، از آن سویِ تاریخ 
«ای اهل حرم سید و سالار نیامد /‌ ای اهل حرم میر و علمدار نیامد»
خیمه‌ها می‌سوزند، 
زمینِ تفتیده می‌نالد،
آفتاب خموش می‌شود، 
آسمان می‌گرید، 
طفلان ضجه می‌زنند و...
کسی فریادِ «هل من ناصر ینصرنی...» برمی‌آورد
هفتاد و دو کبوتر، در آسمانِ سرخ اوج می‌گیرند
ذوالجناح، بی‌سوار می‌آید
جایِ آقایی خالی‌ست...
آقایی که داغش هزاران سال بر جان‌ها می‌ماند
و 
صحرا با نام او عجین می‌شود؛ صحرایی به نام «کربلا»
***
صدایی می‌آید، از آن سویِ تاریخ
و 
خبر می‌آورد از قافله اسیران 
خبر می‌آورد از سرهای بر نیزه رفته
خبر می‌آورد از کربلا تا کوفه، تا شام...
لحظه لحظه‌های تاریخ در انتظارِ کسی مانده‌اند 
در انتظارِ کسی از «تبارِ حسین»
فریادگر صلح و صفا می‌آید/ آن منتقم خون خدا می‌آید
مهدی که ز پرده پرده‌ تکبیرش/ فریاد شهید کربلا می‌آید