کد خبر: ۲۸۹۲۵۴
تاریخ انتشار : ۱۱ خرداد ۱۴۰۳ - ۲۲:۱۷

اهمیت دلداری و تسلی دادن در قرآن

 

منصور عزیزی
قرآن سرشار از آموزه‌های اخلاقی و هنجاري است؛ به گونه‌ای که ماموریت و وظیفه اصلی پیامبران از سوی خداوند نیز تعلیم و تزکیه و آموزش و پرورش دانسته شده است و از آنان خواسته تا با آموزش هنجارهای اخلاقی و اجتماعی، بستر تكاملي فردي و جمعی بشر را ایجاد کرده و محیطی پر از آسایش و آرامش و عدالت را برای همگان به شکل جامعه جهانی عدالت محور فراهم آورند. (سوره جمعه آیه ۲ و ده‌ها آیه دیگر) حتی پیامبر (ص) در تعبیري از ماموریت خویش می‌فرماید: انما بعثت لاتمم مكارم الاخلاق‌، من تنها برای تکمیل مکارم اخلاقی در میان مردم بر انگیخته شده ام. (بحار، ج 16، ص 210)
انسان در روابط اجتماعي و كنش‌هاي اجتماعی خود نیازمند برخی از الگوهاي خاص رفتاری است تا بستر همدلی و همگرایی و آسایش و آرامش را به‌وجود آورد. در تعبیر قرآن می‌توان عامل اصلی اجتماع بشري را كه كوچك‌ترین واحد آن خانواده است در ایجاد آرامش و فراهم آوري بستري مناسب براي آرامش جست‌وجو کرد. از این رو هنگامی که از نخستين واحد كوچك بشري در آغاز آفرینش انسان سخن می‌گوید، از دستیابی زن و شوهر به آرامش یاد می‌کند تا بیان دارد که حقیقت اجتماع کوچک و بزرگ، رسیدن آدمی به آرامش است و انسان بدون دیگری و حداقل بدون همسر‌، به آرامش مطلوب نخواهد رسید.در نوشتار حاضر درباره اهمیت یکی از هنجارهای اجتماعی آرامش آفرین یعنی دلداری دادن به یکدیگر در هنگام سختی و مصیبت سخن گفته شده است.
***
انسان در جامعه نیازمند قوانین تعادل ساز و هدایت‌کننده و مهارگر است؛ قوانینی که چگونگی رفتار اجتماعی‌اش را سامان می‌دهد. این قوانین که به اشکال قوانین عقلی (حقوق طبيعي)، قوانین عقلایی و عرفی (اخلاق و هنجارهای پذیرفته شده چون سنت‌ها و آداب و رسوم ) و قوانین شرعی و الهی (غير قابل درک از سوی عقل و عقلا يعني قوانين تاسيسي شرع و نه قوانین امضائی آن ) می‌باشد، در حقیقت قوانینی هستند که جامعه را مدیریت می‌کنند و زمینه‌های لازم برای همدلی و همگرایی و همسویی اجتماعی را به‌وجود می‌آورند.
از جمله این قوانین می‌توان به قانون عقلی و عقلایی و شرعی دلداری اشاره کرد. به این معنا که دلداری به معنای تسلا دادن و غمگساری و تسکین و آرامش دادن به مصیبت زده 
و پریشان خاطر، از جمله اصول هنجاری است که عقل و عقلا آن را بیان می‌کنند و شارع نیز آن را به عنوان رفتار پسندیده اجتماعی امضا و تایید می‌کند. 
آثار و کارکردهای دلداری
دلداری دادن به معنای تسکین و آرامش‌دهی به شخصی است که دچار مصیبتی شده و یا پریشان خاطر گشته است. شخص می‌کوشد تا با بیان سخنان و گفتارهایی خاص و یا اعمال نيك و پسنديده اي، پريشان خاطری را از وی بزداید و زمینه بازگشت آرامش را در وی پدید آورد.
آدمی موجودی است که تحت تاثیر مصیبت‌ها آرامش خود را از دست می‌دهد و پریشان خاطر شده و رفتارهای خاصی را در پیش می‌گیرد که ممکن است شخصیت وی را متزلزل کند و از راه تکامل و سعادت و اعتدال به در برد. در اینجاست که حضور دیگری به عنوان دلداري و تسلا دادن نقش مهم و اساسی بازی می‌کند.
انسان هنگام بروز مصیبت و یا در هنگامی که در شرایط مصیبت قرار دارد نمی‌تواند تحلیل درستی از مسائل داشته باشد و پریشان خاطري وي موجب می‌شود که شخص رفتاری بیرون از تعادل و شخصیت سالم از خود بروز دهد؛ در این زمان است که دیگری می‌تواند به عنوان تذکر و 
یادآوري وي را به حالت طبیعی بازگرداند.
مهم‌ترین اثری که قرآن براي دلداری بیان می‌کند 
برطرف شدن حزن و اندوه است. حزن به معنای آن است که شخص به سبب از دست دادن چیزی و یا نعمتی خود را مغبون باید و آرزوی بازگشت آن چیز از دست رفته را داشته باشد. اندوه، همواره نسبت به گذشته‌ای است که از دست رفته است. از این رو کسی که دیگری را دلداری می‌دهد به او یادآور می‌شود که گذشته را بازگشتی نیست ولی همان گونه که آن چیز آمد و رفت‌، می‌تواند دوباره باز گردد و یا چیزی بهتر و برتر از آن نصیب وي شود که مفیدتر و سازنده‌تر براي اوست. 
در داستان حضرت موسی‌(ع) و مادر وی این مطلب آمده است که مادر هنگامی که برای نجات و رهایی کودکش ناچار می‌شود تا وی را به رود نیل اندازد اندوهگین می‌شود و در این زمان است که الهام الهی به او مژده می‌دهد که فرزندش را بزودی می‌بیند و او را در آغوش می‌کشد. دلداري خداوند موجب می‌شود تا حزن و اندوهی که در دل مادر موسى‌(ع) پدید آمده بود‌، از میان برود و دل از مصیبت فرزند رها شود و آرامش دوباره‌ای به دل او بازگردد. (قصص، آیه 7 و 10) 
طبرسی در تفسیر آیه می نویسد که تعبیر خداوند در آیه ۱۰ سوره قصص که می‌فرماید: فاصبح فؤادُ امّ موسی فارغا، به این معناست که اندوه و حزن از دلش بیرون رفت و دلش خالي از اندوه شد، چون می‌دانست که وعده‌الهی راست است و بزودی فرزندش نجات می‌یابد. (مجمع البیان‌،ج ۷ و ۸ ص ۳۷۸) بنابر این دلداری می‌تواند حزن و اندوه را از دل شخص خاطر پریشان بیرون برد. برای دستیابی به این هدف باید به او وعده‌ای داد که موجب شود امید به آینده‌ای بهتر یابد.در آیات پیش گفته نیز خداوند این‌گونه عمل می‌کند و وضعیت بهتري را براي مادر موسی‌(ع) یاد آور می‌شود و عامل حزن را که دوري و فراق از فرزند است از میان بر می‌دارد و وعده می‌دهد که بزودی فرزند باز می‌گردد. از عوامل دیگری که خاطرپریشانی را سبب می‌شود ترس از آینده است. از این رو از میان بردن آن نیز می‌تواند خاطر پریشان را جمع کند و آرامش را به شخص بازگرداند.
در حقیقت دو کارکرد اصلی براي دلداري و تسلا دادن عبارتند از: رفع حزن و اندوه از گذشته و رفع ترس از آینده که این دومی بسیار مهم‌تر و اساسی‌تر است. بسیاری از مردم به جهت آینده‌، پریشان خاطر می‌شوند؛ زیرا همواره این احساس در آنها هست که ممکن است نعمتی را از دست بدهند و یا از سوي کسي و يا چيزی تهدید شوند. از این رو تسلا دادن برای رفع ترس، مهم و اساسی است. مردمان همواره به دو جهت خاطر پریشان هستند‌،یکی برای از دست داده‌ها و دیگری ترس از آینده و از دست دادن‌ها؛ با این همه ترس، آدمی را دو چندان خاطر پریشان می‌گرداند؛ هر چند که مصیبت و از دست دادن‌، حزن آور است ولی شخص را در مدت کوتاهی در خود می‌گیرد اما ترس از آینده همواره شدیدتر و تاثیرگذارتر است. از این رو باید به مسئله کارکرد تسلا و دلداری نسبت به آینده توجه بیشتری داشت.در داستان فرشتگان بشارت اسحاق‌(ع) و عذاب قوم لوط‌، هنگامی که فرشتگان بر ابراهیم‌(ع) مهمان می‌شوند، آن حضرت را به وحشت و ترس می‌افکنند زیرا دست به غذایی که تهیه کرده بود نمی‌برند. این مسئله موجب می‌شود تا ترس بر جان حضرت ابراهیم چیره شود. در اینجاست که سخنان فرشتگان وی را دلداری می‌دهد و ترس از آینده را از دل او می‌زداید. (هود آیات ٦٩ و70 و 74؛ حجر آیات ۵۱ و ۵۳؛ ذاریات آیات ۲۸ و ۲۹)
همین مسئله درباره مادر موسی‌(ع) نیز صادق است زیرا وی از اینکه فرزندش را به آب بیندازد هراسان بود و می‌ترسید که فرزندش را آب ببرد و باز نگرداند، از این رو کلام الهی وی را دلداری می‌دهد که فرزندش بازخواهد گشت.(قصص آیات ۷ و10) در آیات بسیاری می‌توان به مسئله دلداری با دو کارکرد رهایی از حزن و اندوه گذشته و رفع نگرانی از آینده اشاره کرد. قرآن در آیه ۱۰۲ سوره صافات به دلداری اسماعیل‌(ع) به پدرش ابراهیم‌(ع) اشاره می‌کند و می‌فرماید که هنگامی که حضرت ابراهیم‌(ع) مامور به ذبح فرزندش می‌شود‌،هراسان است که فرزند با این ماموریت و حکم الهی مخالفت کند، اما فرزند، او را دلداری می‌دهد که از این جهت هراسان نباش. در داستان غار ثور نیز پیامبر (ص) به ابوبکر که بسیار ترسیده بود و احتمال لو رفتن مخفیگاه می‌رفت دلداری می‌دهد که نترس که خدا با ماست.(توبه آیه ٤٠) هنگامی که بنی اسرائیل از سوی فرعون و فرعونیان در تعقیب بودند حضرت موسی‌(ع) آنان را دلداری می‌دهد که نترسند که آنان گرفتار لشکر نخواهند شد و بزودی نجات خواهند یافت. (شعراء آيات ٦١ و ٦٢) خداوند در آیه ١٥٤ سوره بقره و نیز آیات ۱۹۹ و ۱۷۱ سوره آل عمران به خانواده‌های شهیدان دلداري و تسلای خاطر می‌دهد که دلواپس فرزندان شهید خود نباشند که آنان در نزد خداوند هستند و از نعمت‌های خاص بهره می‌برند.
در آيات بسياري نيز به پیامبر (ص) دلداری داده می‌شود که مکر دشمنان و کافران به خودشان باز می‌گردد و آن حضرت از آن آسیبی نمی‌بیند (انفال آيه ۳۰ و نمل آیه 70) و از حق ستيزي منافقان نگران نباشد(توبه آیه ۱۲۷) و اینکه در طول تاریخ همه پیامبران اذیت شده و آزار دیده و تکذیب شده‌اند و یا خداوند وي را در جنگ‌ها یاری می‌رساند و یا اینکه مکه فتح می‌شود و دشمنان‌،خوار و ذلیل می‌گردند و ده‌ها مورد دیگری که هر يك برای تسلای خاطر و دلداری پیامبر (ص) و مؤمنان نازل شده است.
خداوند به مصیبت‌زدگان دلداری می‌دهد که اگر در هنگام مصیبت، صبر پیشه کنند به ایشان مقامی والا می‌دهد و از رحمت و هدایت خاص بهره مند خواهد کرد. (بقره آیات ١٥٥ و ١٥٧) همچنین به آنان یاد آور می‌شود که این مسئله همواره به عنوان آزمون همگانی مطرح است و آدمی باید در انتظار رخدادهایی از این دست باشد که در آنها مالی و جانی از میان برود و با مشکلاتی در کمبود آذوقه و میوه‌ها روبه‌رو شود. (همان ) به هر حال مسئله دلداري امري هنجاری از دیدگاه قرآن است و نه تنها از مردمان می‌خواهد که در مصیبت‌ها با استرجاع (گفتن جمله انا لله و انا اليه راجعون ) دیگری را تسلی دهند و یا نسبت به گذشته و آینده خویش نگران نباشند و با از دست دادن نعمتی پریشان خاطر نگردند؛ بلکه حتی خود خداوند در بسياري از موارد به تسلای خاطر مردمان اقدام می‌کند که نمونه آن در مسئله دلداری دادن به خانواده شهیدان بیان شده است. انسان‌ها همواره نیازمند کسانی هستند که در هنگام مصیبت و یا ترس در کنارشان باشند و ایشان را تسلا دهند، سخنانی درباره موقعیت بشر و قدرت و حکمت الهی بر زبان آرند و یا در رفع نگرانی با اعمال و رفتاری سازنده و هنجاري بکوشند؛ زیرا انسان به طور طبیعی نیازمند دیگری است تا در کنارش آرامش را به دست آورد و یا حفظ کند.دلداری یکی از هنجارهای اجتماعی است که می‌تواند کارکردهای مهمی در حوزه امور اجتماعی داشته باشد؛ از مهم‌ترین کارکردهایی که در این حوزه می‌توان از آن سخن گفت افزایش همدلی و همگرایی و اتحاد و انسجام اجتماعی است. مردمی که با یکدیگر هستند و نسبت به هم دل می‌سوزانند و ابراز همدردی می‌کنند، نوعی وابستگی روحی و روانی در میان آنان ایجاد می‌شود که بازتاب آن در حوزه‌هاي عمل اجتماعی به خوبی خود را نشان می‌دهد.
مردمان هر گاه احساس کنند که از سوي ديگري مورد توجه و مهر و محبت هستند احساس خاصی به ایشان دست می‌دهد و هر گاه خواسته و نيازي از سوي آن شخص مطرح شود به او کمک می‌کنند و این‌گونه است که احسان و نیکوکاری در ایشان تقویت می‌شود و برای برطرف کردن نیازهای یکدیگر می‌کوشند و احساس بیگانگی و غربت نمی‌کنند. این همان چيزي است که انسان برای ساخت اجتماع و امت واحد بدان نیازمند است. 
در حقیقت آموزه‌های قرآنی می‌کوشد تا با تاکید بر‌مسئله دلداری و همدردي، روحيه اجتماع گرایی را در انسان‌ها تقویت کند و جامعه‌پذیری را به صورت مثبت و کارکردی در آنان بازسازي نمايد.