قرآن و لذتهای اخروی
علی جواهردهی
فطرت الهی انسان نوعی گرایش ذاتی به اموری دارد که موجب خوشی اوست و از هر چه موجب ناخوشی اوست میگریزد؛ بنابراین لذت جویی در انسان امری فطری است.
به سخن دیگر، لذت جویی، گرایشی فطری در انسان است و کسی را نمیتوان برای چنین گرایشی سرزنش کرد؛ اما میتوان شخص را به سبب تشخیص نادرست یا ناقص در مصداق مورد سرزنش قرار داد، چنانکه خدا برخی از مصادیق لذت و گرایش مردم را به همین سبب مورد سرزنش قرار داده است.
فطرت الهی انسان در شرایط اعتدال فطری، نه تنها توانایی ادراکی – شناختی تشخیص حق و مصادیق آنها از جمله عدالت و صداقت و زیباییها و باطل و مصادیق آنها از ظلم و دروغ و زشتیها و مانند آنها را دارد، بلکه به طور فطری گرایش به حق و مصادیق آنها وگریزش از باطل و مصادیق آنها دارد.
اینگونه است که نفس به طور فطری نسبت به هر چیزی بر اساس تشخیص، محبت و کراهت دارد.
اقسام لذتهای حلال و حرام
لذت، حالتی نفسانی است که به سبب تمتع از چیزی مناسب تحقق مییابد؛ زیرا قوای ادراکی نفس همانند قوه جاذبه یا دافعه یا خیال، به طور فطری دنبال چیزهایی است که از مصادیق حق و مناسب با فطرت است. بنابراین، لذت را میتوان ادراکی نفسانی دانست که بر اساس سلامت نفس یا عدم سلامت، میتواند ادراکی حق یا یاطل باشد.
از نظر قرآن، لذت حلال، لذتی است که مطابق و مناسب با فطرت و مصالح است؛ و اما لذت حرام، لذتی است که مطابق و مناسب فطرت نیست، بلکه دارای مفاسد است.
خدا در قرآن، از گرایش فطرت به سوی پاکیها وگریزش از ناپاکیها سخن گفته است که تعبیری دیگر از مصالح و مفاسد است.(مائده، آیات 87 و 88) بنابراین، لذت حلال، لذتی است که انسان با طیبات کسب میکند و لذت حرام لذتی است که انسان با خبائث کسب میکند.
کسی که بخواهد از خبائث لذتی را کسب کند، به خودش زیان میرساند؛ زیرا خبائث با بدن آدمی سازگار نیست و اگر کسی با خبائث لذت برد، در نهایت به روان و نفس خویش آسیب زده است. همچنین از نظر قرآن، کسی بخواهد لذت حلال یعنی لذتی که در نفس با علل و عوامل طیب ایجاد میشود را بر خود حرام کند، نه تنها از حدود الهی خارج میشود(همان)، بلکه برای اینکه بخواهد لذتی را جایگزین کند، لازم است تا از عوامل خبیث بهره گیرد که اینگونه دچار کفر و فسق میشود.(حدید، آیه 27)
به عنوان نمونه لذت جنسی یکی از لذتهای اساسی نفس است که اگر از طریق ازدواج تحصیل نشود و مرد طیب النفس
با زن طیب النفس زناشویی در چارچوب حدود الهی انجام ندهد، لاجرم برای تحصیل آن دنبال خباثت میرود و به زنا یا همجنس بازی میپردازد.(نساء، آیه 24)
کسانی که در فرهنگ مسیحی دنبال ریاضت و رهبانیت رفته و ترک ازدواج کردند، گرفتار فسق و فجور شدند و حتی به همجنس بازی پرداختند؛ زیرا اگر نفس از طریق طیبات و حلال، لذت خویش را تامین نکند، به طریق نامشروع و غیر عقلانی آن را تامین میکند؛ زیرا سرکوب فطرت و غرائز فطری امکانپذیر نیست.(حدید، آیه 27 و روایات تفسیری)
تفاوت لذتهای دنیوی و اخروی
لذت حالتی نفسانی و به عبارت دیگر حالتی معنوی و باطنی است. پس سخن گفتن از لذت مادی در برابر لذت معنوی بیپایه و اساس است و این تقسیم معنایی ندارد؛ مگر آنکه مراد از آن تقسیم عوامل مادی یا معنوی باشد که موجب لذت نفسانی میشود؛ زیرا همان گونه که اموری چون غذا یا زناشویی و مانند آنها موجب میشود تا در نفس لذتی پدید آید، همچنین ممکن است از فکر و خیال و وهم نیز لذتی پدید آید؛ تفکر در امری معقول یا تخیل در امری خیالی میتواند انسان را به لذتی برساند که گاه فراتر از عوامل مادی لذت است. از این رو برخی از متفکران هنگام فهم و رسیدن به یک امری فریاد زنان میگویند که شاهان کجایند تا ببینند چه لذتی از این اندیشه و فهم برده ام.
باید توجه داشت که اگر خیال یا تفکر در امری باشد که انسان را به سوی کمالی میبرد، آن لذت، حلال و اگر در امری باشد که انسان را به سقوط میکشاند، لذتی حرام خواهد بود.
حتی لذتهای حلال و طیب دنیوی، با همه ارزش و سازگاری با نفس، در برابر لذتهای اخروی بیاهمیت و کم ارزش از نظر کمیت و کیفیت است؛ زیرا لذتی که از طریق چشم و گوش یا دیگر اعضا و جوارح به نفس منتقل میشود تا نفس از آن بهره ببرد، به سبب ضعف و نقصان ابزارهای بدن دنیوی، به یک معنا هیچ است؛ زیرا ابزارهای بدن اخروی بسیار قویتر است. همچنین لذتهای دنیوی ناپایدار و پایانپذیر است، اما لذتهای اخروی پایدار و مانا و پایا است. لذتهای اخروی به سبب تمامیت نفس، بسیار قویتر است و انسان در آخرت به تمام خواستهها و لذتهایی میرسد که در دنیا اصولا قابل فهم و درک و ادراک نیست.
خدا بهصراحت میفرماید که اهل بهشت با تمام وجود خویش لذتهایی را درک میکنند که اصولا فراتر از ادراک انسان در دنیا است. لذتهای چشمی و گوشی و مانند آنها در بهشت در تمامیت آن است.(زخرف، آیه 71) از همین رو خدا فرمان میدهد برای دستیابی به چنین لذتی پایا و مانا و در تمامیت کمالی آن با یکدیگر به مسابقه بپردازند و برای رسیدن به مقام اول به نفس نفس همچون اسبان مسابقه برسند.(مطففین، آیات 22 و 26)
از نظر قرآن، لذتی که گوش در بهشت میبرد غیر قابل توصیف است(روم، آیه 15)؛ زیرا پیامبر(ص) «حبر»در عبارت یحبرون را به معنای لذت سماع دانسته است که گوش میشنود و به قلب میرساند.(الدر المنثور، سیوطی، ج 5، ص 153) کافران به سبب آنکه نفس معتدل خود را میرانده و قلب خویش را بیمار کردهاند، در فهم و شناخت ابزارهای لذت حقیقی به بیراهه میروند و چیزی را به کار میگیرند که یا لذت ناقص ایجاد میکند یا گمان لذت میبرند. اگر کافران و منافقان لذتهای دنیوی را از طیبات یا خبائث میبرند، این لذتها اولا ناپایدار و ثانیا موجب اندوه و حزن آنان میشود.
لذتهای کافران و منافقان بلکه هر کسی که گرفتار لذت دنیوی میشود و برای آن تلاش میکند، لذتهای حیوانی است و لذتهای حقیقی در آنان کمتر خودنمایی میکند.(ممتحنه، آیه 12؛ هود، آیه 48) این لذتهای دنیوی حیوانی موجب میشود تا آنان به سوی دوزخ سوق داده شوند و در آخرت از هر گونه لذتی محروم شوند.(احقاف، آیه 20؛ محمد، آیه 12؛ مرسلات، آیات 45 و 46)