دکانی به نام صد سالگی سینمای ایران
سعید مستغاثی
بخش چهل و چهار
در اوایل تابستان 1379 بودکه ناگهان اعلام شد، قرار است صد سالگی سینمای ایران جشن گرفته شود. برای بسیاری از محققین و مورخین تاریخ سینمای ایران، سؤال پیش آمد که مگر سینمای ایران صد ساله شده؟!
مرحوم دکتر امیر هوشنگ کاووسی (از قدیمیهای این سینما)، این ماجرا را یک شوخی سبک تلقی کرد و در گفتوگویی به تمسخر گفت که سینمای روسیه با آن عظمت در سال 1911 بهوجود آمده، آنگاه سینما ایران در سال 1900 (1279) تاسیس شده است؟!!
این در حالی بود که تمام تواریخ سینمایی و غیر سینمایی، اولین فیلم ساخته شده ایرانی را، اثری صامت به نام «آبی و رابی» میدانستند که توسط آوانس اوگانیانس در سال 1309 (30 سال پس از تاریخ اعلام شده) ساخته شد و اولین فیلم ناطق ایرانی به نام «دختر لر» ساخته اردشیر ایرانی در سال 1311 بر پرده سینماها رفت.
گفته شد تولد سینمای ایران را از همان زمان در سال 1279 حساب کردهاند که مظفرالدین شاه قاجار به توصیه «ظهیر الدوله» فراماسون و به همراهی صدراعظمش میرزا علی اصغرخان اتابک به خارج کشور رفت و توسط صنیعالسلطنه و میرزا ابراهیمخان عکاسباشی دستگاه سینماتوگراف را تهیه کرد و به ایران آورد.
یعنی در واقع تولد سینمای ایران را از زمان خرید یک دستگاه نمایش فیلم حساب کردند! (اگرچه مظفرالدین شاه هم با همان دستگاه، فیلمهایی از عمله و اکره خود میگرفت و نمایش میداد) در حالی که تا 30 سال بعد، هیچ تولیدی در سینمای ایران اتفاق نیفتاد. و در طول 30 سال 1279 تا 1309، تنها فیلمهای اروپایی و مصری و ترکی و عربی و هندی و... بر پرده سینماهای ایران نقش میبست. آیا آن فیلمها نیز جزو تاریخ سینمای ایران به شمار رفتهاند؟!
اگرچه برخی از مورخین و کارشناسان سینمای ایران از جمله دکتر هوشنگ کاووسی حتی فیلمهای آوانس اوگانیانس که یک ارمنی روس بود و همچنین فیلمهای عبدالحسین سپنتا که در هندوستان و کمپانی امپریال فیلم انگلیس ساخته شد را هم در زمره آثار و تولیدات سینمای ایران محسوب نکرده و آغاز تاریخ سینمای ایران را از سال 1327 (که از نظر برخی در واقع دوره دوم تاریخ سینمای ایران محسوب شده) و تولید فیلم «طوفان زندگی» توسط اسماعیل کوشان و علی دریابیگی و میترا فیلم دانستند.
سابقهتراشی کاذب به چه منظور؟
برنامه «صد سالگی سینمای ایران» ظاهرا از سوی موزه سینمای ایران و متولیانش همچون بهزاد رحیمیان و امیر اثباتی و جمال امید و... اعلام شد. اما گروهها و افرادی همچون ماهنامه فیلم و محمد بهشتی و همپالگیهایش نیز پشت ماجرا قرار داشتند.
از همان اوایل تابستان 1379، گروه یاد شده در موزه سینما، شروع به تبلیغ درباره تاریخ سینمای ایران و ارائه عکس و تصویر و خاطره از این تاریخ به مطبوعات سینمایی و غیر سینمایی کرد. عباس کیارستمی هم ناموارهای بر صد سالگی سینمای ایران طراحی کرده بود که به تدریج افشا گردید به این ترتیب که هر هفته بخشی از آن برای مطبوعات ارسال میشد. جلسهای هم از سوی موزه سینما با مدیران مسئول و سردبیران 8 نشریه سینمایی آن روزگار (ماهنامه فیلم، گزارش فیلم، مجله هفتگی سینما، دنیای تصویر، فیلم و هنر، سینما و تئاتر، فرهنگ و سینما و سینما ویدئو) برگزار شد که با هماهنگی، این مجلات و نشریات در هر شماره، صفحات ویژهای را به صد سالگی سینمای ایران اختصاص داده و برای هفته مراسم که از 20 تا 27 شهریور تعیین شده بود، شماره ویژهای انتشار دهند.
به این ترتیب حجم عظیمی از گفتوگوها و خاطرات و تصاویر و عکسها و گزارشهای که عمدتاً به سینمای پیش از انقلاب و فیلمها و بازیگران و دستاندرکاران و عواملش میپرداختند، بر صفحههای مطبوعات نقش بسته و در برابر دیدگان نسلی قرار گرفتند که از آن دوران اساسا خاطره و ذهنیتی نداشت. همان سینمایی که حضرت امام خمینی رحمه الله علیه آن را مرکز فحشاء خواندند و باعث تباهی نسل جوان اعلام کردند. همان سینمایی که مملو از صحنههای مفسده انگیز کافه وکاباره و رقصهای مستهجن وقصههای مبتذل بود، همان سینمای سخیف فیلمفارسی و فیلمهای پردهدرانه موسوم به موج نو، همان سینمایی که از دربار و دفتر فرح و اشرف و تلویزیون شاهنشاهی آمده بود.
اگر تا پیش از این به دلائل مختلف از جمله بیانات حضرت امام خمینی رحمه الله علیه و نظرات و سخنان مسئولین و مدیران سیاسی و فرهنگی کشور (که بخشهایی از آنها در همین سلسله مطالب از نظرتان گذشت) صحبت و یاد و خاطره و چاپ عکس و تصویر و تعریف و تمجید از سینمای قبل از انقلاب، تابو محسوب شده و ترویج ابتذال شاهنشاهی به شمار میآمد حالا با پروژه صد سالگی سینمای ایران، در واقع آن تابو شکسته بود و به بهانه تاریخ این سینما، از همه آنچه تا پیش از آن، آثار مبتذل مستهجن به شمار میآمد، تعریف به عمل آمد و تجلیل شد.
اعلام جرم علیه انقلاب و انقلابیون
کار به آنجا رسید که اساس سینمای ایران مربوط به قبل از انقلاب اعلام شد و کنار گذاردن عوامل و بازیگران و دستاندرکاران آن در سینمای بعد از انقلاب، عملی نابخشودنی تلقی گردید. بسیاری از افرادی که نابهنجارترین صحنههای غیر اخلاقی را در فیلمهای سینمای قبل از انقلاب بازی کرده یا ساخته و یا تولید کرده بودند، با شکل و شمایلی حق به جانب و مظلوم و ستمدیده به میدان آمدند و عکسها و تصاویر و خاطراتشان منتشر شد و در واقع انقلاب و نظام اسلامی را به خود بدهکار اعلام کردند.
تجلیل و تقدیر و احیاء فیلمها و عوامل فساد برانگیز سینمای شاهنشاهی در واقع تنها انتشار یاد و خاطره آن سینما و آثار مبتذل و مستهجن آنها نبود بلکه در اصل احیاء دوران و فضای رژیم ستمشاهی و به اصطلاح گل و بلبل نشان دادن آن دوران در مقابل تاریک نمایاندن دوران پس از انقلاب به نظر آمد.
چنانکه بسیاری از وابستگان و حتی سرکردگان رژیم وابسته شاه به عنوان مؤسسین و پرورش دهندگان و حامیان سینمای ایران معرفی شدند، از فراماسونهایی مانند علی وکیلی و تا وابستگان به سرکوبگران مشروطه مانند روسی خان تا فیلمبرداران درباری مثل خان بابا معتضدی و عنایت فمین تا همکاران اداره اطلاعات آمریکا در سفارت این کشور مثل ابوالقاسم رضایی و سعید نیوندی تا کودتاچیان 28 مرداد 1332 و همراهان آنها مانند برادران رشیدیان و اسماعیل کوشان و ابراهیم گلستان و... تا همسفرهایهای اشرف مثل جلال مقدم و یا پادوهای دفتر او مانند بهمن فرمان آرا ویا معشوقههایش همچون بهروز وثوقی تا وابستگان دربار شاه مثل حسین دانشور و مجید محسنی و تا بهائیانی مثل مهدی میثاقیه و خسرو هریتاش و...
ماجرا به آنجا رسید که مجید مجیدی، دبیر چهارمین جشن خانه سینما که همزمان با جشنهای صد سالگی سینمای ایران در 21 شهریور 1379 در مجموعه ورزشی انقلاب برگزار شد، از بازگشت ترانهخوانیهای کوچه و بازاری، عشقهای کاغذی و لحنهای کلاه مخملی در فیلمهای سینمای ایران سخن گفت و هشدار داد که صدای پای ابتذال به گوش میرسد.
در واقع ماجرای صد سالگی سینمای ایران، باب ورود رسمی و علنی سینمای طاغوتی به دوران پس از انقلاب بود که بخشی از همان پروژه تهاجم فرهنگی محسوب میگردید. از آن پس دیگر سینمای انقلاب را دنباله سینمای شاهنشاهی به حساب آوردند، به طور مستمر از بازیگران و دستاندرکاران آن سینما تجلیل نموده و در مراسم مختلف برایشان فرش قرمز پهن کردند و... پروژهای که در تکریم عوامل دوران شاهنشاهی و تضعیف انقلاب و دستاوردهای آن، در تابستان 1379 آغاز شد تا همین امروز ادامه یافته که آثارش، در جای جای این سینما و فضای فرهنگی کشور قابل رؤیت است.