دلایل بیانگیزگی برای درس خواندن و راهکارهای رفع آن-بخش پایانی
پیامد تقلب، بیسوادی خود و تضییع حقوق دیگران
تارا وحیدی
طبق تحقیقات انجامگرفته، بیش از نیمی از دانشآموزان در ایام امتحانات، تقلب میکنند. همچنین حدود 74 درصد از دانشآموزان، تکالیف درسی خود را از روی تکالیف همکلاسیهایشان، کپی میکنند و حتی برخی نیز بدون آنکه متوجه شوند، در مقالات خود سرقت ادبی میکنند. نکته جالبی که در تحقیقات دیده شده، اکثر دانشآموزان حتی دانشآموزانی که بهره هوشی بالایی دارند نیز گاهی به تقلب روی میآورند، چرا که معتقدند تلاش زیادی کردهاند و باید به هر روشی که شده، خود را در صدر نگه دارند و به خاطر یک یا دو سؤال سخت، نباید جایگاه خود را خراب کنند. با این آمار، این سؤال به وجود میآید که چرا دانشآموزان تقلب میکنند؟ چه چیزی باعث شده که حتی دانشآموزان زرنگ و باهوش نیز به تقلب روی آورند؟
اکثر افراد تصور میکنند که تقلب صرفاً به این معناست که در جلسه امتحان جواب سؤالی را برای دوستانشان بفرستند و یا یک برگه کوچکی با خود به همراه برده و از روی آن جواب یک یا چند سؤال را بدهند! حقیقت این است که زمانی که شما با استفاده از اینترنت، جواب سؤالات و تمرینات خود را میدهید، مرتکب سرقت ادبی و تقلب شدهاید. درواقع تقلب عملی ناشایست و غیرقانونی است که فرد از طریق آن، قصد دارد به شیوهای ناعادلانه و در کوتاهترین زمان بدون تلاش، نسبت به دیگران به برتری برسد.
فشار روانی برای گرفتن نمره بالا
فصل امتحانات دانشآموزان فرا رسیده است و دوباره بحث تقلب و روشهای انجام آن بین آنها داغ شده است. پژوهشگران تحقیقات گستردهای روی چرایی تقلب انجام دادهاند که نتایج آنها جالب و گاه باعث تعجب است. اضطراب و تحت فشار بودن، نشاندادن نترس بودن بین نوجوانان و کسب رتبه برتر و غیره از جمله دلایل تقلب نام برده شده است.
در این مورد برخی کارشناسان علوم تربیتی در ایران هم بر این باورند که یکی از مهمترین عواملی که باعث تقلب میشود، اضطراب است. اضطراب باعث میشود حتی بچهها برای پاسخ به سؤالاتی که بلد هم هستند، به تقلب روی آورند.
زهره رشیدی، کارشناس علوم تربیتی و معلم دوره متوسطه از تجربه خود در این باره میگوید: «یکی از دانشآموزان زرنگ من در کلاس هم تقلب کرده بود با اینکه همه سؤالات را بلد بود. وقتی این موضوع را ریشهیابی کردم فهمیدم فقط بهخاطر اضطراب این موضوع پیشآمده است.»
وی تقلب در دانشآموزان را به چند دسته تقسیم و بیان میکند: « کنار دانشآموزان زرنگ، دانشآموزانی هستند که وقت برای درس خواندن نمیگذارند. پس وقتی برای اولینبار تقلب میکنند، حس میکنند میتوان از روش آسانتری نمره کسب کرد. به این دانشآموز تفهیم نشده که مطالب درسی، برای یادگیری است، نه نمره.»
رشیدی یکی از مشکلات را فشار پدر و مادرها برای نمره بالا میداند و در این مورد توضیح میدهد: «پدر و مادرها مدام فشار میآورند که بچهها نمره خوب بیاورند. وقتی دانشآموز بداند یادگیری مهم نیست و تنها نمره اهمیت دارد، از هر راهی سعی میکند نمره بالا کسب کند.» گاه به نظر دانشآموزان تمرکز روی مطالب، بیش از مقدار کار انجام شده در کلاس است و دانشآموزان به همین خاطر تقلب میکنند. مانند زمانهایی که معلم، بچهها را مجبور میکند چند بار از یک مبحث امتحان دهند یا سؤالات امتحانی از یک موضوع خاص، خیلی متنوع و پیچیده است.
لیلا محمدی یکی از دانشآموزان رشته هنر این موضوع را اینطور توضیح میدهد: «به نظر میرسد گاهی معلمها در مورد بعضی موضوعات از ما توقع بیش از اندازه دارند. آنها سؤالات امتحانات را از موضوعاتی طرح میکنند که هیچوقت در کلاس مطرح نکردند و اگر نمره بدی از آن مبحث بگیری دفعه بعد سختگیرانهتر ورقهات را صحیح میکنند. برای اینگونه معلمها تفکر خلاق یا منتقدانه ما اصلاً مهم نیست و فقط به دنبال حفظیات هستند.»
دانشآموزان خوبی که برای بهدست آوردن نتایج عالی تحت فشارند (شما بخوانید دانشآموزانی که دنبال تأیید دیگران هستند) چون به دنبال برتری در امتحانات هستند هم امکان دارد به این عمل روی بیاورند. آنها از ترس اینکه یک نمره بد تلاش چندماهه آنها برای کسب رتبه برتر را تحتتأثیر قرار دهد یا نمرهای معدل آنها را تغییر دهد، تقلب میکنند. این اتفاق بهویژه در مدارس بسیار سطح بالا بیشتر دیده میشود.
اعتمادسازی در کلاس درس
تقلب بین نوجوانان و جوانان واگیردار هم هست و حتی میتواند نشاندهنده باحال بودن باشد.
صدرا معروفی، دانشآموز متوسطه میگوید: «درست است که من احتیاج نداشتم تا به همکلاسیام تقلب برسانم، ولی نمیتوانستم به او نه بگویم! وقتی هم که شروع میکنی دیگر نمیتوانی این موضوع را متوقف کنی.»
حسنی سعادت، یک معلم، در این باره میگوید: «گاه نوجوانان میخواهند تقلب کنند تا خود را ثابت کنند یا دبیری در کلاسش میگوید: کسی نمیتواند در کلاس من تقلب کند و آنها بهخاطر اینکه نشان دهند میتوانند این کار را انجام دهند، تقلب میکنند. گاهی هم از اضطراب امتحان و نمره از راههای مختلف تقلب میکنند.»
به گفته این معلم عدهای از دانشآموزان هم هستند که مهرباناند و بهاصطلاح فکر میکنند باید برای دوستانشان مایه بگذارند حتی اگر دبیر تقلب آنها را ببیند و جریمه شود.
نداشتن علاقه به درسها و محتوای کتابها هم یکی از دلایلی است که برخی روانشناسان معتقدند باعث تقلب میشود. وقتی والدین مدام اصرار دارند بچههایشان دکتر و مهندس شود؛ درحالیکه به رشتههای دیگر علاقه دارد، بچه را به سمت تقلب سوق میدهد تا فقط درسها را پاس کند. معلمان و نحوه تدریس آنها میتواند در میزان افزایش یا کاهش تقلب اثرگذار باشد. مینا شفیعیزاده که ۱۰ سال تجربه تدریس در دبیرستان را دارد، در مورد تجربه خود میگوید: «دبیر نقش مهمی در بحث تقلب دارد. وقتی برای دانشآموزان این موضوع جا بیفتد که نمره مهم نیست و یادگیری اهمیت دارد، بچهها کمتر به سمت تقلب میروند.»
وی در کلاسهای خود سؤالات را پخش میکرد و از کلاس خارج میشد. به نظر او هیچکدام از بچهها تقلب نمیکردند. چرا؟ چون بعد خودشان باید ورقههای خود را صحیح میکردند و به خودشان نمره میدادند. سپس مباحثی که نمره کم آوردند را دوباره میخوانند تا یاد بگیرند.
تقلب، اعتیادآور است
تقلب بهگونهای، اعتیادآور است. اگر دانشآموزی یکبار از طریق تقلب موفق به کسب نمره خوبی شود، دیگر نمیتواند با فکر خودش امتحان دهد و خواه و ناخواه به تقلب کشیده میشود. برخی تقلب را یک نوع دزدی میدانند، به این دلیل که فرد متقلب همچون فردی که دزدی میکند دچار اضطراب، ترس و پنهانکاری میشود. چرا که به حقوق دیگران تجاوز کرده است و بدون هیچ تلاشی، به یکباره به نتیجه دلخواهش رسیده است. درست است که تقلب کاری ناشایست و آغاز کارهای خلاف دیگر است؛ اما تعبیر دزدی برای آن اندکی سنگین است. درواقع میتوان تقلب را شبیه بهدروغ دانست.
روانشناسان معتقدند؛ زمانی که ما پیام روشنی از تقلب به دانشآموزان نمیدهیم و برخورد قاطعی در برابر تقلب دانشآموزان نداریم، نباید انتظار داشته باشیم که آنها تقلب نکنند؛ بنابراین لازم و ضروری است که از همان سنین پایین، خانوادهها و مربیان بهگونهای حساب شده، در مورد ناشایست بودن تقلب با آنها صحبت کنند. به گفته روانشناسان، اگر دانشآموزی در طی سال تحصیلی، یک یا دو بار در امتحان تقلب کند، نشانه تنبلی و کوتاهی در درس خواندن است؛ اما اگر این کار، چندین بار از او سر بزند نوعی کجروی است که باید دلیل آن بررسی شود و برای برطرف کردن آن چارهای اندیشید. باید مشخص شود که چرا دانشآموز، از بین راههای مختلف، تقلب را انتخاب کرده است؟! آیا به اندازه کافی درس نخوانده است؟ آیا عادت به تقلب دارد؟ آیا به امید کسب نمره بالاتر بوده است؟ و...
جالب است که برخی از دانشآموزان ابتدائی، تقلب را یک نوع کمک دادن یا کمک گرفتن از دوستان خود تعبیر میکنند به همین دلیل آن را یک اشتباه نمیدانند. اینجاست که بحث آموزش و تربیت مطرح میشود. خانوادهها و مربیان باید از همان ابتدا، در مورد تقلب کردن و عواقب بد آن با دانشآموزان صحبت کنند و آنها را توجیه کنند که تقلب کار اشتباهی است. در یک بررسی کلی میتوان گفت که علل تقلب بعضی از دانشآموزان میتوانند معلم، دوستان و والدین باشند.
چرا دانشآموزان تقلب میکنند؟
بهروز حقیقی، مشاور و برنامهریز تحصیلی توضیح میدهد: «برخی از والدین به جای توجه به تلاش و دانش فرزندشان، صرفاً به نمرات آنها توجه میکنند و از آنها انتظارات بالایی دارند و به شکلی ناعادلانه، آنها را با دوستانشان مقایسه میکنند. همین موضوع سبب میشود فشار روانی بر روی دانشآموزان زیاد شود و آنها مجبور به تقلبکردن شوند.»
این مشاور تحصیلی در ادامه میافزاید: «برخی از معلمان و حتی در کل مدارس، برای بالا بردن درصد قبولی خود و درصد قبولی مدرسه، سر جلسات امتحانات، سختگیری نمیکنند و بهگونهای خود، ره را برای تقلب دانشآموزان باز میگذارند؛ بنابراین دانشآموزان نهتنها تقلب را خطا نمیبینند، بلکه از آن استقبال هم میکنند و در نهایت دانشآموزان هم برای درس نخواندن و تنبلی و گرفتن نمرات غیرواقعی، به تقلب کردن عادت میکنند. از سوی دیگر، ضعف در تدریس، عدم آگاهی از منابع و چگونگی طرح سؤالات امتحان، میل به برتری، عدم اعتمادبهنفس به دانستههای خود، درجهبندی مدرسه بر اساس نمره، جلب توجه و خودنمایی از دیگر دلایل تقلب دانشآموزان است.
برخی از دانشآموزان بهخاطر اینکه بهقول معروف همرنگ جماعت شوند، به تقلید از دوستانشان به تقلب روی میآورند؛ چرا که «نه» گفتن به دوستان صمیمی، سختتر از سایر افراد است. از طرفی وقتی اکثر دانشآموزان تقلب میکنند، این ذهنیت در فرد بهوجود میآید که لابد تقلب نکردن احمقانه است؛ بنابراین او نیز به تقلب روی میآورد.»
راههای جلوگیری از تقلب
متأسفانه، امروزه تقلب از نظر دانشآموزان، یک عمل عادی است و همین تفکر میتواند یک هشدار جدی محسوب شود؛ چرا که عادی شدن تقلب میتواند این معنا را داشته باشد که آنها میتوانند با خیالی آسوده خطاهای دیگری انجام دهند. اولین قدم برای جلوگیری از تقلب، تربیت و آموزش صحیح به دانشآموزان و کودکان است. آنها باید بدانند که تقلب زشت و ناپسند است. بهعنوان مثال میتوانید با تعریف کردن چند داستان آموزنده و یا با چند مثال، این موضوع را برای آنها جا بیندازید. مثلاً از آنها بپرسید، زمانی که شما چندین ساعت و حتی چندین روز برای کاری تلاش کردهاید و تمام تفریحات و سرگرمیهای خود را کنار گذاشتهاید تا به نتیجه دلخواه برسید، آن هنگام یک نفر که هیچ تلاشی نکرده و زحمتی نکشیده و به تمام تفریحاتش رسیده است، به یکباره تمام تلاشهای شما را از آن خود کند، چه حسی دارند؟!
همچنین خانوادهها باید به جای اینکه به نمره فرزندانشان توجه کنند، به تلاش و دانش آنها نمره دهند و آنها را تشویق کنند. خانوادهها باید در همه حال حامی و پشتیبان فرزندانشان باشند تا آنها بتوانند در سایه حمایتشان به پیشرفت برسند. والدین بدون آنکه متوجه شوند با مقایسه کردن، تنها فرزندانشان را به سمت پرتگاه هل میدهند و آنها را تضعیف میکنند. متأسفانه مسئله دیگری که وجود دارد این است که دانشآموزان، نمره را صرفاً برای رفتن به مقاطع بالاتر بهحساب میآورند و به یادگیری بیتوجه هستند. باید برای دانشآموزان جا بیفتد که حتی اگر نتوانند به همه سؤالات پاسخ دهند، بازهم تلاششان ارزشمند و قابل ستایش است. اینگونه آنها مجبور نخواهند بود برای کسب برتری، به تقلب روی آورند. مسئلهای که لازم است در سیستم آموزشی کشور ما تغییر کند، تغییر دیدگاه آموزش و آموزشدهندگان است. چنانچه به جای تأکید بر نمره و پاسخ به سؤالات و حتی حفظ مطالبی که برای آینده مفید نخواهند بود، یادگیری را هدف خود قرار میدادیم بدون شک تقلب معنا پیدا نمیکرد. اگر یادگیری ملاک باشد، میتوان امتحانی را برگزار کرد که استفاده از کتاب و منابع دیگر و حتی مشارکت با دوستان در آن آزاد باشد. اینگونه عملاً تقلب معنا و مفهومی نخواهد داشت.