دلیل افزایش هزینهها و بر باد رفتن سرمایههای مالی چیست؟!
جای خالی افراد کاردان در تشکیلات فوتبال!
اگر میخواهیم فوتبال بر مسیر صحیح گام بردارد، پول در آن درست هزینه شود و کارکرد مثبت خود را ایفا کند، باید تلاش کنیم هر کس سرجای خودش بنشیند، هر چیزی سر جای خودش قرار بگیرد، باید کار را به دست کاردان و به دست اهالی فوتبال و استخوان خردکردههای آن بسپاریم.
سرویس ورزشی-
از عجایب ورزش و به ویژه فوتبال ما و از سؤالات کهنه اما بیجواب آن یکی هم این نکته است که چرا هر آنچه که در همه ورزشها و کشورها و فوتبالها، پاسخ مثبت داده، برای آنها مفید ظاهر شده، و کارایی داشته و... در ورزش ما و علیالخصوص برای فوتبال نتیجه مثبت که نداشته هیچ، تاثیرات مضر و به قول جامعهشناسان کارکرد منفی داشته است؟ یک مثال در این باره «رسانه» است. عامل و ابزاری که به طور طبیعی و در شرایط سالم جزو برکات و نعمات اجتماعی است و در صورت ارائه کارکرد بایسته و تعریف شده، باید به رشد و پویایی جامعه در حوزههای مختلف از جمله ورزش کمک کند، اما بر ورزش ما بدون تعارف و شعار، تاثیر منفی دارد، چون در این باره پیش از این بارها نوشته و در مقاطع لازم و یا پیدا شدن شاهدی تازه به آن پرداختهایم، از ذکر مثالها و مواردی که مبین حرف ما باشد، درمیگذریم و... البته این موضوع عجیب و در عین حال دردآور و تاسفبار تنها مورد توجه و اشاره این قلم و این نشریه هم قرار نگرفته است، بلکه اکثر اهالی فکور ورزش به آن پی برده و درباره آن حرفها زده و سخنها راندهاند و مثال و نمونه آوردهاند.
با این حال جالب است که کسی، تشکیلاتی و... که باید درباره این موضوعات حساسیت به خرج داده و به فکر چارهجویی بیفتد کاری نمیکند و برای اینکه این عوامل بالقوه کارساز به یاری ورزش و فن و فرهنگ آن بیاید، چارهای کارساز نمیاندیشد.
همین چندی قبل و در راستای مباحث فوق، جعفر مختاریفر بازیکن سالهای نه چندان دور استقلال میگفت و میپرسید چرا عامل کارسازی به نام «پول» در فوتبال ایران نه تنها کارساز نیست و به رشد و اعتلای آن کمک نمیکند، بلکه از جنبههای مختلف به آن ضربه میزند و به ویژه «اصالت» و «ثبات» آن را از بین میبرد؟ چرا در کشورهای صاحب فوتبال، آن هم در حرفهایترین شکل آن، پول اصالتها را بر باد نمیدهد و به ثبات فردی و تیمی و به طور کلی به ثبات فوتبال ملی کمک میکند؟ و اینجا پول به جان اصالتها میافتد، حرمتها را میدرد، اخلاق را درهم میشکند و...؟
اجزای ناهماهنگ سیستم فوتبال
اینها سؤالاتی است که خود به نوعی بازگوکننده مشکلات ورزش و پاسخگو به مسائل لاینحل ورزش است. حرفهایی است که ناگفته، گویای بیمار و غلط بودن سیستم و نظام حاکم بر ورزش و فوتبال ماست. مسائلی است که تقریباً جملگی بر آن توافق داریم میدانیم که اجزای تشکیلدهنده این سیستم که باید همراه و در یک مسیر و به سوی یک هدف حرکت کنند، از هماهنگی لازم برخوردار نیستند و تقریباً هر کدام ساز خود را میزند و راه خود را میرود و هدف خود را دنبال میکند. با این حساب نمیشود از فوتبال (ورزش) هم توقعی بیش از آنچه که امروز هست، داشت.
چه کسی و تشکیلاتی باید اجزای ناهماهنگ و آشفته حال این مجموعه و سیستم را هماهنگ کند؟ سؤال دیگری است که آن هم بیپاسخ مانده است منتها چیزی که در آن تردیدی نیست این است که تا این هماهنگی و همراهی به وجود نیاید و عزمهای اجزا برای رسیدن به «هدف مشترک» جزم نشود، وضع همین است که هست و عوامل و عناصر کارسازی مثل پول و رسانه و... نه تنها تاثیر مثبت بر این فوتبال نمیگذارند بلکه همانطور که گفته شد اثرات سوء و منفی آنها آن قدر زیاد و ملموس است که به معنی واقعی نبودشان بهتر از بودشان است! مثلا طی روزهای گذشته که اختلاف میان فدراسیون فوتبال و تلویزیون منجر به عدم پخش مسابقات فوتبال داخلی شده بود، نظر سرویس ورزشی کیهان آن هم نظر کاملا کارشناسی و فنی آن، این بود که عدم پخش مسابقات فوتبال از تلویزیون به ضرر هر کسی و هر سازمان و تشکیلاتی باشد، حتما حداقل از لحاظ فنی و فرهنگی، به نفع فوتبال خواهد بود!
تاکید میکنیم این نظریه کاملاً کارشناسی ماست- شاید هم از نظر بعضیها اشتباه باشد- و حاضریم درباره آن حتی به گفتوگو و مناظره بنشینیم. ناگفته نماند که ما در حالی معتقد به این «نظر» هستیم که با تلخی نزد خود تاسف میخوریم که راستی چرا باید چنین باشد؟! چرا در حالی که در همه جا رسانه عامل رشد و پویایی و ایجاد انگیزه و تحرک بیشتر است، اینجا عملاً موجب کژروی، حاشیهسازی و تشدید درگیریها و اختلافات و... خلاصه نزول سطح فنی و اخلاقی فوتبال شده است؟
در چنین وضعیتی است که میگوییم عدم پخش مسابقات فوتبال داخلی میتواند ازحیث فنی و اخلاقی بر کار و بار فوتبال ما نسبت به پخش آن تاثیرات مثبت و بهتری داشته باشد! و البته با افسوس.
بلاتکلیفی چهرههای فوتبالی
از بحث اصلی دور نشویم «رضا احدی» که علاقهمندان به فوتبال بازیهای خوب و تکنیکی او را در تیم استقلال و تیم ملی به یاد دارند، در تازهترین صحبتهای خود گفته است: «اگر من و امثال من به جای فوتبال بازی کردن کنار خیابان کبریتفروشی میکردیم، الان دیگر کارخانه کبریتسازی داشتیم و اگر پشت وانت پرتقالفروشی میکردم، الان باغ پرتقال داشتم، اما چون رفتم دنبال فوتبال و به اصطلاح فوتبالیست شدم، حالا میان زمین و آسمان معلق هستم و تکلیف خودم را نمیدانم و...»!
بلاتکلیفی بسیاری از چهرههای فوتبالی (ورزشی) و فوتبالیستهای سابق که اتفاقا در روزگار خودشان جزو «بهترینها» و چهرههای مطرح هم به حساب میآمدند و از این نظر شهره عام و خاص بودند، هم یکی از دردهای فوتبال ماست. دردی که بدون تردید تاثیرات منفی خود را بر وضعیت فوتبال گذاشته و میگذارد. مشکلی که موجب میشود غیرورزشیها و غیرفوتبالیها از سر و کول آن بالا بروند و در آن شلتاق کنند و کارهای حساس آن را بر عهده بگیرند و آخرش هم علیرغم تحمل هزینههای سنگین به خاطر نابلدی و ندانمکاری،اگر خودشان به نام و نانی میرسند، اما ضرر عملکرد آنها یکسره نصیب فوتبال میشود.
در فوتبال کار دست کاردان نیست!
باید در آن تامل کرد و با خود اندیشید و در نشستهای کارشناسی مطرح کرد که واقعا چرا چنین است؟ آیا یکی از دلایل ساده افزایش هزینهها و بر باد رفتن سرمایههای مالی از لحاظ علم مدیریت این نیست که کار دست کاردان نیست؟آیا در فوتبال ما کار دست کاردان است؟آیا از امثال رضا احدی، جعفر مختاریفر، ضیا عربشاهی، کاظم سیدعلیخانی و... گرفته تا امثال حسن حبیبی، اصغر شرفی، علی پروین، بهمن صالحنیا و.... در این فوتبال دارد به درستی استفاده میشود و از تجربیات و تواناییهای آنها داریم به بهترین شکل به نفع فوتبال کشور استفاده میکنیم؟ آیا بر نیمکت تیمهای باشگاهی و ردههای مختلف ملی واقعا مردانی که «اینکاره» و «ذیحق» هستند و چهره مقبول و مردمی دارند، نشستهاند، یا مجهولالهویههایی که جز برای مسئولان فدراسیون فوتبال و اعوان و انصار خودشان برای اهالی فوتبال ناشناخته هستند؟! آیا مربیگری، سرپرستی، مسئول رسانهای و... حتی مسئول تدارکات باشگاهها، لیگی و یا ردههای مختلف سنی تیم ملی، پستها و مناصب کوچکی است که ما حق داشتهباشیم آن را براساس سلیقه و میل و دلخواه خودمان بر هر کسی که از راه میرسد واگذار کنیم تا اسباب رضایت دوستان و خویشان و در و همسایه را فراهم آوریم؟!
ما اگر میخواهیم فوتبال بر مسیر صحیح گام بردارد، پول در آن درست هزینه شود و کارکرد مثبت خود را ایفا کند، باید تلاش کنیم هر کسی سر جای خودش بنشیند، هر چیزی سرجای خودش قرار بگیرد، باید کار را به دست کاردان و به دست اهالی فوتبال و استخوان خردکردهای آن بسپاریم. حداقل نفع این کار این است که آنها برای اثبات خود و مدیریت خود مجبور نیستند هزینه سنگینی- که عمده آن هم از کیسه بیتالمال است- به فوتبال تحمیل کنند و آخرش هم نتیجه لازم عاید نشود و...