کد خبر: ۲۸۵۰۵
تاریخ انتشار : ۱۳ آبان ۱۳۹۳ - ۱۹:۵۷
ردپای 60 سال خیانت و جنایت روایتی مستند از دخالت‌ها و جنایات‌ آمریکا در ایران 1392-1332

حمایت آمریکا از گروه‌های میانه‌رو در ایران(پاورقی)


Research@kayhan.ir
شریعتمداری از وجوه دریافتی از سازمان سیا، برای خرید اسلحه به منظور رویارویی مسلحانه با نظام اسلامی استفاده می‌کرد. در یک گزارش «سرّی» سازمان سیا به تاریخ 28 تیر 1358، مرتضی موسوی ( از سران حزب خلق مسلمان ) با صراحت به این موضوع اشاره می‌کند :
« به گفته موسوی ... شریعتمداری از پول ما جهت خرید اسلحه لازم استفاده می‌نمود .»1
گزارشی که بعداً در بهمن ماه 1358 منتشر شد نیز حاکی از آن بود که حزب خلق مسلمان مبلغ 36 میلیون تومان وجه نقد به کردستان فرستاده بود تا از طریق گروههای ضدانقلابی حزب دمکرات کردستان و سازمان کومله، سلاح خریداری نماید .2
سازمان سیا همواره مترصد اعمال نفوذ در جمهوری اسلامی و حمایت از اشخاص و جریان‌هایی بود که در راستای ساقط کردن نظام اسلامی ایران، تلاش می‌کردند. در تاریخ 29 اکتبر 1979 ( هفتم آبان 1358 ) رئیس پایگاه سیا در تهران، گزارش زیر را برای استانسفیلد ترنر رئیس سازمان سیا، ارسال می‌کند :
« شما از من خواستید که در یک فرصت را جع به امکانات اعمال نفوذ در جریان امور اظهار نظر کنم. من نظر خود را فقط به طور حاشیه‌ای و جزئی و تا زمانی که ارتش دوران نقاهت خود را طی کند، اعلام می‌کنم و این هم مرحله‌ای است که برای طی آن از دست ما تقریباً کاری ساخته نیست. کاری که از دست ما برمی آید و من هم اکنون درگیر آن هستم، این است که سران بالقوه یک ائتلاف متشکل از لیبرال‌های سیاسی، چهره‌های دینی میانه رو و سران نظامی متمایل به غرب ـ هنگامی که ظهورشان شروع شد ـ را شناسایی کرده و آماده حمایت از آن‌ها شویم. کسی که بیش از دیگران احتمال داده می‌شود این ائتلاف را سرعت بخشد، آیت‌الله شریعتمداری است. من به طور جداگانه با چند تن از حامیان وی تماس‌هایی داشته ام .»3
خلع شریعتمداری از مرجعیت :
پس از دستگیری عناصر کودتاچی و اعلام خبر آن از رسانه‌های جمعی، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم اعلام داشت که آیت‌الله شریعتمداری به دلیل داشتن نقش در این توطئه خائنانه، صلاحیت مرجعیت را از دست داده است و به این وسیله وی را از مرجعیت خلع کردند. 4
در این ارتباط، آیت‌الله مشکینی در مورد شریعتمداری می‌گوید :
« من بیست سال است که این آدم را می‌شناسم. این آدم از روز اول تقوا نداشت. این آدم عدالت نداشت. این آقا حب ریاست داشت که اگر در راه حب ریاستش میلیون‌ها تومان سهم امام مصرف می‌شد، تلف می‌شد، این آقا حاضر بود تلف بشود تا نامش را به خوبی ببرند. چندین انسان تلف بشوند، خون‌ها ریخته شود ولی این آقا به یک مقام بالاتر برسد ... به خدا از روز اول، وجود این مرد، چوب لای چرخ این انقلاب بود .»5
آقای هاشمی رفسنجانی نیز طی مصاحبه‌ای با خبرگزاری جمهوری اسلامی در تاریخ اول اردیبهشت 1361 می‌گوید :
« عملی که آقای شریعتمداری می‌خواستند انجام دهند، بسیار زشت بود. خود ایشان اعتراف کرده‌اند که از وقوع این کودتا مطلع شده اند. بالاخره در وقوع یک کودتا بسیاری شهید، کشته یا زخمی می‌شوند، چگونه می‌تواند یک نفر که خود را مرجع می‌داند، این فجایع برایش اهمیت نداشته باشد. کمترین جرمی که در این رابطه متوجه ایشان است، این است که ایشان از توطئه کودتا مطلع بوده و آن را به امام و مسئولان و مردم اطلاع نداده است. اگر همکاری ایشان همین اندازه‌ای باشد که خود ایشان اعتراف کرده است، چنین شخصی نمی‌تواند مرجع تقلید باشد. »6
آقای هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه مورخ سوم اردیبهشت 1361 نیز می‌گوید :
« شریعتمداری از آمریکا تقاضای پول کرده برای حرکت در مقابل جمهوری اسلامی و آمریکایی ‌ها اول برنامه او را خواسته‌اند و گفته‌اند ما باید برنامه را ببینیم تا پول بدهیم ... دیشب شاهزاده قجر یعنی آقای [علی] امینی، به شاه حسین اردنی، شاه حسن [ مراکشی ]، ملک خالد [ سعودی ] و حسنی مبارک [ مصری ] تلگراف می‌کند که یاران را دریابید. این آقای [آیت الله] شریعتمداری که رفت ؛ دیگر بعد از این، امید به قشر میانه رو از بین رفت. »7
شریعتمداری که توسط دادگاه محکوم شده بود، نامه‌ای به امام خمینی نوشت و اظهار پشیمانی و توبه نمود و از امام درخواست عفو کرد. امام خمینی نیز از مجازات او صرف نظر کرد اما وی در خانه اش تحت نظر بود تا اینکه چند سال بعد به علت بیماری درگذشت و به این ترتیب پرونده یکی دیگر از عمّال آمریکا در ایران، بسته شد.
   فصل هفتم: آمریکا و گروه‌های میانه رو  
از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون، یکی از محورهای مهم سیاست دولت ایالات متحده این بوده که از گروه‌های به اصطلاح «میانه رو» حمایت و پشتیبانی کند. در این راستا، ویلیام سولیوان آخرین سفیر ایالات متحده در ایران، می‌گوید:
« هر گروه میانه رو و متمایل به غربی که به مبارزه علیه ملّا‌ها برخیزد، در مورد او به عنوان یک گروه مترقی با علاقه تمام تبلیغ خواهیم کرد. »8
در اینجا به بررسی سوابق و عملکرد دو گروه از این گروه‌های به اصطلاح «میانه رو» می‌پردازیم.  
الف ـ جبهه ملي ایران
آغاز فعالیت جبهه ملی ایران به ریاست دکتر مصدق، به دوران ملی شدن صنعت نفت برمی گردد. روشنفکران جبهه ملي در باز کردن پاي آمريکا در ايران و فعال کردن حضور آن، نقش اصلي را داشتند. آن‌ها در واقع مي‌خواستند در مقابل قدرت استعماري انگليس که حامي دربار و شاه بود، قدرت آمريکا را به‌عنوان آلترناتيو قدرت انگليس و حامي خود قرار دهند.
مورخ الدوله سپهر درباره ارتباط جبهه ملي با نمايندگان دولت آمريکا مي‌نويسد: سفير آمريکا (هنري گريدي) که با تعليمات خاصي از آمريکا آمده بود، با نمايندگان جبهه ملي ارتباط دوستانه داشت.9
جبهه ملي و مصدق مي‌پنداشتند که راه نجات ايران از سيطره دو دولت قدرتمند شوروي و انگليس، پناه بردن به آمريکاست. آن‌ها بدون هيچ تحليل صحيحي از امپرياليستي بودن ماهيت آمريکا - که لازمه نظام‌هاي سرمايه‌داري است - آمريکا را يک منجي مي‌دانستند و از همين جهت بود که در روزهاي اول تشکيل جبهه ملي با ويلز مستشار سفارت آمريکا، ويشر وابسته مطبوعاتي و گرني وابسته فرهنگي سفارت، رابطه برقرار کردند و هفته‌اي يک شب با هم جلسه داشتند.10  احمد ملکي از اعضاي جبهه ملي، مي‌گويد:
« نخستين تماس بين اعضاي جبهه ملي با جرالد دوهر [عنصر اطلاعاتي سفارت آمريکا] که به‌عنوان وابسته عشايري در ايران، مأموريت تشکيل کردستان مستقل را برعهده داشت، صورت گرفته است. شرکت برخي از مديران جبهه ملي در ميهماني منزل آقاي ويشر وابسته مطبوعاتي سفارت آمريکا - که در ظاهر وابسته مطبوعاتي ولي در واقع عضو سيا بود و درجه سرهنگي در ارتش آمريکا را داشت- ارتباط آنان با آمريکا را عميق‌تر ساخت. دکتر بقائي و مسئولين کميته‌هاي تبليغات و انتشارات جبهه ملي نيز در اين ميهماني و مذاکرات بعداز شام، شرکت داشتند.»11