ازدواج های کمتر طلاق های بیشتر
متأسفانه چند سالی است که جامعه ما به بیماری های اجتماعی ، فرهنگی عدیده ای مبتلا و گرفتار شده است که رهایی از دست این بیماری های
متأسفانه چند سالی است که جامعه ما به بیماری های اجتماعی ، فرهنگی عدیده ای مبتلا و گرفتار شده است که رهایی از دست این بیماری های
همه گیر، نیاز به آگاهی دادن بیشتربه مردم و روشنگری متفکران ،اندیشمندان،عالمان علوم جامعه شناسی و حقوق و فرهنگ سازی هدفمند و کاربردی دارد.
از جمله این بیماری های اجتماعی و فرهنگی که شیوع بیشتری یافته و غالباً از عوارض بیماری های فرهنگی،اجتماعی دیگر است پدیده کم رونق شدن ازدواج جوانان و از آن سوی ، بیشتر شدن طلاق های زوجین است در هر خانواده یا فامیل ، فرد یا افرادی را می بینید که با وجود گذشت سالیان زیاد از عمر گرانبها ، هنوز مجردند و به بهانه های مختلف که انصافاً بعضاً هم منطقی به نظر می رسند از ازدواج و تشکیل خانواده امتناع نموده ، و از این امر که تأکیدات فراوانی هم در دین مبین اسلام بر آن شده است سرباز می زنند.بهانه هایی که می توان با فرهنگ سازی های صحیح آنها را تقلیل داد.یکی از مهم ترین و مؤثرترین فرهنگ سازی ها و هنجار آفرینی ها ، حرکت به سوی کم کردن سطح توقعات در جامعه از لحاظ اقتصادی است. باید به جوانان یاد داد که کمبود رفاه در اوایل زندگی را می توان با فراوانی عشق به یکدیگر و امید به آینده و اتکاء به پشتیبانی و همکاری یکدیگر پرنمود و یاد داد که زندگی با وجود داشتن یک یاور مطمئن و همیشه همراه ، بسیار شیرین تر و لذت بخش تر از تجرد و زندگی تک نفره ، با آینده ای ناروشن و نامعلوم و اکثراً بی هدف است!
از طرف دیگر ، افرادی را هم شاهدیم که با پدیده ی تلخ و عذاب آور طلاق ، کشمکش ها و دعواها و جدایی های منجر به طلاق ، دست به گریبانند و به دنبال راه چاره ومفری برای رها شدن از این منجلاب و گرفتاری عذاب آورند که هم روح و هم جسم انسان را از درون می خورد و هم آبروی آدمی را در میان اطرافیان به بازی می گیرد. بدتر آن زمان که وجود فرزندی نیز در میان باشد ! آنگاه است که برای چنین افرادی تمامی زمین نیز جایی تنگ و غیر قابل تحمل است . در چنین حالتی ، فرد افسرده و سرخورده ممکن است به سادگی اسیر منجلاب ها و چاه هایی بدتر از چاله ای شوند که در آن گرفتارند. در واقع بیش از 90 درصد افرادی که در این درگیری های خانوادگی گرفتار می شوند قبل از اقدام برای جدایی و طلاق ، هیچ اطلاعاتی از واقعیت های تلخی که پیش رو دارند نداشته و بعضاً با استفاده از اطلاعات غلط اطرافیان نامطلع ، که اغلب با تعصبات بی جا و داوری های یکطرفه هیزم کشان معرکه می شوند، به آتشی ناخواسته گرفتار می شوند که خروج از آن برایشان به راحتی ممکن و مقدور نمی با شد ! پس باید برای جلوگیری از بروز چنین وضعیت هایی در جامعه روشنگری کرد! باید به خانواده ها قبل از آغاز زندگی مشترک و حتی پس از آن، آموزش های لازم و کافی ارائه داد تا شاهد شکست انسانها به دست دیو نا آگاهی نباشیم. در این میان همکاری و نقش رسانه های جمعی از جمله مطبوعات و رادیو و تلویزیون، در روشنگری های نسل جوان که بدون دلایل قانع کننده و منطقی ، هیچ امری را نمی پذیرند بسیار مهم و حیاتی است که گرچه کند ولی در حال انجام است. به امید رسیدن به زندگی آگاهانه و عاشقانه برای تمامی مردم ایران زمین.
مهدی نوروزی